سهامداران دست به ماشه!

جهانصنعت – بازار سرمایه ایران در یکی از پیچیدهترین و مهمترین مقاطع سالهای اخیر خود قرار گرفته است؛ مقطعی که همزمان چندین متغیر سیاسی، اقتصادی و روانی در لایههای مختلف تصمیمگیری سرمایهگذاران اثر میگذارد و مسیر آینده را مبهم و پرچالش کرده است. سیگنالهای متناقض از حوزه سیاست خارجی بهویژه تحولات منطقهای و شایعات پیرامون بازگشت تحریمها و فعالشدن مکانیسم «ماشه» دامنهای از نگرانیهای جدی را وارد فضای معاملات کرده و باعث شده بسیاری از سرمایهگذاران با ذهنیتی محتاط و گاه بدبین استراتژیهای معاملاتی خود را بازتعریف کنند.
در سوی دیگر این معادله متغیرهای اقتصادی داخلی از قبیل رشد جدی نرخ ارز، تغییرات در ساختار قیمتگذاری کالاها، برخی اقدامات حمایتی سازمان بورس و انتشار گزارشهای مثبت ماهانه و فصلی از سوی شرکتها، تصویری متفاوت ارائه میدهد؛ تصویری که بر ارزندگی تاریخی بازار تاکید میکند و یادآور دورههایی است که قیمت سهام و شاخصهای بنیادی در نسبتهایی بسیار پایینتر از میانگینهای گذشته قرار داشتند. کاهش ارزش دلاری بازار به زیر ۹۰میلیارد دلار، فاصله ۸۰درصدی از سقف تاریخی و ۵۵درصدی از میانگین بلندمدت، همه بیانگر شرایط کمسابقهای است که از منظر تحلیلی میتواند فرصتهای کمنظیری ایجاد کند.
این همزمانی «ارزندگی بنیادی» و «ریسکهای غیرقابل چشمپوشی»، بازار را در موقعیتی خاص قرار داده که واکنش آن به اخبار، بیش از هر زمان دیگری صفر و یکی شده است؛ به این معنا که کوچکترین روزنه امید در کاهش ریسکهای سیاسی میتواند به شکلگیری یک رالی پرشتاب منجر شود و در مقابل، حتی در ارزندهترین سطوح نیز خبرهای منفی قادر است فضای بدبینی را غالب کند. چنین ساختار رفتاری باعث شده که افق کوتاهمدت بازار بیش از هر چیز به تحولات سیاسی و تصمیمات اقتصادی دولت گره بخورد در حالی که افق میانمدت و بلندمدت آن نیازمند رفع پایدار موانع کلان و بهبود واقعی فضای کسبوکار خواهد بود.
در این گزارش با نگاهی به آخرین روند معاملات، تغییر وزن عوامل اثرگذار، نقش تعیینکننده سیاست ارزی دولت، ابزارهای حمایتی سازمان بورس و چشمانداز ارزندگی تاریخی بازار، تصویری روشنتر از مختصات کنونی و سناریوهای پیشروی آن ترسیم میشود؛ تصویری که نشان میدهد در شرایط فعلی مدیریت هوشمندانه پرتفوی و رصد دقیق تحولات کلان نه یک انتخاب بلکه ضرورتی استراتژیک برای تمام فعالان بازار سرمایه است.
فشار فروش در آغاز معاملات
بازار سرمایه در نخستین روز هفته با فضایی سنگین و منفی آغاز به کار کرد. بسیاری از معاملهگران به دلیل نگرانی از فعالشدن مکانیسم «ماشه» و اثرات احتمالی آن بر روند قیمتها، در همان دقایق ابتدایی دست به فروش زدند. این شرایط موجب شد جو منفی بر کلیت دادوستدها حاکم شود. با این حال به تدریج از شدت عرضهها کاسته شد و گروه دیگری از فعالان، شامل خریداران محتاط و سرمایهگذاران مردد، وارد عرصه معاملات شدند. هرچند قیمتهای پایانی اغلب نمادها در سطوح پایین قرار گرفت اما نشانههای رفتاری بازار بهویژه در نمادهای اهرمی گمانهزنیها درباره بهبود شرایط در روز معاملاتی آینده را تقویت کرد.
