فرصتها و چالشهای هنر سنتی پتهدوزی کرمان
شیوا تبرایی نظری* پتهدوزی کرمان بهعنوان شاخهای از دوختهای سنتی ایران با هویت و جغرافیای فرهنگمدارش خاستگاهی بارز در تاریخ و فرهنگ این خطه از ایران دارد. به عبارت دیگر جداکردن ماهیت پته کرمان با تفکیک از پیکره فرهنگ کرمان غیرممکن به نظر میرسد. هرچند که کاربرد و گستره تاریخی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگیاش در طول تاریخ در عین فراز و فرود گستردهاش هرگز محدود به کرمان و ایالات آن نبوده و نیست اما هویت و پیشینه فرهنگی آن در کرمان غیرقابلانکار است.حتی با ظهور مصادیق متعدد مدرنیته و مدرنیته فرهنگی نیز دستاوردهای این هنر صنعت کهن همچنان درخشان و جلوهگر است. کرمان با آن سابقه ژرف در تمدنهای باستان بهویژه در جیرفت، تل ابلیس، شهداد و تپه یحیی که فصلی درخشان در تاریخ تمدن بشر را بازگو و جلوهگر کرد و نمادهای فرهنگ و تمدن غنی آن که تا اکنون در حافظه زیسته فرهنگ ایران ثبت و حک شده قدمتی غیرقابلانکار و مستند به اسناد تاریخی در صنایع نساجی بهویژه شالبافی داشته است.
شالبافی هنر صنعتی وابسته به طبیعت، تاریخ و فرهنگ کرمان است. هرچند که در دورههای مختلف تاریخ کمرنگ یا تابنده بوده اما صعود و درخشش آن در دوره ناصری، جهانگیر و فراگیر بوده بهگونهای که این هنر صنعت، تبدیل به فرهنگی ریشهدار شد.
استفاده فراگیر از شال در اقسام شال ترمه، در پوشش دوره قاجار در اسناد و مکتوبات و نمونههای موجود موزهای از آن دوران مشهود و مسبوق به سابقه است. با این نگاه که شالبافی تنها در کرمان رایج نبوده اما شالهای مناطق و شهرهای مختلف خصوصیات متفاوتی در نوع بافت، رنگبندی و نقوش داشتند. اوج صنعت نساجی کرمان در دوران صفوی بهویژه دوران شاهعباس در تولید شال ترمهها نمونههای موزهای آن را بیش از پیش مستند و مدلل میکند. حتی پساز حمله افغانها نیز هنوز این هنر صنعت ریشهدار بوده است.
آغاز همزیستی موازی یا سیر تدریجی تبدیل شال ترمهها به سلسلهدوزی و پتهدوزی و درنهایت آغاز پتهدوزی کرمان محل تردید و واجد بررسیهای چندجانبه و میانرشتهای بوده اما تاثیر و همنشینی این دوهنر صنعت از یکدیگر منطبق بر نمونههای تاریخی موجود غیرقابلانکار است.
هرچند که هنر صنعت پتهدوزی کرمان با ورود رنگهای جوهری-شیمیایی و فراگیری و گسترش کاربرد آن در دوران قاجار دچار افول و کاستی شد اما اکنون با وجود چالشهای فراوان در بخش مواد اولیه، دوخت، آموزش، بازرگانی و فروش درخشنده و رایج است.
این رواج منحصر به استان کرمان نبوده و در سراسر ایران رواج داشته و فراگیر است. لیکن مانند سایر رشتههای صنایعدستی و هنرهای صناعی دارای چالشهای فراوانی است که میتوان آنها را دستهبندی و تشریح کرد.
بررسی تاثیر تکنولوژیهای نوین بر هنر-صنعت پتهدوزی کرمان
بسیاری از صنایعدستی در شاخه هنر-صنعت قرار میگیرند که بهمعنی وجود و لزوم ارتباط نزدیک بخش صنعت و دستسازههای فرهنگی است.
اگر واژه صنعت را معادل Industry به معنای ساخت یا بازرگانی که ویژگی بارز آن تولید با ماشینآلات است بدانیم بخشی از مراحل ایجاد آثار و منسوجات پتهدوزی کرمان بهویژه در بخش تولید شال و نخ میتواند وابسته به صنعت و پیشرفتهای صنعتی در بخش ماشینآلات و ادوات باشد.
در بخش نقشزنی که در شیوههای کهن از روشهای چاپ دستی و گرتهزنی برای ایجاد نقش و نماد روی شال بهره گرفته میشد با پیشرفت ماشینآلات و ابزار چاپ میتوان نقوش را غیردستی و مکانیزه از طریق ماشینهای چاپ و ارتباط با نرمافزارهای تصویرساز با روشهای چاپ دیجیتال مستقیم یا سیلک اسکرین یا روشهای دیگر بر روی شال زمینه پتهدوزی انتقال داد؛ شیوههایی آسان که سرعت انتقال و تعدد نسخههای چاپی در زمان کوتاهتر را فراهم آورده و امکان تغییر ابعاد و ترکیببندی سریع را نیز ممکن کرده است.
