«شغال» اثری کپی شده با فیلمنامهای ناقص
پرهام نورافزا- سریال «شغال» با نمایش صحنه تجاوز و شروعی هیجانی از همان ابتدا تلاش میکند اثر دغدغهمندی نشان داده شود، چیزی که در میانه راه رها میشود و خبری از پرداختن به مسائل اجتماعی نیست اما تلاش میکند مخاطب را با خود همراه کند ولی آنچه در ادامه نشان داده میشود اثری کپی شده با فیلمنامهای ناقص است. فیلمنامه تا پایان، مجموعهای از خطوط روایی بیارتباط و مبهم است که سرنوشت بسیاری از آنها مشخص نمیشود، گویی شخصیتها در جهانی بیهویت زندگی میکنند. دیالوگها هم در پایینترین سطح هستند و فقط ظاهری جدی دارند. در واقع انگار عدهای آدم جمع شدهاند همدیگر را بکشند و از هم انتقام بگیرند اما در انتهای قسمت پایانی سریال مخاطب از خود میپرسد خب که چی؟ عامه مخاطبان میتوانند حدس بزنند که انتهای سریال چه میشود اما به راستی سرنوشت کاراکترها به کجا میانجامد. «آیا واقعا این سریال ارزش دیدن داشت؟»
شخصیتهایی بیهویت و کپیشده از سریالهای ترکی
داستان از همان ابتدا با بیمنطقی شروع میشود. کامیار (با بازی امیرحسین فتحی)، وارث خانواده کاویان، پس از بازگشت به ایران سکان هدایت شرکت خانوادگی (پدر و نامادریاش سیمین) را به دست میگیرد اما این آغاز ماجراست؛ او به زودی خود را درگیر یک بازی خطرناک و پیچیده میکند که مسیر زندگیاش را کاملا تغییر میدهد. در این میان پای او ناخواسته به زندگی آوا (با بازی نورا محقق)، دختری جوان و زیبا که در شرف ازدواج است باز میشود و این چالشهای جدیدی را برای هر دو به همراه دارد اما چرا کسی باید در قمار کردن از خیر زمین بگذرد و چنین شرطی مانند تجاوز کردن به دختر خدمتکار منزل را جلوی پای بازنده قرار دهد که در ادامه باورپذیر نبودن ماجراها تا پایان ادامه پیدا میکند. سریال از ابتدا در انسجام و شخصیتپردازی با مشکل مواجه است و تا انتها این ضعف را با خود به همراه دارد. در واقع فیلمنامه ضعیف و شخصیتپردازی نابجا باعث شده تا بازی قابل قبول بازیگران به چشم نیاید. در عین حال مهدی سلطانیسروستانی (در نقش فرهاد کاویان پدر خانواده) تلاشش را میکند تا نقشی متفاوت ایفا کند اما نتیجه فقط تکرار کاراکترهای قبلی است. مخاطب همین کاراکتر را با بازی خود مهدی سلطانیسروستانی در سریالهایی همچون «پدر»، «افرا» و «آقازاده» دیده و دیگر برایش جذاب نیست. مخاطب در تکتک سکانسها تاثیر آثار ترکیهای را به وضوح میبیند، تقلید آشکار از آثار ترکیهای: استفاده از الگوهایی مانند خانوادههای ثروتمند درگیر توطئه و تکرار داستانهای مشابه با سریالهای ترکی همانند «فاطما گل.» است دختری که مورد تجاوز قرار گرفته و عروس همان خانواده میشود. همه در حال خیانت کردن و دسیسه درست کردن برای یکدیگر هستند و در پایان آنچه باقی میماند تصویری زشت از خانواده است. اصرار بر تعدد بالای کاراکترها کپی دستچندم از همان سریال ترکی «فاطما گل» است. «شغال» به دلیل مسائل اجتماعی خاص مطرح شده در آن، برای گروه سنی کودکان و نوجوانان مناسب نیست. کامبیز دیرباز (در نقش آزاد) پس از سه سریال «آقازاده»، «پشتبام تهران» و «زیر پای مادر» چهارمین تجربه همکاریاش با بهرنگ توفیقی را در «شغال» پشت سر میگذارد و این تداوم همکاری بهنظر میرسد که به درک متقابل کارگردان و بازیگر تبدیل شود؛ اتفاقی که در همکاری مهدی سلطانیسروستانی و بهرنگ توفیقی هم افتاده است و او نیز پس از بازی در سریال پدر و سریال آقازاده در سومین تجربه همکاریاش در این سریال با توفیقی همکاری میکند. «شغال» سومین تجربه بهرنگ توفیقی در شبکه نمایش خانگی پس از «آقازاده» و «سرگیجه» است.
