تحلیلی بر پیامدهای اقتصادی «ناپایداری ارتباطات» در زنجیره ارزش صنایع و بازرگانی ایران:

شریان‌های دیجیتال و قلب تپنده اقتصاد

امیررضا اعطاسی
کدخبر: 601519
در سپهر اقتصاد جهانی قرن بیست و یکم مفهوم «مزیت رقابتی» دستخوش تغییری بنیادین شده است. دیگر تنها دسترسی به منابع طبیعی ارزان یا نیروی کار فراوان ضامن رشد اقتصادی نیست بلکه «سرعت گردش اطلاعات» و «پایداری زیرساخت‌های ارتباطی» به متغیرهای اصلی در تابع تولید ملی تبدیل شدند.
شریان‌های دیجیتال و قلب تپنده اقتصاد

امیررضا اعطاسی– در سپهر اقتصاد جهانی قرن بیست و یکم مفهوم «مزیت رقابتی» دستخوش تغییری بنیادین شده است. دیگر تنها دسترسی به منابع طبیعی ارزان یا نیروی کار فراوان ضامن رشد اقتصادی نیست بلکه «سرعت گردش اطلاعات» و «پایداری زیرساخت‌های ارتباطی» به متغیرهای اصلی در تابع تولید ملی تبدیل شدند. این گزارش جامع که با رویکردی توسعه‌گرا و مبتنی بر ادبیات آکادمیک اقتصاد دیجیتال تدوین شده تلاش دارد تا هزینه‌های پنهان و نامرئی ناشی از نوسانات و ناپایداری‌های شبکه اینترنت بر پیکره اقتصاد ایران را واکاوی کند. برخلاف رویکردهای رایج که تنها به خسارات مستقیم قطع اینترنت می‌پردازند این پژوهش با نگاهی به زنجیره ارزش (Value Chain) از لحظه ثبت سفارش مواد اولیه تا فروش محصول نهایی نشان می‌دهد که چگونه اختلال در «جاده‌های دیجیتال» منجر به توقف کامیون‌های حامل کالا، کوری سیستم‌های نظارتی صنایع مادر و درنهایت ایست قلبی در کسب‌وکارهای نوین می‌شود.

یافته‌های این تحلیل با استناد به داده‌های داخلی حاکی از آن است که ناپایداری شبکه در ایران به مثابه یک «مالیات پنهان» عمل می‌کند؛ مالیاتی که نه به خزانه دولت می‌رود و نه صرف خدمات عمومی می‌شود بلکه به صورت اصطکاک (Friction) در فرآیندهای تجاری هزینه مبادله را بالا برده و توان رقابت‌پذیری ملی را در برابر رقبای منطقه‌ای همچون ترکیه و کشورهای حاشیه خلیج‌فارس تحلیل می‌برد. در این گزارش استدلال می‌کنیم که برای تحقق اهداف کلان توسعه و جهش تولید نگاه به اینترنت باید از پارادایم «ابزار سرگرمی» به «زیرساخت حیاتی» (Critical Infrastructure) – هم‌تراز با آب و برق- تغییر یابد.

۱- مقدمه: تغییر پارادایم از ابزار جانبی به اکسیژن توسعه

۱-الف)فیزیولوژی اقتصاد دیجیتال

در تئوری‌های نوین توسعه اقتصادی زیرساخت‌های ارتباطی نقش سیستم عصبی را برای ارگانیسم اقتصاد بازی می‌کنند.

همانطور که اختلال در سیستم عصبی بدن انسان منجربه ناهماهنگی در حرکت عضلات و عدم پاسخگویی به محرک‌های محیطی می‌شود نوسانات در شبکه ارتباطی نیز منجربه کندی واکنش بنگاه‌های اقتصادی به تغییرات بازار، ناتوانی در مدیریت زنجیره تامین و ازدست‌رفتن فرصت‌های تجاری می‌شود. امروز اینترنت دیگر تنها یک‌پنجره به جهان خارج نبوده بلکه «اکسیژنِ کسب‌وکارهای نوین» است که حیات و ممات بنگاه‌ها از یک کارگاه کوچک خانگی تا پتروشیمی‌های غول‌پیکر به جریان مداوم آن وابسته است.

