صبح خاکستری پایتخت
جهان صنعت– تهران، این کلانشهر پرهیاهو این روزها با چهرهای خاکستری و نفسی لرزان هر روز به استقبال صبح میرود. با بالا گرفتن تنش نظامی، از سپیدهدم صدای انفجار آغاز و تا سحرگاه ادامه دارد. براساس آمارهای رسمی، حجم تخریب در پایتخت بالا بوده و همین امر بسیاری را از خانههای خود رانده است. از سوی دیگر شرایط جنگی حاکم بر شهر، چهره تهران را تغییر داده و مردم را نیز کلافه و سردرگم درباره آینده کرده است. روال زندگی طبیعی تا حدودی در جریان است اما بسیاری با ترس و واهمه در خیابانها تردد میکنند، مغازهها را باز کردهاند و استرس این را دارند که مبادا هر لحظه اتفاقی برایشان بیفتد. این روزها مردم با دو نگرانی صبح خود را آغاز میکنند؛ ترس از تخریب اموال و ترس از درخطر افتادن جانشان. اگر به تهران بنگریم، موزهای از ویرانیها را مشاهده میکنیم و شهروندانی که وحشت در دلشان رخنه کرده است.
حجم تخریب به روایت آمار
در پی بالاگرفتن تنش نظامی، سخنگوی دولت از آسیب ۳هزار واحد مسکونی در طول یک هفته اخیر خبر داد و افزود: تا روز جمعه ۳۰۹۰ واحد مسکونی، ۵۲۸ واحد تجاری و ۱۳ واحد درمانی که ۹ واحد آن متعلق به هلالاحمر بوده، مورد اصابت قرار گرفته و تلفات انسانی در مراکز درمانی را شاهد بودیم.
رییس جمعیت هلالاحمر از تخریب گسترده زیرساختهای غیرنظامی نیز در پی حملات به کشور خبر داد و اعلام کرد: از ابتدای این تهاجم تاکنون ۶۶۶۸ واحد غیرنظامی در نقاط مختلف کشور هدف حمله قرار گرفتهاند. بررسیهای اولیه نشان میدهد بخش قابلتوجهی از اهداف مورد حمله، اماکن غیرنظامی و زیرساختهای مرتبط با زندگی مردم بوده است. وی با تشریح آمار اماکن آسیبدیده افزود: در میان این اهداف ۵۵۳۵ واحد مسکونی، ۱۰۴۱ واحد تجاری، ۱۴مرکز درمانی، ۶۵مدرسه و ۱۳مرکز وابسته به جمعیت هلالاحمر قرار دارند که بیانگر ابعاد گسترده خسارات وارده به زیرساختهای شهری و خدمات عمومی است.
رییس جمعیت هلالاحمر همچنین اعلام کرد: در جریان این حملات، تعدادی از خودروهای امداد و نجات نیز آسیب دیده و متاسفانه شماری از امدادگران جمعیت هلالاحمر حین انجام ماموریتهای امدادرسانی مصدوم شدهاند. وی با تاکید بر الزامات حقوق بینالملل بشردوستانه تصریح کرد: براساس کنوانسیونهای ژنو، حمله به مراکز غیرنظامی از جمله منازل مسکونی، مراکز درمانی، مدارس و همچنین نیروها و تجهیزات امدادی به طور صریح ممنوع بوده و تمامی طرفهای درگیر موظف به احترام و حفاظت از این اماکن و نیروها هستند.
اماکن آسیبدیده، از کاخ گلستان تا فرودگاه مهرآباد
علاوهبر مراکز نظامی و سیاسی، مدارس و بیمارستانها را نیز هدف قرار داده است که این امر مغایر با قوانین حقوق بشری است. تاسفبرانگیزتر، آسیب دیدن اماکن تاریخی و میراث فرهنگی باشکوهی چون کاخ گلستان، بازار تهران، ورزشگاه آزادی، فرودگاه مهرآباد و کاخ سنای قدیم است که قدمت برخی از آنها به صدها سال میرسد.