فیلمنامهای بدون ستون فقرات
این سریال بهوضوح ضعف بنیادی خود را نشان میدهد. فیلمنامهای بدون ستون فقرات که خط کنشهای داستان را به سمت تکرار میبرد. در این سریال اطلاعات از دل اتفاقات بهوجود نمیآیند بلکه شبیه متنی از پیش آماده شده از زبان کاراکترها شنیده میشود. متن نه به بازیگر انگیزه میدهد و نه جهان درونی قصه را به وضوح نشان میدهد. مهدی سلطانی تبدیل به کاراکتر کلیشهای و تکراری شده است. او در این سریال همان تیپ شخصیتی را اجرا میکند که در آثاری مانند «آقازاده» و «مادرانه» داشت. تیپ یک پدر ثروتمند و نگران فرزندان که برای حفظ آبرو هر کاری میکند. «شغال» را میتوان نماینده آشکار ورود شبکههای نمایش خانگی به الگوبرداری از سریالهای ترکی دانست؛ سریالی که با تهمایه تجاوز شکل میگیرد و خط روایی آن و کاراکترها شبیه سریالهای ۸۰قسمتی «فاطماگل» است، دختری که به او تجاوز شده و گروهی تلاش میکنند این موضوع را کماهمیت جلوه دهند. سکانس تجاوز معمولا از هولناکترین و دردناکترین صحنهها در سینماست اما این سریال بهگونهای آن را نمایش میدهد که گویی یک اتفاق ساده جنایی رخ داده است. کامیار بعد از این موضوع به زندگی عادی برمیگردد و آوا نیز بهراحتی از شکایت خود صرفنظر میکند. در حقیقت مخاطب با این سکانسها نه احساس همدردی و نه احساس نگرانی برای کاراکتر آوا میکند. «شغال» تلاش میکند تا ایدههای مختلف مانند قتل، زمینخواری، تجاوز و طلاق را در کنارهم قرار دهد، با این حال تبدیل به آش نپختهای شده که کسی از آن لذت نمیبرد. سریال «شغال» اما با همه ضعفها و نواقصی که پیشتر در این گزارش اشاره شد در زمان پخش خود در شبکه نمایش خانگی با شروعی طوفانی و استقبال گسترده مخاطبان بهسرعت به یکی از پرچمداران تازه شبکه نمایش خانگی بدل شد. این استقبال پرسشی جدی را پیش میکشد: چرا «شغال» توانست در مدتی کوتاه اینچنین مورد توجه قرار گیرد؟ اشاره به چند عامل میتواند به درک این موفقیت کمک کند:
-آغاز پر تعلیق؛ ضربه نخست برای جذب مخاطب
اولین قسمت سریال با سکانسی پرهیجان و روایت غیرخطی آغاز شد. این شیوه قصهگویی که مبتنی بر فلشبکها و پرشهای زمانی بود، فضایی رازآلود ایجاد کرد و توانست کنجکاوی مخاطب را از همان ابتدا برانگیزد. در بازاری که بسیاری از سریالها با ریتم کند شروع میشوند، «شغال» انتخابی هوشمندانه داشت. این شروع مخاطب را بلافاصله درگیر داستان کرده و حس جنگ و تعارض را القا میکند.
