علی بیگدلی، کارشناس ارشد روابط بین‌الملل در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» مطرح کرد

ضرورت دستیابی به توافق برای جلوگیری از جنگ

علی فریدونی
کدخبر: 605306
تغییر محل مذاکرات ایران و آمریکا به مسقط، فشارهای طرفین و دو مسیر اصلی آینده یعنی مذاکره مستقیم یا تقویت همکاری با آژانس در این گفت‌وگو مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.
ضرورت دستیابی به توافق برای جلوگیری از جنگ

علی فریدونی- سرانجام پس از روزها و هفته‌ها گمانه‌زنی درخصوص احتمال شعله‌ور شدن آتش جنگ میان ایران و آمریکا و حمله ناوگان عظیم ایالات‌ متحده به خاک ایران، چرخشی عظیم در مواضع طرفین، منجر به عزیمت دیپلمات‌های ارشد آمریکایی و ایرانی به مسقط و ازسرگیری مذاکرات با میانجیگری عمان شد. تحولاتی که باعث شد تا به سراغ علی بیگدلی برویم و از این استاد علوم سیاسی و کارشناس ارشد روابط بین‌الملل درباره چند و چون این مذاکرات، نتایج احتمالی آن و آینده روابط تهران و واشنگتن پرس‌وجو کنیم.

***

 روز گذشته شاهد ازسرگیری مذاکرات میان ایران و آمریکا بودیم؛ حال آنکه تحولات روزهای پیش از آغاز مذاکرات منجر به مطرح شدن مباحثی درخصوص مکان برگزاری این مذاکرات و مهم‌تر از آن، چارچوب این گفت‌وگوها شد. چنانکه ابتدا اعلام شد که مذاکرات در ترکیه برگزار خواهد شد و حتی از احتمال حضور برخی کشورهای منطقه از جمله عربستان سعودی، اردن، مصر و برخی دیگر کشورها در این مذاکرات سخن به میان آمد اما در ادامه اعلام شد که محل مذاکرات به عمان تغییر پیدا کرده و از سوی دیگر پیرو پیشنهاد ایران، حضور کشورهای ثالث در این مذاکرات نیز منتفی شد. برای ورود به بحث لطفا بفرمایید این تحولات را چطور ارزیابی می‌کنید و به نظر شما این تحولات در نهایت چه تاثیری بر نتایج احتمالی مذاکرات خواهد گذاشت؟!

به نظر می‌رسد که سفر اخیر آقای عباس عراقچی به‌عنوان وزیر امور خارجه ایران به آنکارا برخلاف آنچه در فضای عمومی اعلام شد، چندان رضایت‌بخش نبوده است. چنانکه حتی برخی منابع نیز مدعیاتی را در این رابطه مطرح کرده و ازجمله ادعا شد که آقای رجب طیب اردوغان، رییس‌جمهور ترکیه در جریان دیدار با وزیر امور خارجه ایران با لحنی تحکم‌آمیز با آقای عراقچی برخورد کرده است و سعی داشته از این طریق او را تحت فشار قرار دهد.

از سوی دیگر به نظر می‌رسد این پیشنهاد اردوغان بوده که کشورهای دیگر منطقه از جمله مصر و عربستان نیز در جریان مذاکرات ایران و آمریکا حضور پیدا کنند اما درنهایت این پیشنهاد مورد موافقت و پذیرش ایران قرار نگرفت. درمجموع به نظر می‌رسد حتی جابه‌جایی مکان و محل برگزاری مذاکرات نیز پس از آن صورت گرفته که وزیر امور خارجه نحوه برخورد نامناسب مقام‌های ارشد آنکارا با او را به شورای‌عالی امنیت ملی گزارش داده و تاکید کرده که این رفتار، قابل‌قبول نبوده است.

به همین دلیل هم تصمیم گرفته شد که با برگزاری مذاکرات به میزبانی ترکیه مخالفت شود و مذاکرات در همان محل سنتی دیدارهای جمهوری اسلامی و ایالات ‌متحده یعنی مسقط برگزار شود. به نظر می‌رسد هدف دیگر ایران از اعمال این تغییرات، کاستن از فشارهای سیاسی و رسانه‌ای پیرامون تیم مذاکره‌کننده و جلوگیری از تحمیل دستورکارهایی فراتر از چارچوب مصوب بوده است.

معتقدم تصمیم برای تغییر محل مذاکرات، تصمیم منطقی و صحیحی بوده است؛ به این علت که هیات ایرانی در ترکیه تحت فشار قرار می‌گرفت و در آن شرایط مجبور می‌شد که درخصوص تمام موضوعات مدنظر هیات آمریکایی و حتی نگرانی‌های کشورهای منطقه نیز مذاکره و گفت‌وگو کند؛ حال آنکه به نظر می‌رسد این مساله خلاف ماموریت تعیین شده از سوی شورای‌عالی امنیت ملی بوده و شعام تاکید داشته که مذاکره‌کنندگان تنها درباره پرونده هسته‌ای مذاکره کنند.

 پرسش دیگر اینکه در جریان تحولات پرشماری که در روزها و حتی ساعات پیش از آغاز مذاکرات شاهد بودیم حتی در مقطعی اخباری مبنی بر لغو کامل مذاکرات نیز به گوش رسید؛ به نظر شما آیا فراتر از آنچه درخصوص نحوه برخورد با آقای عراقچی مطرح کردید، مساله‌ای دیگری مطرح نبوده است؟!

