رهاورد چین برای نفت ایران
جهان صنعت– درشرایطیکه بازار جهانی نفت زیر فشار همزمانِ تحریم، جنگهای ژئوپلیتیکی و رقابت فزاینده قدرتهای بزرگ قرار گرفته ایران باردیگر در نقطهای حساس ایستاده؛ نقطهای که انتخاب میان فروش نفت به هرقیمت یا بازتعریف جایگاه خود در زنجیره جهانی انرژی میتواند سرنوشت صنعت نفت کشور را برای دههها تعیین کند.
تجربه سالهای اخیر نشان داده که حتی در سختترین شرایط تحریمی نیز ایران توانسته نفت خود را بهمشتریانی مانند چین بفروشد؛ مشتریای که بیشاز هرچیز بهنفت ارزان نیاز دارد و نه سرمایهگذاری، انتقال فناوری و تعهدی بهنوسازی صنعت نفت ایران. براساس گزارشهای منتشرشده چین تنها ازمحل خرید نفت تخفیفدار از ایران و دیگر کشورهای تحریمشده حدود ۱۰میلیارددلار سود مستقیم کسب کرده؛ رقمی که بهروشنی نشان میدهد تداوم وضع موجود بیشاز آنکه بهنفع اقتصاد ایران باشد بهسود خریداران آسیایی تمام شده است.
میانگین دادههای ارائه شده توسط شرکتهای ردیاب نفتکش «ورتکسا» و «کپلر» چین در ۹ماهاول سال۲۰۲۳ روزانه ۷۶۵/۲میلیونبشکه نفت خام ازطریق دریا از ایران، روسیه و ونزوئلا وارد کرده که رکورد جدیدی محسوب میشود. رویترز در گزارشی مینویسد: واردات نفت با قیمت پایینتر برای چین یکمزیت دوگانه داشته یعنی هم توان عملیاتی و حاشیه سود دومینمصرفکننده و پالایشگر بزرگ نفت جهان را تقویت کرده و بهویژه بهپالایشگاههای کوچک مستقل موسوم به«تیپاتها» جان تازهای داده و هم بهپالایشگاههای دولتی امکان داده در میانه فشارهای اقتصادی صادرات پرسود دیزل و بنزین را تسهیل کنند.
درعینحال خریدهای چین بهمنبع درآمدی مهم برای مسکو، تهران و کاراکاس تبدیل شده؛ کشورهایی که اقتصادشان زیر فشار تحریمهای غرب و افت سرمایهگذاری خارجی قرار دارد.
مشتری وفادار و نه شریک سرمایهگذار
چین در یکدهه گذشته بهبزرگترین واردکننده نفت جهان تبدیل شده و امنیت انرژی را بهیکی از ستونهای اصلی راهبرد اقتصادی خود بدل کرده است. در اینچارچوب نفت ایران برای پکن اهمیتی ویژه دارد آنهم نه بهعنوان یکشریک سیاسی یا اقتصادی بلکه بهعنوان منبعی پایدار از نفت ارزان و بدون تعهدات بلندمدت. واقعیت ایناست که چین در تعامل نفتی با ایران رفتاری کاملا عملگرایانه دارد: نفت را میخرد اما وارد پروژههای پرریسک سرمایهگذاری در میادین نفتی یا نوسازی زیرساختها نمیشود.
همایون فلکشاهی، کارشناس حوزه انرژی در تحلیل اینوضعیت بهایلنا گفته که «چین هیچگاه حاضر نیست جای شرکتهای بزرگ بینالمللی نفتی را در ایران پر کند». بهگفته او، شرکتهای چینی در شرایط تحریمی ترجیح میدهند خریدار باقی بمانند و نه سرمایهگذار زیرا سرمایهگذاری مستقیم مستلزم شفافیت مالی، تضمین حقوقی و پذیرش ریسکهای سیاسی است؛ مسائلیکه درشرایط تحریم برای پکن توجیه اقتصادی ندارد.
