شلیک اوکراین بهقلب اقتصادی روسیه
جهان صنعت – در تازهترین تحولات صورتگرفته و پس از ادامه حملات سریالی اوکراین بهمراکز وایلدبریز روسیه کییف راهبرد حملات پهپادی دوربرد خود علیه صنعت انرژی روسها را از حملات گسترده بهپالایشگاهها بهسوی هدفقراردادن اجزای حیاتی و دشوار قابل جایگزینی تغییر داده است.
برنامهریزان نظامی، اپراتورهای پهپاد و کارشناسان انرژی اوکراین میگویند هدف کییف دیگر صرفا ایجاد آتشسوزی در پالایشگاهها یا نابودی مخازن ذخیره نفت نیست بلکه این است که تاسیسات برای مدت طولانیتری از مدار خارج شوند و هرحمله هزینه بسیار بیشتری بر مسکو تحمیل کند.
درهمینرابطه یکی از اعضای یگان حملات عمقی اوکراین در گفتوگو با فایننشالتایمز اعلام کرد که این راهبرد بهطور دقیق هدفمند و هماهنگ طراحی شده است. ولودیمیر زلنسکی، رییسجمهور اوکراین که اکنون بهآمریکا سفر کرده آخر هفته گذشته اعلام کرد که بهفرمانده کل جدید ارتش و وزیر دفاع موقت دستور داده دامنه حملات عمقی این کشور را گسترش دهند. یوهنی خمارا، وزیر دفاع جدید اوکراین گفت که همراه با میخایلو دراپاتی، فرمانده ارشد جدید برنامههایی را برای کشاندن جنگ تا حد امکان بهداخل خاک روسیه تدوین کردند.
او تاکید کرد: اوکراین با تمام ابزارهای ممکن بهواردکردن شوک و فشار فناورانه بر روسیه ادامه خواهد داد. باید آنچه تاکنون موثر بوده را در مقیاسی بزرگتر اجرا کنیم.
دو اپراتور پهپادهای دوربرد گفتند انتخاب اهداف براساس تحلیلهای فنی دقیق مقامهای مسوول انجام میشود. در این فرآیند عواملی مانند مسیرهای لجستیکی، مسیر پرواز پهپادها و اولویتهای عملیاتی گستردهتر مورد توجه قرار میگیرد. آنها توضیح دادند که پیش از هر ماموریت یگانهای پهپادی از سوی مهندسان انرژی و کارشناسان صنعت نفت توجیه میشوند تا بدانند کدام اجزای پالایشگاه برای ادامه فعالیت آن حیاتی هستند و جایگزینی کدام تجهیزات بیشترین زمان را خواهد برد. یکی از اپراتورها گفت: کارشناسان بهما میگویند این خط لوله را هدف بگیرید، آن دودکش را بزنید، در این نقطه حمله کنید یا این اتصال تجهیزات و این جعبه کنترل را منهدم کنید. او افزود که برخی عملیاتها همچنان شامل حمله بهانبارهای بزرگ نفت است؛ حملاتی که در آنها از مهمات دارای ترکش برای افزایش میزان تخریب استفاده میشود.
روسیه و اوکراین هردوزیرساختهای انرژی دوران اتحاد شوروی را بهارث بردند و همین موضوع باعث شده مهندسان اوکراینی شناخت دقیقی از فرایندهای صنعتی، چیدمان تجهیزات و نقاط آسیبپذیر تاسیسات روسیه داشته باشند.
آندری زاگورودنیوک، وزیر دفاع پیشین اوکراین و رییس اندیشکده مرکز راهبردهای دفاعی در کییف مدعی شد: متاسفانه ما از روسها یاد گرفتیم. آنها دقیقا همین کار را با ما انجام میدهند.
ماموریتهای حمله معمولا با چندین هدف و سناریوی جایگزین طراحی میشوند. اگر اپراتورها بهدلیل پدافند هوایی یا مشکلات ناوبری نتوانند بههدف اصلی برسند دستور دارند بهجای لغو عملیات بهاهداف ثانویه یا حتی ثالث که از قبل تعیین شدند حمله کنند.
رابرت بروودی، فرمانده نیروهای سامانههای بدون سرنشین اوکراین گفت حملات بهپالایشگاهها بخشی از کارزار گستردهتری است که هدف آن ازبینبردن شبکههایی بوده که ماشین جنگی روسیه را تغذیه میکنند؛ از صادرات نفت که منابع مالی جنگ را تامین میکند گرفته تا مسیرهای لجستیکی که تجهیزات و نیروها را بهخطوط مقدم میرسانند.
