زندان دیجیتال!
علی حسینی– یوتیوب دوباره نشان داد که در اقتصاد دیجیتال مرزهای جغرافیایی فقط روی نقشه معنا دارند و نه در الگوریتمها؛ جایی که یک تغییر فنی میتواند معیشتهزاران تولیدکننده محتوا را در سکوت و بدون پاسخگویی نابود کند و هزینه آن را مردمی بپردازند که پیشتر نیز زیر بار تحریم و فیلترینگ خم شدند. در روزهای اخیر موجی از نگرانی و اعتراض در میان یوتیوبرهای فارسیزبان شکل گرفته است. طبق گفته یوتیوبرهای مطرح فارسیزبان یوتیوب در آپدیت جدید خود افرادی را که از کشور ایران و با استفاده از VPN برای اتصال و تماشای ویدئوها اقدام میکنند دقیقتر از گذشته شناسایی میکند و درنتیجه درآمد حاصل از نمایش تبلیغات به این دسته از کاربران تا ۸۰درصد کاهش یافته است. این تغییر بهظاهر فنی درعمل ضربهای مستقیم به اکوسیستم تولید محتوای فارسی وارد کرده؛ اکوسیستمی که سالهاست در شرایط نابرابر و پرهزینه تلاش میکند زنده بماند. براساس ادعای یوتیوبرهای مختلف درآمد کانالهای فارسی پس از این تغییرات به یکپنجم و حتی در مواردی به یکدهم درآمد قبلی رسیده است. این کاهش ناگهانی نه حاصل افت مخاطب بوده و نه نتیجه کاهش کیفیت محتوا بلکه پیامد تصمیمی است که از بیرون مرزها گرفته شده اما اثر آن بهطور کامل در داخل احساس میشود. یوتیوب بهعنوان یکی از بزرگترین پلتفرمهای ویدئویی جهان هیچگاه مسوولیت مستقیمی درقبال تحریمهای بینالمللی یا شرایط خاص کاربران ایرانی نپذیرفته اما درعمل سیاستهایش همراستا با همانمحدودیتها عمل میکند. مساله فقط کاهش درآمد نبوده بلکه بیثباتی کامل آینده شغلی برایهزاران تولیدکننده محتوا است. بسیاری از یوتیوبرهای فارسیزبان یوتیوب را نه بهعنوان سرگرمی بلکه بهعنوان شغل اصلی خود انتخاب کردند. سرمایهگذاری روی تجهیزات، زمان، تیم تولید و حتی آموزش همگی بر پایه حداقلی از پیشبینیپذیری درآمدی شکل گرفته بود. وقتی الگوریتم یا سیاست تبلیغاتی یوتیوب بدون اطلاعرسانی شفاف چنین تغییری ایجاد میکند تمام این سرمایهگذاریها در معرض نابودی قرار میگیرد. در این میان مخاطبان ایرانی نیز بخشی از این زنجیره آسیب هستند. مردم ایران نهتنها باید هزینه تحریمهای بینالمللی را بپردازند بلکه همزمان زیر فشار سیاستهای داخلی فیلترینگ نیز قرار دارند. برای تماشای سادهترین محتوا در یوتیوب کاربر ایرانی ناچار به استفاده از VPN است؛ ابزاری که حالا خود به عامل کاهش ارزش اقتصادی او در نگاه الگوریتمهای جهانی تبدیل شده است. به بیان ساده همان کاربری که بهدلیل فیلترینگ مجبور به استفاده از ابزار دور زدن محدودیت است حالا ازسوی پلتفرم نیز «کمارزشتر» تلقی میشود.
این وضعیت یک چرخه معیوب ایجاد کرده است: فیلترینگ باعث استفاده گسترده از VPN شده، استفاده از VPN باعث کاهش درآمد تبلیغاتی میشود، کاهش درآمد انگیزه تولید محتوا را کم میکند و درنهایت مخاطب فارسیزبان با محتوای کمتر و ضعیفتری مواجه میشود. در این چرخه نه یوتیوب پاسخگو است و نه سیاستگذار داخلی مسوولیت پیامدها را میپذیرد. باید به نکته مهمتری هم اشاره کرد که آیپی ایران عملا در بخش بزرگی از جهان بلاک یا محدود شده است. همکاری با آیپیهای ایرانی برای بسیاری از سرویسها، شرکتها و پلتفرمها یا ممکن نبوده یا با ریسک بالا همراه است. در عصر ارتباطات که اتصال آزاد به شبکههای جهانی یکی از پایههای رشد اقتصادی، فرهنگی و علمی محسوب میشود این وضعیت چیزی جز یک زندان نامرئی نیست. زندانی که دیوارهایش نه از سیم خاردار بلکه از الگوریتم، تحریم و سیاست ساخته شدند. این «زندان دیجیتال» فقط به تولیدکنندگان محتوا آسیب نمیزند. استارتاپها، فریلنسرها، دانشجویان، پژوهشگران و حتی کاربران عادی نیز هر روز با پیامدهای آن دستوپنجه نرم میکنند. از عدم امکان استفاده از سرویسهای بینالمللی گرفته تا مسدودشدن حسابها و کاهش دسترسی به بازار جهانی همگی نشانههایی از انزوای اجباری ایران در فضای دیجیتال هستند. یوتیوب تنها یکی از نمودهای پررنگ این وضعیت است زیرا تاثیر آن بهطور مستقیم در معیشت افراد دیده میشود.
ازسوی دیگر رفتار یوتیوب نیز خالی از نقد نیست. این پلتفرم با وجود آگاهی از شرایط خاص کاربران ایرانی هیچ راهکار مشخصی برای کاهش آسیبها ارائه نداده است. نه شفافسازی دقیقی درباره نحوه محاسبه درآمد کاربران دارای VPN انجام شده و نه کانال ارتباطی موثری برای اعتراض یا پیگیری در نظر گرفته شده است. این سکوت احساس بیعدالتی را در میان یوتیوبرهای فارسیزبان تشدید کرده و اعتماد آنها به پلتفرم را کاهش داده است. برخی ممکن است بگویند یوتیوب یک شرکت خصوصی است و حق دارد سیاستهای خود را اعمال کند.
این گزاره از نظر حقوقی درست است اما از منظر اخلاقی و اجتماعی وقتی یک پلتفرم چنین نقش بزرگی در اقتصاد محتوا داشته نمیتواند نسبت به پیامدهای تصمیماتش بیتفاوت باشد. بهویژه زمانی که این تصمیمات گروهی از کاربران را صرفا بهدلیل موقعیت جغرافیاییشان تنبیه میکند.
آنچه امروز در ماجرای کاهش درآمد یوتیوبرهای فارسیزبان میبینیم تلاقی سهبحران است: تحریمهای بینالمللی، فیلترینگ داخلی و سیاستهای غیرشفاف پلتفرمهای جهانی. تازمانیکه این سهضلع اصلاح نشوند هرتغییر کوچک در الگوریتمها میتواند به یکبحران بزرگ تبدیل شود. مردم ایران نباید همزمان هزینه تحریم، فیلترینگ و بیتوجهی پلتفرمها را بپردازند. ادامه این روند نهتنها تولید محتوای فارسی را تضعیف کرده بلکه ایران را بیشازپیش از جریان آزاد اطلاعات و اقتصاد جهانی دور میکند. در دنیایی که ارتباط کلید پیشرفت است محرومکردن یکجامعه از دسترسی عادلانه به پلتفرمهای جهانی محرومکردن آن از آینده است.