درعمل اینمدل همکاری بهمعنای فروش نفت باتخفیف، دریافت پول از مسیرهای غیرشفاف و ازدستدادن فرصت نوسازی صنعت نفت است. چین نفت میگیرد، پالایش کرده، ارزش افزوده میسازد و حتی بخشی از فرآوردهها را بهبازار جهانی صادر میکند اما ایران در همان نقطه استخراج خام باقی میماند. اینهمان مدلی است که فلکشاهی از آن بهعنوان «تله مشتریمحوری» یاد میکند؛ تلهای که در آن کشور تولیدکننده بهفروش نفت عادت کرده اما توسعه صنعتی را از دست میدهد.
توافق فقط فروش نفت نیست
از نگاه فلکشاهی بزرگترین خطای تحلیلی در بحث توافق و آینده نفت ایران تقلیل آن به«افزایش صادرات نفت» است. او معتقد است که اگر توافقی شکل بگیرد اما تنها بهافزایش فروش نفت منجر شود صنعت نفت ایران همچنان در وضعیت فرسودگی باقی خواهد ماند. بهگفته او، نفت ایران زمانی دوباره عظمت پیدا میکند که شرکتهای بزرگ بینالمللی بهتهران بازگردند؛ شرکتهایی که نهفقط سرمایه بلکه فناوری، مدیریت پروژه و استانداردهای جهانی را وارد صنعت میکنند.
فلکشاهی تاکید میکند که بسیاری از میادین نفتی ایران وارد نیمهدوم عمر خود شدند و بدون فناوریهای نوین ازدیاد برداشت افت تولید اجتنابناپذیر خواهد بود. این درحالی است که شرکتهای بزرگ نفتی جهان تجربه کار در پیچیدهترین میادین را دارند و میتوانند تولید را همزمان با کاهش هزینهها افزایش دهند اما اینهمکاری تنها درصورتی ممکن است که ایران بتواند بهنظام مالی جهانی متصل شود و ریسک سرمایهگذاری را کاهش دهد.
او صراحتا میگوید: «چین نمیتواند جای توتال شل یا انی را بگیرد». بهباور فلکشاهی، حتی اگر چین خریدار ثابت نفت ایران باقی بماند بدون حضور شرکتهای غربی یا چندملیتی نوسازی صنعت نفت عملا غیرممکن است. بنابراین توافق از نگاه او نه یکابزار سیاسی بلکه یکضرورت اقتصادی و فنی برای حفظ تولید در بلندمدت است.
مخالفان خاموش بازگشت نفت ایران
مسیر بازگشت ایران بهبازار جهانی نفت اما تنها از سیاست و دیپلماسی نمیگذرد بلکه با مقاومت سنگین الگارشیها و تراستهای نفتی نیز روبهرو است. فلکشاهی معتقد است بخشی از فشارها علیه ایران نه صرفا سیاسی بلکه اقتصادی است. بازار نفت یکبازار بهشدت انحصاری است و بازیگران بزرگ آن علاقهای بهورود یکرقیب قدرتمند با ظرفیتهای عظیم ندارند.
ایران با دارابودن یکی از بزرگترین ذخایر نفتوگاز جهان درصورت بازگشت کامل بهبازار میتواند معادلات عرضه و قیمت را تغییر دهد. ایندقیقا همان چیزی است که برخی از تولیدکنندگان بزرگ و شرکتهای چندملیتی نمیخواهند. از اینرو فشار برای تداوم تحریمها، افزایش ریسک سرمایهگذاری و حتی القای بیثباتی بخشی از راهبرد الگارشیهای انرژی برای کنترل بازار است. در اینمیان تداوم فروش نفت بهچین با تخفیف بهنوعی همراستا با منافع اینتراستها نیز هست زیرا ایران را در نقش یکفروشنده خام و غیرتاثیرگذار نگه میدارد. فلکشاهی هشدار میدهد که اگر ایران در اینچرخه باقی بماند حتی درصورت افزایش موقت درآمدهای نفتی در بلندمدت بازنده اصلی خواهد بود چراکه میادین فرسودهتر میشوند، هزینه تولید بالا میرود و قدرت چانهزنی کشور کاهش مییابد.
