مدیریتی که نباید به امنیتیها سپرده شود
نادر کریمی جونی
یک لطیفه آمریکایی میگوید جنگ آنقدر چیز پیشافتادهای نیست که به نظامیان واگذار شود. این لطیفه نشان میدهد نظامیان حتی در چیزی که تخصص آن را دارند، جنگ، اهلیت اداره کل امورش را ندارند و از این بابت حتی اداره یک ماموریت تمامعیار نظامی باید به غیرنظامیها و سیاسیون سپرده شود. حالا اما گمان میرود که تقریبا یک هفته پس از پایان بحران در ایران و فروکش کردن تمام ناآرامیها و اغتشاشها، باز هم اداره امور کشور و تصمیمگیری در مورد راهبری اموری مانند ارتباطات در اختیار یا تسلط نظامیان و امنیتیها قرار دارد و مدیران غیرنظامی کشور حتی در سطح رییسجمهور از این چرخه کنار گذاشته شده یا دور ماندهاند. جالب است که قرائت تمامی مقامات کشورمان از اعتراضهایی که به شورشهای پنجشنبه و جمعه ۱۸و ۱۹دیماه انجامید تقریبا یکسان است و گویی این افراد متن تمرینشده و ثابتی را از حفظ کردهاند و هریک آن را با ادبیات خویش بیان میکند.
در این متن، محور اعتراضها معیشت است و گویی مردم ایران برای علاقهمندی به خرید مرغهای چاقتر یا گوشتهای خوشمزهتر با قیمت ارزان و در آوردن پولهای بیشتر با شرایط راحتتر به خیابان آمده و به اعتراض پرداختهاند. در این صورت اگر آن مرغها و گوشتها یا پولها به دست شهروندان ایرانی برسد دیگر هیچ مشکلی وجود ندارد و همه شهروندان کشور از شرایطی که در آن زندگی میکنند کاملا رضایت دارند.
آنچه در چهارشنبه گذشته در مجلس شورای اسلامی به عنوان کلیات قانون تجمعات به تصویب رسید نیز اقدام امیدوارکنندهای به نظر نمیرسد چراکه آزادی تجمعات که در قانوناساسی بر آن تاکید شده، بهضرورت اخذ مجوز برای برگزاری یک اعتراض یا تظاهرات محدودشده و از این بابت اگر مقامهای حکومتی به هر دلیل با این برگزاری موافق نباشند آن تجمع نباید برگزار شود و اگر شد غیرقانونی است. این مصوبه که راهبرد و خط مشی کلی این قانون را مشخص کرده در واقع آزادی مصرح در قانوناساسی را به یک آزادی مقید به تشریفات حاکمیتی تقلیل داده و آن را به انقیاد حکومتیها درمیآورد. به این ترتیب قانون یادشده با هر مفاد و هر جزئیاتی که از تصویب نمایندگان بگذرد، حداکثر قانونی حکومتی است که همیشه میتواند از جانب مقامهای کشوری، امنیتی، نظامی و… محدود یا متوقف شود و در نهایت تجمعی برگزار شود که با تمایلات همه حکومتیها موافق باشد.
این رویکرد البته هم اکنون نیز جاری است چنانکه تمام مقامات جمهوری اسلامی ایران اعتراضهای مردم که بعدها به خشونت و آشوب کشیده شد را غیرقانونی دانستهاند حتی در گذشته و هنگامی که حضور مردم در خیابانها فقط به حضور و دادن شعارهای مختلف پایان مییافت و گاهی این شعارها از بالای بام سر داده میشد، به خاطر دادن شعارهای ساختارشکن اعتراضهای مردم ترور شخصیت و غیرقانونی نامیده میشد. نکته مهم در این باره آن است که هم مصاحبهشوندگانی که اظهاراتشان در صداوسیما منتشر شد و هم مقاماتی که درباره این اعتراضها سخن میگویند بلافاصله بر ماهیت صنفی- معیشتی آن تاکید میورزند و بر غیرسیاسی بودن اعتراضها پای میفشارند، گویی که در جمهوری اسلامی اعتراض سیاسی در هر سطح و با هر رویکرد ممنوع است. این واکنشها سبب میشود تا این پرسش مطرح شود که آیا مقامات حاکمیتی ایران اصالتا اعتراض و مخالفت سیاسی را تحمل میکنند و آیا یک شهروند ایرانی میتواند به سیاست، رویکرد سیاسی یا حتی ساختار سیاسی اعتراض و آن اعتراض را علنی و تظاهر کند؟
دستکم با اظهارات و رویکردهای کنونی گمان میرود که چنین حقی برای شهروندان ایرانی وجود ندارد و این در حالی است که پس از مصاحبه مسعود پزشکیان با صداوسیما، کارشناس رسانهای که خود را ملی میخواند در باب اخلاق سیاسی حضرت امیر (ع) توضیح داد که آن حضرت، مخالفان خود را تا پیش از آنکه دست به اسلحه ببرند، محترم میشمرد و مانعی برای فعالیت ایشان ایجاد نمیکرد. با این رویه جمهوری اسلامی حداقل در امور سیاسی از رویههایی که امیرالمومنین (ع) پیروی و توصیه میکرد، متابعت نمیکند. جالب آن است که مقامات جمهوری اسلامی رویههای دنیای غرب را نیز در مورد آزادیهای فردی و حقوق بشر نمیپسندد. چنانکه نماینده جمهوری اسلامی ایران که در نشست شورای امنیت سخن میگفت به جای آنکه به انتقادهایی که علیه رفتارها و محددیتهای اعمالشده در ایران پاسخ دهد، به اتهامزنی علیه نمایندگان کشورهای منتقد کشورمان پرداخت و در اینباره نوک حملات خویش را متوجه ایالاتمتحده و جهان غرب کرد. کاملا قابل درک است که بهواسطه دشمنیهای متقابل ایالاتمتحده و ایران، چنین مشاجرهای میان نمایندگان دو کشور در یک نشست رسمی و حقوقی رخ دهد اما نماینده ایران درباره انتقادهایی که نمایندگان کشورهای معتدلتر- مانند کلمبیا- در مورد اعمال محدودیتهای ارتباطی برای شهروندان ایران بیان کرد، چیزی نگفت. آیا نماینده ایران میتواند در مورد توقف ارتباط تلفنی- اینترنتی شهروندان ایرانی توضیح قانعکنندهای بدهد و آیا خودش از این توضیح قانع خواهد شد؟
البته باوجود وعده و دستور مسعود پزشکیان برای سیاه کردن سیمکارتهای سفید، هنوز هم سیمکارتها و اشتراکهای اینترنتی سفید که هم اینترنت آزاد دارند و هم از محدودیت عموم ایرانیان بیخبرند، وجود دارند. دارندگان این سیمکارتها و اشتراکهای سفید نمونه روشنی از تبعیض را به تصویر میکشند و مصداق از ما بهتران بهشمار میروند. با این حال امنیتیها و نظامیها همیشه میتوانند با بزرگنمایی تهدیدها و غلو در مورد آسیبهای موهوم آینده، فضای کشور را محدود و شهروندان را از حقوق مصرح خود محروم کنند. از این بابت است که توصیه میشود حتی مدیریت جنگ نیز به جای نظامی و امنیتیها به سیاسیون سپرده شود.

