روشهای جایگزین برای نفت ایران
جهان صنعت– آخرین گزارش «وود مکنزی» نشان میدهد شرکتهای بزرگ نفتی جهان بهسمت منابع پایدار و صنایع بالادست درحرکت هستند چراکه از عرضه کافی نفت در دهه آینده نگرانی وجود دارد. اینوضعیت برای ایران یکتهدید و فرصت ایجاد میکند.
براساس تحلیل موسسه وودمکنزی Wood Mackenzie از نتایج سهماههچهارم شرکتهای بزرگ نفتی مدیران اینشرکتها بیشاز هرچیز نگران اینهستند که آیا منابع عظیم و بلندمدت کافی برای جلوگیری از افت تولید نفت در سالهای پیشرو دارند یا نه. نه شعار «گذار انرژی» خواب را از چشمشان گرفته و نه حتی نوسانات کوتاهمدت قیمتها بلکه مساله اصلی حفظ جریان پایدار تولید در دهه آینده است.
در شرایط حاضر چشمانداز کوتاهمدت بازار چندان درخشان نیست. قیمت نفت برنت تحت فشار است. براساس گزارشها حاشیه سود پالایشگاهها قابل قبول است اما پتروشیمی ضعیفتر شده و بازار LNG بهسمت فاز «مازاد عرضه» حرکت میکند. در چنین شرایطی شرکتهایی مانند توتال انرژی، شورون و اکسون موبیل باوجود رشد تولید بهدلیل افت قیمتها ناچار بهانضباط مالی شدند. اینشرکت بازخرید سهامی خود را کاهش دادند و درعینحال روند فروش داراییهای افزایش پیدا کرده است. در اینوضعیت پیام روشنی که صادر میشود این است که آنها دنبال اینهستند که ابتدا «ترازنامه مالی خود» را ترمیم کرده و بهسراغ «توسعه» بروند. البته توسعه در حوزه نفت متوقف نشده فقط جهت آن تغییر کرده است: تمرکز دوباره بر صنایع «بالادست» یعنی دسترسی بهمیادین بزرگ، متعارف و با طول عمر زیاد. همینجاست که کشورهایی مثل لیبی و عراق دوباره بهاولویت تبدیل شدند چون میتوانند تولید پایدار و مقیاسپذیر برای دهه۲۰۳۰ فراهم کنند. درمقابل ونزوئلا باوجود ذخایر عظیم بهدلیل هزینههای بالای تولید و نیاز بهنفت ۸۰ دلاری برای توجیه اقتصادی گزینهای پرریسکتر محسوب میشود. نکته مهم ایناست که غولهای نفتی یک«شکاف تولیدی» در اواخر ایندهه را از حالا مشاهده میکنند. شکافی که اگر امروز برایش چارهای نیندیشند در دهه۲۰۳۰ بهافت تولید و کاهش قدرت بازار منجر خواهد شد. بنابراین از هماکنون بهدنبال تمدید قراردادهای بلندمدت، ورود دوباره بهبرخی کشورها، توسعه میادین کشفشده و حتی اکتشافهای جسورانهتر هستند. اینخبر بسیاری مهمی برای آینده بازار نفت است اما اینتصویر جهانی چه نسبتی با ایران دارد؟ایران در حالی یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر نفت و گاز جهان بوده که همزمان در آستانه یکرویارویی ژئوپلیتیکی با آمریکاست. در سناریوی بدبینانه ممکن است بخشی از راهبرد فشار اینباشد که ایران بهتدریج از «بازی نفت» حذف شود یعنی سهمش از بازار جهانی کاهش یابد و در معادله تامین بلندمدت انرژی جهان بهحاشیه رانده شود. اگر چنین پیشبینیای درست باشد تمرکز دوباره شرکتهای بزرگ بر کشورهای دیگر دقیقا در راستای پرکردن خلأ احتمالی ایران خواهد بود.
یکخوانش دیگر هم وجود دارد. همانطور که شرکتهای بزرگ نفتی بهدنبال بشکههای نفتی هستند که در دراز مدت در دسترس است و نگرانیها را در دهه۲۰۳۰ برطرف میکند ایران نیز میتواند از همین نیاز جهانی بهعنوان اهرم استفاده کند. اگر فضای سیاسی تغییر کند(حتی در چارچوب یکمعامله سخت با دولتی مانند دولت ترامپ) ایران اینامکان را دارد که تهدید حذف از بازار را بهفرصت بازگشت قدرتمند تبدیل کند؛ فرصتی برای جذب سرمایه، نوسازی میادین و جهش تولید در آستانه دهه۲۰۳۰.
به بیان ساده جهان نگران کمبود نفت پایدار قابل عرضه در آینده بوده و ایران روی یکی از بزرگترین مخازن همین بشکهها نشسته است. مساله ایننیست که نفت درحال پایان بوده بلکه مساله ایناست که چه کشوری میتواند در دهه آینده آن را سریع و ارزانتر تولید و عرضه کند.
منبع: نفت خبر