فرهنگ در آتش
تصاویر منتشرشده در فضای مجازی از کاخ گلستان و محدوده بازار تهران، آسیب جدی به این بناهای تاریخی را نشان میدهد. بمباران میدان ارگ در خیابان پانزدهخرداد، علاوه بر خسارت به برخی حجرههای بازار، بخشهایی از کاخ گلستان، از جمله تزیینات معماری، درهای چوبی و تالار آینه را نیز دچار آسیب جدی کرده است. این میراث چندصدساله که در طول تاریخ بحرانهای بسیاری را پشت سر گذاشته، اکنون بر اثر شدت موج انفجار، خسارات فراوانی دیده است. بازار تهران که در روزهای پایانی اسفندماه همواره مملو از جمعیت و جنبوجوش است، طی هفته اخیر مورد اصابت قرار گرفته و بخشی از حجرههای آن آسیب دیدهاند. این حملات، حالا فضای پرشور و هیجان این منطقه را به سکوت، تخریب و خلوتی بدل و آن را به صحنهای تراژیک تبدیل کرده است.
انقلاب، آزادی و مهرآباد؛ غرق در دود
علاوه بر اماکن تاریخی، برخی خیابانهای مهم پایتخت نیز هدف حملات قرار گرفتهاند. میدان انقلاب که همواره محل تردد دانشجویان و فضایی سرشار از عطر کاغذ و مداد رنگی بود، اکنون با اصابت پرتابهها، بوی باروت به خود گرفته است. همچنین خیابانهای اطراف میدان آزادی نیز مورد حمله واقع شدهاند. تصاویر منتشر شده از این منطقه، صحنهای تلخ از میدان تاریخی آزادی را میان دود و آتش به نمایش میگذارند و آسیب جدی به خیابانهای اطراف وارد شده است. علاوه بر این فرودگاه مهرآباد نیز در شامگاه شنبه گذشته مورد اصابت شدید قرار گرفت. این فرودگاه نیز بهعنوان یکی از نقاط قدیمی و تاریخی پایتخت، آسیب فراوانی متحمل شده است.
خانهها در آتش جنگ
در حالی که آسیب به مراکز تاریخی و فرهنگی دردناک است، هدف قرار گرفتن منازل و مناطق مسکونی، عمیقا دردناکتر از آن است. بیشترین تمرکز حملات در هفته گذشته بر تهران بوده و پایتخت بیش از سایر شهرها، شدت درگیریها را تجربه کرده است. از همان آغاز جنگ، شهروندان تهرانی دچار نگرانی و وحشت شدهاند. متاسفانه به دلیل مشکلات اقتصادی، بسیاری از مردم با مشقت فراوان و پسانداز ناچیز، توانسته بودند خانهای در تهران خریداری یا اجاره کنند. اکنون با آسیب دیدن مناطق مسکونی، بسیاری از آسیبدیدگان نگران سرپناه خود هستند و این سوال برایشان مطرح است که آیا خسارت وارده، تمام و کمال جبران خواهد شد یا خیر. مسوولان شهری وعده دادهاند که افراد آسیبدیده را در هتلها اسکان داده و خانههایشان را بازسازی خواهند کرد. با این حال ترس مردم از این است که این وعدهها عملی نشوند و حقشان پایمال شود.
ترکش بر روان مردم
در کنار تخریب ساختمانها، سلامت روان و اعصاب مردم نیز به شدت آسیب دیده است. فقدان سیستم هشدار در بسیاری از شهرها ازجمله تهران باعث شده شهروندان از زمان حملات بیاطلاع باشند و تنها منبع هشدار آنها، صدای انفجار باشد. همچنین استرس مداوم ناشی از شبهای موشکباران بهویژه بر افراد مسن و کودکان، در صورت تداوم میتواند منجر به فرسودگی شدید آنها شود. «جهانصنعت» در گفتوگو با برخی شهروندان تهرانی، وضعیت روحی و روانی آنها را در شرایط جنگی بررسی کرده است.