۱-ب) مساله ناپایداری به مثابه هزینه مبادله (Transaction Cost)

یکی از مفاهیم کلیدی در این گزارش «هزینه مبادله» است. هر عاملی که انجام یک دادوستد اقتصادی را دشوارتر، کندتر یا پرریسک‌تر کند هزینه مبادله را افزایش می‌دهد. نوسانات زیرساختی و چالش‌های دسترسی در ایران عملا هزینه مبادله را برای فعالان اقتصادی به‌شدت بالا برده است. وقتی یک‌تاجر برای ارسال یک‌سند ساده تجاری مجبور به استفاده از ابزارهای متعدد و صرف زمان طولانی شده یا یک خط تولید به دلیل عدم امکان آپدیت نرم‌افزاری متوقف می‌شود این هزینه‌ها در قیمت تمام‌شده کالا سرشکن شده و تورم تولیدکننده (PPI) را افزایش می‌دهد.

۱-پ) روش‌شناسی و چارچوب تحلیل

پیامدهای اقتصادی ناپایداری شبکه و قطع شریان ارتباطی با جهان در سه‌محور اصلی بررسی می‌کند:

۱- تجارت بین‌الملل و اعتبار تجاری یعنی جایی که اعتماد شرکای خارجی به دلیل قطع ارتباطات خدشه‌دار می‌شود.

۲- صنایع و زنجیره تامین یعنی جایی که صنایع مادر (فولاد، نفت و گاز) برای مانیتورینگ و لجستیک به پایداری نیاز دارند.

۳- اقتصاد دیجیتال و سرمایه انسانی یعنی جایی که کسب‌وکارهای خرد و نخبگان فنی تحت فشار قرار می‌گیرند.

۲- محور اول یعنی اختلال در تجارت بین‌الملل و فرسایش اعتبار تجاری

در دنیای تجارت بین‌الملل «زمان» و «اطمینان» ارزشمندترین دارایی‌های یک بازرگان هستند. صادرکنندگان و واردکنندگان ایرانی در خط مقدم تعامل با اقتصاد جهانی بیشترین ضربه را از نوسانات زیرساختی متحمل می‌شوند. این ضربه تنها مالی نبوده بلکه اعتباری است که بازسازی آن سال‌ها به طول می‌انجامد.

۲-الف) انسداد شریان‌های ارتباطی و بحران پروفرما

فرآیند صادرات یا واردات کالا با تبادل اسناد اولیه آغاز می‌شود. ارسال درخواست خرید (Inquiry)، دریافت پیش‌فاکتور (Proforma Invoice) و نهایی‌سازی قرارداد نیازمند کانال‌های ارتباطی پایدار و سریع است.

چالش‌های عملیاتی: تجار ایرانی گزارش می‌دهند که در روزهای ناپایداری شبکه، دسترسی به ایمیل‌سرورهای شرکتی، پلتفرم‌های ابری اشتراک اسناد و پیام‌رسان‌های تجاری (مانند واتساپ بیزنس که استاندارد ارتباطی در خاورمیانه است) با اختلال مواجه می‌شود. این اختلال به‌معنای تاخیر در ارسال قیمت روز به مشتری خارجی است. در بازارهایی مانند محصولات کشاورزی فاسدشدنی یا کالاهای دارای نوسان قیمت (Commodities) تاخیر چندساعته به‌معنای ازدست‌رفتن معامله است.

ویدئوکنفرانس و مذاکرات: در دوران پساکرونا بسیاری از سفرهای تجاری جای خود را به جلسات آنلاین دادند. پایداری تصویر و صدا در یک جلسه مذاکره نمادی از ثبات و حرفه‌ای‌بودن طرف مقابل است. وقتی تاجر ایرانی در میانه یک جلسه حساس با قطع و وصل مکرر صدا یا تصویر مواجه می‌شود طرف خارجی(مثلا یک خریدار اروپایی یا چینی) ناخودآگاه این بی‌ثباتی فنی را به «بی‌ثباتی در کسب‌وک» تعمیم می‌دهد. عدم امکان برقراری یک تماس تصویری باکیفیت توانایی تاجر ایرانی برای متقاعدسازی و اعتمادسازی را به شدت کاهش می‌دهد.

۲-ب) ریسک اعتماد (Trust Risk) و واگذاری بازار به رقبا

شاید سنگین‌ترین هزینه ناپایداری اینترنت افزایش «ریسک اعتماد» نزد شرکای تجاری باشد. در تجارت بین‌الملل «دردسترس‌بودن» (Availability) مترادف با تعهد است.

پیام مخابره‌شده به جهان: وقتی یک شریک تجاری در دوبی، استانبول یا شانگهای برای روزهای متوالی نمی‌تواند با طرف ایرانی تماس بگیرد یا پاسخ ایمیل‌هایش را با تاخیرهای طولانی دریافت می‌کند به این نتیجه می‌رسد که زنجیره تامین ایران غیرقابل اتکاست. آنها نمی‌پرسند که «چرا» اینترنت قطع بوده بلکه فقط می‌بینند که «ارتباط» قطع است.

