روایتهای خوشبینانه رییسجمهور
جهان صنعت– در شرایطی که ناترازی برق به یکی از مزمنترین چالشهای بخش انرژی ایران تبدیل شده، مسعود پزشکیان، رییسجمهور امیدوارانه گفته است که باید به شکلی عمل کنیم که در تابستان پیشرو به هیچوجه قطع برق و گاز نداشته باشیم. گزارهای که در ظاهر امیدوارکننده است اما پاسخی روشن به ریشههای ناترازی برق ندارد.
رییسجمهور در مراسم افتتاح همزمان ۱۵۹۹۷طرح شهرداریها و دهیاریهای کشور در صحبتهای خود تلاش کرده تصویری امیدوارکننده از مدیریت انرژی ارائه دهد؛ تصویری که بیشتر بر کنترل شرایط فعلی و جلوگیری از بروز نارضایتی عمومی متمرکز است. رییسجمهور گفته که امیدوار است برای سال بعد از نظر مصرف گاز و برق مشکلی نداشته باشیم. فعالان اقتصادی به ما نگاه میکنند و اقدامات ما میتواند به افزایش تولید کشور کمک کند. او همچنین با اشاره به اقدامات دولت در زمینه بهرهبرداری از انرژیهای پاک، اظهارداشت که قدم بزرگی در این زمینه برداشته شده که امیدوارم سرعت بیشتری پیدا کند. استانداران، فرمانداران، بخشداران، دهداران و شهرداریها تلاش کنند روند بهرهبرداری از انرژی پاک و نیز مصرف انرژی را به شکلی مدیریت کنند تا در تابستان پیشرو به هیچوجه قطع برق نداشته باشیم و برق هیچ کارخانهای قطع نشود.
تجربه سالهای گذشته نشان میدهد که جمله «امیدواریم قطع نشود» بیشتر یک بیان سیاسی است تا یک تضمین فنی. ناترازی برق در ایران ساختاری است یعنی ریشه آن نه در یک مقطع زمانی خاص بلکه در سالها سرمایهگذاری ناکافی، سیاستگذاری ناپایدار، قیمتگذاری دستوری و رشد نامتوازن مصرف نهفته است. بنابراین صرف عبور از چند هفته اوج مصرف بدون خاموشی گسترده، بهمعنای حل مساله نیست.
از سوی دیگر اعلام توقف محدودیت مدیریت بار صنایع از سوی معاون توانیر در نگاه اول خبر مثبتی برای بخش تولید محسوب میشود. صنایع طی سالهای اخیر یکی از اصلیترین قربانیان سیاستهای جبرانی ناترازی بودهاند؛ خاموشیهای برنامهریزی شده، کاهش ظرفیت تولید و افزایش هزینه تمام شده، همگی تبعات مستقیم این سیاست بوده است. توقف این محدودیتها نشان میدهد که شبکه برق در مقطع فعلی یا به تعادل نسبی رسیده یا دولت ترجیح داده فشار را از روی صنایع بردارد تا از رکود عمیقتر تولید جلوگیری کند. اما سوال کلیدی اینجاست: «این تعادل چقدر پایدار است؟»
واقعیت این است که بخش مهمی از مدیریت ناترازی در ماههای اخیر نه از مسیر افزایش واقعی تولید برق بلکه از طریق کنترل مصرف، جابهجایی بار و استفاده حداکثری از ظرفیت نیروگاههای فرسوده انجام شده است. نیروگاههایی که راندمان پایین دارند، سوخت زیادی مصرف میکنند و خودشان منبع فشار مضاعف بر شبکه گاز و محیطزیست هستند. چنین راهکاری شاید در کوتاهمدت جواب بدهد اما در میانمدت شبکه را شکنندهتر میکند و ریسک خاموشیهای گستردهتر را بالا میبرد.
از منظر سرمایهگذاری نیز تصویر چندان امیدوارکننده نیست. صنعت برق ایران با شکاف جدی میان هزینه تولید و قیمت فروش مواجه است. تا زمانی که برق بهعنوان یک کالای اقتصادی واقعی دیده نشود و اصلاح تعرفهها بهصورت هدفمند و پلکانی انجام نشود، جذب سرمایه جدید چه از داخل و چه از خارج عملا ناممکن خواهد بود. در چنین شرایطی صحبت از عدم قطع برق بیشتر شبیه مدیریت انتظارات افکار عمومی است تا نتیجه یک برنامه جامع و پایدار.
حال اگر از امروز عبور کنیم، سوال مهمتر مربوط به سال آینده است. رشد مصرف برق در ایران سالانه حدود ۵ تا ۷درصد برآورد میشود؛ رشدی که عمدتا ناشی از افزایش استفاده از وسایل سرمایشی، توسعه شهرنشینی و گسترش صنایع انرژیبر است. اگر ظرفیت جدیدی به شبکه اضافه نشود و اصلاح الگوی مصرف به صورت واقعی اجرا نشود، ناترازی سال آینده نهتنها کاهش پیدا نمیکند بلکه عمیقتر هم خواهد شد. در این سناریو دولت ناچار است دوباره به همان ابزارهای قدیمی بازگردد: خاموشی صنایع، محدودیت برای مشترکان بزرگ و در نهایت فشار بر مصرفکنندگان خانگی.
هرچند اظهارات امروز مسوولان میتواند نشانهای از کنترل مقطعی شرایط باشد اما شواهد نشان میدهد که اقدامات انجام شده هنوز راهگشای ریشهای بحران نیست. حل ناترازی برق نیازمند مجموعهای از تصمیمات سخت و گاه پرهزینه سیاسی است؛ از اصلاح قیمتها گرفته تا بازتعریف نقش دولت و بخشخصوصی در صنعت برق. بدون این تصمیمات، هر تابستان با همین چرخه تکراری «امید به عدم قطع برق» مواجه خواهیم بود؛ چرخهای که نه به نفع اقتصاد است و نه به نفع اعتماد عمومی.
