رییس پیشین کالج کوئینز دانشگاه کمبریج تحلیل کرد

سناریو‌های اقتصادی احتمالی سال ۲۰۲۶

گروه بین الملل
کدخبر: 591673
العریان سناریوهای اقتصادی ۲۰۲۶ آمریکا را چندقله‌ای با رشد هوش مصنوعی در مرکز، معجزه بهره‌وری و رکود مالی توصیف کرد.
سناریو‌های اقتصادی احتمالی سال ۲۰۲۶

جهان‌صنعت- رییس پیشین کالج کوئینز دانشگاه کمبریج، استاد مدرسه وارتون دانشگاه پنسیلوانیا و پژوهشگر ارشد جهانی در موسسه لودر به‌تازگی در مطلبی درخصوص تحلیل سناریوهای اقتصادی سال آینده میلادی نوشته است: به‌لحاظ آماری، سال پیشِ‌رو با توزیعی چندقله‌ای از امکان‌ها همراه است؛ در میانه، مسیری محتمل از رشد نیرومندِ مبتنی بر هوش مصنوعی قرار دارد؛ در یک سو «معجزه بهره‌وری» و در سوی دیگر سناریوی نزولیِ پرریسکی که بازار اوراق بدهی آن را هدایت می‌کند. بنابراین سرمایه‌گذاران و سیاستگذاران باید خود را برای همه این پیامدها آماده کنند.

محمد العریان در ادامه مطلب خود تاکید می‌کند: ترسیم یک سناریوی مرکزی برای اقتصاد آمریکا در سال ۲۰۲۶ در نگاه اول ساده به نظر می‌رسد اما احتمال تحقق این پیش‌بینی پایه‌ای احتمالا از ۵۰‌‌درصد فراتر نمی‌رود: توزیع زنگوله‌ای «عادی» جای خود را به توزیعی با «دُم‌های چاق» داده است؛ یعنی احتمال وقوع نتایج افراطی چه مطلوب و چه نامطلوب بالاست و هر دو به یک اندازه محتمل هستند. اقتصاد آمریکا بیش از آنکه بر یک مسیر واحد حرکت کند، در کشاکشی پرتنش میان سه آینده متمایز گرفتار است: سناریوی مرکزی «گلدیلاکسِ ملایم» (Goldilocks)  است .اصل آن از داستان کودکانه‌ «گلدیلاکس و سه‌خرس» می‌آید؛ جایی که گلدیلاکس چیزی را انتخاب می‌کند که نه خیلی داغ است و نه خیلی سرد بلکه درست به اندازه است.

سناریوی صعودیِ مبتنی بر بهره‌وری، و سناریوی نزولیِ پرنوسان

سناریوی مرکزی از اقتصادی نسبتا قدرتمند حکایت دارد که همچنان پیش‌بینی‌های مربوط به رکود چرخه‌ای را نقض می‌کند و به‌تدریج عمدتا به‌واسطه سرمایه‌گذاری‌های پرقدرت مرتبط با هوش مصنوعی توان ساختاری خود را افزایش می‌دهد. تا سال آینده، ایالات ‌متحده از مرحله غالبِ زیرساختیِ انقلاب هوش مصنوعی یعنی توسعه پرشتاب مراکز داده و سخت‌افزار عبور کرده و به مرحله ادغام گسترده‌تر می‌رسد. مخارج سرمایه‌ای در سطوحی تاریخی بالا باقی خواهد ماند زیرا بنگاه‌ها ناگزیرند هم «روی» هوش مصنوعی و هم «با» هوش مصنوعی کار کنند. در کنار این پویایی شرکتی، مصرف‌کننده‌ای هنوز تاب‌آور قرار دارد که از سیاست‌های مالی و پولی نسبتا انبساطی پشتیبانی می‌شود. خانوار آمریکایی تاکنون موتور رشدی پایدار هرچند روبه تضعیف بوده است. با باز بودن شیرهای مالی و آمادگی فدرال‌رزرو برای کاهش نرخ‌های بهره، این وضعیت ممکن است ادامه یابد؛ هرچند قیمت‌های بالا به‌ویژه بر خانوارهای کم‌درآمد فشار وارد می‌کند. با این حال تورم چسبنده واقعیتی ماندگار خواهد بود. گرچه افزایش قیمت‌ها احتمالا آن‌قدر شدید نیست که انتظارات را از لنگر خارج کند اما به ‌احتمال زیاد بالاتر از هدف فدرال‌رزرو می‌ماند و بازگشت کامل به نرخ‌های بهره فوق‌پایین دهه‌۲۰۱۰ را منتفی می‌کند.

