ضرورت شفافیت بانک مرکزی
شهرام فلاحی_تحول شفافیت بانکهای مرکزی داستانی است از دگرگونی آرام اما بنیادین قدرت پولی در جهان. در نیمه دوم قرن بیستم بانکهای مرکزی با دیوارهای ضخیم محرمانگی تصمیم میگرفتند و بازارها تنها شاهد خروجی نهایی بودند اما از دهه۱۹۹۰ بهبعد با ظهور هدفگذاری تورم در نیوزیلند، اصلاحات نهادی در اروپا و بازشدن تدریجی درهای فدرالرزرو جهان شاهد چرخشی ساختاری شد: پول دیگر فقط با ابزارها اداره نشده بلکه با زبان نیز هدایت میشد. امروز شفافیت بهعنصر مرکزی سیاست پولی تبدیل شده؛ از انتشار صورتجلسات و پیشبینیها گرفته تا راهنمایی پیشرو و کنفرانسهای مطبوعاتی که هرکدام بخشی از معماری جدید پاسخگویی هستند. با اینحال چالش اصلی باقی است: شفافیت باید بهاندازه باشد یعنی نه آنقدر کم که اعتماد را فرسوده کرده و نه آنقدر زیاد که سیگنالدهی را مخدوش کند. در جهانی که بیثباتی ژئوپلیتیک و چرخههای تورمی بازگشتند کیفیت شفافیت مهمتر از کمیت آن است و اعتبار بانک مرکزی نه فقط در تصمیمگیریهایش بلکه در توانایی اش برای توضیح آن تصمیمها سنجیده میشود.
تعریف شفافیت بانک مرکزی
شفافیت بانک مرکزی بهمجموعهای از استانداردهای ارتباطی، افشای اطلاعات و پاسخگویی نهادی گفته میشود که از طریق آن بانک مرکزی اهداف، راهبردها، مدلهای تحلیلی، فرآیند تصمیمگیری، دادههای مورد استفاده، ارزیابی ریسکها و نتایج سیاستهای پولی را بهصورت منظم، قابل فهم، بهموقع و قابل راستی آزمایی برای عموم، بازارهای مالی و نهادهای نظارتی منتشر میکند.
به بیان دقیقتر شفافیت بانک مرکزی یعنی اینکه:
۱.اهداف سیاست پولی روشن باشد
بانک مرکزی باید بهطور صریح بیان کند که دنبال چه چیزی است:
کنترل تورم، ثبات مالی، اشتغال کامل، مدیریت نرخ ارز یا ترکیبی از ایناهداف.
۲.مدلها و مبانی تحلیلی آشکار باشد
بانک مرکزی مشخص میکند که تصمیمات خود را براساس چه مدلهای اقتصادکلان، سناریوها و پیشبینیهایی اتخاذ میکند.
این امر بهبازارها امکان میدهد رفتار بانک مرکزی را قابل پیشبینی کنند.
- فرآیند تصمیم سازی و تصمیمگیری قابل رهگیری باشد
اعضای کمیته سیاست پولی، مباحثات، دلایل اختلافنظر، رایها و منطق پشت تصمیمات باید منتشر شود.
۴.اطلاعات بهموقع و پیوسته ارائه شود
گزارشهای دورهای تورم، ثبات مالی، صورتجلسات، دادههای تحقیقاتی و انتشار پیشبینیهای رسمی بهصورت منظم و قابل اتکا باشد.
۵.پیامرسانی (Forward Guidance) صریح و پایدار باشد
بازارها باید بتوانند مسیر آتی سیاست پولی را از گفتار، سیگنالها و چشم انداز رسمی بانک مرکزی استخراج کنند. اینعنصر شفافیت یکی از ابزارهای اصلی سیاست پولی مدرن است.
۶.نتایج سیاستها و عملکرد بانک مرکزی ارزیابی پذیر باشد
مردم و بازارها باید بتوانند بررسی کنند که سیاستهای اتخاذ شده چه اثری داشته و آیا بانک مرکزی بهاهداف خود رسیده است یا نه. اینهمان پاسخگویی (Accountability) است.