پیامد رویدادهای سیاسی بر بازار
دیروز (شنبه) یکی از خاصترین روزهای اخیر بورس به شمار میرفت. وقایع مهم سیاسی و اقتصادی که در روزهای پایانی هفته گذشته رخ داد، از جمله تحولات یمن و گمانهزنیها پیرامون فعالشدن مکانیسم ماشه، فضای پیشبینیپذیری بازار را دشوار کرده بود. در آخرین روز معاملاتی هفته قبل، بخش قابلتوجهی از فعالان بازار با رصد احتمال افزایش فشارهای خارجی از جمله بازگشت تحریمها، توجه خود را بیشتر معطوف به نرخ ارز کردند. رشد نرخ دلار در آن روز توانست بخشی از نگرانیها را تعدیل و انگیزه خرید را در نمادهای بزرگ، کوچک و بنیادین تقویت کند. همین وضعیت باعث شد برخی تحلیلگران پیشبینی کنند که واکنش منفی بازار به خبرهای سیاسی تا حد زیادی «پیشخور» شده است و شوک اولیه افت محدودی را بهدنبال خواهد داشت.
تغییر وزن عوامل اثرگذار بر بورس
با فروکش کردن اثرات اولیه اخبار منفی، بازار به بررسی عوامل دیگر پرداخت و این بار تحولات ارزی نقش پررنگتری یافت. طی روزهای اخیر نرخ دلار از سطح ۹۰هزار واحدی عبور کرده و با تثبیت بالای مرز ۱۰۰هزار واحد، برای برخی فعالان نشانهای از ایجاد کانالی جدید قلمداد شد. هرچند شتاب رشد نرخ ارز در این بازه زمانی کمتر از انتظار بود اما همین تغییر سطح قیمتی توجیهی برای برخی ورودهای جدید به بازار محسوب شد. کارشناسان معتقدند در روزهای گذشته وزن تحولات سیاسی در تصمیمگیریها بیشتر بوده اما در مقطع کنونی نگاهها بیشتر به عوامل بنیادی و ارزی دوخته شده است. این شرایط میتواند زمینهساز آغاز یک رالی کوتاهمدت در بورس باشد، هرچند که با نزدیکشدن به پایان مهلت ۳۰روزه پیشرو احتمال افزایش دوباره فشار فروش و بازگشت ریسکهای سیاسی به صدر نگرانیها همچنان وجود دارد.
نگاه بازارها به نرخ ارز و بازیگران اصلی
همواره این باور در میان فعالان اقتصادی وجود داشته که رشد نرخ ارز موجب افزایش قیمتها و رشد بازارها میشود اما پرسش اصلی اینجاست که در چنین فضایی کدام بازار نقش «شاگرد اول» را ایفا خواهد کرد. در شرایط کنونی بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که دلار و طلا با توجه به شرایط اقتصادی داخلی و تحولات جهانی همچنان بازدهی قابلقبولی خواهند داشت. همین پیشبینی باعث شده موج جدیدی از سرمایهها بهصورت بیسروصدا از بازار سهام به سمت صندوقهای طلا و اوراق مرتبط با آنها حرکت کند؛ موضوعی که این ابزارها را در منطقهای امن و منطقی از نظر سرمایهگذاران قرار داده است.
نقش تعیینکننده سیاست ارزی دولت
با وجود اثر روانی و عملیاتی رشد نرخ ارز آزاد بر افزایش جذابیت فروشهای دلاری و تقویت بازارهایی مانند بورس کالا، بسیاری معتقدند عامل اصلی تعیینکننده مسیر آینده بازار، رفتار دولت در قبال سیاستهای ارزی خواهد بود. تجربه نشان داده افزایش مقطعی نرخ ارز میتواند در کوتاهمدت آثار مثبتی بر تقاضا و قیمت سهام داشته باشد اما اگر سیاستهای تثبیت و سرکوب نرخ ارز ادامه پیدا کند و با ابزارهایی مانند افزایش نرخ بهره، فروش اوراق و اعمال مالیاتهای سنگین همراه شود، این اثرات به سرعت خنثی میشود. در چنین شرایطی، بازارهای موازی مانند طلا که ریسک و پیچیدگی کمتری دارند با رشد سریعتر بازدهی، نظر سرمایهگذاران را به خود جلب خواهند کرد. نمونه اخیر رشد ۶درصدی صندوقهای طلا در یک روز خود نشانهای از این جابهجایی سرمایههاست.