چالش این پیشرفت در میدان صنعت انتخاب آگاهانه و مبتنی بر دانش سایز و ابعاد نقوش است به گونهای که امکان اجرای تکنیکهای مناسب هر نقش منطبق بر دوره تاریخی دوخت و سایز نخ وجود داشته باشد.
اجرای ناهمگون و انتخاب ناآگاهانه نقوش ضربات بسیاری بر پیکر اصالت دوخت خواهد زد که شوربختانه بسیار شاهد آن هستیم.
چالش دیگر انتخاب رنگ و رنگدانه مناسب الیاف پشم برای چاپ با دستگاههای چاپگر است؛ رنگدانهای که بهلحاظ ثبات و رنگدهی تا پایان دوخت و پس از شستوشوی شال و پته کیفیت مناسب را دارا باشد.
ضرورت ارزیابی و بالابردن کیفیت و استانداردهای آموزش
ازجمله کاستیهای سیستم آموزش در حوزه پتهدوزی کرمان عدم توجه به بهروزرسانی طرح درس منطبق با دورههای تاریخی دوخت پته، دانش رنگ و تولید بهروز مواد اولیه دوخت و پایینبودن استانداردهای آزمون تئوری و عملی دوخت پته در سازمان فنیوحرفهای و آموزش عالی است.
بخشی از این ناکارآمدی به نبود منابع نظری و مبانی تئوری مستند به نمونههای تاریخی و پژوهشی در ارائه طرح درس مرتبط و بخشی نیز به عدم توجه به سطح کیفی و کمی آموزش متناسب با مقاطع تحصیلی مرتبط با آموزش عالی یا سازمان فنیوحرفهای مربوط است.
باید توجه داشت که پژوهش صرفا جمعآوری اطلاعات و دادههای تاریخی و فرهنگی نبوده بلکه حفظ و بازآفرینی آن شاخه از دوخت است جهت نزدیکشدن به ارتقای کمی و کیفی آن شمرده میشود بهویژه در دنیای امروز و بازارهای جهانی که در آن علاوه بر بررسی متون تاریخی، ادبی و مطالعات میانرشتهای در حوزههای مختلف نیازمند به مطالعات میدانی فرهنگی و دستیابی به نمونههای پته مربوط به دورههای تاریخی مختلف هستیم. از کاستیهای مهم پتهدوزی کرمان که در تمام شاخههای دوختهای سنتی ایران نیز برجسته و نمایان بوده عدم وجود موزههای تخصصی است. عدم توجه به نگهداری صحیح و اصولی منطبق با دانش احیا و مرمت منسوجات و دستدوزهای تاریخی نیز همواره چالشهایی در بر دارد.
عدم توجه به نوشتار و مستندات علمی صحیح در شناسنامه منسوجات پتهدوزیشده در موزههای تهران نیز از دیگر آسیبهای مهم در میدان پژوهش این حوزه است.
بخش دیگر چالشهای میدان پژوهش نمونههای تاریخی موجود در مجموعههای مجموعهداران بخش خصوصی است که برخی به دلیل عدم توجه به شرایط مناسب نگهداری دچار آسیبهای غیرقابل ترمیم میشوند و نتیجه آن الصاق نادرست به لحاظ فرم و دوره تاریخی بر روی سایر منسوجات یا تلفیق غیراصولی با سایر شاخههای دوختهای سنتی یا دستبافتههای تاریخی است.
از آنجاکه بسیاری از نمونههای پته کرمان از این طریق در بازارهای جهانی به فروش میرسد عدم توجه به این دقایق و ظرائف دوخت و تلفیق ضربات مهلکی به مبحث معرفی و شناخت فرهنگی سوزندوزی وارد آورده است.
در بخش مرمت نیز میتوان به چالش شناخت نادرست دورههای تاریخی دوخت که نتیجه آن انتخاب نامناسب شیوه احیا در رنگ و تکنیک خواهد بود و کمتوجهی به تلفیق علمی با سایر رشتههای دوخت سنتی اشاره کرد. عدم همنشینی بخش علمی و آزمایشگاهی با اصناف مجموعهدار که به تکمیل دادههای علمی و تجربی در تخمین دوره و سنسنجی منسوجات میانجامد نیز از دیگر کاستیهای این میدان است.
