مساله فراتر از بحران است!
جهان صنعت- صنایعدستی بهعنوان یکی از ستونهای اقتصاد فرهنگ، اشتغالزایی محلی و بازتولید میراث ناملموس ایران، همواره در گفتمانهای توسعهای مورد تاکید قرار گرفته اما تجربه سالهای اخیر نشان میدهد که این بخش در مواجهه با هر بحران اقتصادی، اجتماعی یا سیاسی بیش از بسیاری از حوزهها دچار رکود، فروپاشی و بیثباتی میشود. به باور کارشناسان این آسیبپذیری مزمن، نه صرفا محصول بحرانهای مقطعی بلکه نتیجه سالها سیاستگذاری نادرست و فقدان نگاه کلاننگر به پیوند صنایعدستی با سرزمین، جامعه و زیستبومهای محلی است.
حجتاله مرادخانی، پژوهشگر صنایعدستی و مدرس دانشگاه ریشه بحرانهای انباشته این حوزه را در نادیده گرفتن «آمایش سرزمین» در سیاستگذاری صنایعدستی میداند. به گفته او، رکود کنونی بیش از آنکه ناشی از شرایط بحرانی اخیر باشد، حاصل جدا شدن صنایعدستی از بسترهای اجتماعی، فرهنگی و اکولوژیکی است که این فعالیتها ذاتا به آن وابستهاند. صنایعدستی برخلاف صنایع کارخانهای صرفا یک پروژه تولیدی قابل جابهجایی نیست بلکه یک نظام معیشتی و فرهنگی است که با اقلیم، منابع، مهارتهای بومی و ساختارهای اجتماعی هر منطقه پیوندی عمیق دارد. مرادخانی تاکید میکند که در غیاب این نگاه، سیاستگذاریها به سمت نسخههای یکسان، شاخصهای کمی و رویکردهای نمایشی سوق پیدا کردهاند. به همین دلیل برنامههایی که بدون توجه به تفاوتهای اقلیمی، اقتصادی و اجتماعی از اصفهان تا بوشهر، سیستانوبلوچستان، آذربایجان و غرب کشور بهصورت یکسان ابلاغ میشوند، نهتنها به توسعه منجر نشدهاند بلکه به انباشت بحرانها دامن زدهاند. از منظر آمایش سرزمین، هر فعالیت اقتصادی باید براساس ظرفیتها، محدودیتها و پیامدهای محیطی و اجتماعی هر منطقه تعریف شود؛ اصلی که در سیاستگذاری صنایعدستی عملا نادیده گرفته شده است.
به اعتقاد این پژوهشگر، صنایعدستی بیشترین همخوانی را با منطق آمایشی دارد چراکه موفقیت آن به دسترسی به مواد اولیه، سازگاری با اقلیم، دانش بومی، معیشت جوامع محلی و همزمان توسعه بازار داخلی و صادرات وابسته است. فقدان این رویکرد سبب شده مشکلاتی که امروزه از آنها سخن گفته میشود، سالبهسال و دولتبهدولت تشدید شوند و در مواجهه با هر بحران، ساختار این بخش بهسرعت دچار فروپاشی شود.
یکی از مصادیق روشن این آسیبپذیری، اختلال گسترده اینترنت و محدودیت فضای مجازی است.
به گفته مرادخانی، پس از پاندمی کرونا، بخش عمده خردهفروشی صنایعدستی به فضای مجازی، شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای دیجیتال منتقل شد. در شرایطی که این بسترها با محدودیت جدی مواجه شدهاند، بازار فروش صنایعدستی یا عملا تعطیل شده یا بهشدت کمرمق است. این وضعیت، معیشت هنرمندان و فعالان این حوزه را با بحران جدی روبهرو کرده و رکود موجود را تشدید کرده است. همزمان، نمایشگاهها، بازارچههای موقت، رویدادهای گردشگری و چرخههای فصلی سفر نیز یا تعطیل یا نیمهفعال هستند و این امر اختلال جدیای در چرخه اقتصادی صنایعدستی ایجاد کرده است.
مرادخانی معتقد است که نبود برنامههای از پیش طراحی شده برای مدیریت بحران در حوزه صنایع فرهنگی، شدت اثرگذاری این شوکها را چند برابر کرده است. به بیان دیگر کشور فاقد یک پارادایم مشخص برای مدیریت بحران در صنایعدستی است؛ مسالهای که در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری خود را نشان میدهد. در حوزه صادرات نیز وضعیت چندان شفاف نیست. این پژوهشگر تاکید میکند که حتی پیش از بحرانهای اخیر، آمارهای صادرات صنایعدستی قابلاتکا نبودهاند و بخش عمده صادرات بهصورت غیررسمی و چمدانی انجام شده است؛ صادراتی که کمیت واقعی آن مشخص نیست. از اینرو، بسیاری از ارقام اعلام شده فاقد پشتوانه مستند و تحلیلی هستند و امکان برنامهریزی جدی را سلب میکنند. در شرایط فعلی نیز به دلیل تحریمها، محدودیتهای بینالمللی و ضعف زیرساختها، صادرات رسمی صنایعدستی در سطحی نیست که بتوان آن را مبنای تحلیل قرار داد.
در این میان، تکنرخی شدن ارز سیاستی است که به گفته مرادخانی میتواند هم فرصت باشد و هم تهدید. از یکسو، این سیاست میتواند به کاهش رانت، شفافیت بیشتر و امکان برنامهریزی برای تولیدکنندگان و صادرکنندگان منجر شود و به نوعی عقلانیت را به صادرات بازگرداند. از سوی دیگر، اگر بدون سیاستهای جبرانی اجرا شود میتواند با شوک قیمتی مواد اولیه، کاهش قدرت خرید داخلی و فشار مضاعف بر کارگاههای کوچک و غیرصادراتمحور به تعطیلی گسترده واحدهای تولیدی بینجامد.
او هشدار میدهد که بخشی از مواد اولیه صنایعدستی وارداتی است و افزایش قیمت آنها بیشترین آسیب را به کارگاههای کوچک وارد میکند. همچنین افزایش قیمت نهایی محصولات میتواند صنایعدستی را از سبد مصرفی طبقه متوسط حذف کند و تنوع زیست فرهنگی این حوزه را با تهدید جدی مواجه کند.
مرادخانی برای کاهش اثرات منفی این سیاست، ایجاد صندوق تامین مواد اولیه صنایعدستی، طراحی مشوقهای صادراتی واقعی و تقویت بازار داخلی را ضروری میداند و تاکید میکند که بدون بازگشت به اصل آمایش سرزمین، هیچ سیاست اقتصادی -حتی تکنرخی شدن ارز- نمیتواند به نجات صنایعدستی منجر شود. به باور او، تنها با این نگاه کلاننگر است که میتوان صنایعدستی را از وضعیت شکننده کنونی خارج و به فرصتی پایدار برای توسعه فرهنگی و اقتصادی کشور تبدیل کرد.
منبع: ایسنا
