سه سیاست و یک سرنوشت

شایان آریافر
کدخبر: 606425

شایان آریافرد

شایان آریافر،مدرس دانشگاه

از شناسنامه اقتصادی ایرانیان چه می‌دانید؟ آیا می‌دانید سه‌گانه معیشتی که قرار بود نیازمندان را بی‌نیاز، خط فقر را کاسته، توزیع ثروت را متعادل، تورم را مهار و دغدغه خانواده ایرانی را کمتر کند چرا نتوانسته است یک رضایت حداکثری به همراه داشته باشد؟ سهام عدالت به دنبال تحقق وعده‌ای بزرگ برای مشارکت همگانی بود که نتیجه‌اش بیشتر روی کاغذ ماند تا در جیب مردم. یارانه قرار بود تورم را مهار کند ولی خود به تورم پیوست، دهک‌بندی که ابزاری برای عدالت اجتماعی بود موجب مهمانی زیگزاگی طبقات در دهک‌های یکدیگر شد و عملا این سه‌گانه سیاستی نتوانست به طور شایسته‌ای در سفره ایرانیان تاثیرگذار باشد.

در پاسخ به پرسش فوق باید چنین عنوان کرد که یکی از عوامل مهم ناکامی چنین سیاست‌هایی ضعف یا فقدان نگرش‌سنجی و ارزش‌سنجی توسط سیاستگذاران است

به‌طوری که شکاف بین سیاستگذار و سیاست‌پذیر و عدم سنجش مستمر نگرش‌ها و ارزش‌های اقتصادی جدید مردم موجب برداشتی یک‌سویه از طرف سیاستگذاران مربوطه شده و سیاست‌های خود را در معیشت مردم تاثیرگذار دانسته‌اند.

این در حالی است که امروزه طیف گسترده‌ای از طبقه متوسط و پایین جامعه از چنین سیاست‌های اقتصادی که در جهت حمایت مردم تدوین و اجرا می‌شوند ناراضی هستند به طوری که می‌توان واکنش مردم به این قبیل سیاست‌ها را در چند دسته تحلیل کرد: عده‌ای این طرح‌ها را به دلیل ناکارآمدی به سخره گرفته‌اند، عده‌ای آن را نوعی فقیرسازی مردم دانسته‌اند، عده‌ای نیز که جز طبقه متوسط به پایین و ضعیف جامعه هستند از سر ناچاری چشم به راه پیامک‌های واریزی این ارقام مغایر با مخارج روزمره خود بوده و مدام از هم می‌پرسند: دهک شما چند است؟ چقدر سهام دارید؟ به چه میزان یارانه می‌گیرید؟ آیا برای کاهش دهک خود اعتراض یا اقدامی انجام داده‌اید؟ این سوالات و پیامک‌هایی که چپ و راست از طریق پیام‌رسان‌های مختلف برای مخاطبان ارسال می‌شود، جایگاه و شأن شهروندی را تضعیف کرده است. مجریان سیاست‌های اقتصادی با وضع این قبیل سیاست‌ها که باید در راستای حمایت اجتماعی و ارتقای جایگاه شهروندان از هر نظر گام بر می‌داشتند دانسته یا ندانسته مردم را در چرخه‌ای قرار داده‌اند که برای کمترین نیازهای زندگی‌شان در مشقت قرار گرفته و راهی به جز تسلیم در برابر چنین سبک زندگی در خود نمی‌بینند.

سیاستگذارانی که در جهت بهبود مسائل یا بحران‌های اقتصادی سیاستگذاری می‌کنند باید پیش از تدوین، در حین اجرا و پس از اجرای یک سیاست، نگرش‌ها و ارزش‌های مردم را در مورد آن مساله یا بحران براساس داده‌های میدانی و واقعی سنجش کرده تا بتوانند نیازهای واقعی مخاطبان هر سیاست را شناخته و براساس نیاز اکثریت گام بردارند. در خصوص یارانه لازم بود دهک‌های پایین از جمله سالمندان، معلولان، افراد بی‌سرپرست و سایر دهک‌های ضعیف مبالغ خیلی بیشتری دریافت می‌کردند چراکه امروزه طبقه متوسط یا اصلا وجود ندارد یا به شدت تضعیف شده است به‌طوری که خیلی از مردم در جایگاه طبقات پایین جامعه و زیر خط فقر قرار گرفته‌اند، همچنین لازم بود به جغرافیای اقتصادی و سیاسی بیشتر توجه می‌شد چراکه در بسیاری از شهرهای ایران هزینه زندگی خیلی بالاتر از دیگر شهرها بوده و تاثیر بی‌توجهی به این موضوع کاملا نمایان است.

یا در رابطه با سهام عدالت لازم بود شفافیت کافی وجود داشته باشد و همچنین ارزش سهام‌ها خیلی بیشتر از اینها در نظر گرفته می‌شد تا سوددهی مناسبی را برای مردم به همراه داشته باشد. در مورد دهک‌بندی داده‌های درآمدی افراد باید به‌طور مستمر به‌روز و پویا و مولفه‌ها یا معیارها کارآمد می‌شد.

در پایان این سوال مطرح می‌شود که آینده و سرنوشت این سه‌گانه سیاستی چیست؟

در این خصوص، نخست اینکه در حوزه تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی ضعیف عمل شده است و از تجربه سایر کشورهای موفق و پیشرو استفاده نشده و لازم بود پژوهش‌ها و مطالعاتی عمیق طبق داده‌های میدانی انجام شود. دوم اینکه با سوءمدیریت‌های جدی نمی‌توان انتظار داشت یک سیاست که خود در مرحله اخذ و تدوین بر بستر قوی بنیان نشده موفقیت‌زا باشد بنابراین هر سیاست به یک الگوی مدیریتی قوی برای اجرا در میدان نیاز دارد و ضعف هر یک بر دیگری اثرگذار است و همه اینها به وجود داده‌های واقعی از زبان خود مردم که ارزش‌های اقتصادی را بازتعریف می‌کنند بستگی دارد. توصیه اینجانب به هر سیاستگذار در هر مقطعی این است که تا به این موارد توجه نشود نه‌تنها در حوزه اقتصاد بلکه در سایر ابعاد سیاستی از جمله مسائل محیط‌زیستی، مسائل فرهنگی، مسائل نهادی و… نمی‌توان چشم انتظار موفقیت و توسعه پایدار بود و سرانجام هر برنامه‌ای شکست سیاستی است.

آخرین اخبار