ظهور رقبای منطقه‌ای: بازار خلأ را نمی‌پذیرد. به محض اینکه صادرکننده ایرانی به دلیل چالش‌های دسترسی از پاسخگویی باز می‌ماند رقبای منطقه‌ای به‌ویژه ترکیه و کشورهای عربی (مانند امارات و قطر) جایگزین می‌شوند. ترکیه با زیرساخت‌های دیجیتال پیشرفته و اینترنت پایدار توانسته خود را به‌عنوان شریکی مطمئن معرفی کند. گزارش‌ها نشان می‌دهد که در بازارهایی مانند فرش، خشکبار و محصولات پتروشیمی خریداران به دلیل سهولت ارتباطات و اطمینان از پیگیری سفارش تمایل بیشتری به همکاری با رقبای ترک پیدا کردند. این یعنی ازدست‌رفتن بازارهای صادراتی که دهه‌ها برای به‌دست‌آوردن آنها تلاش شده بود صرفا به‌دلیل مسائل فنی.

۲-پ) بن‌بست در تراکنش‌های مالی و اسنادی

سیستم بانکداری بین‌الملل و صرافی‌ها بر پایه پروتکل‌های امن اینترنتی (HTTPS) و با حساسیت بالا به تغییرات IP عمل می‌کنند.

چالش تغییرIP : تجار ایرانی برای دسترسی به پنل‌های بانکی خارجی یا صرافی‌های دیجیتال به‌دلیل محدودیت‌های داخلی و تحریم‌های خارجی ناچاربه استفاده از ابزارهای دور زدن تحریم هستند. ناپایداری شبکه و قطع‌شدن‌های مکرر VPNها باعث تغییر مداوم IP می‌شود. سیستم‌های امنیتی بانک‌های جهانی این تغییرات را به‌عنوان «رفتار مشکوک» یا تلاش برای نفوذ (Hacking Attempt) شناسایی کرده و حساب‌های تجار را مسدود می‌کنند. این بلوکه‌شدن دارایی‌ها خسارات مالی هنگفتی را به بازرگانان تحمیل کرده و چرخه بازگشت ارز به کشور را مختل می‌کند.

۳- محور دوم: ضربه به صنایع مادر و اختلال در زنجیره تامین (Industry 4.0)

تصور اینکه اینترنت تنها ابزار شرکت‌های خدماتی بوده خطایی استراتژیک است. در پارادایم «صنعت نسل چهارم» (Industry 4.0) خطوط تولید فیزیکی با فضای سایبری ادغام شدند. صنایع استراتژیک ایران نظیر فولاد، نفت، گاز و پتروشیمی برای تداوم تولید به اتصال پایدار نیازمندند.

۳-الف) اینترنت اشیا (IoT)و کوری سیستم‌های مانیتورینگ

صنایع پتروشیمی و فولاد ایران در سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری‌های سنگینی برای هوشمندسازی و نصب سنسورهای اینترنت اشیا (IoT) انجام دادند.

سیستم‌های اسکادا (SCADA): این سیستم‌ها وظیفه جمع‌آوری داده‌های حیاتی(دما، فشار، دبی جریان) از نقاط مختلف پالایشگاه یا کارخانه و ارسال آن به اتاق کنترل مرکزی را دارند. در بسیاری از موارد دفاتر مرکزی مهندسی و مدیریت در تهران قرار دارند درحالی‌که سایت‌های عملیاتی در عسلویه یا خوزستان هستند. ارتباط بین این نقاط ازطریق بستر شبکه برقرار می‌شود. ناپایداری شبکه و ازدست‌رفتن بسته‌های داده (Packet Loss) به‌معنای «کوری موقت» سیستم نظارتی است. اگر داده‌های مربوط به فشار یک مخزن آمونیاک به موقع به مرکز نرسد می‌تواند منجر به حوادث ایمنی فاجعه‌بار یا توقف اضطراری (Shutdown) خط تولید شود. هر بار توقف و راه‌اندازی مجدد یک واحد پتروشیمی هزینه‌ای معادل میلیون‌هادلار به همراه دارد.