این سناریو همچنین تثبیت پدیده‌ای نگران‌کننده را در بر دارد: گسست میان اشتغال و تولید ناخالص داخلی. به‌ طور تاریخی، رشد قوی اقتصاد با ایجاد شغل‌های فراوان گره خورده بود اما به نظر می‌رسد این رابطه تحت فشار قرار گرفته است. بنابراین ممکن است رشد سال‌۲۰۲۶ با بازار کار نسبتا راکد همراه شود. چنین «رشدِ بدون اشتغال»ی ماهیت K-شکل عملکرد اقتصاد را تشدید می‌کند. در نتیجه، مساله استطاعت معیشتی به کانون تنش‌های اجتماعی و سیاسی بدل می‌شود و نابرابری در صدر گفتمان ملی باقی می‌ماند. این سناریوی مرکزی، نه‌فقط در داخل بلکه در سطح بین‌المللی نیز با «پراکندگی» زیادی همراه است. در مقایسه با دیگر اقتصادهای بزرگ، آمریکا عملکردی به‌مراتب بهتر دارد. منطقه یورو و بریتانیا، گرفتار سختی‌های ساختاری در تعادل رشد پایین و سرمایه‌گذاری اندک اسیر می‌مانند. با کندی پیشرفت تلاش‌های چین برای ارتقای الگوی رشد، آمریکا به موتور اصلی اقتصاد جهانی بدل می‌شود، تمرکزی که خود مجموعه‌ای از ریسک‌ها را می‌آفریند.

در مورد سناریوهای «دُم چاق» اما  احتمال‌ها تقریبا برابرند و همزمان مایه امید و نگرانی است. در سمت راست توزیع، چشم‌اندازی وسوسه‌انگیز دیده می‌شود: اقتصادی که نه‌فقط رشد می‌کند بلکه شتاب می‌گیرد و ظرفیت آینده را نیز گسترش می‌دهد. در این سناریو، پذیرش سریع‌تر از انتظار هوش مصنوعی، همراه با رباتیک به افزایش‌های ملموس بهره‌وری در سراسر اقتصاد تبدیل می‌شود و به آمریکا امکان می‌دهد فاصله خود را با دیگر اقتصادهای بزرگ بیشتر کند.

اگر این «وعده بهره‌وری» به ‌سرعت محقق شود، آمریکا می‌تواند رونقی بدون تورم را تجربه کند. چون طرف عرضه به‌قدر کافی گسترش می‌یابد تا پاسخگوی تقاضای رو‌به‌ افزایش باشد، تورم مهار می‌شود. این نسخه‌ای تقویت ‌شده از سناریوی گلدیلاکس است: انبساطی فناورانه که حاشیه سود شرکت‌ها را بالا می‌برد و درآمدهای مالیاتی را افزایش می‌دهد؛ امری که می‌تواند فشارهای مالی را کاهش دهد و به فدرال‌رزرو اجازه دهد نرخ‌ها را تهاجمی‌تر کاهش دهد.

با این حال به همان اندازه محتمل است که سناریوی نزولی رخ دهد: نه رکودی معمول ناشی از فرسودگی تقاضا بلکه جهشی در نوسان‌ها که از بی‌ثباتی مالی، خطای سیاستی، سیاست‌ورزیِ سال انتخابات و تحولات ژئو‌اقتصادی سرچشمه می‌گیرد. یکی از ریسک‌های مهم در بازار اوراق بدهی نهفته است. با تداوم کسری‌های بزرگ آمریکا افزایش هزینه خدمت بدهی و نیاز به تامین مالی بیشتر برای سرمایه‌گذاری‌های مرتبط با هوش مصنوعی، «نگهبانان بازار اوراق» ممکن است دوباره فعال شوند. جهش ناگهانی بازده‌ها می‌تواند نظام مالی را متلاطم کند و فعالیت اقتصادی را بسیار فراتر از مرزهای آمریکا تضعیف سازد. آنچه در بازار اوراق خزانه‌داری آمریکا رخ می‌دهد، به‌ندرت همانجا می‌ماند.

این شکنندگی مالی با احتمال خطاهای سیاستی چه در حوزه مالی و چه پولی در زمانی تشدید می‌شود که حاشیه مانور سیاستگذاران حساس است. با نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای، این ریسک پیامدهایی برای اقتصادی جهانی خواهد داشت که به‌شدت به موتور آمریکا وابسته است. وقتی این عوامل با تنش‌های ژئوپلیتیکی جنگ‌های تجاری، تسلیح زنجیره‌های تامین یا حتی درگیری مستقیم ترکیب شود، چشم‌انداز یک شوک رکود تورمی برجسته می‌شود.

با آغاز سال ۲۰۲۶ نباید اجازه دهیم یک پیش‌بینی مرکزیِ آرامش‌بخش ما را به سهل‌انگاری بکشاند. به‌لحاظ آماری، با توزیعی نرمال روبه‌رو نیستیم بلکه با توزیعی چندقله‌ای مواجهیم: در میانه، مسیری محتمل از رشد نیرومندِ مبتنی بر هوش مصنوعی قرار دارد؛ در یک سو معجزه بهره‌وری و در سوی دیگر سناریوی نزولیِ آکنده از ریسک. سرمایه‌گذاران و سیاستگذاران باید همه این پیامدها و پراکندگی چشمگیر میان کشورها، بخش‌ها و خانوارها که آنها را به هم پیوند می‌دهد را در نظر بگیرند.

آخرین اخبار