جهان‌صنعت از هفدهمین روز قطعی اینترنت در ایران گزارش می‌دهد:

عادی‌سازی انسداد

گروه فناوری
کدخبر: 601524
هفدهمین روز قطعی سراسری اینترنت در ایران را باید نه به‌عنوان یک اختلال ارتباطی بلکه به‌مثابه یک مداخله ساختاری در زیست دیجیتال جامعه تحلیل کرد. تصمیمی که پیامدهای آن از سطح دسترسی کاربران فراتر رفته و به لایه‌های اقتصادی، حقوقی و امنیت اجتماعی نفوذ کرده است؛ بی‌آنکه چارچوب قانونی، زمانبندی مشخص یا سازوکار پاسخگویی روشنی برای آن ارائه شود.
عادی‌سازی انسداد

جهان‌صنعت– هفدهمین روز قطعی سراسری اینترنت در ایران را باید نه به‌عنوان یک اختلال ارتباطی بلکه به‌مثابه یک مداخله ساختاری در زیست دیجیتال جامعه تحلیل کرد. تصمیمی که پیامدهای آن از سطح دسترسی کاربران فراتر رفته و به لایه‌های اقتصادی، حقوقی و امنیت اجتماعی نفوذ کرده است؛ بی‌آنکه چارچوب قانونی، زمانبندی مشخص یا سازوکار پاسخگویی روشنی برای آن ارائه شود. این نکته بارها گفته شد که در ادبیات حکمرانی دیجیتال، اینترنت یک «زیرساخت حیاتی» تلقی می‌شود؛ زیرساختی همتراز با برق، آب و شبکه حمل‌ونقل. قطع طولانی‌مدت آن، به‌ویژه در غیاب وضعیت اضطراری اعلام ‌شده، مصداق تعلیق عملی حقوق شهروندی است. حق دسترسی به اطلاعات، آزادی بیان، حق اشتغال و آموزش، همگی در این ۱۷روز به‌شکل همزمان محدود شده‌اند، بی‌آنکه شهروندان بدانند این محدودیت براساس کدام قانون، با چه هدفی و تا چه زمانی اعمال می‌شود. از منظر اقتصادی، قطعی اینترنت ضربه‌ای مستقیم به بخش خصوصی، به‌ویژه اقتصاد دیجیتال و کسب‌وکارهای خرد وارد کرده است. میلیون‌ها شغل وابسته به پلتفرم‌های آنلاین، پرداخت‌های الکترونیکی و ارتباطات برخط، عملا فلج شده‌اند. این خسارت نه‌تنها جبران‌ناپذیر است بلکه پیام روشنی به فعالان اقتصادی مخابره می‌کند: سرمایه‌گذاری در فضایی که زیرساخت آن ناگهانی و بی‌توضیح قطع می‌شود، فاقد حداقل‌های پیش‌بینی‌پذیری است.

در سطح اجتماعی، پیامدها نگران‌کننده‌تر است. قطع اینترنت، جریان آزاد اطلاعات را مختل کرده و زمینه‌ساز گسترش شایعه، اخبار غیرموثق و روایت‌های غیررسمی شده است. در غیاب دسترسی آزاد، اعتماد عمومی تضعیف می‌شود و شکاف میان جامعه و دولت عمق بیشتری می‌یابد. تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد که انسداد ارتباط، نه ابزار کنترل بحران بلکه عاملی برای تشدید آن است.

مساله اساسی، عادی‌سازی این وضعیت است. وقتی قطعی اینترنت به‌جای یک استثنا به ابزاری تکرار شونده در مواجهه با مسائل اجتماعی بدل می‌شود، مفهوم «حق» جای خود را به «امتیاز قابل تعلیق» می‌دهد. هفدهمین روز قطعی اینترنت، یک عدد نیست؛ نشانه‌ای است از مسیری که در آن حذف صورت‌مساله جای مدیریت آن را گرفته است.