خیابان جمهوری؛ کابوس خانگی
یکی از ساکنین خیابان جمهوری که خانهاش در پی حملات اخیر آسیب دیده، تجربه تلخ خود را برای «جهانصنعت» اینگونه شرح میدهد: منزل ما در نزدیکی نقاط حساس و سیاسی قرار دارد و از همان ابتدای جنگ، شدت تخریب را شاهد بودیم اما بامداد پنجشنبه گذشته، شدت موج انفجار به حدی بود که از تختم به زمین افتادم. من همراه با مادرم، پدرم و خواهرم زندگی میکنم و مدام نگران جان آنها هستم. در پنجشنبهای که گذشت، به جرات میتوانم بگویم که مرگ را جلوی چشمانم دیدم. شدت انفجار شیشهها را شکست و به چارچوب در نیز آسیب زد. ما جای دیگری برای رفتن نداریم و باید همینجا بمانیم. هر شب با این ترس میخوابم که شاید این آخرین شبی باشد که چشمانم را باز میکنم.
پرند؛ دعای مادری در دل شب
خانم مسنی که در پرند سکونت دارد و فرزندانش در تهران زندگی میکنند، هر شب پیش از آغاز حملات، از پنجره خانهاش به آسمان خیره شده و با پروردگارش درد دل میکند. او به «جهانصنعت» میگوید: هر بار که صدای انفجار میآید، ترسی شدید وجودم را فرا میگیرد. مدام نگران فرزندانم هستم که مبادا آسیبی به آنها وارد شود. اضطرابم که شدت میگیرد، با خدا حرف میزنم. نمیدانم چه بر سر ما خواهد آمد اما دائم نگران آینده خود و فرزندانم هستم. همسرم نیز مریضاحوال است. نگرانم اگر اتفاقی رخ داد، با این سن و سال چگونه او را به جای امن منتقل کنم.
بیخوابی؛ رفیق شبهای پایتخت
یکی دیگر از شهروندان تهرانی، از بیخوابیهای شبانه خود سخن گفت. وی بیخوابی را نتیجه مستقیم حملات میداند و به «جهانصنعت» توضیح داد: مدتهاست که خواب راحت ندارم. حملات معمولا بین ساعات ۲ تا ۶ صبح رخ میدهد و هر ۱۵ دقیقه یکبار، صدای انفجار و تکانههای شدید، خواب را از چشمانمان ربوده است. گاهی از ترس و دلهره به سقف خیره میشوم و این ترس را دارم که هر لحظه ممکن است آوار بر سرمان بریزد. پدرم نیز با شنیدن صدای انفجار، با اضطراب شدید از خواب میپرد. نمیدانیم این وضعیت تا کی ادامه خواهد یافت.
کسبوکار؛ قربانی جنگ
یک آرایشگر از تاثیر مخرب جنگ بر وضعیت کسبوکار خود میگوید. او با گلایه از وضعیت معیشتی و روانی خود به «جهانصنعت» گفت: اوج کار ما در ایام نزدیک به عید است اما با شروع جنگ، بازار شب عید عملا از بین رفت. گاهی در طول روز فقط یک یا دو مشتری داریم. از نظر مالی، توان تعطیل کردن مغازه و رفتن به مکانی امن را نداریم. هر روز با استرس فراوان مغازه را باز میکنم. شرایط مالی از یکسو و بیم جان از سوی دیگر هیچ اعصابی برایم باقی نگذاشته است. این وضعیت تنها مختص من نیست. شما اگر به سراغ هر کاسبی بروید، اکثر آنها همین وضع را دارند.
جامعه در دل بحران
آنچه این روزها مردم را در بر گرفته، بحرانهای پی در پی است. از یکسو ترس از وضعیت معیشت و اقتصاد که طی ۱۱ماه اخیر رمقی برایشان باقی نگذاشته و از سوی دیگر ترس از تخریب مادی و آسیب جانی در شبهای هولناک بمباران آنها را فرسوده کرده است. اکثر مردم این پرسش را مطرح میکنند که این وضعیت تا چه زمانی ادامه خواهد یافت و سرانجام مردم به چه سرنوشتی دچار خواهند شد؟
