رنسانس توریسم در خاورمیانه
نادر نینوایی– آذربایجان در کنار امارات متحده عربی، عربستان، قطر، ترکیه، بحرین و کویت با ثبت رکوردهای تازه ورود گردشگران، اجرای راهبردهای نوآورانه و تمرکز بر توسعه پایدار نقشه گردشگری منطقه را بازتعریف میکند اما پرسش اساسی اینجاست که جایگاه ایران در این معادله کجاست؟
تحولات صنعت گردشگری در خاورمیانه وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که در آن رقابت سنتی بر سر جذب گردشگر جای خود را به رقابتی پیچیدهتر بر سر «کیفیت تجربه»، «پایداری توسعه» و «تنوعبخشی به اقتصاد» داده است. در این میان جمهوری آذربایجان توانسته با ثبت رکوردهای جدید ورود گردشگران خارجی خود را در کنار قدرتهای تثبیت شده منطقه قرار دهد و به بازیگری اثرگذار در بازآرایی گردشگری خاورمیانه بدل شود.
در ژانویه ۲۰۲۶، آذربایجان میزبان بیش از ۱۸۱هزار گردشگر خارجی بود؛ رقمی که نسبت به مدت مشابه سال قبل رشد ۵درصدی را نشان میدهد. هرچند این عدد در مقایسه با میلیونها گردشگر ورودی به امارات یا عربستان هنوز فاصله دارد اما اهمیت آن در «روند صعودی» و «کیفیت بازارهای هدف» نهفته است. این کشور کوچک قفقاز جنوبی اکنون در کنار کشورهایی چون امارات، عربستان، قطر، ترکیه، بحرین و کویت بخشی از موج جدیدی است که گردشگری منطقه را به یکی از موتورهای اصلی رشد اقتصادی بدل کرده است.
این موج جدید سه ویژگی اصلی دارد: تمرکز بر پایداری زیستمحیطی، سرمایهگذاری گسترده در زیرساختهای مدرن و بازتعریف هویت فرهنگی در قالبی جهانیپسند. آذربایجان با بهرهگیری از موقعیت ژئوپلیتیکی خاص خود—در تلاقی اروپا و آسیا—و توسعه شبکههای حملونقل و هوایی تلاش کرده سهم بیشتری از بازار گردشگری منطقهای و بینالمللی به دست آورد.
این روند اما تنها به باکو محدود نمیشود. از دوبی تا دوحه و از ریاض تا استانبول دولتهای منطقه گردشگری را نه یک صنعت جانبی بلکه ابزاری برای عبور از اقتصاد نفتی و ارتقای جایگاه جهانی خود میدانند. پرسش کلیدی اینجاست که ایران در این رقابت فشرده چه جایگاهی دارد و چگونه میتواند از ظرفیتهای کمنظیر خود برای بازگشت به مدار رشد گردشگری بهره گیرد.
آذربایجان؛ ستاره نوظهور در نقشه گردشگری منطقه
رشد ۵درصدی ورود گردشگران به آذربایجان در آغاز سال۲۰۲۶ تنها یک شاخص آماری نیست بلکه نشانهای از تثبیت یک روند است. بازارهای اصلی این کشور شامل آسیای مرکزی- بهویژه قزاقستان و ازبکستان- همچنین روسیه، ایران، هند و کشورهای حوزه خلیجفارس هستند. این تنوع جغرافیایی نشان میدهد که سیاستگذاران گردشگری باکو بهدرستی بر تنوعبخشی بازارها تمرکز کردهاند.
موقعیت جغرافیایی آذربایجان که آن را به پل ارتباطی شرق و غرب بدل کرده یکی از مهمترین مزیتهای رقابتی این کشور است. گردشگران اروپایی میتوانند در مدت زمانی کوتاه به سواحل خزر یا کوهستانهای قفقاز برسند و در عین حال تجربهای متفاوت از فرهنگ اسلامی- قفقازی را لمس کنند.
علاوه بر این سرمایهگذاری در گردشگری پایدار و طبیعتمحور جایگاه ویژهای در راهبرد این کشور دارد. توسعه اکوتوریسم در مناطق کوهستانی، حفاظت از بافت تاریخی باکو و برگزاری جشنوارههای فرهنگی، بینالمللی بخشی از تلاش برای ساختن برندی نوین از «آذربایجان مدرن با ریشههای تاریخی» است.
برای ایران که با آذربایجان مرز مشترک دارد و سالانه تبادل گردشگر میان دو کشور برقرار است، این تحولات حامل پیام مهمی است: رقابت در بازار منطقهای تشدید شده و کشورهایی با منابع محدودتر اما برنامهریزی منسجمتر میتوانند سهم بیشتری از کیک گردشگری را تصاحب کنند.
امارات و عربستان؛ از لوکسگرایی تا ابرپروژههای آیندهنگر
در رأس تحولات منطقه امارات و عربستان قرار دارند. امارات سالهاست با تکیه بر برند لوکس، زیرساختهای بیرقیب و رویدادهای جهانی، جایگاه خود را تثبیت کرده است. نمادهایی چون برج خلیفه، نخل جمیره و برج العرب تنها سازههای معماری نیستند، بلکه ابزارهای بازاریابی جهانی هستند.
