روزنامهنگاران پشت خط بیکاری
پویا اصل باغ– جنگ اسفندماه اگرچه با آتشبسی شکننده حدود ۱۷روز است متوقف شده اما آثار آن همچنان در اقتصاد و معیشت کشور ادامه دارد. اصابت پیدرپی ترکشهای این منازعه به بخشهای مختلف بسیاری از بنگاهها و شرکتها را با مشکلات مالی روبهرو کرده و آنها را به تعدیل نیرو یا خطر ورشکستگی کامل کشانده است. یکی از این بخشها که برخیشان سالها تلاش کردهاند صدای واقعی مردم باشند و دغدغههایشان را بازتاب دهند، رسانهها و روزنامهها هستند. با آغاز سال جدید برخی روزنامهها بهویژه غیردولتیها و خصوصیها ناچار شدهاند برای کاهش هزینهها تعداد صفحات خود را کم و تعدادی از خبرنگارانشان را خانهنشین کنند. گرچه در نگاه اول تصور میشود «همه خبرنگاران از مزایایی مانند خط سفید، حقوق بالا و ارتباطات گسترده برخوردارند» و صحبت از تعدیل یا ورشکستگیشان طنزآمیز بهنظر میرسد اما این برداشت برای همه صدق نمیکند.
در حالی که رسانههای «خودی» همچنان بدون این مشکلات ادامه میدهند، رسانههای «مستقل و خصوصی» بهدلیل نبود حمایت و تنگنای شدید اقتصادی در آستانه ورشکستگی کامل قرار گرفتهاند؛ بحرانی که علاوه بر معیشت، حرفه و سابقه روزنامهنگاران را نیز به مرز سقوط کشانده است.
تیراژ رو به سقوط، اعتبار رو به فراموشی
حتما تا اینجای کار از خود پرسیدهاید که چرا کار به اینجا رسید؟ نخستین پاسخی که میتوان به این سوال داد، آغاز جنگ است. با تشدید درگیریها و هدف قرار گرفتن زیرساختهای اقتصادی، رسانههای خصوصی و مستقل که بخش عمده درآمدشان از محل تبلیغات و همکاری با همین بنگاهها تامین میشد، مستقیما در معرض بحران قرار گرفتند. از سوی دیگر بسیاری از آگهیهای چاپشده در روزنامهها همچنان تعرفههایشان تسویه نشده و همین موضوع بر شدت مشکلات مالی افزوده است. بدهیهای انباشته به چاپخانهها، حقوق کارمندان و خبرنگاران، اجارهبهای دفتر و تحریریه و دهها چالش دیگر، امروز روزنامههای کشور را با خطری جدی و واقعی روبهرو کرده است.
جنگ؛ قاتل کلمات
برای نگارش این گزارش، دوست داشتم با همکاران خودم مصاحبه کنم و از درد و رنجشان بگویم اما مشکلات فعلی و تعلیقی که زندگی همه ایرانیان را دربر گرفته، دیگر حال و حوصلهای برای کسی باقی نگذاشته است. بهجای آن با خودم مصاحبه کردم تا از زبان آنها مشکلات را روایت کنم. شاید این نخستینبار باشد که نویسنده گزارش با خودش مصاحبه میکند و از زخمهای خودش میگوید.
پویا نام خبرنگاری است که حدود یک سال است وارد این حرفه شده. او خبرنگار بخش اجتماعی روزنامه است و این روزها بهدلیل مشکلات ناشی از جنگ، در تنگنا قرار گرفته. او در بیان وضعیت خود به «جهانصنعت» گفت: حدود یک هفته پیش از شروع جنگ، مشغول تهیه و نگارش ویژهنامه پایان سال۱۴۰۴ بودیم. در لحظات پایانی سال، همه کارمندان و کارگران به عیدی و دستمزد پایان سال امید دارند اما بمب و موشکی که در اسفندماه شروع به باریدن کرد، همه این امیدها را نقش بر آب کرد. خبرنگاران همواره باید در بحرانها و سختیها، وظیفهای را که بر عهدهشان گذاشته شده به بهترین شکل انجام دهند. بیان مشکلات مردم و رساندن صدای آنها، چیزی است که به آن پایبندیم و تا دقایق پایانی کارمان هم به آن وفادار میمانیم. متاسفانه روزنامه ما هم بهدلیل مشکلات ناشی از جنگ، از این سختیها بینصیب نمانده و بعضی از همکارانم خانهنشین شدهاند. کاهش صفحات و حذف برخی سرویسها برای صرفهجویی در هزینهها، ازجمله مشکلاتی است که سبب شده افراد با سابقه و حرفهای رسانه ما خانهنشین شوند. با هزینههای گزاف زندگی و خرجی خانه، این روزها حقوق زیر ۱۵میلیونتومان در شرایطی که خط فقر به ۶۰میلیونتومان رسیده، زندگی را بسیار سخت کرده است.
