شرق تهران غرق در بی‌آبی

گروه جامعه
کدخبر: 630071
شرق تهران به دلیل برداشت بی‌رویه آب‌های زیرزمینی و خشکسالی طولانی‌مدت با بحران شدید کم‌آبی و افت کیفیت آب مواجه شده است.
شرق تهران غرق در بی‌آبی

جهان صنعت- بحران آب در استان تهران دیگر فقط به کاهش بارندگی یا افت ذخایر سدها محدود نیست. آنچه اکنون در شرق و شمال‌شرق استان تهران جریان دارد، به گفته کارشناسان، وارد مرحله‌ای عمیق‌تر و پیچیده‌تر شده که از آن با عنوان «خشکسالی هیدرولوژیک» یاد می‌شود؛ مرحله‌ای که در آن حتی بارش‌های مقطعی و سنگین نیز توان احیای سفره‌های زیرزمینی و بازگرداندن تعادل آبی را ندارند. توسعه شتاب‌زده ویلاسازی، رشد جمعیت، برداشت بی‌رویه از منابع زیرزمینی و تداوم شش سال خشکسالی، اکنون مناطقی مانند لواسانات، پردیس، رودهن و دماوند را به کانون بحران آب زیرزمینی در شرق استان تهران تبدیل کرده است. مهدی زارع، پژوهشگر و استاد پژوهشکده بین‌المللی زلزله‌شناسی، با تشریح وضعیت منابع آب زیرزمینی شرق استان تهران تاکید می‌کند: وضعیت آب‌های زیرزمینی در پهنه شمال شرق و شرق استان تهران، شامل شمیرانات و دماوند، به‌دلیل ویژگی‌های خاص توپوگرافی، ساختار زمین‌شناسی و از همه مهم‌تر بارگذاری جمعیتی و توسعه ویلاهای تفریحی، نمادی از بحران خشکسالی هیدرولوژیک است.

او درباره اثر بارش‌های سال آبی ۱۴۰۵-۱۴۰۴ توضیح می‌دهد: اگرچه این بارندگی‌ها روان‌آب‌های سطحی موقتی ایجاد کردند اما به‌دلیل کوهستانی بودن حوضه‌ها و سرعت بالای تخلیه زهکش‌ها، پتانسیل چندانی برای تغذیه آبخوان‌های آسیب‌دیده نداشتند.

افت شدید سفره‌های آب زیرزمینی در لواسانات

زارع با اشاره به وضعیت لواسانات و حوضه آبریز جاجرود و سد لتیان می‌گوید: وضعیت آب زیرزمینی در لواسان بزرگ و کوچک و رودبار قصران کاملا تحت‌تاثیر سازندهای سخت بالادست و نفوذپذیری سطحی است. به دلیل ساخت‌وسازهای گسترده در شیب‌ها و حفر چاه‌های عمیق و نیمه‌عمیق برای باغ‌ویلاها، تراز ایستابی در سفره‌های محلی و آبرفت‌های کم‌ژرفای پادگانه‌های رودخانه‌ای افت شدیدی را نشان می‌دهد.

او یکی از بحران‌های جدی این منطقه را آلودگی نیتراتی می‌داند و می‌گوید: نبود سیستم فاضلاب شهری یکپارچه در ویلاسازی‌ها موجب نفوذ پساب چاه‌های جذبی به سفره‌های کم‌ژرفا شده و کیفیت آب را به شدت کاهش داده است. این وضعیت خطر آلودگی بیولوژیکی و نیتراتی حوضه آبریز سد لتیان را به همراه دارد. به دلیل کوهستانی بودن منطقه و جنس سازند کرج که از توف‌ها و سنگ‌های پیروکلاستیک آندزیتی البرز تشکیل شده، باران‌های سال ۱۴۰۵-۱۴۰۴ به سرعت به شکل روان‌آب سطحی وارد رودخانه جاجرود شدند و سهم نفوذ ژرف بسیار ناچیز بود.

پردیس و رودهن؛ بحران روی سازندهای سخت

زارع درباره وضعیت پردیس و رودهن نیز هشدار می‌دهد: توسعه شهری ناگهانی روی سازندهای سخت و بارگذاری بیش از حد جمعیت به‌ویژه در پروژه‌های مسکن مهر، بحران آب زیرزمینی را تشدید کرده است. دشت پردیس و رودهن برخلاف دشت‌های جنوبی تهران، فاقد آبرفت وسیع و مناسب برای ذخیره‌سازی آب است و منابع زیرزمینی این مناطق عمدتا محدود به زون‌های خردشده گسلی مانند گسل پردیس، مشا و شمال تهران و همچنین آب‌های کارستی ناپایدار است. او اضافه می‌کند: «بارگذاری جمعیت چندصد هزار نفری در پردیس، اتکا به چاه‌های محلی پردیس، رودهن و بومهن را به بالاترین حد رسانده است. در نتیجه بسیاری از چاه‌ها با افت مداوم سطح آب و کاهش دبی استخراجی روبه‌رو شده‌اند.

از آنجا که آبخوان‌های پردیس و رودهن توان بازسازی این حجم از برداشت را ندارند، منطقه به‌شدت به آب سطحی سد لار و کلان وابسته شده و هرگونه کاهش تراز سد لار مستقیما پایداری آب این مناطق را مختل می‌کند.

