شکاف درمیان شیوخ اوپک
محمود خاقانی*– رژیم حاکم در اماراتمتحدهعربی اعلام کرده که از روز اول ماهمی۲۰۲۶میلادی بهطور رسمی از سازمان تولیدکنندگان و صادرکنندگان نفت اوپک و نیز همکاریهای اوپک با غیراوپک یعنی اوپکپلاس خارج میشود. رژیم حاکم در امارات که روابط نزدیکی با رژیم صیهونیستی حاکم در سرزمینهای اشغالی فلسطین دارد مدعی است اینتصمیم را براساس برنامههای آتی صنعت نفت امارات اتخاذ کرده اما کارشناسان اقتصاد انرژی میگویند اینتصمیم را رژیم صیهونیستی اسرائیل برای رژیم حاکم دستنشانده در امارات گرفته زیرا بدینوسیله اسرائیل تلاش میکند که درمیان کشورهای عربی منطقه شکاف ایجاد کند و جلوی هرگونه همکاری احتمالی آتی بین آنها و ایران را نیز بگیرد.
اوپک قبلا بیفایده شده بود؟
سالها پیش ایننظریه مطرح شد که سازمان اوپک بهدلیل اختلافات داخلی و کمرنگشدن نقش ایران درحال ضعف و ناتوانی است و دیگر در بازار جهانی نفت نقش عمده ای ایفا نمیکند. پس از ریاست ایران دراوپک، سایر اعضای موسس بهترتیب عراق، کویت، عربستان و ونزوئلا بهعنوان دبیرکلهای اوپک انتخاب شدند اما با پیروزی انقلاب اسلامی در سال۱۳۵۷ و پس از آن جنگ تحمیلی صدامحسین با حمایت قدرتهای شرق و غرب آن دوران و رژیمهای دستنشانده آنها در کشورهای عضو اوپک همه چیز تغییر کرد. درست زمانی که نوبت ایران بود تا بهعنوان دبیرکلی اینسازمان انتخاب شود سایر اعضای اوپک با ریاست ایران مخالفت کردند. بنابراین فقط در دوره نخست تاسیس اوپک کرسی دبیرکلی اینسازمان را ایران برعهده داشت.
پژوهشگران حوزه نفت و انرژی متفقالقول بر اینباورند که نقش سیاست و بازیهای سیاسی در اوپک از زمان پیروزی انقلاب اسلامی پررنگتر شد. بنابراین تصمیم اخیر رژیم اماراتمتحدهعربی برای خروج از اوپک یکتصمیم سیاسی است. مخالفانی از جنس دلواپسان منطقه مشهور است که انقلاب اسلامی موجب شوک دوم قیمت نفت در بازارهای جهانی در سال۱۹۷۹ میلادی شد. بنابراین سازمان اوپک که قرار بود سازمانی اقتصادی باشد بهگونهای دیگر کارش را ادامه داد.
از همان زمان کسانی در منطقه دلواپس بودند که جمهوری اسلامی ایران پایدار بماند که تا امروز باوجود تحریمها و جنگها پایدار مانده است. بنابراین شرکتهای نفتی و همینطور دولتهای مختلف بر آن شدند تا نقش ایران در اوپک تضعیف شود و ایران نتواند دبیرکل اوپک شود. امروز هم همان اهداف سیاسی اما با شکل دیگری در منطقه و نیز درسازمان اوپک بهویژه پس از رویکارآمدن یکدولت دستنشانده آمریکا در کشور ونزوئلا دنبال میشود. تحریم ایران بهنفع غرب و شرق: دولتهای آمریکا، انگلیس، اروپا و متحدان آنها و دولتهای چین، روسیه، هند و سایرین ازجمله اعضای اوپک با تحریم صنعت نفت و گاز ایران بیشترین سود را تا قبل از شروع جنگ رمضان بردند. در همین حال درداخل کشور نیز کاسبان تحریم، مافیایی که صنعت نفت را از سال۱۳۸۴ تاکنون تحت تسلط درآورد و اینروزها کاسبان جنگ پا بهعرصه وجود گذاشتند، رشد کردند و فعال هستند. کاسبان تحریم، کاسبان اینترنت طبقاتی و فیلترشکن فروشی و مافیاهای مختلف که اینروزها با مذاکرات برای خاتمهدادن بهجنگ رمضان مخالفت میکنند خواهان تداوم تحریمها و شرایط بحرانی نظیر قطع اینترنت و فروش اینترنت طبقاتی بهمنظور تسلط آنها بر اقتصاد خرد و کلان، صنعت نفت وگاز-انرژی کشور هستند که رابطه مستقیم با امنیت ملی کشور دارد.جنگ رمضان و بحران جهانی انرژی برخی از کارشناسان اقتصاد انرژی میگویند که شاید در مقام مقایسه با جنگ اعراب و اسرائیل در سال۱۹۷۴ و پیروزی انقلاب اسلامی در سال۱۹۷۹میلادی شروع جنگ رمضان و بستهشدن تنگه هرمز از ۹اسفندماه۱۴۰۴ تاکنون شدیدترین و جدیترین بحران انرژی را بهکشورهای مختلف در جهان تحمیل کرده است. درحال حاضر تولید نفت و صادرات نفت و گاز از منطقه بهبازارهای جهانی حتی درصورت پایان جنگ رمضان با بحرانی دامنهدار روبهرو خواهد بود و بهنظر هم نمیرسد در شرایط فعلی تعامل گستردهای میان تولیدکنندگان و صادرگنندگان نفت با مصرفکنندگان برقرار شود. درنتیجه راهکار اصلی که برای ایران باقی میماند پیگیری نظریه است که که رییسدولتیازدهم در اجلاس سال۲۰۱۴ میلادی داووس اعلام کرد: یعنی تعامل تولیدکنندگان و مصرفکنندگان.
