زیر تیغ تورم و تبعیض
جهان صنعت- بعد از هر موج تورمی روند روبهرشد خروج نیروی انسانی فنی و متخصص شدت میگیرد؛ موضوعیکه بهخصوص در یکدهه گذشته بهاینسو تبدیل بهمهمترین مساله صنعت نفت ایران شده است.
هر هزاردلاری که بهقیمت ارز افزوده میشود نهفقط نرخ تورم کشور را متاثر میکند بلکه اثر آن بر درآمد خانوارهای ایرانی مینشیند. برای همه گروههای شغلی در کشور از کسبهبازارگرفته تا مهندسان و کارکنان صنعت نفت که در سختترین شرایط آبوهوایی در تلاشند که چرخ اینصنعت از کار نایستد کاهش ارزش پول ملی و موجهای تورمی طاقتفرساست.
شاید برای عموم مردم کارکنان صنعت نفت تافتهجدابافته با دستمزدهایی بالاتر از میانگین جامعه باشند اما دستمزد آنها باوجود شرایط گاه زیانآور کاری درمقایسه با کشورهای حاشیه خلیج بسیار زیاد است؛ فاصلههایی که هرسال بیشتر میشود و وسوسه برای مهاجرت در میان کارکنان و متخصصان اینصنعت افزایش مییابد.
بهدنبال هر موج تورمی که در اقتصاد ایران شکل میگیرد انگیزهها برای مهاجرت در میان کارکنان صنعت نفت هم تقویت میشود بهخصوص برای آنها که تخصصشان برای اینصنعت گاهی آنچنان حیاتی است که اگر ایران را ترک کنند پیداکردن جایگزینهای مطمئن برای آنها کار آسانی نیست.
برای آنهایی که محاسنشان در اینصنعت بهسفیدی گراییده بیشتر از آنکه دستمزدها انگیزه کار برایشان ایجاد کند عشق و علاقه بهصنعت نفت و خاک ایران است که آنها را بهمیادین نفتوگاز(جاییکه گاه هوای تازه آرزو میشود) میکشاند. برای جوانترها اما گاهی همیشه عشق به آبوخاک حرف اول را نمیزند بهخصوص کسانی که مدام شرایطشان را با همتاهای خود در کشورهای همسایه مقایسه میکنند. تبلیغات و آگهیهای استخدام در همسایهها کم نیستند؛ آگهیهای استخدامی که وسوسه رفتن را دوچندان میکند.
فقط وسوسه نیست بلکه درکنار آن بیمهریها از قانونگذاری گرفته تا مرحله اجرا مزیدبرعلت میشود که انگیزه برای کندن از صنعت نفت ایران تقویت شود. کارکنان صنعت نفت در اینرابطه به «جهانصنعت» گفتند که عدم تناسب نظام جبران خدمات نسبت بهتخصص، سختی کار و حساسیت شغلی و ماموریتها و شرح وظایف درمقایسه با میزان دستمزد حتی رقبای داخلی کشور هم نیست چهبرسد به اینکه اینمقایسه با کشورهای همسایه صورت بگیرد.
علاوه بر اینموارد طرحهای طبقهبندی مشاغل اجرا شده در اینصنعت هم نهتنها کمکی به نگهداشت سرمایه انسانی متخصص گروه اهداف نکرده بلکه مانعی در مسیر نگهداشت سرمایه انسانی بوده؛ طرحی که نتیجهِ اجرای آن باعث شده که بهجای تقویت انگیزه کارکنان آمار مهاجرت نیروهای متخصص از شرکتها مهم و دانش پایه شدت پیدا کند.
از ۲هزاردلار تا ۲۰هزاردلار
«فاصله ۱۰۰دلارو۲۰۰دلار نبوده بلکه گاهی تا ۱۸هزاردلار است.» اینرا یکمهندس زمینشناسی که تخصص او شناسایی محل چاههای نفتی است از فاصله دستمزدش با همتاهایش در کشورهای همسایه روایت میکند. میگوید: «کارمن اینقدر حساس است که اگر تشخیص من برای حفاری چاه نیممتر اشتباه باشد میلیونهادلار زیان بهصنعت نفت کشور وارد میشود. اینیعنی باید ذهن من آزاد باشد و دغدغه مالی نداشته باشم که وقتی اینجا زیر گرمای ۵۰درجه مشغول کار هستم زنوبچهام که کیلومترها از من دورند مشکل مالی نداشته باشند و آینده فرزندانم تامین باشد.»
او ادامه میدهد: «ما در بهترین رویدادهای زندگی و یا برعکس آن در غمگینترین لحظات درکنار خانوادههایمان نیستیم و اینلحظات قیمت ندارند. بااینوجود همه تلاشمان را برای پابرجاماندن و توسعه اینصنعت بهکار میگیریم. حتی اگر فاصله دستمزدی که من دریافت میکنم درمقایسه با مهندسی که مثل من در قطر همین تخصص را دارد تا ۱۸هزاردلار برسد.»