دماوند و آبسرد؛ بزرگ‌ترین آنومالی منفی آب زیرزمینی

زارع درباره وضعیت دشت هومند-آبسرد و مشا می‌گوید: بزرگ‌ترین و نگران‌کننده‌ترین آنومالی منفی آب زیرزمینی در شرق استان تهران در این منطقه دیده می‌شود. دشت هومند- آبسرد عملا به یک دشت ممنوعه و بحرانی تبدیل شده است. هجوم بی‌سابقه ویلاسازی و حفر هزاران حلقه چاه غیرمجاز برای استخرها و آبیاری فضای سبز، توازن هیدرولوژیکی دشت را نابود کرده است. در مناطقی از آبسرد و گیلاوند، افت سطح آب‌های زیرزمینی در سال‌های اخیر به ارقامی بین ۴۰ تا بیش از ۶۰ متر رسیده است. یعنی چاه‌ها مدام باید کف‌شکنی و به سنگ کف نزدیک‌تر شوند. به گفته این استاد دانشگاه، تغییرات کیفی آب با شور شدن و افزایش TDS همزمان با تخلیه آب شیرین آبرفتی رخ می‌دهد: جبهه آب‌های شور و بی‌کیفیت از زون‌های زمین‌شناختی جنوبی حاوی گچ و نمک به سمت مرکز دشت پیشروی کرده است. آزمایش‌های هیدروژئوشیمیایی نشان‌دهنده افزایش شدید هدایت الکتریکی و کلراید در چاه‌های جنوبی دماوند است. اگرچه نرخ فرونشست نسبت‌به دشت‌هایی مانند ورامین یا شهریار کمتر بوده اما متراکم شدن لایه‌های رسی میان‌بسته‌ای آغاز شده و ظرفیت ذخیره‌سازی آبخوان برای همیشه در حال کاهش است.

بارندگی‌ها خشکسالی را درمان نکردند

زارع با اشاره به بارش‌های دوسال اخیر تاکید می‌کند: بارندگی‌های فصلی سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ هرچند لایه سطحی خاک را مرطوب و چشمه‌های فصلی را موقتا احیا کرد اما به دلیل برداشت سنگین چاه‌ها و نفوذپذیری محدود عمقی در ساختار کوهستانی نتوانست خشکسالی هیدرولوژیکی این مناطق را از بین ببرد.

او راهکار اصلی را «انسداد قاطع چاه‌های غیرمجاز تفریحی و اجرای شبکه‌های مدرن فاضلاب و بازچرخانی پساب» عنوان می‌کند.

۶ سال خشکسالی و «حافظه تشنگی» خاک

زارع درباره اثر تداوم خشکسالی توضیح می‌دهد: وقتی حوضه آبریز وارد ششمین سال خشکسالی متوالی می‌شود، سامانه هیدرولوژیکی منطقه دچار تغییر ساختاری منفی می‌گردد که با چند بارندگی شدید هم ترمیم نمی‌شود. شش سال گرما و خشکی، ذخیره برف راهبردی ارتفاعات تهران را که بانک آب تابستانی سدها بود، تقریبا از بین برده است. وقتی برفی وجود نداشته باشد، دبی پایه رودخانه‌های کرج، جاجرود و لار به شدت افت می‌کند.

سدهای تهران در وضعیت بحرانی

زارع درباره وضعیت سدهای تامین‌کننده آب تهران هشدار می‌دهد: در  ششمین سال خشکسالی، ورودی رودخانه لار به حداقل ممکن رسیده و به دلیل فرار شدید آب کارستی، تراز سد به زیر «حجم مُرده» متمایل شده است. بارندگی‌های اخیر هم اثری بر بهبود وضعیت این سد نداشته‌اند. فرار آب ساختاری همزمان با سقوط دبی پایه رودخانه لار به کمترین میزان ثبت‌شده همچنان مشکل سد لار است. سد ماملو دچار خشکی نزدیک به خط قرمز است.

به‌دلیل کاهش شدید خروجی سد لتیان و نبود پساب و روان‌آب باکیفیت در حوضه جاجرود، ورودی این سد به شکل بی‌سابقه‌ای افت کرده و عملا توان تامین آب جنوب شرق تهران و پیشوا و ورامین را از دست داده است. افت شدید تراز هیدرولیکی و کسری انباشته شش‌ساله مخزن مشکل مداوم این سد است.

او ادامه می‌دهد: سد لتیان – با مخزن حدود ۱۰۰‌میلیون مترمکعبی- که در سال‌های نرمال به‌سرعت پر می‌شد، اکنون به‌دلیل ششمین سال خشکسالی و سقوط ورودی رودخانه‌های افجه و جاجرود، با تراز منفی تاریخی روبه‌رو است.

سرعت بالای تبخیر و رسوب‌گذاری شدید ناشی از رگبارهای بی‌حاصل برای مخزن لتیان تداوم دارد. کاهش شدید دبی رودخانه کرج باعث شده ورودی سد امیرکبیر به پایین‌ترین ارقام ثبت‌شده چند دهه اخیر برسد و حجم مفید سد پاسخگوی نیاز غرب تهران نباشد.

سد طالقان نیز به‌دلیل شش سال برداشت مداوم و کاهش ورودی‌های حوضه شاهرود، به ترازهایی رسیده که بازسازی آن سال‌ها زمان خواهد برد. حجم ورودی به این سد نیز رکورد کمترین میزان تاریخی را لمس کرده است.

منبع: خبرآنلاین

آخرین اخبار