ظرفیت مغفول در بازار همسایه
هما میرزایی– تجارت خارجی ایران و افغانستان باوجود چالشهایی مانند مشکلات ارزی و تاخیر در فرآیندهای گمرکی از ظرفیت بزرگی برای کارآفرینی و توسعه به خصوص در استانهای شرقی برخوردار است. در تابستان سال جاری نشست اقتصادی و تجاری ایران و افغانستان در کابل و با حضور محمد اتابک، وزیر صنعت معدن و تجارت ایران و نورالدین عزیزی، وزیر صنعت و تجارت افغانستان برگزار شد. هدف از این نشست افزایش حجم مبادلات تجاری سالانه دو کشور تا سقف ۱۰میلیارد دلار اعلام شده است.
پس از ۱۹۷۹ روابط سیاسی و تجاری تهران– کابل بهشدت تحتتاثیر تحولات سیاسی داخلی و منطقهای قرار گرفت: تهاجم شوروی به افغانستان، جنگ ایران و عراق، دورههای حکومتهای متوالی در کابل، ظهور و حاکمیت طالبان، حضور بینالمللی پس از ۲۰۰۱ و بازگشت طالبان در ۲۰۲۱ – همه این موارد مسیر و حجمِ تجارت را تغییر دادند.
تغییر مناسبات رسمی سیاسی و تجاری
بلافاصله پس از انقلاب ۱۳۵۷ و سپس تهاجم شوروی به افغانستان(۱۹۷۹)، مناسبات رسمی سیاسی و تجاری دستخوش نوسان شد. ایران در برخی مقاطع از گروهها و جریانهای شیعی در افغانستان حمایت کرد و در عین حال جنگ و بیثباتی، جریان پناهجویان و اختلال در زنجیرههای تجاری را تشدید کرد. در دوره ۱۳۸۰–۱۳۷۰ با سقوط حکومتهای متعاقب شوروی و سپس ظهور طالبان(۱۹۹۶)، مرزها و بازارهای مرزی عملا به عرصه تعاملات غیررسمی، قاچاق و معاملات محلی تبدیل شدند. دوران طالبانِ نخست تا پیش از ۲۰۰۱ مناسبات رسمی تجاری متوقف یا محدود شده بود اما تجارت غیررسمی (از جمله قاچاق مواد مخدر و کالاهای مصرفی) فعال بود.
پس از ۲۰۰۱ و شکلگیری دولت جمهوری اسلامی افغانستان فرصتهایی برای تقویت تجارت رسمی پیش آمد: افزایش صادرات ایران به افغانستان (کالاهای مصرفی، مواد غذایی، مصالح ساختمانی، سوخت و حاملهای انرژی به صورت رسمی یا نیمهرسمی)، توسعه بازارهای مرزی و توافقات ترانزیت. ایران همچنین نقش مسیر ترانزیتی و بندری (مثلا بندرچابهار و بندرعباس) را برای بازرگانی افغانستان دنبال کرد و پروژههای مشترک (ترانزیت، بازارچههای مرزی، برقرسانی و همکاریهای کشاورزی) مطرح شد. در این دوره آمار صادرات ایران به افغانستان رشد داشت.
تلاشهای دوطرفه
بعد از آگوست ۲۰۲۱ تهران و کابل (دستکم در سطوح عملیاتی) تلاش کردهاند تجارت را ادامه دهند: ایران سفارتش را باز نگه داشت، گفتوگوها و مذاکرات مرزی صورت گرفته و طرفین درپی حفظ و تسهیل ترانزیت و بازارچههای مرزی بودهاند. در عین حال عدم بهرسمیتشناسی سیاسی طالبان توسط تهران، نگرانیهای حقوق بشری و مسائل امنیتی، کار را پیچیده کردهاند.
در سالهای اخیر تمایل طالبان برای تنوع دادن به مسیرهای تجاریِ افغانستان (مثلا استفاده بیشتر از بنادر ایران مثل چابهار بهجای تنها تکاپوی استفاده از بنادر پاکستان) گزارش شده است که میتواند شاخصی از افزایش اهمیت ایران به عنوان شریک ترانزیتی باشد. همچنین در ۲۰۲۵ گزارشها از توافقها و تلاش برای توسعه بازارچههای مرزی و بهبود ترانزیت میان دو کشور حکایت دارند.
حجم تجارت نیممیلیارد دلاری
در حال حاضر حجم تجارت ایران با افغانستان به ۵۰۰میلیون دلار رسیده است؛ تجارتی که طی سالهای گذشته با موانعی همچون محدودیتهای ترانزیتی، مشکلات بانکی و مسائل قرنطینهای مواجه بوده است.