چرا شفافیت بانک مرکزی مهم است؟
شفافیت، اعتماد و اعتبار بانک مرکزی را تقویت میکند. وقتی بازارها دقیق بدانند بانک مرکزی چگونه تصمیم میگیرد انتظارات تورمی تثبیت میشود، نااطمینانی کاهش و بازدهی سیاست پولی افزایش مییاید، رفتار بازارهای مالی قابل پیشبینیتر شده و هزینههای اقتصادی شوکها کمتر میشود.
در اقتصادهای مدرن شفافیت نه یکویژگی اختیاری بلکه شرط لازم استقلال و کارآمدی بانک مرکزی است.
شفافیت بانک مرکزی عبارت است از افشای گسترده، زمانمند و قابل راستیآزمایی اطلاعات مربوط بهاهداف، ابزارها، مدلهای تحلیلی، روندهای تصمیمگیری و پیامدهای سیاستهای پولی بهگونهای که رفتار بانک مرکزی برای مردم و بازارهای مالی قابل پیشبینی، ارزیابیپذیر و پاسخگو باشد. در چارچوب اقتصاد مدرن شفافیت بهمنزله ستون اعتبار بانک مرکزی عمل کرده و انتظارات تورمی را مهار میکند، ریسکهای سیستماتیک را کاهش داده و کارآمدی سیاست پولی را در مواجهه با شوکهای جهانی افزایش میدهد. شفافیت زبانی است که بانک مرکزی از طریق آن با جهان مالی صحبت میکند وکیفیت اینزبان کیفیت سیاست پولی را تعیین میکند.
تاریخچه شفافیت بانک مرکزی در جهان
۱)پیشزمینه: دوران اسرار نهادی تا پایان دهههای۱۹۸۰-۱۹۷۰
پیش از دهه۱۹۸۰ بسیاری از بانکهای مرکزی خصوصا بانکهای مرکزی بزرگ سنت تصمیمگیری محرمانه و جلسات داخلی بسته را حفظ میکردند. افشای مباحث داخلی یا استدلالهای دقیق سیاستی نادر و ارتباط عمومی محدود بهاعلام نرخ یا بیانیههای بسیار کوتاه بود. اینرویکرد ریشه در سنت اداری قرن بیستم و نگاه بهمحرمانگی بهعنوان تضمینی برای قدرتمندی و استقلال حرفهای داشت.
۲)موج اول: هدفگذاری تورم و تولد شفافیت مدرن، نمونه نیوزیلند(۱۹۹۰)
نقطه قابل توجه و نمادین آغاز تحول شفافیت تصویب رسمی چارچوب هدفگذاری تورم توسط
Reserve Bank of New Zealand است. در سال۱۹۹۰ قانون نوینی وضع شد که هدف تورم مشخص و سازوکار انتشار پیشبینیها و گزارشها را بهصورت رسمی در هسته سیاستگذاری قرار داد. اینگام الگویی شد برای کشورهایی که بهدنبال قابل سنجش و قابل ردیابیکردن عملکرد بانک مرکزی بودند. در نتیجه انتظارات تورمی قابل تثبیتتر شد و بانکها بهتدریج اطلاعرسانی منظم درباره پیشبینیها و مدلها را شروع کردند.
۳)گسترش الگو در اروپا: سوئد، بریتانیا و تکوین نهادها(اوایل تا اواخر۱۹۹۰ )
سوئد(Riks bank): ریکس بانک در سال۱۹۹۳ هدف تورم ۲درصد را اعلام کرد و از سال۱۹۹۵ بهعنوان چارچوب رسمی مورد استفاده قرار گرفت. ایناقدام شفافیت رسمی، اهداف و معیارهای سیاستی را تقویت کرد.
انگلیس(Bank of England): در سال۱۹۹۷ بانک مرکزی انگلستان استقلال عملیاتی یافت و کمیته جدیدی (Monetary Policy Committee) تشکیل شد. همزمان سازوکارهای جدیدی برای انتشار تصمیمات، صورتجلسات و گزارشهای تورمی شکل گرفت تا پاسخگویی و شفافیت نهادی تقویت شود. اقدامهایی مانند انتشار همزمان تصمیم و گزارشها و بعدها انتشار متن نشستها ازجمله اقدامات مهم بودند.
ایندهه نشاندهنده انتقال از سیاست تاریک و ناشفاف بهسیاست مبتنی بر هدف و گزارش است یعنی بانکهای مرکزی پذیرفتند که انتشار اهداف و منطقی که تصمیمات بر آن مبتنی بوده خود ابزار تثبیت انتظارات است.
