رکود، قاتل خاموش صنایعدستی
نادر نینوایی
در حالی که اقتصاد ایران به روزهای پایانی سال نزدیک میشود و مطابق سنت هر ساله بازار شب عید باید موتور محرک بسیاری از کسبوکارها باشد، واقعیت میدانی چیز دیگری را نشان میدهد. بازار کسبوکارهای خرد بهویژه در حوزه صنایعدستی نهتنها نشانی از رونق ندارد بلکه در رکودی عمیق و فرساینده گرفتار شده است؛ رکودی که ریشههای آن را باید در مجموعهای از عوامل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جستوجو کرد. نخستین عامل افزایش ناگهانی و بیثباتی نرخ ارز بوده که بهطور مستقیم زنجیره تولید صنایعدستی را مختل کرده است. نوسان مداوم قیمتها باعث شده فروشندگان مواد اولیه یا از عرضه خودداری کرده یا مواد را با قیمتهایی بهمراتب بالاتر از توان تولیدکنندگان خرد به بازار عرضه کنند.
نتیجه این وضعیت افزایش هزینه تولید، کاهش قدرت برنامهریزی و در نهایت توقف یا کاهش فعالیت کارگاههای کوچک که ستون فقرات صنایعدستی کشور را تشکیل میدهند، بوده است.از سوی دیگر وضعیت نامناسب معیشتی خانوارها، الگوی مصرف را بهطور جدی تغییر داده است. در شرایطی که بخش بزرگی از جامعه با دغدغه تامین هزینههای اولیه زندگی مواجه است، خرید کالاهای فرهنگی و هنری هرچند ریشهدار و هویتساز، ناگزیر از سبد مصرفی خانوار حذف میشود. صنایعدستی که همواره یکی از اولین قربانیان رکود تقاضا بوده، اینبار نیز بیش از سایر بخشها تحتفشار قرار گرفته است.
این شرایط اقتصادی با فضای پرتنش سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کنونی تشدید شده است. آرایش نظامی آمریکا در منطقه و سایه جنگی که بار دیگر بر سر کشور سنگینی میکند، رفتار اقتصادی جامعه را بهشدت محافظهکارانه کرده است. در چنین فضایی مردم ترجیح میدهند نقدینگی خود را حفظ و از هرگونه خرید غیرضروری پرهیز کنند؛ تصمیمی که مستقیما به تعمیق رکود در بازار صنایعدستی و حتی سایر کسبوکارهای خرد صنعتی منجر شده است. افزون بر همه اینها، اعتراضات اخیر و جانباختن چند هزار نفر از هموطنان، فضای عمومی جامعه را در اندوه و سوگ فرو برده است. این وضعیت روانی و اجتماعی، میل به خرید، حضور در بازار و مشارکت در فعالیتهای اقتصادی را بیش از پیش کاهش داده و بازار شب عید را عملا به فصلی سرد و کمتحرک بدل کرده است.در این میان صاحبان کسبوکارهای خرد و بهویژه فعالان صنایعدستی در خط مقدم آسیب قرار دارند. بسیاری از آنها هنوز از پیامدهای رکود ناشی از جنگ ۱۲روزه رهایی نیافتهاند و حالا با انبوهی از بدهیها، چکهای برگشتی و تعهدات مالی مواجه هستند. ادامه این وضعیت بدون مداخله موثر دولت میتواند به تعطیلی گسترده کارگاهها و خروج هنرمندان از این حوزه منجر شود. اخباری که این روزها به گوش میرسد چندان امیدوارکننده نیست. تعویق نمایشگاههای صنایعدستی و عقب افتادن نمایشگاه گردشگری بهجای تزریق امید، سیگنالهای منفی به هنرمندان و صنعتگران ارسال میکند؛ آن هم در زمانی که این رویدادها میتوانستند روزنهای برای فروش، ارتباط با بازار و نفس تازه کردن این بخش باشند. حداقل انتظار از دولت در چنین شرایطی صدور بخشنامهای شفاف و الزامآور برای بانکها بهمنظور تعویق اقساط تسهیلات هنرمندان و صنعتگران آسیبدیده است. مطالبهای که پیشتر نیز در دوره جنگ ۱۲روزه مطرح شد اما بنا به گفته فعالان این حوزه، در عمل بهطور کامل محقق نشد و بیشتر در حد وعده باقی ماند. در کنار حمایتهای بانکی، برگزاری بازارچههای صنایعدستی در فضاهای دولتی از جمله اماکن در اختیار وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی و استانداریهای سراسر کشور میتواند راهکاری عملی و کمهزینه برای خروج مقطعی از رکود باشد. اختصاص غرفههای رایگان یا کمهزینه به تولیدکنندگان خرد، فرصتی برای فروش مستقیم، حذف واسطهها و بازگشت نسبی نقدینگی به چرخه تولید فراهم میکند. اکنون بیش از هر زمان دیگری فاصله گرفتن از شعار و حرکت بهسوی اقدام عملی ضروری است. در نظر داشته باشید که تولید و عرضه صنایعدستی صرفا یک فعالیت اقتصادی نیست بلکه این حوزه حامل بخشی از هویت، فرهنگ و شناسنامه تاریخی کشور است. بیتوجهی به وضعیت کنونی میتواند به از دست رفتن ظرفیتهایی بینجامد که احیای دوباره آنها در آینده بهمراتب پرهزینهتر و دشوارتر خواهد بود. نجات کسبوکارهای خرد و هنرمندان صنایعدستی نه یک انتخاب بلکه ضرورتی ملی است.