از سوی دیگر عربستان با برنامه تحولآفرین چشمانداز ۲۰۳۰ گردشگری را به محور تنوعبخشی اقتصاد خود بدل کرده است. پروژههای عظیمی چون نئوم و Red Sea Project قرار است چهره این کشور را در دهه آینده دگرگون کنند.
تسهیل صدور ویزای توریستی، جذب سرمایه خارجی و میزبانی رویدادهای ورزشی، فرهنگی و بینالمللی عربستان را به یکی از سریعترین بازارهای در حال رشد جهان تبدیل کرده است. این تحولات نشان میدهد که در خاورمیانه امروز، گردشگری دیگر یک گزینه نیست بلکه یک ضرورت استراتژیک است.
برای ایران که سالهاست سندهای بالادستی توسعه گردشگری را تدوین کرده اما در اجرا با چالشهایی همچون تحریمها، محدودیتهای مالی و ضعف زیرساختی مواجه بوده است، مقایسه با این کشورها هشداردهنده است.
قطر، بحرین و کویت بازیگران کوچک با جاهطلبیهای بزرگ
کشورهای کوچکتر خلیجفارس نیز با تمرکز بر بازارهای خاص، جایگاه خود را تقویت کردهاند. قطر پس از میزبانی جامجهانی ۲۰۲۲، زیرساختهای مدرن خود را به خدمت گردشگری لوکس و رویدادمحور گرفته است.
بحرین با تکیه بر میراث تاریخی و سواحل آرام، خود را بهعنوان مقصدی فرهنگی-تفریحی معرفی کرده و کویت نیز با توسعه موزهها و زیرساختهای شهری در تلاش است تصویر تازهای از خود ارائه دهد.
نکته مشترک همه این کشورها تمرکز بر «برندسازی ملی» و «همافزایی منطقهای» است؛ به این معنا که رقابت، مانع همکاری نیست. بستههای سفر مشترک، اتصال پروازی گسترده و تسهیل تردد میان کشورهای منطقه بخشی از راهبردی است که خاورمیانه را به یک مقصد یکپارچه بدل میکند.
وضعیت ترکیه و جایگاه ایران فرصتها و چالشها در رقابت منطقهای
در این میان ترکیه همچنان یکی از بازیگران کلیدی است. شهر استانبول بهعنوان پلی میان دو قاره و مناطق گردشگری چون کاپادوکیه و آنتالیا، سالانه میلیونها گردشگر جذب میکند. ترکیه توانسته ترکیبی از گردشگری فرهنگی، ساحلی، درمانی و خرید را بهطور همزمان توسعه دهد. ایران نیز از منظر تنوع اقلیمی، میراث تاریخی و ظرفیتهای فرهنگی، مزیتهایی کمنظیر دارد؛ از شهرهای باستانی گرفته تا کویر، جنگل و سواحل جنوبی. با این حال سهم ایران از بازار گردشگری منطقه متناسب با ظرفیتهایش نیست. چالشهایی چون تصویر بینالمللی، محدودیتهای بانکی، ضعف تبلیغات جهانی و ناهماهنگی نهادی مانع جهش گردشگری ایران شدهاند. در حالی که همسایگان با سرمایهگذاری هدفمند در حال جذب بازارهای جدید هستند، ایران نیازمند بازنگری در سیاستهای بازاریابی، رفع چالشهای بودجه و مدیریت و توسعه زیرساختهای هوایی و اقامتی است. تجربه آذربایجان نشان میدهد که حتی کشورهایی با منابع محدودتر میتوانند با تمرکز بر بازارهای منطقهای، دیجیتالسازی خدمات گردشگری و توسعه پایدار رشد مستمر ایجاد کنند. برای ایران که در سالهای اخیر با افتوخیزهای شدید ورود گردشگر مواجه بوده، درس اصلی این تحولات در «ثبات سیاستگذاری» و «اعتمادسازی بینالمللی» نهفته است.
خیز بلند گردشگری خاورمیانه
خاورمیانه در حال تجربه یک خیز بلند یا به تعبیری یک رنسانس گردشگری است؛ رنسانسی که برپایه نوآوری، پایداری و سرمایهگذاری کلان شکل گرفته است. آذربایجان با پیوستن به جمع قدرتهای گردشگری منطقه، نشان داده که آینده این صنعت در گرو برنامهریزی راهبردی و همراستایی با روندهای جهانی است. اگر این روند ادامه یابد، منطقه نهتنها مقصدی مکمل اروپا و شرق آسیاست بلکه یکی از قطبهای اصلی گردشگری جهان خواهد شد. در چنین چشماندازی ایران نیز میتواند در صورت اصلاح سیاستها و بهرهگیری از مزیتهای رقابتی و رفع تنشها به یکی از بازیگران اصلی این صحنه بدل شود؛ مشروط بر آنکه از فرصتهای منطقهای و جهانی عقب نماند و راهکاری اساسی برای رفع تحریمهای بینالمللی و ارائه تصویر بهتر از کشور داشته باشد.