۴) ایالاتمتحده: از رازآمیزی به بازشدن گامبهگام(اوایل۱۹۹۰تا۲۰۱۱)
در ایالاتمتحدهآمریکا نیز تغییرات تدریجی ولی مهمی رخ داد. اوایل دهه۱۹۹۰ فدرالرزرو پذیرفت که صورتجلسات و اسناد تاریخی را با تاخیر زمانی در دسترس قرار دهد. از ۱۹۹۳ بهبعد صورتجلسات در فرمت امروزی منتشر شدند و از سال۱۹۹۴ فرآیندی برای انتشار متنهای نشستها (Transcripts) با تاخیر پنج ساله آغاز شد؛ حرکتی که نشاندهنده تعهد بهدسترسی تاریخی بحثها بود هرچند با تاخیر برای حفاظت از فضای بحث.
سال۲۰۱۱ نقطه عطف دیگری بود. رییس فدرالرزرو، بن برنانکه شروع بهبرگزاری کنفرانسهای مطبوعاتی منظم پس از جلسات FOMC کرد که بهعنوان یککانال شفاف و مستقیم برای تشریح تصمیمات و افق سیاستی در نظر گرفته شد. ایناقدام نشاندهنده روندی بود که در آن فدرالرزرو از رازآمیزی گذشته فاصله گرفت و ارتباط عمومی را تقویت کرد. اینتحول در ایالاتمتحده مثال انتقال نهادی از محرمانگی محافظه کارانه بهارتباط فعال و تعاملی است.
۵)مفهومسازی و اندازهگیری شفافیت: شاخصها و مطالعات نظری(۲۰۰۰)
همزمان با تغییر رفتار عملی پژوهشگران تلاش کردند شفافیت را کمی کنند. یکی از نخستین کوششهای نظاممند برای طبقهبندی شفافیت مطالعاتEijffinger & Geraats (2006) در پنجبعد سیاسی، اقتصادی، رویهای، سیاستی و عملیاتی و ساخت یکشاخص سنجش بود که نشان داد شفافیت از اواخر دهه۱۹۹۰ تا اوایل۲۰۰۰ در بسیاری از بانکها افزایش یافته است.
Dincer & Eichengreen(2013-2014) شاخصهای بهروزتر و مجموعهای از شواهد را منتشر کردند که رشد پیوسته استقلال و شفافیت بانکهای مرکزی در سطح جهانی را ثبت میکند. اینمطالعات نشان میدهند که افزایش شفافیت با کاهش نوسان تورم و بهبود انتظارات همراه بوده است.
این کارهای آکادمیک دوپیام مهم داشت: اول اینکه شفافیت را میتوان سنجید و مقایسه کرد و دوم اینکه روند کلی بهسوی شفافیت بیشتر بوده است.
۶)بحران۲۰۰۸ و پساکرسی: شفافیت فعال و راهنمایی پیشرو (forward guidance)
بحران مالی جهانی(۲۰۰۹-۲۰۰۷) باعث شد بانکهای مرکزی نهتنها در پیامرسانی فعلی شفافتر شوند بلکه ابزارهای جدیدی مانندforward guidance(راهنمایی آتی سیاستی)، انتشار جدولهای پیشبینی رشد/تورم و گزارشهای تفضیلیتر از عملیات تسهیل کمی(QE) را بهکار گیرند. ایندوره همزمان افزایش جلسات مطبوعاتی گزارشهای کمی مفصل و شرح عملیات بازار را تقویت کرد تا باورپذیری سیاستها و کانالهای انتقال بهتر شود.
۷) دهه۲۰۲۰-۲۰۱۰: تنوع مدلهای شفافیت و نقدها
در ایندوره: بانکها تنوع بیانیهها، معیارها و قالبهای انتشار را توسعه دادند(مثلا جدول پیشبینیهای نرخ، نمودارهای احتمال و انتشار دادههای خردتر).
در عین حال بحث آکادمیک و رسانهای درباره حد بهینه شفافیت داغ شد. آیا شفافیت کامل همیشه مفید است؟ آیا انتشار جزئیات بیش از حد باعث ابهامزدایی بازار و نوسانپذیری بیشتر میشود؟ برخی مطالعات و مقالات تحلیلی ایندغدغهها را مطرح کردند و نشان دادند که شفافیت کمکیفیت یا ناهماهنگ میتواند باعث سردرگمی شود.