قطع اینترنت به زودی قدیمی می‌شود

از سوی دیگر در حالی که محدودیت‌های اینترنتی در ایران همچنان ادامه دارد و میلیون‌ها شهروند از دسترسی آزاد به ارتباطات جهانی محروم مانده‌اند، ابوالحسن فیروزآبادی، دبیر سابق شورای‌عالی فضای مجازی و رییس پیشین مرکز ملی فضای مجازی از پایان قریب‌الوقوع دوران قطع اینترنت به‌عنوان یک ابزار حکومتی سخن گفته است. او که این ابزار را بخشی از استراتژی مدیریت بحران‌های امنیتی می‌داند، هشدار می‌دهد که با پیشرفت فناوری‌های ماهواره‌ای مانند استارلینک و پروژه‌های مشابه، حکومت‌ها دیگر نمی‌توانند ارتباطات را به طور کامل کنترل و قطع کنند. این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که قطع اینترنت در ایران، به‌عنوان پاسخی به ناآرامی‌های اخیر، انتقادهای گسترده‌ای را برانگیخته و خسارت‌های اقتصادی و اجتماعی سنگینی به بار آورده است. او فضای مجازی را به‌عنوان لوازم زندگی توصیف می‌کند؛ چیزی شبیه به آب، برق و گاز که محروم کردن جامعه از آن حتی برای مدت کوتاه، قابل تحمل نیست. او تاکید دارد: «فضای مجازی، ارتباطات و اطلاعات در عصر جدید جزو لوازم زندگی شده‌اند. محروم کردن جامعه از این فضا در حقیقت مشابه محروم کردن مردم از آب، برق و گاز است.» با این حال او قطع اینترنت را در شرایط خاص مانند آنچه در روزهای حادثه اخیر رخ داد، توجیه‌پذیر می‌داند و می‌گوید این اقدام اثرات مثبتی در فروکش کردن این موارد داشته است اما بلافاصله هشدار می‌دهد که چنین ابزاری بیشتر از دو یا سه سال آینده در اختیار حکومت‌ها نیست زیرا فناوری‌هایی مانند استارلینک و پروژه‌های مشابه از سوی چین، اروپا و آمریکا ارتباط مستقیم ماهواره‌ای با کاربران را ممکن می‌سازند و حتی شرکت‌هایی مانند اپل این قابلیت را در گوشی‌های جدید خود گنجانده‌اند.

فیلترینگ؛ سیاستی پرهزینه و کم‌فایده

فیروزآبادی سیاست فیلترینگ را «ناموفق» می‌داند و به ایسنا می‌گوید: این سیاست در عمل، تنها برای مردم هزینه ایجاد کرده است. او به برآوردهایی اشاره می‌کند که نشان می‌دهد کاربران ایرانی سالانه بین ۴۰ تا ۵۰ هزار‌میلیارد تومان برای فیلترشکن‌ها هزینه می‌کنند؛ رقمی که بخش قابل‌توجهی از آن به‌صورت مستقیم از کشور خارج می‌شود. به گفته او، فیلترینگ نه‌تنها مانع استفاده گسترده از پلتفرم‌های مسدودشده نشده بلکه پیامدهای جانبی خطرناکی هم داشته است؛ از آلودگی شبکه کاربران و افزایش دسترسی ناخواسته به محتوای مجرمانه گرفته تا تضعیف امنیت سایبری و بی‌اعتمادی عمومی. این دیدگاه، انتقادهای ضمنی را به سیاست‌های فعلی حکومت وارد می‌کند. فیروزآبادی می‌گوید: حکومت باید «متناسب با تحولات تکنولوژیک و تغییرات رفتار اجتماعی و اقتصادی جامعه، ابزارهایش را آماده و مجهز کند تا بتواند حکمرانی بدون قطع کردن خدمات ضروری را انجام دهد.» او قطع ارتباطات را «صرفا یک ابزار» می‌داند که به زودی قدیمی خواهد شد و پیشنهاد می‌کند راه‌حل‌های جایگزین، مانند مدیریت بحران بدون قطع پیامک، ارتباطات بین‌المللی یا پلتفرم‌های داخلی، پیگیری شود.