ارزیابی و شناخت چالشهای حوزه دوخت
پایینبودن استانداردهای آموزش اثربخشی کیفیت دوخت را نیز درگیر چالشهایی ساخته است. شناختهنشدن صحیح نقوش و نمادهای بهکاررفته در پتهدوزی کرمان و عدم تفکیک صحیح معناشناسی و ساختارشناسی صنعت دستی و هنر صنعت پتهدوزی کرمان با سایر دوختهای سنتی و هنر معاصر آنرا به موجودی بییالودم مبدل کرده که مرز شناختهشدهای برای ورود به ظرفیتهای متنوع و متفاوت فرهنگی این شاخه از دوختهای سنتی فراهم نیست. نتیجه آن سردرگمی فعالان این میدان در حیطه آموزش، دوخت و کارآفرینی و فروش و همنشینی با فعالان رشتههای دوخت و طراحی لباس و دیزاین است.
بهکاربردن نقوش ناهمگون با فرهنگ و گستره فرهنگی این شاخه، مکانگزینی نادرست و استفاده از مواد اولیهای که به لحاظ دانش شناخت الیاف منطبق بر مطالعات آسیبشناسانه نبوده از دیگر آفات رایج در این رشته از دوختهای سنتی است.
آسیبشناسی تولید و عرضه مواد اولیه
آنچه در مبحث تولید و عرضه مواد اولیه که شامل تولید نخ با ضخامت کمتر و رنگرزی و تولید و بافت شال پشم باید مورد توجه قرار داد استفاده از الیاف طبیعی پشم و یا کرک رنگرزیشده با رنگزاهای طبیعی است.
یکی از چالشهای این حوزه عدم وجود سیستم استاندارد و یکپارچه در کدگذاری نمره نخ، تم و تنالیته رنگ است؛ چالشی که در کشورهای صاحب برند در تولید مواد اولیه سازگار با محیطزیست نظیر هند مرتفع و برای آن چارهاندیشی شده بهگونهای که هر گروه رنگی و زیرشاخههای آن کد رنگی استاندارد داشته که قابل ارجاع و پیگیری از طرف هنرمند و خریدار است بهویژه در سطح معاملات تجاری و بینالمللی.
با درنظرگرفتن این مهم که در رنگرزی با شیوههای سنتی و استفاده از رنگزاهای طبیعی و توجه به گستردگی و تنوع مکانی منابع تهیه پشم، کیفیت و خواص فیزیکی الیاف نظیر طول، ظرافت، استحکام و غیره و همچنین مشخصههای ظاهری پشم یا کرک نظیر رنگ، جلا و غیره بهشدت متاثر از منطقه جغرافیایی، نژاد چهارپا، موضع برداشت و سایر عوامل تاثیرگذار است.
بدیهی است میزان اختلاف در رنگ الیاف پشم خام و طول فیلامنت و تنوع مشخصههای تهرنگ آن بر ظاهر رنگی خامه نهایی بسیار تاثیرگذار بوده و میتواند بر روند عملیات تکمیل الیاف خام نیز تاثیرگذار باشد. غیرقابلانکار است که رنگ اولیه الیاف در مناطق جغرافیایی مختلف بر شِید نهایی رنگ تاثیرگذار بوده اما سیستم کدگذاری و تدوین جداول لون و فام برای تولیدکنندگان امکانپذیر و لازم است.
در مرحله کنترل کیفی نهایی الیاف رنگرزیشده با رنگزاهای طبیعی نیز لزوم حصول نتایج مثبتی از آزمایشهای کیفی و ثبات رنگ در برابر نور نیز مهم تلقی میشود.
بررسی میزان مقاومت الیاف در برابر انواع رنگپریدگی در شرایط مختلف آبوهوا و یا مجاورت با مواد شیمیایی و آلودهکنندههای زیستمحیطی که جهان امروز درگیر آن است.
لزوم همراهی دانش روز بهویژه در بخش آزمایشگاههای شیمی رنگ و کنترل کیفی الیاف پشم یا کرک جهت نیل به استانداردهای مناسب جهانی در تولید و عرضه محصولات وابسته به دوختهای سنتی بهویژه پتهدوزی کرمان که مواد اولیه آن وابسته به طبیعت و زیستبوم است بیش از پیش مهم جلوه میکند.
نقش پتهدوزی کرمان در توسعه گردشگری و چالشهای حوزه فروش و صادرات
بررسیهای تاریخی نشانگر این مهم است که دوختهای سنتی علاوه بر ارزشها فرهنگی نقش مهمی در ارتقای توسعه اقتصادی داشته است.
در دنیای امروز نیز ایجاد فرصتهای شغلی، ارتقای سطح کیفی زندگی و تحرک اقتصادی نتیجه پرداختن به این شاخه از دوختهای سنتی در بخشهای مختلف روستایی و شهری خواهد بود. در دوران کنونی صنایعدستی و هنرهای صناعی نقش غیرقابلانکاری در توسعه صنعت گردشگری و صادرات اقتصادی و فرهنگی داشته و نقشی مهم در تولید ناخالص داخلی و ایجاد اشتغال در کشور ایفا میکنند.