۸)شاخصهای کنونی و جمعبندی شواهد تجربی
مطالعات بهروز(مثلا بهروزرسانیهای Dincer & Eichengreen و پژوهشهای اخیر) نشان میدهد:
بهطور کلی از دهه۱۹۹۰ تا به امروز یکحرکت همگرا بهسمت شفافیت بیشتر وجود دارد. افزایش شفافیت غالبا با استقلال نهادی و نتایج مطلوب تورمی هم راستا بوده هرچند اثرات دقیق شفافیت بر متغیرهای اقتصادکلان بسته بهساختار نهادی کشور و کیفیت شفافیت متفاوت است.
آثار شفافیت بانک مرکزی
در اقتصاد امروز شفافیت بانک مرکزی دیگر یکابزار ارتباطی جانبی نبوده بهیک سازوکار اساسی برای هدایت انتظارات، تثبیت اقتصاد و ایجاد اعتماد در بازارهای مالی تبدیل شده است. تجربه سهدهه گذشته نشان میدهد که انتشار هدفها، منطق تصمیمات و مسیر آینده سیاست پولی بهاندازه خود نرخ بهره در کنترل تورم اهمیت دارد. شفافیت بیش از هر چیز انتظارات تورمی را منظم میکند. وقتی خانوارها و بنگاهها بدانند بانک مرکزی بهدنبال چه سطحی از تورم است و در چه شرایطی سیاست خود راتغییر میدهد تصمیمات اقتصادیشان کمتر هیجانی و قابل پیشبینیتر میشود. اینپیامد بهبانک مرکزی اجازه میدهد بدون تکیه بر افزایشهای شدید نرخ بهره تورم را مهار کند زیرا بخش مهمی از کار توسط انتظارات انجام میشود. کشورهای دارای شفافیت بالاتر معمولا با نوسانات تورمی کمتر و ثبات قیمتی پایدارتر روبهرو هستند.
در بازارهای مالی نیز شفافیت نقش کلیدی دارد. تصمیمات پولی زمانی که پیشبینیپذیرتر باشند نوسانگیری سفتهبازانه کاهش مییابد، ریسک پرمیوم پایین میآید و هزینه تامین مالی دولت و شرکتها کمتر میشود. انتشار گزارشهای تورمی، صورتجلسات و سناریوهای سیاستی از ابهامزدایی در بازار اوراق و سهام گرفته تا کاهش نااطمینانی در معاملات نرخ بهره همگی نمونههایی از ایناثر هستند.
شفافیت معماری نهادی بانک مرکزی را تقویت میکند. نهادهایی که فرآیند تصمیمگیری و استدلالهای خود را آشکار میکنند از دومزیت برخوردارند: افزایش اعتبار دربرابر افکار عمومی و بازارها و دوم محافظت بیشتر در برابر فشارهای سیاسی زیرا چارچوب سیاستی آنها روشن و قابل ارزیابی است.
بااینحال شفافیت بیشازحد یا ارتباطات ناسازگار میتواند بازار را دچار سوءبرداشت کرده و نوسانات غیرضروری ایجاد کند. پیام اصلی اینجاست: در اقتصاد مدرن شفافیت نه یکارزش تزیینی بلکه ابزاری قدرتمند است؛ ابزاری که اگر درست بهکار گرفته شود میتواند تورم را آرامتر، بازارها را مطمئنتر و سیاست پولی را موثرتر کند.
تجارب بین المللی در زمینه شفافیت بانک مرکزی
در ادبیات اقتصاد پولی شفافیت بهعنوان قابلیت مشاهدهپذیری اهداف، ابزارها، فرآیندهای تصمیمگیری و پیامدهای سیاست پولی تعریف میشود. کشورها از دهه۱۹۹۰ بهطور جدی بهسمت افزایش شفافیت حرکت کردند آنهم عمدتا در پاسخ بهتورمهای بالا، ناپایداری مالی و افزایش تقاضا برای پاسخگویی نهادی. اینحرکت جهانی سبب شکلگیری الگوهای متفاوتی شده که امروز از نیوزیلند تا اتحادیه اروپا و از شیلی تا هند قابل مشاهده است.
