روایت یک بازار تکه تکه و پرنوسان
جهان صنعت – در دورهای نهچندان دور بازار کالاها بهویژه فلزات و انرژی با این فرض کار میکرد که تجارت آزاد و جریان نسبتا روان عرضه، اجازه میدهد قیمتها در نقاط مختلف جهان به هم نزدیک بماند و اختلافها عمدتا به هزینه حملونقل و انبارداری محدود شود اما اکنون قواعد بازی تغییر کرده است. موانع تجاری نهفقط از سوی دولتها بلکه از سوی معاملهگران و حتی سرمایهگذاران به ویژگی غالب بازار بدل شدهاند. این تغییر پیامد مستقیم یک روند بزرگتر تجزیه تجارت و افزایش نوسان قیمتهاست. وقتی کالا به جای حرکت آزادانه در شبکه جهانی پشت دیوار تعرفهها یا داخل انبارهای ذخیرهسازی گیر میکند، بازار از کارکرد اصلی خود که کشف قیمت بر پایه عرضه و تقاضای واقعی است فاصله میگیرد. در این شرایط قیمتها بیش از آنکه سیگنال اقتصادی باشند به بازتاب سیاست تبدیل میشوند؛ سیگنالی که مدام تغییر میکند و قابل اتکا نیست.
مس؛ نمونه روشن اثر تعرفه و احتکار
رفتار بازار مس تصویر دقیقی از این سازوکار جدید ارائه میدهد. پس از اعلام سال گذشته رییسجمهور آمریکا مبنی بر اعمال تعرفه بر مس، معاملهگران شروع به انباشت این فلز در داخل آمریکا کردند. نتیجه این بود که قیمت آمریکا به شکل غیرعادی از قیمت مرجع جهانی فاصله گرفت بهطوری که در مقطعی در تابستان گذشته قراردادهای آتی مس در بازار کومکس آمریکا تا ۳۰درصد بالاتر از قیمت نقدی مس در بورس فلزات لندن قرار گرفت. با اعلام تعرفههایی که نسبت به نگرانیهای اولیه کمتر بود، آن شکاف بزرگ کاهش یافت اما مساله تمام نشد. نگرانیهای تعرفهای همچنان باعث شد مس آمریکا تا پایان سال گذشته میلادی در سطحی بالاتر از معیارهای جهانی معامله شود. علاوه بر این تصمیمگیری درباره اعمال عوارض بر مس پالایششده به آینده موکول شده و همین انتظار سیاستی خودش به منبع نوسان تبدیل میشود.
در همین فضا یک عامل حقوقی هم اضافه شده است. دیوانعالی آمریکا بسیاری از تعرفههای ترامپ را باطل کرده اما این حکم شامل تعرفههای بخش۲۳۲ که در حوزه فلزات به کار گرفته شده، نمیشود. این یعنی حتی اگر بخشی از نظام تعرفهای زیر فشار حقوقی عقب بنشیند، بخشهایی از آن همچنان پابرجاست و بازار نمیتواند با اطمینان به بازگشت به حالت عادی شرط ببندد.نکته مهمتر آنجاست که انباشت گسترده مس در آمریکا، فقط یک پدیده داخلی نبود. این رفتار عرضه را از بازارهای دیگر بیرون کشید و در جهان کسری ایجاد کرد که به گفته رییس تیم راهبرد کالایی جهانی جیپیمورگان، به بالا ماندن قیمت جهانی مس در سال جاری کمک کرده است بنابراین حتی وقتی شکاف قیمت آمریکا و جهان بعدا کاهش یافت، اثر انبار کردن باقی ماند و به کل بازار جهانی سرایت کرد.
نقره؛ وقتی کمبود موجودی زمینه انبار کردن میسازد
همین الگو در بازار نقره هم تکرار شد. شایعات و گمانهزنیها درباره احتمال اعمال تعرفه، خریداران را به سمت ذخیرهسازی در آمریکا سوق داد و موجودیها را از لندن که محل شکلگیری قیمت معیار جهانی است، خارج کرد. نتیجه کاهش موجودی نقره در لندن و ایجاد شرایطی شد که بانک گلدمنساکس از آن بهعنوان زمینه فشار یاد میکند.