او گفت که هدف کاملا روشن است: نخست نابودی منابعی که هزینه جنگ پوتین را تامین کرده یعنی تجارت نفت و دوم نابودی مجتمع نظامی-صنعتی که ارتش روسیه را بهسلاح مجهز میکند.
جنگ سیستمی
این راهبرد بازتاب مفهومی است که برنامهریزان نظامی از آن با عنوان جنگ سیستمی یاد میکنند؛ رویکردی که در آن زیرساخت انرژی روسیه نه بهعنوان مجموعهای از اهداف پراکنده بلکه بهعنوان یک شبکه بههمپیوسته مورد بررسی قرار میگیرد.
زاگورودنیوک گفت: ما بهروسیه بهعنوان یک سیستم نگاه میکنیم. وقتی این سیستم را بشناسید میتوانید بخشهایی را شناسایی کنید که حمله بهآنها تاثیر بسیار بزرگتری ایجاد میکند. برنامهریزان اوکراینی با ترسیم نقشه وابستگی میان پالایشگاهها، پستهای برق و شبکههای انتقال انرژی نقاطی را شناسایی میکنند که حتی یک کلاهک نسبتا کوچک نیز میتواند اختلالی بسیار گستردهتر از محل انفجار اولیه ایجاد کند.
بهگفته اپراتورهای پهپاد و براساس تحلیل تصاویر ماهوارهای فایننشال تایمز، یگانهای اوکراینی اکنون بارها همان تجهیزات حیاتی را هدف قرار میدهند آنهم پیشاز تکمیل عملیات تعمیر تا مانع بازگشت تاسیسات بهچرخه فعالیت شوند.
مقامهای اوکراینی اعلام کردند اطلاعاتی که آمریکا و فرانسه در اختیار کییف قرار دادند بهشناسایی محل استقرار سامانههای پدافند هوایی روسیه و یافتن مسیرهایی که پهپادها بتوانند از آنها عبور کرده و بهعمق خاک روسیه برسند کمک کرده است.
بروودی گفت موفقیت این کارزار بهحذف نظاممند سامانههای پدافند هوایی، رادارها و تجهیزات جنگ الکترونیک روسیه وابسته است؛ اقدامی که مسیرهای نفوذ پهپادها بهعمق خاک روسیه را باز میکند. او افزود پس از آن انتخاب اهداف صرفا یک مساله ریاضی است؛ محاسبه حجم تولید، میزان مصرف داخلی، جریان صادرات و نقاط انتقال محمولهها. وی تصریح کرد که اکنون بخش اروپایی روسیه و مناطق اشغالی اوکراین در برد حملات قرار دارند.
او گفت: حدود ۸۰میلیوننفر یعنی نزدیک بهدوسوم جمعیت روسیه در بخش اروپایی این کشور و در محدوده حملات ما زندگی میکنند؛ منطقهای که دیگر نمیتوان آن را عقبه امن روسیه دانست و در آینده نیز چنین نخواهد بود.
به گفته مقامهای اوکراینی اطلاعات آمریکا و فرانسه بهبهبود انتخاب اهداف کمک کرده و باعث شده تیمهای حملات عمقی اوکراین یاد بگیرند دقیقا کجا را هدف قرار دهند.
زاگورودنیوک گفت برنامهریزان اوکراینی اکنون نقشهای بسیار دقیق از شبکه انرژی روسیه تهیه کردند که بهآنها امکان میدهد گرههای حیاتی را شناسایی کنند؛ نقاطی که اختلال در آنها میتواند بخشهای وسیعتری از سیستم را از کار بیندازد و تجهیزاتی را هدف قرار دهند که جایگزینی آنها بسیار دشوار است. افزایش سرعت و شدت حملات نیز فشار بیشتری بر زیرساختهای روسیه وارد کرده است.
زاگورودنیوک گفت: ما پیش از آنکه این نقاط حیاتی تعمیر شوند یا بلافاصله پس از تعمیر دوباره آنها را هدف قرار میدهیم. قبلا این یک مشکل بزرگ بود. ما حمله میکردیم و بعدا تاسیسات دوباره بازسازی میشد.
گذار از جنگ فرسایشی بهجنگ سیستمی
در همین رابطه برخی از کارشناسان معتقدند تغییر الگوی حملات پهپادی اوکراین از هدفقراردادن کلی پالایشگاهها بهتمرکز بر اجزای کلیدی و دشوارِ قابل جایگزینی صرفا یک تحول تاکتیکی نیست بلکه بیانگر ورود جنگ روسیه و اوکراین بهمرحلهای است که در آن فلجسازی سیستم جایگزین تخریب فیزیکی شده است. این تحول نشان میدهد که کییف باوجود محدودیت منابع و تواناییهای نظامی تلاش میکند ازطریق افزایش بهرهوری هرحمله هزینههای اقتصادی و راهبردی جنگ را برای مسکو بهحداکثر برساند.