– ستارههایی که نگاهها را به خود جلب کردند
حضور ترکیبی از بازیگران سرشناس و محبوب، یکی از برگهای برنده سریال بود. تجربه نمایش خانگی و سینمای ایران نشان داده که بازیگر یکی از مولفهها و ابزارهای مهم و حیاتی برای جذب مخاطبان ایرانی است و سازندگان «شغال» از این مهم غافل نشدند و ترکیبی از جوان، پیر، حرفهای و تازهکار را جلوی دوربین بردند. مهدی سلطانیسروستانی(در نقش فرهاد کاویان) و شبنم مقدمی(در نقش سیمین شمس) از بازیگران حرفهای سینما و تلویزیون ایران هستند که بهنوعی اعتبار و تضمین تماشای سریال محسوب میشوند. نورا محقق (در نقش آوا) و نسرین بابایی از چهرههای جدیدی بودند که توانستند اعتماد کارگردان و رضایت تماشاگران را فراهم کنند. کامبیز دیرباز (با بازی در نقش آزاد) حضوری درخشان همانند قیصر مسعود کیمیایی برای مخاطبان سینما تداعی کرد و امیرحسینفتحی (در نقش کامیار) بهعنوان پرانتقادترین بازیگر پروژه توانسته کمکم مخاطب را همراه خود و نقشش کند. شهروز دلافکار و سجاد بابایی هم پازل موفقیت بازیگران «شغال» را تکمیل میکنند.
– ژانر جنایی- معمایی؛ برگ برنده بازار امروز
تجربه سالهای اخیر نشان داده است که ژانر جنایی و معمایی با پرداختن به موضوعاتی چون فساد، مافیا، قدرتطلبی و روابط پنهان همواره توانسته مخاطب ایرانی را جذب کند. «شغال» با تمرکز بر همین عناصر خود را در مسیر سریالهایی قرارداد که همواره شانس بالایی برای دیده شدن دارند. تم تجاوز و ارتباطهای پنهان که در سریالهای خارجی جواب داده در شغال به محل اصلی چالش و جذابیت روایت بدل شده و توانسته دست بالای روایتگری را با چنین مضمونی نسبت به رقبای خود به دست آورد. به نظر میرسد تجربه دیدن سریالهای ترکی در بسیاری از خانوارهای ایرانی در ایجاد همراهی و اقبال سریال «شغال» در شبکه خانگی بیتاثیر نبوده است.
– کیفیت تولید و استانداردهای بصری
یکی از ویژگیهای تحسینبرانگیز «شغال»، ریتم تند و ضرباهنگی بوده که طراحی شده است. کیفیت فنی اثر حتی در بخشهایی که روایت ضعف دارد، حس تماشای یک پروژه حرفهای و پرهزینه را به مخاطب منتقل میکند. در شرایطی که کیفیت بصری برای بینندگان اهمیت زیادی یافته، این عامل هم نقشی کلیدی در جذب مخاطب داشت.
– تبلیغات هوشمندانه و بازتاب در شبکههای اجتماعی
پخش مداوم تیزرها، فعالیت گسترده بازیگران در اینستاگرام و انتشار سکانسهای بحثبرانگیز در فضای مجازی، «شغال» را به موضوعی داغ در شبکههای اجتماعی بدل کرد. این نوع تبلیغات ویروسی کمک کرد تا سریال فراتر از فضای پخش خانگی دیده شود و در برخی گفتوگوهای روزمره مردم جای گیرد.
– خلأ رقیب جدی در زمان پخش
زمانبندی نمایش این سریال در شبکه نمایش خانگی نیز به نفع سریال بود. «شغال» در دورهای پخش شد که رقیب قدرتمندی در ژانر مشابه در شبکه نمایش خانگی وجود نداشت. این خلأ موجب شد توجه بخش بزرگی از مخاطبان صرفا معطوف به این مجموعه شود. سریال «شغال» در ۲۳قسمت ۵۰دقیقهای در ژانر اجتماعی – ملودرام تولید شده و تلاش میکند دنیایی متلاطم از قدرت و فساد را در لایههای مختلفی از جامعه نشان دهد ولی با پایانبندیای که در قسمت آخر سریال به تصویر کشیده شد مشخص نیست کارگردان با مشخص نشدن سرنوشت کاراکترها آیا تصمیمی برای ساخت فصلهای بعدی سریال را دارد یا اینکه آن را به امان خدا خواهد سپرد.