از منظر عددی این کمبود به حساستر شدن قیمت نسبت به تقاضا منجر شده است: در شرایط اخیر تقاضای خالص هفتگی ۱۰۰۰تن متریک نقره، قیمتها را حدود ۷درصد بالا برده در حالی که در شرایط معمول انتظار میرود همین میزان تقاضا اثر حدود ۲درصد داشته باشد. این تفاوت بزرگ نشان میدهد که بازار کمعمق و کمموجودی بهمراتب شکنندهتر است و شوکهای کوچک را به جهشهای بزرگ تبدیل میکند.
آلومینیوم؛ تعرفه سنگین و فشار بر صنعت آمریکا
در آلومینیوم نیز اثر سیاست به شکل واضحی در قیمتها دیده میشود. از زمانی که تعرفه ۵۰درصد بر آلومینیوم در ماه ژوئن اعمال شد، قیمتها بهطور پیوسته بالا رفتهاند. دادههای فستمارکتس نشان میدهد که اکنون قیمت آلومینیوم در آمریکا ۵۷درصد بالاتر از اروپاست. این سطح از فاصله قیمتی به اندازهای است که حتی از منظر تحلیلگران بازار فلزات پایه به معنی تحمیل درد به تولیدکنندگان آمریکایی است، یعنی همان جایی که قرار بود سیاست حمایتی از آن دفاع کند، ممکن است در عمل هزینههای بیشتری متحمل شود. نکته قابل توجه این است که قیمتهای بالا حتی با وجود گزارشهایی درباره احتمال کاهش تعرفهها بر کالاهای فولاد و آلومینیوم همچنان تثبیت شده است. این وضعیت نشان میدهد که وقتی بازار وارد فاز ریسک سیاستی میشود، صرف شایعه کاهش تعرفه یا خبرهای غیرقطعی برای برگشت به تعادل کافی نیست زیرا ساختار قیمتها با موجودیهای انباشته، قراردادها و انتظارهای جدید قفل میشود.
موج سیاستهای تبعیضآمیز و ریشههای یک تغییر ساختاری
روند تکهتکه شدن تجارت فقط به آمریکا محدود نیست. دادههای پایش سیاستهای تجاری نشان میدهد که در پنج سال منتهی به۲۰۲۵ تعداد سیاستهای تجاری تبعیضآمیز اعم از تعرفه، کنترل صادرات و تحریم بسیار بیشتر از پنج سال پیش از آن بوده است. این تغییر با یک زنجیره شوکها توضیح داده میشود. ابتدا اختلالات پاندمی در ۲۰۲۰، سپس کمبود برق و بحران بازار انرژی در چین در ۲۰۲۱ و بعد بحران غذا و انرژی در ۲۰۲۲ پس از حمله روسیه به اوکراین. نتیجه این شوکها افزایش گرایش دولتها به امنیت منابع بوده است، یعنی ترجیح ذخیرهسازی و کنترل بر جریان آزاد تجارت.
در چنین فضایی، کشورها به جای اتکا به بازار جهانی، به انبارهای خود اتکا میکنند. هند پس از بحران غذایی۲۰۲۲ موجودی برنج خود را افزایش داد. چین که معمولا حدود ۱۴میلیون تن مس در سال مصرف میکند، بنا بر ارزیابی یک تحلیلگر کالایی، بین یکتا۲میلیون تن بیش از نیاز اقتصادش خریداری کرده است، همچنین از افزایش ذخایر نفتی چین یاد میشود. در آمریکا نیز خبر ایجاد یک ذخیره ۱۲میلیارددلاری مواد معدنی حیاتی مطرح شده است. اینها نشان میدهد انباشت دولتی به اندازه تعرفه به عامل شکلدهنده بازار تبدیل شده است.
منبع: جهانصنعتنیوز