سیاست پیشگامان شفافیت: بلوغ چارچوب هدفگذاری تورم نیوزیلند
نیوزیلند نخستینکشور جهان بود که در سال۱۹۹۰ چارچوب هدفگذاری تورم را با الزامات شفافیت قانونی تلفیق کرد. قرارداد هدف تورمی میان دولت و بانک مرکزی، انتشار پیشبینیهای کمی و افشای مدلهای اقتصادی آن را بهالگوی جهانی تبدیل کرد. تجربه نیوزیلند اهمیت شفافیت مبتنی بر قانون را برجسته کرد.
کانادا
بانک مرکزی کانادا با انتشار گزارشهای پولی و پیشبینیهای سناریوی پایههای شفافیت مدرن را شکل داد. تلفیق گزارش دهی منظم با نشستهای رسانهای دورهای موجب شد کانادا یکی از معتبرترین بانکهای مرکزی جهان در مدیریت انتظارات باشد.
سوئد
بانک مرکزی سوئد (Risk Bank)یکی از شفافترین نهادهای پولی جهان است. انتشار صورتجلسات همراه با آرای اعضا و افشای عمومی مدلها و دادهها میزان بالایی از پاسخگویی را تضمین کرده است. اینکشور نشان داد که شفافیت کامل و فنی با کارایی سیاست پولی سازگار است.
تجربه اروپا و آمریکا: تکامل تدریجی ارتباطات پولی بانک مرکزی اروپا (ECB)
در ابتدا چارچوبی نسبتا محافظهکارانه داشت اما پساز بحران بدهی اروپا(۲۰۱۲-۲۰۱۰) مسیر جدیدی از ECB شفافیت را آغاز کرد. انتشار صورتجلسات توضیح سیاستهای غیرمتعارف و ارائه تحلیلهای جامع اقتصادی نمونهای از تطبیق شفافیت با شرایط بحران است.
فدرالرزرو آمریکا
فدرالرزرو که سالها بهبستهبودن مشهور بود از دهه۱۹۹۰ رویکرد خود را دگرگون کرد. امروزه شفافیت آن شامل موارد زیر است:
صورتجلسات(FMOC Minutes)، کنفرانس خبری رییس پساز هرنشست، پیشبینیهای اقتصادی(SEP)، نمودار مسیر مورد انتظار نرخ بهره (Dot Plot) .
فدرالرزرو با اینساختار نشان داد که شفافیت میتواند ابزار مدیریت انتظارات در اقتصادهای بزرگ و پیچیده باشد.
اقتصادهای نوظهور: شفافیت بهعنوان ابزار مدیریت بحران
شیلی
شیلی نمونهای موفق در میان اقتصادهای نوظهور است. انتشار منظم گزارشهای تورمی، پیشبینی نرخ بهره و توضیح سیاستهای ضد شوک باعث کاهش ریسک و ارتقای اعتبار آن شده است.
برزیل
برزیل پساز دههها تورم بالا شفافیت را در مرکز سیاست پولی خود قرار داد. صورتجلسات مفصل و انتشار تحلیلهای اقتصادی باعث شد اعتماد سرمایهگذاران نسبت بهاین کشور افزایش یابد.
ترکیه(نمونه عدم موفقیت)
ترکیه قوانین شفافیت را پذیرفته اما بهدلیل مداخلات سیاسی، ضعف استقلال و ناپایداری تصمیمات شفافیت نتوانسته اثرگذار باشد. اینتجربه نشان میدهد که شفافیت بدون استقلال ناکافی است.
تجربه کشورهای آسیایی: حرکت تدریجی بهسوی شفافیت ساختاری
ژاپن
بانک مرکزی ژاپن در زمینه انتشار گزارشها و تحلیلهای سیاست پولی پیشرو بوده اما پیچیدگی برنامههای تسهیل کمی و سیاست کنترل منحنی بازده(YCC) باعث چالشهایی در انتقال پیام بهبازارها شده است.
کرهجنوبی
کره یکی از شفافترین بانکهای مرکزی آسیاست. صورتجلسات تفصیلی همراه با آرای فردی اینکشور را بهنمونهای موفق از تلفیق شفافیت و استقلال تبدیل کرده است.
هند
هند طی دهه اخیر اصلاحات عمیقی در چارچوب سیاست پولی انجام داده است. انتشار صورتجلسات کمیته سیاست پولی و گزارشهای تورمی نقش مهمی در تثبیت اعتبار آن داشته است.