در بخش داخلی لزوم برگزاری نمایشگاههای تخصصی دورهای و هدفمند با تقویم سالیانه تبیینشده، توجه به برندسازی مناسب، بستهبندی و فرهنگسازی صحیح و علمی چندوجهی جهت معرفی و عرضه و فروش محصولات فرهنگی وابسته به پته کرمان از مهمترین مباحث است.
ازجمله نکات مثبت برگزاری هدفمند نمایشگاههای تخصصی میتوان به بررسی و تحلیل این سوالات و سپس برنامهریزی جامع با توجه به دادههای منتج از برگزاری اشاره کرد:
چهعواملی بر تصمیم مصرفکنندگان داخلی یا خارجی برای خرید محصولات فرهنگی و هنری وابسته به پته تاثیر میگذارند و فعالان این شاخه چگونه میتوانند با این انتظارات همخوانی یابند؟
چه نگرانیهایی در زمینه تولید و عرضه میتواند بر تصمیم مشتریان برای خرید این منسوجات اثرگذار باشد؟
رقبای موجود و فعال در زمینه دوختهای سنتی مشابه با پته کرمان در بازارهای داخلی یا بینالمللی کدام هستند و برندهای ایرانی چگونه میتوانند خود را متمایز کنند؟
در بخش ورود به بازارهای جهانی نیز، توجه به این نکات حائز اهمیت است: در هنگام ورود به بازار جدید توجه به مردم و دیدگاههای آنان اهمیت ویژهای دارد. در بازارهای بینالمللی عامل انسانی یکی از مهمترین مولفههایی است که باید مورد بررسی قرار گیرد.
شناخت ویژگیهای اجتماعی و فرهنگی جامعه هدف ازجمله سن، جنسیت، سطح درآمد، مذهب و نوع شغل نقشی اساسی در موفقیت ورود به بازار ایفا میکند.
اینجاست که در مباحث تئوری و مبانی دوخت پرداختن به کلیدواژههای ابداع، تلفیق دوخت، هنرهای سنتی، هنر معاصر و توجه به مفهوم و حدومرز ورود آنها در پته کرمان نیز برای ورود هدفمند به بازارهای جهانی مهم جلوه میکند.
بررسی عوامل و فاکتورهای تاثیرگذار جهت ارتباط پتهدوزی کرمان با سایر دوختهای سنتی و یا صنایعدستی کشورهای دیگر بر نوع و میزان تعاملات تجاری و فرهنگی همچنین میزان حضور در نمایشگاههای بینالمللی تاثیرگذار خواهد بود.
دستیابی به موفقیت در هنرهای سنتی همچون پتهدوزی جز با شناخت ظرفیتهای موجود و تدوین استراتژیهای دقیق و شناخت چالشهای مهم حوزه میسر نخواهد بود.
رفتارشناسی گردشگران داخلی و خارجی در بخش خرید محصولات وابسته به پتهدوزی کرمان یا مواجهه با این هنر میتواند به شناسایی فاکتورهای مهم کیفیت، اصالت و نیازسنجی بازارهای هدف داخلی و بینالمللی کمک شایانی کند.
از مزایای مهم پتهدوزی کرمان برای ورود به بازارهای جهانی میتوان به بومآورد بودن مواد اولیه باکیفیت و منطبق با زیستبوم پایدار، سبک و قابلحملبودن آن در مقیاس وزنی و امکان تلفیق آن با سایر رشتههای صنایعدستی اشاره کرد. از دیدگاه ژیرار، محقق فرانسوی سیمای فرهنگی مردم جهان بهگونهای دچار تحول شده که توسعه صنعت گردشگری به نوعی تحمیل صنعت فرهنگی محسوب میشود.
از نگاهی دیگر فعالیتهای فرهنگی همزمان باید متوجه حفظ و توسعه فرهنگ ملی باشد و نیز به فراهمآوردن امکانات دستیابی به فرهنگی جهانیتر بیندیشد.
توجه به این مهم نیز ضروری است که از دیدگاه یونسکو ابعاد و مولفههای شاخص فرهنگی عبارتند از: ابعاد اقتصادی، آموزشی، میراث فرهنگی، ارتباطات، مشارکتهای اجتماعی و برابریهای جنسیتی که تمام موارد ذکرشده در شاخههای مختلف و متعدد دوختهای سنتی قابلیت اهتمام و توجه دارند؛ قابلیتی کاربردی، سیال و روبهرشد.
* پژوهشگر، مدرس و هنرمند دوختهای سنتی