نگاهی بهمیانگین حقوق کارکنان ارشد شرکتهای نفتی نشان میدهد اختلاف وحشتناکی میان حقوق کارکنان شرکتهای خارجی با کارکنان شرکت ملی نفت ایران وجود دارد. درمیان کشورهای همسایه آرامکوی عربستان بالاترین دستمزد را بهکارکنانش میدهد آنهم با رقمی معادل ۲۲۰هزاردلار درسال که ماهانه ۱۸هزارو۳۰۰دلار میشود. در دیگر شرکتهای نفتی هم میانگین درآمدها همین است. مثلا اگزون موبیل آمریکا دومین غول نفتی است سالانه ۲۰۰هزاردلار که معادل ۱۶هزارو۷۰۰دلار درماه میشود بهکارکنانش پرداخت میکند.
در ایران اما درمیان شرکتهای تولیدکننده نفت کمترین حقوق متعلق بهکارکنان نفت ایران است که بهریال دستمزد دریافت میکنند. باتوجهبه سقف حقوق درنظرگرفتهشده برای نفتیها و کاهش ارزش پول ملی مهندسان نفت ایران ترجیح میدهند یا بهبخشخصوصی رفته و یا مهاجرت کنند.
فرزین سوادکوهی، تحلیگر صنعت نفت در اینرابطه مینویسد: «صنعت انرژی کشور با چالشی جدی بهنام کمبود نیروی انسانی ماهر مواجه شده و اینمشکل بهرهوری را پایین آورده و آینده تولید و صادرات را تهدید میکند. با مهاجرت گسترده متخصصان بهکشورهای همسایه و بازنشستگی نسل باتجربه صنعت نفت در آستانه تحول ساختاری قرار دارد که بدون مدیریت درست بهرکود اقتصادی میانجامد. اینمشکل بحران را تشدید کرده است. هرسال صدهانیروی دائمی و قراردادی بهدلیل سن بازنشستگی یا انتقال خارج میشوند. در شرکتهای اصلی بهرهبرداری خروج سالانه حدود ۴۰۰نیروی رسمی و ۱۵۰تا۲۰۰نیروی موقت گزارش شده است. تاسیسات نفتی ایران عمدتا قدیمی هستند و نیاز بهنگهداری توسط متخصصان باتجربه دارند. بدون جایگزینی سریع عملیات روزانه با ریسکهای بالا مثل افزایش فشار کاری بر شاغلان و کاهش ایمنی همراه میشود. مدیران صنعت تاکید دارند که اینخروج حتی در بخشهایی با مازاد نیرو تعادل عملیاتی را برهم زده و سرعت پروژههای توسعهای را کند کرده است.»
وقتی همه قبول دارند
افزایش سقف حقوق در مناطق عملیاتی، سازماندهی مجدد نیروها و برنامههای آموزش مدرن برنامهای است که وزارت نفت در دولتچهاردهم دنبال میکند. محسن پاکنژاد، وزیر نفت بارها اعلام کرده که نیروی انسانی را اولویت اصلی میداند و قصد دارد که با اصلاح ساختارها، حفظ و جذب استعدادها مانع از مهاجرت بیشتر نیروهای متخصص در صنعت نفت شود اما وزارت نفت بهتنهایی نمیتواند اینمشکل را حل کند و بخشی از مشکلات از ناحیه قانونگذاری میگذرد.
سوادکوهی مینویسد:« از نظر آماری کل نیروی کار صنعت نفت ایران شامل بخشهای گاز، پالایش و پخش و پتروشیمی حدود ۲۰۵هزارنفر است. اینعدد حدود ۶۱هزارنیروی رسمی، ۴هزارنیروی مدتمعین، ۳۴تا۳۵هزارنیروی موقت و بیشاز ۱۰۰هزارنیروی برونسپاری میشود. شاخص مدیران خرید(شامخ) برای صنایع مرتبط با نفت در ماههای اخیر اغلب زیر مرز۵۰ بوده که نشانه رکود و کمبود مداوم نیروی کار است. مقایسه تاریخی نشان میدهد بهرهوری فعلی بسیار پایینتر از دوران گذشته است. تاثیر اینکمبود چندجانبهاست. بهرهوری کاهش یافته و هزینههای عملیاتی بالا رفته زیرا نیروی ناکافی باعث تاخیر پروژهها و افزایش خطاها میشود. اگر نیروی متخصص برای نگهداری میادین کافی نباشد تولید نفتوگاز که اخیرا بهسطوح قابلتوجهی رسیده ممکن است پایدار نماند.
اینمساله بهویژه در بازار جهانی پرنوسان صادرات را تحت تاثیر قرار میدهد. کمبود در پتروشیمی و پالایش هم زنجیره تامین داخلی را مختل میکند. ناگفته معلوم است که ادامه اینروند فرصتهای سرمایهگذاری خارجی را از بین میبرد زیرا شرکتهای بینالمللی بهنیروی ماهر محلی نیاز دارند. درنهایت اینبحران بهاقتصاد کلان آسیب میزند؛ جاییکه نفت نقش کلیدی در درآمدهای ارزی دارد.»
واقعیت این است که صنعت نفت ایران برای غلبهبر اینبحران نیاز بهرویکردی جامع دارد که علاوهبر حفظ نیروهای موجود و جلوگیری از مهاجرت آنها انگیزه کار برای نیروهای تازه نفت را هم فراهم کند تا کمبودها جبران شود و ایران جایگاه خود در بازار جهانی انرژی را تقویت کند.