با همه این اوصاف و تمامی محدودیتها، مدیر مسوول روزنامهمان نگذاشت پرداخت حقوقمان در اولین ماه کاری سال حتی یک روز هم عقب بیفتد. وقتی میبینیم حاصل سالها تلاش افراد چطور میتواند یکشبه از بین برود، همه را ناراحت و ناامید میکند. وظیفه هر دولتی در چنین شرایطی این است که برای بخشهای آسیبدیده حمایتی در نظر بگیرد اما در این مملکت، همهچیز به «خودی» و «غیرخودی» تقسیم میشود. آنهایی که تعریف و تمجید و هر اقدام مسوولان را تایید کردند، این روزها حال و روز بدی ندارند اما کسانی که همراهی نکردند، سراغ درد مردم رفتند، واقعیت را نوشتند و بازتاب دادند، امروز در خطر بیکاری و بحران قرار گرفتهاند. حالا سوال اصلی که این روزها در تحریریه ما و شاید در خیلی از روزنامههای دیگر مطرح میشود این است که اگر اوضاع همینطور پیش برود، تا چند ماه دیگر اصلا روزنامهای باقی میماند یا خیر؟
نبض جامعه در دستان قلم
علیرضا شریفییزدی، جامعهشناس در رابطه با پیامدهای بحران ورشکستگی رسانههای مستقل و تعدیل خبرنگاران به «جهانصنعت» گفت: رسانههای مستقل، فراتر از تبیین و تبلیغ سیاستهای حاکمیتی که وظیفه رسانههای دولتی است، نقشی حیاتی در جوامع مردمسالار ایفا میکنند. این رسانهها بهدلیل استقلال مالی از سیستم حکومتی قادرند مسائل را از دیدگاهی بیطرفانهتر بررسی کرده، به نقد سازنده بپردازند و راهکار ارائه دهند. یکی از کارکردهای اصلی رسانههای مستقل، انعکاس صدای مردم به گوش حاکمان است. این امر به نظام حکمرانی کمک میکند تا درکی واقعگرایانه از شرایط جامعه و خواستههای شهروندان به دست آورد. وی افزود: از سوی دیگر رسانههای مستقل با طرح بهموقع و سازنده خواستههای مردم و ارائه انتقادات صحیح، مانع از انباشت نارضایتیها و جلوگیری از بروز هرج و مرج و ناآرامی در جامعه میشوند. علاوه بر این رسانهها نقش مهمی در رشد فکری، فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی جامعه ایفا میکنند. در صورت ورشکستگی یا از بین رفتن رسانههای مستقل، جامعه با پیامدهای فاجعهباری روبهرو خواهد شد:
ایجاد تکصدایی
جامعه به تدریج به سمت شنیده شدن تنها یک صدا سوق پیدا میکند و صداهای دیگر به حاشیه رانده میشوند.
مخدوش شدن مرجعیت خبری داخلی
هنگامی که مردم در داخل کشور صدای خود را شنیده نمییابند، منابع خبری داخلی اعتبار خود را از دست میدهند. در نتیجه مردم ناگزیر به سمت رسانههای خارجی که ممکن است اهداف خاصی را دنبال کنند، گرایش پیدا میکنند. این رسانهها میتوانند به مرجع اصلی تحلیل و ارائه اطلاعات برای جامعه تبدیل شده و پیامدهای مختلفی را به دنبال داشته باشند.
تضعیف بدنه خبررسانی
خبرنگاری و روزنامهنگاری یک تخصص است که از طریق تحصیلات آکادمیک یا تجربه کاری حاصل میشود و جایگزینی آن به سادگی امکانپذیر نیست. با ورشکستگی رسانهها و مشکلات اقتصادی حاصل از آن، خبرنگاران حرفهای که وظیفه شناسایی و بیان دقیق مسائل جامعه را بر عهده دارند، از مدار خبررسانی خارج میشوند. این امر منجر به تضعیف بیشتر بدنه خبررسانی جامعه خواهد شد که از پیش نیز با کمبودهای متعددی روبهرو است.
کاهش امید به بازگشت به حرفه
برای خبرنگاری که به دلیل مشکلات اقتصادی از حرفه خود خارج شده و مشغولیت دیگری پیدا کرده است، بازگشت مجدد به حوزه روزنامهنگاری با دشواریهای فراوانی روبهرو خواهد بود. نمونه بارز این تضعیف، وضعیت صداوسیمای جمهوری اسلامی است که امروزه دیگر بهعنوان مرجع اصلی رسانهای برای عموم جامعه تلقی نمیشود. در صورت تعطیلی روزنامهها و رسانههای مستقل نیز انتظار میرود پیامدهای مشابهی رخ دهد و مردم برای کسب اطلاعات ناگزیر به رسانههای خارجی روی آورند.