با ابتکار ایران؛ چگونه؟
درآن زمان وزارت نفت دولت یازدهم بهاین نتیجه رسیده بود که نمیتوان امیدی بهاوپک برای حفظ منافع تولیدکنندگان و صادرکنندگان نفت داشت زیرا اوپک بهسازمانی سیاسی علیه یکعضو مستقل خود یعنی ایران تبدیل شده بود. کما اینکه سایر اعضای اوپک از ایران دربرابر تحریمها حمایت نکرده و با آمریکا، انگلیس، اروپا ومتحدان آنها علیه ایران همکاری و همراهی کردند. درطول جنگ۱۲روزه و جنگ رمضان همکاریهای سیاسی آنها علیه ایران بههمکاری نظامی نیز گسترش پیدا کرد.آمریکا و سیاست مدیریت بازار جهانی انرژی: ایننکته را باید مد نظر قرار داد که در ماه ژوئن سال۲۰۱۷ میلادی پس از رویکارآوردن بنسلمان در عربستان دولت اول دونالد ترامپ اعلام کرد که آمریکا مدیریت بازار نفت را دراختیار میگیرد و با کمک بعضی از اعضای اوپک در اینراستا موفق شد. در دوره دوم دولت دونالد ترامپ اینهمکاریها گسترده تر شد و با رویکارآوردن یکدولت دستنشانده در ونزوئلا و نفوذ در عراق عملا اوپک تحت مدیریت آمریکا قرار گرفته است. درنتیجه اوپک بهسازمانی تبدیل شده که کاری نمیکند و برای اعضای بنیانگذار نظیر ایران کمکی نکرد و نمیکند.
ضرورت تعامل بین تولیدکننده و مصرفکننده: امروز کشورهای عضو اوپک و غیراوپک و کشورهای عمده مصرفکننده آرامآرام واقعیت مهم و جدیدی را میپذیرند که دولت اول دونالد ترامپ اشتباه بزرگی کرد که از برجام خارج شد و مخالفان برجام در ایران و منطقه اشتباه بزرگی کردند که زمنیه خروج آمریکا از برجام و بیسرانجامکردن برجام را فراهم کردند. جهان دراینروزها نگران برافروختهشدن آتش دوباره جنگ در خلیج فارس هستند که دود شدیدش بهچشمان اعضای اوپک بهدلیل تحریمهای تحمیلی بهایران و محاصر دریایی تنگه هرمز توسط آمریکا تاکنون رفته است.
سیاسیکاری الیگارشیهای حاکم درمنطقه و الیگارشی نوپا درایران یعنی خانوادههای حاکم درکشورهای منطقه و اصحاب ثروت وقدرت درایران بهدلیل استقامت، پایداری و مقاومت مردم ایران ناچار خواهند شد برای نجات و بقای خودشان تسلیم خواستههای مردم ایران بشوند که خواهان حکمرانی مردم ایران درایران هستند و تاکنون دربرابر فشارهای شدید تحریمها، جنگ۱۲روزه، اتفاقات دیماه و جنگ رمضان مقاومت و پایداری کردند. اعضای باقیمانده در اوپک اگر خواهان بقای اوپک هستند چارهای جز این ندارند و باید با ایران همکاری و همراهی کنند. باید با مذاکره و تعامل با ایران در اوپک و منطقه بتوانند در بازار جهانی انرژی نقش موثری ایفا کنند.
اهداف اوپک تغییر کرد؟
زمانی که اوپک متولد شد اهداف اقتصادی داشت و میخواست دربرابر شرکتهای نفتی که آن زمان که بههفت خواهران مشهور بود رقابت کند جنگ رمضان ثابت کرد که بیشترین سود نصیب شرکتهای بزرگ نفتی شده و متاسفانه شرکتهای نفتی دوباره برسرنوشت کشورهای صاحب ذخائر غنی نفت و گاز حاکم شدند. بنابراین بهترین راهکار همان است که رییس دولت یازدهم در اجلاس داووس در سال۲۰۱۴ میلادی پیشنهاد کرد. او در آن اجلاس گفت مشکلات بازار نفت ناشی از این است که بین مصرفکننده و تولیدکننده ارتباط مستقیم وجود ندارد.
باید دست واسطههای بینالمللی از این بازار کوتاه شده و بین مصرفکننده و تولیدکننده گفتمانی آغاز شود که براساس قیمت تمامشده تولید انرژی باشد. یعنی تولیدکننده محصول خود را با قیمتی بهبازار عرضه کند که مقرونبهصرفه باشد. درواقع این قیمت برای خریدار امکان و توان خرید ایجاد میکند. بنابراین با خروج رژیم امارات از اوپک شاید فرصتی فراهم آمده باشد تا ایران بتواند از فرصت بحران محاصره دریایی آمریکا و مسدودشدن تنگههرمز استفاده کند و مبتکر گفتوگو و تعریف روابط تجاری جدید بین تولیدکنندگان و مصرفکنندگان عمده نفتوگاز درجهان تحتعنوان غیرسیاسی و غیرنظامیکردن صنعت انرژی و تعریف انرژی برای صلح ورشد اقتصادی جهان وارد گفتوگو شود.
درداخل کشور هم دولت چهاردهم باید صنعت نفت وانرژی کشور را از وجود مافیاهای مختلف و نفوذ سیاسی باندها و گروهای مختلف پاکسازی و با بازنگری در خصوصیسازیهای اشتباه صنعت ملی نفت و گاز و انرژی کشور را دوباره ملی کند.
* کارشناس بینالملل انرژی