تجربه تاریخی و چشمانداز آینده
واقعیتهای تاریخی نشان میدهد در دورههایی که فشار تحریمها و محدودیتهای خارجی تشدید شده است، بازار سرمایه در مقایسه با بازارهای رقیب اغلب بازنده بوده است. سیاستهای حمایتی شعار دادهشده معمولا در عمل مسیر معکوس پیمودهاند و نتیجه آن تضعیف حاشیه سود شرکتها و کاهش ارزش سهام بوده است. بر همین اساس نگاه محتاطانه و موضع تردید نسبت به آینده بازار تا زمان مشاهده نشانههای تغییر در رفتار اقتصادی دولت ضروری به نظر میرسد. با این حال روی دیگر سکه نشان میدهد اگر تغییری مثبت در رویکرد حکمرانی اقتصادی بهویژه در مواجهه با تحریمها رخ دهد، بازار سرمایه ظرفیت جهشی شارپ و انفجاری را خواهد داشت. در چنین سناریویی فشاری که طی ماهها یا سالهای اخیر بر بازار وارد شده، میتواند بهسرعت تخلیه و به رشد پرشتاب منجر شود بنابراین اگرچه احتمال افت شدید دوباره محدود ارزیابی میشود اما برای دستیابی به رشدهای بزرگ باید منتظر تقویت جدی عوامل بنیادی و بهبود فضای کلان بود.
۳۰روز پرریسک پیشروی بازار
بازار سرمایه در آستانه یک بازه زمانی ۳۰روزه قرار دارد که نهتنها مملو از رویدادهای سیاسی و اقتصادی خواهد بود بلکه احتمال افزایش تنشهای نظامی و درگیریهای منطقهای نیز در آن دور از انتظار نیست. در چنین فضایی حتی اگر ارزش ذاتی سهام در سطوح جذاب باقی بماند موانع روانی و ریسکهای کلان میتوانند مانع از حرکت صعودی جدی شوند. چالش اصلی فعالان بازار این است که همزمان بازارهای موازی مانند طلا، ارز، صندوقهای طلا و حتی اوراق با درآمد ثابت در حال کسب بازدهی و جلب توجه سرمایهگذاران هستند بنابراین نقشه راه بازار بیش از هر چیز به سیاستها و اقدامات دولت وابسته است؛ مسیری که امید میرود این بار متفاوت و کمتر آسیبزا باشد.
عامل نخست: حمایت سازمان بورس با اوراق تبعی
در میان تحولات اخیر خبری که تا حدی در ازدحام اطلاعات کماهمیت جلوه کرد، آغاز برنامه جدید سازمان بورس برای تقویت بازار از طریق انتشار گسترده اوراق تبعی بود. نخستین مرحله این طرح در هفته گذشته نهایی شد و ادامه آن میتواند به افزایش توان حمایتی صندوقهای تثبیت و توسعه منجر شود. این اقدام در صورت اجرای فراگیر و پیوسته، قادر است نقاط فعلی بازار را به سطوح حمایتی قدرتمندی تبدیل و نقش موثری در کفسازی ایفا کند. کارشناسان تاکید دارند که حتی صندوقهای درآمد ثابت نیز در صورت ورود به بازار با ابزار اختیار تبعی میتوانند تاثیر مضاعفی ایجاد کنند. هرچند این رویکرد بهخودیخود یک راهحل کامل محسوب نمیشود اما بهعنوان یک ابزار مکمل در شرایط فعلی میتواند مسیر عبور بازار از وضعیت فعلی را هموارتر کند.
