سودهای خیالی با دارایی غیرنقدشونده

هادی بهرامی
همانطور که میدانید هر دارایی ریسکهای خاص خود را دارد بهطوری که این ریسکها میتواند سیستماتیک یا غیرسیستماتیک باشد. ریسک نقدینگی بازار (Market Liquidity Risk)، زیرشاخه ریسکهای سیستماتیک است که در زمان معامله یک دارایی باید توجه ویژهای به آن داشت. اگر یک نهاد یا سرمایهگذار خرد قادر به معامله سریع و آسان داراییها و تبدیل آن به پول نقد بدون متحمل شدن ضرر و زیان نباشد، با ریسک نقدشوندگی مواجه است که در زمان انتخاب یک دارایی و بازار برای سرمایهگذاری اهمیت زیادی دارد.
نمونهای از مواجهه با ریسک نقدینگی بازار، شرکتی است که پرتفوی سرمایهگذاری خود را از داراییهایی تشکیل داده است که کاملا نقدشونده نیستند مانند اوراق بهادار مبتنی بر وام مسکن. شرایط غیرعادی بازار نیز میتواند ریسک را افزایش دهد. به عنوان مثال در اوج همهگیری ویروس کرونا، بازارهای اوراق بهادار تجاری غیرنقدشونده بودند. پول نقد، اوراق خزانهداری دولتی، صندوقهای فیکس اینکام و طلا را میتوان داراییهایی با بیشترین درجه نقدشوندگی در نظر گرفت. در مقابل املاک و مستغلات، سهام شرکتهای خصوصی، اوراق بهادار شرکتهای بورسی بهخصوص شرکتهای کوچک و با ارزش معاملات کم و کالاهای خاص و کلکسیونی داراییهای غیرنقدشونده هستند که زمان و هزینه زیادی برای معامله آنها نیاز است.
در زمان انتخاب یک دارایی برای سرمایهگذاری و معامله آن، باید ارزش معاملات روزانه، فاصله قیمت خرید و فروش، عمق بازار، زمان لازم برای فروش، حساسیت به شرایط بازار و هزینه معامله را در محاسبه ریسک نقدشوندگی مورد ارزیابی قرار داد. دارایی یا بازاری که ارزش معاملات آن کم باشد، نشان میدهد گردش نقدینگی کمتری دارد و ریسک نقدشوندگی افزایش خواهد یافت. از طرف دیگر اگر قیمتها در صف خرید و فروش فاصله قابل ملاحظهای داشته باشد، هزینه معامله (کارمزد) بالا باشد یا زمان زیادی صرف فروش و برداشت وجه شود، زنگ خطر نقدشوندگی به صدا در میآید.
به سرمایهگذاران اکیدا توصیه میشود به هیچوجه معیار نقدشوندگی را قربانی بازدهی نکنند زیرا بازده تحقق یافته و مطلوب تنها با نقد شدن دارایی ارزش پیدا میکند، وگرنه تا زمانی که نتوان آن دارایی را با هزینه معقول به فروش رساند، بازدهی معنایی نخواهد داشت. بازده بالا بدون نقدشوندگی به مانند است که با پرداخت پول در یک طرح پیشفروش یا پامپ و دامپ شت کوین شرکت کنیم اما پس از رشد قیمت دیگر نتوانیم آن را به فروش برسانیم و بازده ایجاد شده را کسب کنیم.
در انتخاب اوراق بهادار، صندوقهای سرمایهگذاری و رمزارزها که قطعا باید ارزش معاملات در سطح متعادلی باشد اما در داراییهای غیرنقدشونده و معتبری مانند املاک و مستغلات، سهام شرکتهای خصوصی و خارج از بورس و سایر کالاها باید با تنوعبخشی به چینش پرتفوی، ریسک را مدیریت کنیم.
شاخص (Network Value to Transactions)ا NVT یکی از شاخصهای بنیادی در تحلیل آنچِینی (On‑chain Analysis) است که بهویژه در بازار رمزارزها مورد استفاده قرار میگیرد. به دلیل اینکه نسبت قیمت به سود (P/E) در بازار ارزهای دیجیتال، معنا و کاربردی ندارد، از نسبت ارزش به تراکنش استفاده میشود که از دو جنبه نقدشوندگی و رفتار سرمایهگذاران مورد بررسی قرار میگیرد. افزایش شاخص NVT نشان میدهد که ارزش بازار نسبت به حجم تراکنشهای واقعی، بیش از حد افزایش یافته و قیمت از فعالیت بنیادی شبکه فاصله گرفته است. در مقابل کاهش این شاخص به معنای وضعیت مطلوب نقدشوندگی است.