لایسنسورهای خارجی و تعمیرات: تجهیزات پیشرفته صنعتی(مانند کمپرسورهای خاص یا سیستم‌های کنترل زیمنس و یوکوگاوا) اغلب دارای قراردادهای پشتیبانی با لایسنسورهای خارجی هستند. عیب‌یابی (Troubleshooting) و به‌روزرسانی نرم‌افزاری این دستگاه‌ها نیازمند اتصال ریموت (Remote Connection) کارشناسان خارجی است. چالش‌های دسترسی و سرعت پایین اینترنت مانع از این ارتباط شده و تعمیراتی که می‌تواند در چند ساعت انجام شود را به روزها توقف تولید تبدیل می‌کند.

۳-ب) لجستیک هوشمند و گلوگاه‌های گمرکی

زنجیره تامین کالا از لحظه ورود کشتی به بندر تا رسیدن به خط تولید بر دوش داده‌ها سوار است.

سامانه جامع امور گمرکی(EPL): تمام فرآیندهای گمرکی کشور از اظهارنامه تا بیجک خروج کالا بر بستر سامانه آنلاین EPL انجام می‌شود. گزارش‌های متعدد از گمرکات شهید رجایی و سایر مبادی ورودی حاکی از آن است که در زمان‌های ناپایداری اینترنت این سامانه با کندی یا قطعی مواجه می‌شود. نتیجه این اختلال تشکیل صف‌های کیلومتری کامیون‌ها پشت درب‌های گمرک و توقف ترخیص کالا است.

هزینه‌های دموراژ و خواب سرمایه: هر روز تاخیر در ترخیص کالا به دلیل قطع سیستم به‌معنای پرداخت جریمه دیرکرد عودت کانتینر (دموراژ) به خطوط کشتیرانی است. علاوه بر این خواب سرمایه و نرسیدن مواد اولیه به کارخانجات باعث توقف خطوط تولید پایین‌دستی می‌شود. سیستم‌های ردیابی ناوگان حمل‌ونقل (GPS Tracking) نیز در نبود اینترنت موبایل از کار افتاده و مدیریت لجستیک را با چالش جدی مواجه می‌کنند.

۴- محور سوم: اقتصاد دیجیتال و بحران کسب‌وکارهای خرد (SMEs)

اقتصاد دیجیتال که به‌عنوان موتور محرکه اشتغال‌زایی و نوآوری در دهه اخیر ظهور کرده بود، آسیب‌پذیرترین بخش در برابر نوسانات زیرساختی است.

۴-الف) فروپاشی ویترین‌های مجازی و شوک به اشتغال خرد

پلتفرم‌های آنلاین و شبکه‌های اجتماعی در ایران نقشی فراتر از رسانه دارند و به «بازارچه» و «ویترین» اصلی صدها‌هزارکسب‌وکارهای خرد و خانگی تبدیل شدند.

تعطیلی ۵۰۰تا۷۰۰‌هزارفروشگاه: آمارهای تکان‌دهنده نشان می‌دهد که اختلالات و محدودیت‌های دسترسی منجر به تعطیلی یا رکود شدید بین ۵۰۰تا۷۰۰‌هزارفروشگاه اینستاگرامی شده است. این کسب‌وکارها که اغلب توسط زنان سرپرست خانوار، جوانان و ساکنان شهرهای کوچک و روستاها اداره می‌شوند هیچ ویترین فیزیکی جایگزینی ندارند. قطع دسترسی به این پلتفرم‌ها دقیقا مانند آجرکشیدن جلوی درب یک مغازه در بازار بزرگ است.

افزایش هزینه جذب مشتری(CAC) : برای استارتاپ‌ها و شرکت‌های بزرگتر تجارت الکترونیک ناپایداری شبکه به‌معنای هدررفت بودجه‌های بازاریابی است. وقتی کاربر روی تبلیغ کلیک می‌کند اما صفحه به دلیل کندی باز نمی‌شود هزینه تبلیغ پرداخت شده اما مشتری جذب نشده است. گزارش‌ها حاکی از افت ۵۳‌درصدی تعداد کمپین‌های تبلیغاتی و کاهش ۳۱‌درصدی تعداد تبلیغ‌دهندگان در دوره‌های اختلال است. این افزایش هزینه جذب مشتری (Customer Acquisition Cost)، حاشیه سود بنگاه‌ها را می‌بلعد و آنها را به مرز ورشکستگی می‌کشاند.

۴-ب) کوچ اجباری نخبگان و فرسایش سرمایه انسانی

شاید دردناک‌ترین و بلندمدت‌ترین هزینه ناپایداری اینترنت تاثیر آن بر سرمایه انسانی متخصص باشد.