عامل دوم: گزارشهای مالی و ارزندگی بنیادی
دومین عامل اثرگذار، گزارشهای عملکرد ماهانه و فصلی شرکتهاست که بخش عمدهای از آنها تاکنون منتشر شده و حاوی نشانههای امیدوارکنندهای از منظر بنیادی است. دادههای موجود بیانگر آن است که بسیاری از شرکتها از حیث فروش، سودآوری و حاشیه سود در موقعیتهای جذابی قرار دارند. اگر گزارشهای شهریورماه نیز مشابه تیر و مرداد از عملکرد مثبت برخوردار باشند، بخش قابلتوجهی از بازار با نسبتهای پیبهای فوروارد زیر پنج معامله خواهد شد؛ آماری که در تاریخ بورس ایران کمسابقه یا حتی بیسابقه محسوب میشود. این ترکیب ارزشگذاری و عوامل حمایتی میتواند نسبت ریسک به بازده بازار را برای سرمایهگذاران به شکل محسوسی جذابتر سازد.
سرمایهگذاری براساس دادهها
تحلیلگران توصیه میکنند سرمایهگذاران در شرایط فعلی بدون اتکا به دادهها و گزارشهای معتبر اقدام به خرید و فروش نکنند. گزارشهای منتشرشده میتواند بهعنوان چراغ راه، مسیر انتخاب سهام بنیادی و کمریسکتر را روشن و از گرفتار شدن سهامداران در نوسانات پرریسک نمادها جلوگیری کند. در صورت تثبیت شرایط فعلی و نبود اتفاقات ناگوار، همچنان امکان کسب بازدهی منطقی از سهام برخی شرکتها وجود دارد. صندوقها، سرمایهگذاران حقیقی و دیگر بازیگران بازار با بهرهگیری از این اطلاعات میتوانند ترکیب پرتفوی خود را به گونهای تنظیم کنند که بیشترین بهره را از ظرفیتهای بنیادی موجود ببرند.
بازگشت به معادله صفر و یک در بازار
تحلیل شرایط فعلی بازار سرمایه نشان میدهد که اغلب متغیرهای اثرگذار -از نرخ دلار و چشمانداز آتی آن گرفته تا نمودارهای قیمت، شاخصهای تکنیکال، الگوهای زمانی ارزش دلاری بازار، نسبتهای P/E فعلی و فوروارد و حتی P/S- بر یک نکته مشترک تاکید دارند: بازار در یکی از ارزندهترین نقاط تاریخی خود قرار گرفته است. براساس دادههای موجود، ارزش دلاری کل بازار به کمتر از ۹۰میلیارد دلار سقوط کرده که به معنای فاصله ۸۰درصدی با سقف تاریخی و ۵۵درصد کمتر از میانگین تاریخی است. گزارشهای مردادماه نیز موید این ارزیابی است و بر اهمیت این کف تاریخی تاکید میکند.
ریسکهای سیاسی، مانع اصلی حرکت
با وجود ارزندگی چشمگیر بازار ریسکهای سیاسی همچنان همچون وزنههای سنگین مانع از رشد پایدار شدهاند. بازگشت احتمالی تحریمها، فعالشدن مکانیسم ماشه و تهدیدات مرتبط با افزایش تنشهای نظامی از جمله عواملی هستند که فشار روانی زیادی بر سرمایهگذاران وارد کردهاند. این متغیرها عملا باعث شدهاند که بازار حتی با وجود شاخصهای بنیادی مناسب در سطوح پایین قیمتی باقی بماند و از مسیر طبیعی رشد خود فاصله بگیرد.
اثر بالقوه اخبار مثبت بر روند بازار
کارشناسان تاکید دارند که کوچکترین نشانهای از کاهش یا رفع این ریسکهای سیاسی میتواند به یک جهش قوی و سریع در بازار منجر شود. در چنین سناریویی پتانسیل شکلگیری یک رالی پرشتاب و رشد شارپ بسیار بالاست و این اثر میتواند در کوتاهترین زمان ممکن در قیمتها منعکس شود. بر همین اساس از این پس نقش اخبار در تعیین جهتگیری بازار بیش از پیش برجسته خواهد بود. البته باید توجه داشت در صورت انتشار اخبار منفی یا تشدید تنشها، حتی ارزندهترین شرایط بنیادی نیز نمیتواند انتظار رشد قابلتوجهی را برآورده سازد. در نتیجه، مسیر آتی بازار بهشدت به کیفیت و محتوای تحولات سیاسی وابسته باقی خواهد ماند.