صنعتی که قربانی تنشهای سیاسی شد
نادر نینوایی
صنعت گردشگری ایران این روزها یکی از تاریکترین مقاطع تاریخی خود را تجربه میکند. از ابتدای سال۱۴۰۳ تاکنون، کشور در معرض موجی ممتد از تنشهای داخلی و بینالمللی قرار گرفته؛ موجیکه بیوقفه بر پیکر نحیف گردشگری کوبیده و آن را به حاشیه رانده است. منازعات فرسایشی با غرب بر سر پرونده هستهای، حمله رژیمصهیونیستی به کنسولگری ایران در دمشق و پاسخ موشکی ایران، ترور اسماعیل هنیه در روز تحلیف پزشکیان در تهران، جنگ ۱۲روزه، اعتراضات معیشتی و صدور هشدارهای پیاپی سفر، مجموعهای از بحرانها را شکل داده که نفس صنعت گردشگری را به شماره انداخته و آن را وارد رکودی عمیق و ادامهدار کرده است.
این در حالی است که گردشگری ذاتا صنعتی شکننده و بهشدت حساس است؛ صنعتی که همواره نخستین قربانی ناامنی، تنش و بیثباتی سیاسی محسوب میشود. مسافر بهدنبال آرامش، امنیت و اطمینان بوده و طبیعی است کشوری که در کانون بحرانهای امنیتی و سیاسی قرار دارد، جایی در فهرست انتخابهای او نداشته باشد.
پیامد این وضعیت کاملا روشن است. در یکسالونیم گذشته، همزمان با تشدید تنشها و افزایش هشدارهای رسمی سفر، گردشگران خارجی عملا ایران را از نقشه سفر خود حذف کردهاند. در روزهای اخیر رییس جامعه تورگردانان صراحتا از توقف تورهای ورودی سخن گفته و یکی از اعضای جامعه هتلداران نیز پایین بودن ضریب اشغال هتلها را زنگ خطری جدی برای آینده صنعت گردشگری کشور ارزیابی کرده است؛ هشدارهایی که تاکنون پاسخ عملی روشنی از سوی سیاستگذاران دریافت نکردهاند.
در شرایطی که گردشگری ورودی به بنبست کامل رسیده، فعالان این صنعت ناچارند به گردشگری داخلی دل خوش کنند؛ امیدی کمرمق و شکننده. گردشگری داخلی نیز زیر فشار شدید مشکلات اقتصادی، تورم افسارگسیخته و کاهش چشمگیر قدرت خرید مردم، با رکودی عمیق دستوپنجه نرم میکند. افزایش مداوم هزینههای زندگی، سفر را از سبد اولویت خانوارها حذف و آن را به کالایی لوکس بدل کرده ست. بخش قابلتوجهی از جامعه ناچار است تمام درآمد محدود خود را صرف تامین نیازهای معیشتی کند و در چنین فضایی سفر به امری تجملی و دور از دسترس تبدیل شده است.
در این روزهای تیره، انتظار فعالان گردشگری از دولت و نهادهای متولی، چیزی فراتر از وعدههای تکراری است. ارائه تسهیلات حمایتی واقعی، مشوقهای مالیاتی موثر و کاهش هزینههای سنگین بهویژه در حوزه انرژی برای مراکز اقامتی، مطالبهای بدیهی و فوری است. اگر دولت بهطور واقعی به توسعه اقتصاد غیرنفتی باور دارد و اگر قرار است ایران در عرصه گردشگری بیش از این از رقبای منطقهای چون ترکیه، عربستان، امارات و قطر عقب نماند، اکنون زمان تصمیمهای سخت، سریع و اجرایی است.
نباید از نظر دور داشت که تداوم رکود کنونی و تعطیلی محتمل آژانسهای مسافرتی، تورها و مراکز اقامتی، پیامدی جز شتابگرفتن خروج نیروی انسانی متخصص از صنعت گردشگری نخواهد داشت. در چنین شرایطی،امید به احیای دوباره توریسم کمرنگتر میشود و مهمترین سرمایه این بخش یعنی نیروی انسانی و زیرساختهای گردشگری، در معرض فرسایش تدریجی قرار میگیرد.
افزون بر این، زیان ِرکود گردشگری صرفا محدود به فعالان مستقیم این حوزه نیست بلکه زنجیرهای از مشاغل وابسته، از حملونقل و صنایعدستی گرفته تا رستورانها و کسبوکارهای محلی را نیز زمینگیر میکند. گردشگری صنعتی پیشران است و بیتوجهی به آن اثرات دومینویی بر اقتصاد ملی بر جای میگذارد. نادیده گرفتن این واقعیت به معنای از دست دادن فرصتهای ارزآوری، اشتغالزایی و حتی دیپلماسی فرهنگی است. احیای گردشگری ایران پیش از هرچیز نیازمند بازسازی تصویر امنیت و ثبات در نگاه جهان و همزمان، تدوین بستهای فوری و شفاف از حمایتهای عملی است. در غیر این صورت صنعت گردشگری ایران ممکن است نهتنها جایگاه منطقهای خود بلکه توان بازگشت به روزهای رونق را نیز برای سالها از دست بدهد.