ابزار کار یا مانع کار؟ برای برنامه‌نویسان، گرافیست‌ها، متخصصان هوش مصنوعی و دیجیتال مارکترها اینترنت «ابزار کار» است و نه وسیله تفریح. اختلال در دسترسی به مخازن کد مانند (GitHub)، سرویس‌های ابری و منابع آموزشی بهره‌وری این افراد را به شدت کاهش می‌دهد. متخصصانی که باید وقت خود را صرف خلق ارزش و نوآوری کنند ساعت‌ها درگیر پیداکردن راهی برای اتصال پایدار هستند.

مهاجرت به‌مثابه استراتژی بقا: آمارهای رصدخانه مهاجرت ایران نشان می‌دهد که میل به مهاجرت در میان فعالان اکوسیستم استارتاپی و متخصصان IT به ارقام نگران‌کننده‌ای(بالای ۶۰درصد) رسیده است. این پدیده دیگر «فرار مغزها» نبوده بلکه «کوچ اجباری» نیروی متخصصی محسوب می‌شود که برای انجام بدیهی‌ترین وظایف شغلی خود بامانع روبه‌رو است. خروج این نیروها به‌معنای تهی‌شدن کشور از ژن‌های نوآوری و تحمیل هزینه‌های گزاف برای تربیت نیروی جایگزین است.

۵- تحلیل داده‌محور: برآورد کمی خسارات

برای درک بهتر ابعاد فاجعه نگاهی به آمار و ارقام ارائه‌شده توسط نهادهای معتبر داخلی و مدل‌های بین‌المللی ضروری است.

براساس مدل‌های بانک جهانی و موسسه بروکینگز کشورهای با ضریب نفوذ بالای اینترنت در صورت قطعی کامل روزانه میلیون‌هادلار به‌ازای هر ۱۰‌میلیون‌نفر جمعیت خسارت می‌بینند. با توجه به وابستگی روزافزون اقتصاد ایران به خدمات دیجیتال(بانکداری الکترونیک، حمل‌ونقل آنلاین و خدمات دولتی) ایران در زمره کشورهایی است که بیشترین آسیب‌پذیری را در برابر این اختلالات دارد. رتبه ایران در شاخص‌های کیفیت اینترنت(سرعت، تاخیر و اختلال) در میان ۱۰۰کشور برتر اقتصادی در رده‌های انتهایی(۹۷و۹۹) قرار دارد که نشان‌دهنده شکاف عمیق زیرساختی با رقبای جهانی است.

۶- نتیجه‌گیری: پایداری شبکه، پیش‌شرط امنیت اقتصادی

در تحلیل نهایی باید اذعان کرد که در معماری اقتصاد قرن بیست و یکم «اینترنت» همان جایگاهی را دارد که «راه‌آهن» در قرن نوزدهم و «برق» در قرن بیستم داشتند. اینترنت جاده‌های دیجیتالی است که کالا، خدمات و پول در آن جریان می‌یابند. اگر جاده بسته یا پر از دست‌انداز باشد کامیون اقتصاد به مقصد نمی‌رسد.

یافته‌های این گزارش نشان می‌دهد که هزینه‌های ناپایداری شبکه تنها محدود به نارضایتی کاربران نبوده بلکه

۱- صادرات را با تخریب کانال‌های ارتباطی و افزایش ریسک اعتماد برای شرکای خارجی محدود می‌کند.

۲- تولید را با ایجاد وقفه در خطوط تولید هوشمند و زنجیره تامین مواد اولیه گران می‌کند.

۳- اشتغال را با تعطیلی کسب‌وکارهای خرد و فراری‌دادن سرمایه‌های انسانی نخبه تهدید می‌کند.

برای تحقق اهداف رشد اقتصادی و حفظ قدرت رقابت‌پذیری ملی در منطقه «تضمین پایداری ارتباطات» باید به‌عنوان یک اولویت استراتژیک و امنیتی نگریسته شود. هر ساعت اختلال در این شبکه نه‌تنها عددی مشخص از GDP کشور را می‌بلعد بلکه با تضعیف زیرساخت‌های اقتصاد دانش‌بنیان آینده توسعه کشور را با چالش جدی مواجه می‌کند. نجات کسب‌وکارهای ایرانی و حفظ جایگاه کشور در زنجیره ارزش جهانی در گرو به‌رسمیت‌شناختن اینترنت به‌عنوان «زیرساخت حیاتی تولید» و تلاش برای پایداری و کیفیت حداکثری آن است.

کارشناس‌ارشد مدیریت ساخت

آخرین اخبار