این در حالی است که محدودیت‌های فعلی، نه‌تنها در مناطق درگیر ناآرامی‌ها بلکه در بخش‌های وسیعی از کشور اعمال شده و فیروزآبادی پیشنهاد می‌دهد که حداقل در مناطق آرام، دسترسی عادی سریع‌تر برقرار شود یا محدودیت‌ها به ساعات خاص محدود گردد.

خسارات اقتصادی قطع اینترنت قابل سنجش نیست

او همچنین به خسارت‌های ناشی از این محدودیت‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید: ارقام اعلام‌ شده برای خسارت اقتصادی قابل اتکا نیست زیرا بسیاری از زیان‌ها، از جمله ضربه‌های معنوی و روحی، غیرقابل سنجش هستند. فیروزآبادی، که در دوران مسوولیت خود در مرکز ملی فضای مجازی، تمهیداتی مانند توسعه شبکه ملی اطلاعات را پیش‌بینی کرده بود، تاکید دارد که زیست بدون خدمات دیجیتال -از اقتصاد و آموزش تا بانکداری- غیرقابل تصور است.

در بخش دیگری از مصاحبه، فیروزآبادی به موضوع اینترنت ماهواره‌ای می‌پردازد و می‌گوید: منع قانونی آن پاسخگو نیست: «زیرا نیاز ارتباطی جامعه مانند نیاز به هواست و مردم از قوانین بازدارنده تبعیت نخواهند کرد.» با این حال، او ممنوعیت استارلینک را «اصولی» می‌داند زیرا می‌تواند امنیت کشور را به خطر بیندازد و بستری برای جرائم سازمان‌یافته فراهم کند. اما اذعان می‌کند که چنین ممنوعیت‌هایی مانند ممنوعیت دیش ماهواره یا فیلترینگ پلتفرم‌ها، در عمل بی‌اثر بوده و میلیون‌ها نفر همچنان از آنها استفاده می‌کنند.

اختلاف در حاکمیت برای فیلترینگ و مسدودسازی

در مورد پلتفرم‌های خارجی مانند واتساپ، او آن را «بدنام» می‌داند و می‌گوید: اسرائیل بر آن سلطه دارد و حریم خصوصی کاربران را نقض می‌کند، در حالی که پلتفرم‌هایی مانند تلگرام یا اینستاگرام شبهه کمتری دارند. فیروزآبادی صریحا می‌گوید: آمریکا و پلتفرم‌های آمریکایی برای مذاکره با ایران و فعالیت‌شان در خاک ایران پا پیش نمی‌گذارند با این حال تاکید دارد شاید بتوان این مذاکره را با تلگرام پیش برد. فیروزآبادی ریشه بخش مهمی از وضعیت فعلی را در «اختلاف دیدگاه در حاکمیت» می‌داند. اختلافی میان کسانی که به محدودسازی پلتفرم‌های خارجی باور دارند و کسانی که معتقدند بدون ارائه جایگزین قابل‌اعتماد، این سیاست‌ها شکست ‌خورده‌اند. او تاکید می‌کند تا زمانی که پلتفرم‌های داخلی نتوانند اعتماد کاربران را جلب کنند، اعمال محدودیت‌های سختگیرانه نه‌تنها موثر نیست بلکه سرمایه اجتماعی را هم فرسوده می‌کند. او تاکید دارد که تصمیم‌گیری درباره بازگشایی پلتفرم‌ها نیازمند مذاکره و ارائه جایگزین‌های مناسب داخلی است اما اختلاف دیدگاه‌ها در حاکمیت، این فرآیند را به تاخیر انداخته است.

فضای مجازی اکوسیستم زندگی ماست

در نهایت، فیروزآبادی فضای مجازی را بخشی از «اکوسیستم زندگی» می‌داند و می‌گوید: چالش‌های فعلی، ناشی از وابستگی گسترده مردم به فناوری است. او امیدوار است که با پایان اقتضائات امنیتی، محدودیت‌ها برداشته شود و هزینه‌های زندگی مردم بر هزینه‌های امنیتی حکومت اولویت یابد. او باور دارد مسوولان امنیتی باید ریسک به جان خود بخرند چراکه قطع کردن اینترنت به امنیت اقتصادی جامعه آسیب می‌زند.

آخرین اخبار