مدیریت آب در تولید فرآوردههای آرایشی و بهداشتی در شرایط بحران کمآبی
فرگل مظاهری*- بحران کمآبی یکی از جدیترین چالشهای زیستمحیطی قرن حاضر است که بسیاری از صنایع را ناگزیر به بازنگری در الگوهای مصرف منابع کرده است. صنعت آرایشی و بهداشتی به دلیل استفاده گسترده از آب در فرمولاسیون محصولات، فرآیندهای تولید، شستوشوی تجهیزات و حتی نحوه مصرف نهایی، نقشی کلیدی و تعیینکننده در مدیریت منابع آب دارد. اگرچه این صنعت در مقایسه با صنایعی با مصرف بالای منابع مانند صنایع سنگین کممصرف بهنظر میرسد اما بررسی دقیقتر نشان میدهد که ردپای آبی آن قابلتوجه و معنادار است.
در فرآوردههای آرایشی و بهداشتی، آب بهعنوان بخش اصلی بسیاری از محصولات استفاده میشود. شامپوها، شویندههای صورت و بدن و سایر محصولات این گروه معمولا بین ۶۰ تا بیش از ۹۰درصد آب در فرمول خود دارند. این به آن معناست که بخش قابلتوجهی از آب مصرفشده در این صنعت مستقیما در ترکیب محصول نهایی وجود دارد. علاوه بر این آب در مراحل مختلف تولید، از شستوشوی مخازن و خطوط تولید گرفته تا خنککاری تجهیزات و تولید بخار، مصرف میشود.
نکته مهم دیگر مصرف غیرمستقیم آب در چرخه محصولات آرایشی و بهداشتی است. محصولات شوینده بهطور ذاتی مصرف آب را در مرحله استفاده توسط مصرفکننده افزایش میدهند. برای مثال، یک شامپو یا شوینده صورت تنها در کارخانه آب مصرف نمیکند بلکه هر بار استفاده از آن نیز به مصرف چندین لیتر آب منجر میشود بنابراین مسوولیت صنعت آرایشی و بهداشتی تنها به مرحله تولید محدود نمیشود بلکه طراحی محصول بهگونهای که مصرف آب در مرحله استفاده کاهش یابد نیز اهمیت دارد.
در پاسخ به بحران کمآبی، صنعت آرایشی و بهداشتی میتواند از چند مسیر کلیدی وارد عمل شود. یکی از مهمترین راهکارها کاهش وابستگی فرمولاسیونها به آب است. توسعه محصولات کمآب یا بدون آب نمونهای از این رویکرد است. این محصولات نهتنها در مرحله تولید آب کمتری نیاز دارند بلکه در حملونقل نیز بهدلیل وزن کمتر، ردپای زیستمحیطی پایینتری ایجاد میکنند.
راهکار دیگر بهینهسازی مصرف آب در خطوط تولید است. استفاده از سیستمهای شستوشوی بسته (CIP)، بازیافت آب شستوشو پس از تصفیه و بهکارگیری فناوریهای نوین برای کاهش دفعات شستوشوی تجهیزات میتواند مصرف آب صنعتی را بهطور چشمگیری کاهش دهد. بسیاری از کارخانهها با اصلاح فرآیندها، بدون افت کیفیت یا ایمنی محصول موفق به کاهش قابلتوجه مصرف آب شدهاند.
بعد دیگر مسوولیت این صنعت، آموزش مصرفکننده است. برچسبگذاری آگاهانه، دستورالعملهای مصرف بهینه و حتی کمپینهای اطلاعرسانی میتوانند رفتار مصرفکننده را به سمت استفاده مسوولانهتر از آب هدایت کنند. برای مثال توصیه به کاهش زمان شستوشو یا استفاده از مقدار مناسب محصول تاثیر مستقیمی بر کاهش مصرف آب دارد.
در شرایطی که بحران کمآبی دیگر یک تهدید دوردست نیست بلکه واقعیتی جاری است، صنعت آرایشی و بهداشتی این فرصت را دارد که از یک مصرفکننده منابع به یک بازیگر مسوول و پیشرو در مدیریت پایدار آب تبدیل شود. این تغییر رویکرد، هم به نفع محیطزیست است و هم به نفع آینده خود صنعت.
آیا دیدگاهی عملی برای حذف آب از فرآوردههای آرایشی و بهداشتی وجود دارد؟
بررسی روندهای نوین در صنعت آرایشی و بهداشتی نشان میدهد که حذف یا کاهش چشمگیر آب از فرمولاسیون محصولات نهتنها یک ایده نظری بلکه یک رویکرد عملی و در حال توسعه است. این دیدگاه بر این اصل استوار است که آب، اگرچه جزو رایج بسیاری از فرمولهاست اما همواره جزو ضروری و غیرقابلجایگزین محسوب نمیشود. در بسیاری از کاربردها، نقش آب بیشتر بهعنوان حلال و رقیقکننده است تا یک ماده فعال موثر.
حذف آب بهطور کامل در همه دستههای محصول امکانپذیر نیست اما در طیف قابلتوجهی از فرآوردهها، این هدف یا بهصورت کامل یا بهشکل کاهش معنیدار محقق شده است. محصولاتی مانند شویندههای جامد، بالمها، استیکها، سرمهای روغنی و کنسانترهها نمونههایی هستند که در آنها آب از فرمولاسیون حذف شده یا به حداقل رسیده است، بدون آنکه عملکرد یا پذیرش مصرفکننده بهطور اساسی کاهش یابد. این امر نشان میدهد که آب در بسیاری از فرمولها بیشتر یک انتخاب فرمولاسیونی بوده است تا یک الزام فنی.