کشورهای نفتی: شفافیت محدود تحت سلطه سیاست ارزی
نروژ
نروژ نمونه استثنایی در میان کشورهای نفتی است. استقلال حقیقی بانک مرکزی، نظام گزارشدهی دقیق و صندوق ثروت ملی شفاف ساختاری کمنظیر ایجاد کرده است.
کشورهای خلیج فارس
در اینکشورها بهدلیل نظام ارزی ثابت و وابستگی شدید بهدلار استقلال پولی محدود است. بنابراین شفافیت نیز بیشتر ماهیتی گزارشی دارد و کمتر شامل پیشبینیهای کمی و صورتجلسات سیاستی میشود.
شفافیت بانک مرکزی ایران: از محرمانگی بهپاسخگویی تدریجی
برای دههها بانک مرکزی ایران نهادی بود که پشت دیواری از محرمانگی فعالیت میکرد. دادهها با تاخیر منتشر میشد و سیاست پولی عمدتا ازطریق اقدامات عملی و نه ارتباط شفاف قابل فهم بود اما تورمهای مکرر، فشارهای تحریمی و مطالبات روزافزون فعالان اقتصادی باعث شد ایننهاد بهسمت شفافیت تدریجی حرکت کند. در دهه۱۳۸۰ بانک مرکزی نخستینگامها را برداشت: انتشار منظم گزارشهای پولی و بانکی و فراهمکردن دادههای نقدینگی و پایه پولی برای پژوهشگران و فعالان بازار. با اینحال شفافیت سیاستگذاری همچنان محدود بود و اهداف تورمی، صورتجلسات کمیته سیاست پولی و پیشبینیها علنی نمیشد. در دهه۱۳۹۰ تحت فشار بحرانهای ارزی و تورمی شاهد افزایش شفافیت عملیاتی بودیم. انتشار هفتگی نرخ سود
بین بانکی، توضیح مداخلات ارزی و راهاندازی عملیات بازار باز از مهمترین تحولات ایندوره بود. ایناقدامات بهبانک مرکزی امکان داد تا بخشی از اثر سیاست پولی را ازطریق مدیریت انتظارات بهدست آورد نه تنها ازطریق ابزارهای سخت افزاری مانند نرخ بهره. پساز تصویب قانون جدید بانک مرکزی(۱۴۰۲) شفافیت وارد بستر قانونی شد. تشکیل کمیته سیاست پولی، ارائه گزارش تورمی فصلی و سالانه بهمجلس و برنامهریزی برای انتشار پیشبینیهای اقتصادی. اینتحولات بانک مرکزی را بهاستاندارهای جهانی نزدیکتر کرده و امکان پاسخگویی و مدیریت بهتر انتظارات را فراهم میکند.با اینحال چالشهای مهمی باقی مانده است: نبود هدفگذاری تورم رسمی، عدم انتشار صورتجلسات کمیته سیاست پولی و محدودیت استقلال عملی. برای دستیابی بهشفافیت واقعی ایران نیازمند ادامه اصلاحات نهادی و توسعه چارچوبهای پیشبینی و ارتباطی است.
درمجموع روند شفافیت بانک مرکزی ایران هرچند آهسته از محرمانگی ساختاری بهسمت شفافیت ساختاری و پاسخگو درحال حرکت است؛ تحولی که میتواند اعتماد بازارها، ثبات اقتصادی و اعتبار سیاست پولی را در بلندمدت تقویت کند.
مرور تجارب جهانی نشان میدهد که استقلال نهادی پیشنیاز اصلی شفافیت موثر است. شفافیت ابزار کلیدی در مهار انتظارات تورمی و کاهش نااطمینانی است. شفافیت بدون پاسخگویی و انسجام سیاستی شکستپذیر است(نظیر تجربه ترکیه). هدفگذاری تورم و انتشار پیشبینیهای کمی، بالاترین استاندارد شفافیت را رقم میزند. اقتصادهای نوظهور با شفافیت توانستند هزینه استقراض، ریسکپذیری و بیثباتی مالی را کاهش دهند. کشورهایی که استقلال بانک مرکزی و هدفگذاری تورم را پذیرفتند بالاترین سطح شفافیت را دارند. کشورهای نفتی هنوز مسیر طولانی تا استانداردهای شفافیت دارند.
پژوهشگر اقتصادی
