مضحکه وقاحت و ابتذال
جهان صنعت – جهان و دوران حاضر، جهان و دوران چندصدایی رسانهای است؛ دورانی که در آن شبکههای اجتماعی هر روز بیش از پیش در جهان رسانه نفوذ میکنند و در نتیجه کار رسانههای کلاسیک و سنتی برای جلب نظر و اعتماد مخاطبان کاری است بهمراتب دشوارتر از گذشته و این رسانهها امروز بیش از هر زمان به پایبندی به اصول کار رسانهای و خبرنگاری و اخلاق حرفهای نیازمندند.
شرایطی که باعث شده اغلب رسانههای کوچک و بزرگ به این اصول پایبند و وفادار باشند. در این اوضاع و احوال اما صداوسیما که اگر نگوییم مهمترین رسانه ایرانی است، بیتردید بزرگترین و پرخرجترین رسانه فارسیزبان داخل و خارج کشور به حساب میآید، ظاهرا نه توجهی به این اصول دارد و نه حتی علاقهای به رعایتشان.
در اثبات اهمیت و توضیح جایگاه بینظیر صداوسیما همین بس که رییس این سازمان عریض و طویل به دلایلی متعدد و گوناگون ازجمله جلوگیری از جهتگیری جناحی بهطور مستقیم با حکم مقام رهبری انتخاب میشود و شورایی مرکب از نمایندگان رییسجمهور و رییس قوه قضاییه و مجلس شورای اسلامی، نظارت بر این سازمان را برعهده دارند. مطابق قانون اساسی این سازمان باید آزادی بیان و نشر افکار با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور را تامین کند.
این در حالی است که در سالهای گذشته و با غلبه روزافزون تندروها بر مناصب عالی و پستهای ارشد مدیرتی این سازمان، هر از گاه جنجالی تازه و زننده در یکی از برنامههای تلویزیونی یا رادیویی این رسانه جنجالساز میشود. چنانکه در آخرین نمونه شاهد دهنکجی و اهانت آشکار مجری جوان و بیتجربه یکی از برنامههای شبکه افق سیما بههزاران جانباخته اعتراضات اخیر بودیم.
زمانی که این مجری ناپخته و ناتوان که روشن نیست از چه طریق و بنابر کدام ضوابط و اصول حرفهای بهعنوان مجری صداوسیما فعالیت میکند، با لحنی تمسخرآمیز از نحوه نگهداری پیکرهای جانباختگان سخن گفت؛ مضحکهای که البته در ادامه با اوجگیری واکنش افکار عمومی منجر به اخراج این مجری و مدیر شبکه افق شد اما پرسشی که کماکان بیپاسخ ماند، این است که این افراد براساس چه اصولی گزینش در این رسانه بهکار گرفته میشوند بهویژه آنکه این نخستینبار نیست که شاهد چنین رفتار موهن و مبتذلی در برنامههای تلویزیونی هستیم.
بعید است از خاطر جمعی ایرانیان پاک شده باشد که یکی از همین به اصطلاح مجریان تلویزیونی با لحنی طلبکار خطاب به میلیونها شهروند ایرانی گفت که «اگر کسی-به ایدئولوژی حاکم- اعتقاد ندارد، جمع کند و از ایران برود.» یا وقتی یک به اصطلاح کارشناس، خطاب به مردم پیشنهاد کرد که بهجای برنج، جو بخورند! شرایطی که یادآور توصیه ماندگار عطار است، آنجا که میگوید: «ای برادر گر تو هستی حقطلب / جز بفرمان خدا مگشای لب!»
در همین راستا و با توجه به این موضوع که جریان کنونی که زمامدار صداوسیما شده، همان جریان نزدیک به سعید جلیلی، کاندیدای ریاستجمهوری بود، جلیل محبی، روحانی اصولگرا نزدیک به محمدباقر قالیباف سعی کرد از این غائله در راستای دعواهای سیاسی درونگفتمانی خود استفاده کند و بیتوجه به اهانتی که میلیونها ایرانی شده، نوشت: «این تفکر احمق که سادهترین اصول آرامش اجتماعی را در این شرایط متوجه نمیشود، قرار بود دولت را هم بگیرد!»
به هر روی در شرایطی که بهباور کارشناسان شکاف دولت-ملت به وضعیتی بحرانی و بیسابقه رسیده و نهادی که باید بهعنوان نماینده مردم ایفای وظیفه کند عملا منجر به وخامت بیشتر اوضاع شده و به اصطلاح نمک بر زخم مردم میپاشد، زمان آن رسیده که در نحوه سیاستگذاری و انتصابات این سازمان بازنگری جدی صورت گیرد و پیش از لبریز شدن کاسه صبر ایرانیان، اقدامی صورت گیرد.