در مواردی که حذف کامل آب ممکن نیست، رویکرد غالب به سمت جایگزینی عملکردی آب حرکت کرده است. در این مسیر از سیستمهای روغنی، پلیالها یا ساختارهای نیمهجامد استفاده میشود که میتوانند نقش انتقالدهنده مواد موثره و ایجاد حس پوستی مناسب را بدون نیاز به فاز آبی ایفا کنند. توسعه محصولات کنسانتره که مصرفکننده آب را در زمان استفاده اضافه میکند نیز راهکاری میانی برای حذف کامل و وابستگی سنتی به آب محسوب میشود.
از منظر صنعتی و راهبردی، حرکت به سمت فرمولاسیونهای کمآب یا بدون آب، مزایایی فراتر از کاهش مصرف منابع آبی دارد. کاهش وزن و حجم محصولات، سادهتر شدن زنجیره حملونقل، کاهش نیاز به مواد نگهدارنده و افزایش پایداری میکروبی از جمله پیامدهای مثبت این رویکرد هستند. این مزایا موجب شدهاند که حذف آب بهعنوان بخشی از استراتژی پایداری و نوآوری در بسیاری از شرکتهای پیشرو مطرح شود.
با این حال باید توجه داشت که حذف آب همواره با چالشهایی همراه است. حفظ بافت مطلوب، اطمینان از توزیع یکنواخت مواد موثره و پذیرش حسی محصول از سوی مصرفکننده، نیازمند بازطراحی دقیق فرمولاسیون و سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه است بنابراین حذف آب یک راهکار یکسان و فوری برای همه محصولات نیست بلکه تصمیمی مبتنی بر نوع محصول، عملکرد مورد انتظار و بازار هدف است.
نقش فرمولاسیون در کاهش مصرف آب در مرحله استفاده از محصول
در ارزیابی اثرات زیستمحیطی فرآوردههای آرایشی و بهداشتی تمرکز صرف بر مصرف آب در مرحله تولید کافی نیست. بخش قابلتوجهی از ردپای آبی این محصولات در مرحله استفاده نهایی توسط مصرفکننده شکل میگیرد بهویژه در مورد محصولات شوینده مانند مایع ظرفشویی، شامپوها، شویندههای صورت و بدن. از اینرو فرمولاسیون آگاهانه میتواند نقشی تعیینکننده در کاهش مصرف آب در چرخه مصرف ایفا کند، بدون آنکه کارایی یا پذیرش محصول کاهش یابد.
یکی از مهمترین راهبردهای فرمولاسیونی برای کاهش مصرف آب، افزایش کارایی پاککنندگی در زمان کوتاهتر است. محصولاتی که بتوانند در مدتزمان کمتر، آلودگی و چربی را بهطور موثر حذف کنند، نیاز به زمان شستوشوی طولانی و آبکشی مکرر را کاهش میدهند. این هدف از طریق انتخاب ترکیب متعادل سورفکتانتها، کنترل اندازه و رفتار میسلها و استفاده از کوسورفکتانتهای ملایم حاصل میشود.
راهبرد مهم دیگر کاهش کف غیرضروری در فرمولاسیون است. اگرچه کف از نظر روانی برای مصرفکننده نشانه پاککنندگی تلقی میشود اما کف بیشازحد معمولا به آبکشی طولانیتر نیاز دارد. طراحی فرمولهایی با کف کنترلشده و پایدار که بهراحتی شسته شده و از سطح پوست یا مو جدا شوند، میتواند بهطور مستقیم مصرف آب را کاهش دهد. این رویکرد نیازمند درک دقیق از نقش تقویتکنندههای کف، پلیمرها و الکترولیتها در سیستمهای شوینده است.
علاوه بر این توسعه محصولاتی که چند عملکرد را در یک مرحله ترکیب میکنند، مانند شویندههای دارای عملکرد نرمکنندگی یا مراقبتی همزمان میتواند تعداد مراحل شستوشو و در نتیجه میزان مصرف آب را کاهش دهد. کاهش تعداد مراحل یکی از موثرترین راهکارهای غیرمستقیم برای مدیریت مصرف آب در مرحله استفاده است.
در مجموع فرمولاسیون هوشمندانه فرآوردههای آرایشی و بهداشتی میتواند نقش کلیدی در کاهش مصرف آب ایفا کند، نه از طریق تغییر رفتار مصرفکننده بهتنهایی بلکه از طریق طراحی محصولاتی که ذاتا به آب کمتری برای عملکرد مطلوب نیاز دارند. این رویکرد نشان میدهد که مسوولیت مدیریت منابع آب میتواند از مرحله طراحی فرمول آغاز شود و تا تجربه نهایی مصرفکننده ادامه یابد.
در شرایطی که بحران کمآبی به مسالهای اجتماعی، اقتصادی و حتی امنیتی تبدیل شده است، صنعت آرایشی و بهداشتی این فرصت را دارد که از طریق سیاستگذاری آگاهانه و اقدامات مسوولانه، نقشی فراتر از تولید محصول ایفا کند. تبدیل مدیریت آب به یک تعهد راهبردی نهتنها پاسخی اخلاقی به بحران زیستمحیطی است بلکه سرمایهگذاری بر اعتماد عمومی و پایداری بلندمدت صنعت محسوب میشود.
* کارشناس بهداشتی آرایشی