ستونفقرات خبررسانی در مخمصه بحران
این جامعهشناس بیان کرد: بحرانی که از اسفندماه سال گذشته آغاز شده، تاثیرات مخربی بر نیروی انسانی کشور مخصوصا رسانهها گذاشته است. این شرایط، خبرنگاران حرفهای را که ستون فقرات خبررسانی جامعه هستند، به سمت ترک حرفه سوق داده و عملا توانایی جامعه برای آگاهییابی دقیق و صحیح را کاهش میدهد. هنگامی که خبرنگاران به دلیل مشکلات اقتصادی مجبور به تغییر شغل یا انجام کار دوم در کنار حرفه اصلی خود میشوند، هویت شغلی آنها دچار تشتت میشود. این افراد دیگر نمیدانند که آیا یک راننده تاکسی اینترنتی هستند یا خبرنگار یک خبرگزاری. این وضعیت علاوه بر مشکلات مالی، بر جنبه روانی و هویتی آنها نیز تاثیر منفی میگذارد. وقتی خبرنگاری از حرفه خود کنارهگیری میکند، تجربهها و دانش سالها تلاش او از جامعه رسانهای رخت برمیبندد. این گسست باعث میشود تا نسلهای بعدی خبرنگاران نتوانند از تجربیات ارزشمند پیشکسوتان بهرهمند شوند و این امر به تضعیف بیشتر بدنه رسانهای کشور منجر میگردد. شریفی یزدی توضیح داد: این پدیده که پیش از این در برخی رسانهها شاهد آن بودهایم، تکرار میشود. عوامل اقتصادی، شغلی یا سبک زندگی، مجبور به مهاجرت از کشور میشوند. اگرچه برخی از این افراد به کلی حرفه خبرنگاری را کنار میگذارند اما بخش قابلتوجهی از آنها جذب رسانههای خارجی میشوند. عدم توانایی در حفظ این نیروها در داخل کشور، به معنای از دست دادن سرمایههای انسانی و اطلاعاتی است که میتوانستند در جهت آگاهیبخشی و منافع داخلی به کار گرفته شوند. در جامعهای که سرانه مطالعه در آن پایین است، رسانهها نقش کلیدی در تامین اطلاعات و آگاهی عمومی ایفا میکنند. تعطیلی رسانهها یا تغییر شغل خبرنگاران، بهطور قطع تاثیر منفی بر سطح آگاهی عمومی و سیاسی جامعه خواهد گذاشت. در این شرایط مردم بیشتر تحتتاثیر اطلاعات و تحلیلهای رسانههای خارجی قرار میگیرند که این امر خطر سوءاستفاده از آنها را افزایش میدهد.
ورای خبر؛ دردهای پنهان
شریفی یزدی در پایان گفت: حرفه خبرنگاری صرفا یک شغل نیست بلکه کانال مهمی برای هدایت، آگاهیبخشی و ارتباط بین جامعه و حاکمیت است. هنگامی که این کانال دچار اختلال شود، بخش مهمی از فرآیند هدایت و اطلاعرسانی جامعه با مشکل مواجه خواهد شد. جامعهای که از آگاهی و اطلاعات کافی برخوردار نیست، بیشتر در معرض آسیب و سوء استفاده قرار میگیرد. حفظ رسانههای مستقل به معنای حفظ سلامت جامعه در بلندمدت است.
قلم زیر چکمه سیاست، جنگ و اقتصاد
روزگار بر ایرانیان سختتر از همیشه میگذرد. در این میان رساندن صدای واقعی مردم و بیان مشکلاتشان، تنها وظیفه و رسالتی است که بر دوش خبرنگاران و روزنامهنگاران باقی مانده. اما این راویان حقیقت زیر بار محدودیتهای داخلی، فشار جنگ و مشکلات اقتصادی روزافزون، دیگر توانی برایشان نمانده است. از سوی دیگر خطر تعطیلی و نابودی رسانههای مستقل، این حرفه را در آستانه فروپاشی قرار داده است. قلم دیگر نه تنها وسیله معاش نیست بلکه حتی بقای خود را نیز در معرض تهدید میبیند. حرفهایهای خبر که سالها با جان و دل، درد مردم را فریاد زدند، امروز در سایتهای کاریابی به دنبال لقمه نانی میگردند. مدیران رسانهها نیز که با مشقت فراوان و با سرمایه و اعتبار خود چراغ آگاهیبخشی را روشن نگه داشتند و جامعه را از حقیقت امروز دور نکردند، امروز با از بین رفتن همه چیز مواجه شدهاند و این پایان تلخ حقیقتگویی و راویان حقیقت است.