به نظر می‌رسد هنگامی که جمهوری اسلامی از سوی طرفین مختلف مذاکره تحت فشار قرار گرفت و با این وضعیت روبه‌رو شدیم که بازیگران اصلی و فرعی سعی داشتند با اعمال فشار به ایران برخی نکات مهم از محل برگزاری مذاکرات تا موضوع و محور اصلی گفت‌وگوها را در راستای منافع خود تحت‌الشعاع قرار دهند و ایران را مجبور به مذاکره درباره مسائل مختلف کنند، شورای‌عالی امنیت ملی اعلام کرد که ایران مذاکره نخواهد کرد چراکه ظاهرا به این نتیجه رسیدند که ترکیه به‌عنوان کشوری که خواستار میزبانی از مذاکرات بود، آن طور که باید رفتار بی‌طرفی نداشته و هیات ایرانی را تحت فشار قرار داده است؛ بنابراین به نظر می‌رسد ایران خواستار تغییر این شرایط بود و به همین دلیل حتی از لغو مذاکرات نیز صحبت شد.

تا جایی که حتی ایالات ‌متحده نیز خبر لغو مذاکرات را تایید و اعلام کرد. هرچند حتی برگزاری مذاکرات در عمان و به‌نحوی که روز گذشته شاهد بودیم هم بی‌مشکل نبود و مشکلات دیگری از جمله حضور جراد کوشنر، داماد ترامپ که فردی یهودی و طرفدار اسرائیل است، وجود داشت اما به هر حال همین فشارها از سوی جمهوری اسلامی باعث شد که طرف مقابل با برگزاری مذاکرات غیرمستقیم موافقت کند؛ البته با این قید که تنها در صورت دستیابی به نقاط مشترک، امکان گفت‌وگوی مستقیم فراهم شود.

نکته قابل‌توجه دیگر در این رابطه تاکید ایران بر مذاکره تک‌موضوعی مرتبط با هسته‌ای است. هرچند به نظر نمی‌رسد آمریکا تنها به تاسیسات هسته‌ای اکتفا کند و موضوعاتی ازجمله برد موشکی و حمایت از نیروهای منطقه‌ای و در نهایت تعهد به عدم برخورد خشونت‌آمیز با معترضان داخلی است. این تعدد و گستردگی خواسته‌ها و انتظارات آمریکا ممکن است، مانع از به نتیجه رسیدن مذاکرات شود.

 نکته مهم دیگر ترکیب و پیام سیاسی تیم آمریکایی است. همانطور که اشاره کردید در هیات آمریکایی چهره‌هایی مانند جارد کوشنر، داماد دونالد ترامپ نیز حضور داشته است. حضور افرادی همچون کوشنر در این حلقه تصمیم‌سازی، این برداشت را در رسانه‌ها تقویت کرد که اعمال فشار نظامی برای دستیابی به نتیجه حداکثری در مذاکرات، در این مقطع برجسته‌تر شده و نوعی پیام بازدارنده به ایران مخابره می‌شود؛ پیامی که مفاد آن این است که ناکامی مذاکرات می‌تواند به‌سرعت به گزینه نظامی منتهی شود. نظر شما در این رابطه چیست؟!

حضور کوشنر در ابتدا در برنامه نبود و این حضور پیام‌هایی منفی به دنبال داشته باشد. حضور فرمانده نظامی نیز از تصمیم واشنگتن برای مطلع بودن فرمانده نظامی از روند پیش‌برد مذاکرات است و از جهت دیگر این پیام به طرف ایرانی منتقل شده که در صورت شکست مذاکرات، امکان استفاده بلافاصله از ابزار نظامی وجود دارد و در نتیجه پیامی تهدیدآمیز به تهران مخابره می‌کند.

 در نهایت به نظر شما در آینده باید منتظر چه تحولاتی باشیم و چه سناریوهایی پیش‌روی ایران قرار دارد؟!

من همواره دو پیشنهاد اساسی را در فضای عمومی و رسانه‌ای مطرح کرده‌ام و هم‌اکنون نیز بر آن دو پیشنهاد تاکید دارم. در واقع به نظر من، اصولا دو راه پیش‌روی ماست؛ یکی اینکه باتوجه به شرایط نامطلوب اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به‌سمت مذاکره مستقیم با آمریکا گام برداریم زیرا اکنون در موضعی قرار داریم که ناچار به دادن امتیاز به واشنگتن هستیم.

از سوی دیگر معتقدم که این مساله نیز ضروری است که ایران همکاری فنی خود با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را تقویت و آمادگی خود را برای حضور کارشناسان و ارائه گزارش‌های شفاف اعلام کند؛ به‌ویژه باید توجه کرد که در آستانه برگزاری نشست شورای حکام قرار داریم و رافائل گروسی، رییس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی موظف به ارائه گزارشی جامع از وضعیت هسته‌ای ایران است.

بنابراین معتقدم در صورت عدم دستیابی به توافق میان ایران و آمریکا در همین مذاکراتی که در مسقط برگزار شد باید منتظر گزارش منفی مدیرکل آژانس به شورای حکام باشیم؛ گزارشی که طبیعتا می‌تواند نارضایتی مضاعفی را در سطح بین‌المللی علیه ایران ایجاد کند و زمینه‌ساز ارجاع پرونده ایران به چارچوب‌های سختگیرانه‌تر ازجمله ماده(۴۲) فصل هفتم منشور ملل متحد شود.

نکته مهم دیگری که در این رابطه نیز اخبار و جزئیاتی منتشر شده، این است که ممکن است ایران از معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (npt) کنار گذاشته شود؛ مسیری که خطر تشدید تنش و حتی اقدام نظامی را افزایش می‌دهد. از این‌رو، مدیریت هوشمندانه مذاکرات و تعاملات فنی با آژانس در شرایط کنونی اهمیتی تعیین‌کننده دارد. در غیر این صورت ایران در مسیر کره‌شمالی شدن در موضوع هسته‌ای قرار خواهد گرفت.

آخرین اخبار