افزایش سرمایهگذاری، ترانزیت کالا، تعرفههای ترجیحی و فعالسازی بنادر و گذرگاههای استراتژیک مانند چابهار از جمله برنامههای تدوین شده برای رشد تجارت میان دو کشور است.
عباس عراقچی درباره روابط تجاری ایران و افغانستان اینگونه میگوید: «در حال حاضر میزان مبادلات تجاری دو کشور بیشتر از تجارت ایران با تمام کشورهای اروپایی است. ایران باید بر افغانستان متمرکز شود و ولایتهای مرزی این کشور با افغانستان میتوانند نقش کلیدی را در گسترش تجارت ایفا کنند.»
محمود سیادت، رییس اتاق بازرگانی مشترک ایران و افغانستان هم این کشور را کشوری در آستانه جهش دانسته و میگوید: «کابل باید با تکیه بر انتقال دانش و فناوریهای نوین، بستر لازم را فراهم کند که در این زمینه ایران میتواند یاریرسان خوبی باشد.» به گفته سیادت، تجارت ایران با افغانستان تجارتی برد-برد خواهد بود.
چالش همیشگی تعهدات ارزی
علی شریعتیمقدم؛ عضو هیاتنمایندگان اتاق بازرگانی ایران و رییس کمیسیون کسبوکارهای دانشبنیان، اقتصاد دیجیتال و هوش مصنوعی اتاق بازرگانی خراسانرضوی در اینباره به «جهانصنعتنیوز» گفت: در حوزه تجارت خارجی برای بسیاری از کشورها، مساله تعهدات ارزی به یکی از چالشهای جدی تبدیل شده و آسیبهای قابلتوجهی وارد کرده است. اتاقهای مشترک و فعالان تجاری که با افغانستان کار میکنند بهخوبی میدانند که ما سابقه طولانی و تاریخی در تجارت با این همسایه داریم و مزیتهای متعددی، به ویژه در حوزه صادرات، در اختیار ایران است. در گذشته، روشهایی مانند فروش ریالی در تجارت با افغانستان رایج بود اما متاسفانه با جدیتر شدن تعهدات ارزی، این مسیرها با محدودیتهای جدی مواجه شدهاند. به نظر من، افغانستان میتواند یکی از دو یا سه مقصد اصلی صادراتی ایران باشد؛ بهویژه با توجه به توانمندی صنایع کوچک و متوسط در کشور، خصوصا در شرق ایران و نیاز گستردهای که در بخشهای مختلف در افغانستان وجود دارد.
وی افزود: البته مشکلاتی هم وجود دارد، از جمله چندگانگی نرخ ارز و مساله قاچاق برخی کالاهای اساسی از ایران به افغانستان. این موارد از جمله موانعی هستند که در میانمدت و با حرکت به سمت تکنرخی شدن ارز میتوانند برطرف شوند. در کنار این مسائل در حوزههایی مانند فناوری، ماشینسازی، بخشهای مختلف کشاورزی، کشتهای فراسرزمینی حتی حوزههای هایتک به نظر میرسد ایران مزیتها و ظرفیتهای قابلتوجهی دارد و میتواند از توان و برجستگیهای کارآفرینان ایرانی برای توسعه بازار افغانستان استفاده کند.
تنگنظریهای مقرراتی
شریعتیمقدم در خاتمه سخنانش گفت: موضوع اصلی این است که ما باید یک تصویر روشن و منسجم از تجارت ترسیم کنیم. زیرساختهایی که وجود دارد، به طور نسبی آماده است و میتواند به شکل راحتتری مورد استفاده قرار بگیرد اما بخشی از مشکل به تنگنظریهای مقرراتی، سختگیریهای بیش از حد و همچنین عدم هماهنگی میان حوزهها و دستگاههای مختلف بازمیگردد. همین عوامل باعث شده که در برخی گذرگاهها، از جمله دوغارون، توقفهای طولانیتری را شاهد باشیم. خوشبختانه در استان خراسان، استاندار محترم و برخی از بخشهای مسوول در حال تلاش هستند تا این روند تسهیل شود اما هنوز فاصله زیادی با شرایط مطلوب وجود دارد. اگر هدف ما کاهش هزینهها و افزایش بهرهوری در تجارت خارجی با افغانستان است باید این فاصله را به طور جدی کاهش دهیم.