مبنای این راهبرد شناخت دقیق ساختار شبکه انرژی روسیه است. اوکراین زیرساخت انرژی روسیه را مجموعهای از اهداف مستقل نمیبیند بلکه آن را شبکهای بههمپیوسته تلقی میکند که در آن اختلال در چندگره حیاتی میتواند زنجیرهای از پیامدهای گسترده ایجاد کند. بنابراین بهجای حمله بهمخازن سوخت یا تاسیسات بزرگ که قابلیت بازسازی نسبتا سریع دارند تمرکز بر تجهیزاتی قرار گرفته که جایگزینی آنها زمانبر، پرهزینه و از نظر صنعتی پیچیده است. این همان چیزی است که در ادبیات نظامی از آن با عنوان جنگ سیستمی یاد میشود.
از منظر اقتصادی نیز این راهبرد اهمیت ویژهای دارد. روسیه همچنان بخش مهمی از درآمدهای ارزی خود را از صادرات نفت و فرآوردههای انرژی تامین میکند و این درآمدها ستون اصلی تامین مالی جنگ محسوب میشوند. بنابراین هرچه زمان توقف فعالیت پالایشگاهها طولانیتر شود علاوه بر کاهش ظرفیت صادرات، هزینه تعمیرات، بیمه، حملونقل و حفاظت از زیرساختها نیز افزایش مییابد. درنتیجه اوکراین بدون نیاز بهحملات گسترده میتواند فشار اقتصادی مستمری بر روسیه وارد کند.
بعد مهم دیگر این تحول نقش اطلاعات و فناوری است. گزارش فایننشالتایمز نشان میدهد که انتخاب اهداف صرفا بر مبنای تصاویر ماهوارهای یا اطلاعات میدانی انجام نمیشود بلکه حاصل همکاری نزدیک مهندسان انرژی، متخصصان صنعت نفت، تحلیلگران اطلاعاتی و فرماندهان نظامی است. بهرهگیری از اطلاعات آمریکا و فرانسه برای شناسایی مسیرهای نفوذ و نقاط ضعف سامانههای پدافندی روسیه نشان میدهد که جنگ اوکراین بیشاز گذشته بهجنگ داده، تحلیل و هوش فنی تبدیل شده؛ جایی که کیفیت اطلاعات گاه از قدرت آتش اهمیت بیشتری پیدا میکند.
در بعد نظامی نیز این راهبرد روسیه را ناچار میکند منابع بیشتری را صرف حفاظت از زیرساختهای حیاتی در عمق خاک خود کند. گسترش دامنه تهدید علاوه بر افزایش هزینههای دفاعی بخشی از ظرفیت پدافندی روسیه را از خطوط مقدم جنگ دور میکند. حملات مکرر بهتاسیسات درحال تعمیر چرخه بازسازی را مختل کرده و روسیه را وارد فرسایش دائمی در حوزه لجستیک و تعمیرات میکند.
با این حال این راهبرد محدودیتهایی نیز دارد. تداوم آن بهحفظ برتری اطلاعاتی، دسترسی بهفناوریهای پیشرفته، تولید انبوه پهپادهای دوربرد و استمرار حمایت اطلاعاتی و فنی غرب وابسته است. درمقابل روسیه نیز میتواند با تقویت سامانههای پدافندی، پراکندهسازی زیرساختهای حیاتی، افزایش ظرفیت تولید تجهیزات جایگزین و توسعه سامانههای جنگ الکترونیک بخشی از اثرگذاری این حملات را کاهش دهد.
درهمینرابطه است که برخی از ناظران معتقدند تحول اخیر نشان میدهد که جنگ روسیه و اوکراین از مرحله نبردهای کلاسیک بهرقابت بر سر آسیبپذیری شبکههای حیاتی وارد شده است. در این الگو پیروزی نه با اشغال سرزمین بلکه با کاهش توان اقتصادی، صنعتی و لجستیکی طرف مقابل تعریف میشود. اگر این روند ادامه یابد زیرساختهای انرژی بیش از گذشته بهمیدان اصلی رقابت راهبردی تبدیل خواهند شد و جنگ آینده بیش از آنکه بر تعداد موشکها و تانکها متکی باشد بر توانایی شناسایی و ازکارانداختن گرههای حیاتی سیستمهای ملی استوار خواهد بود.
