رقص پیچیده طلا و دلار
جهانصنعت– در سادهترین توضیح رابطه تاریخی میان قیمت طلا و دلار آمریکا بر پایه سازوکاری روشن شکل گرفته است. طلا در بازارهای جهانی به دلار قیمتگذاری میشود و همین موضوع باعث میشود که تغییرات ارزش دلار مستقیما بر جذابیت طلا برای سرمایهگذاران غیرآمریکایی اثر بگذارد. زمانی که دلار تقویت میشود، طلا برای دارندگان سایر ارزها گرانتر تمام شده و این مساله معمولا به کاهش تقاضا و فشار نزولی بر قیمت طلا منجر میشود. در مقابل تضعیف دلار، طلا را در مقیاس جهانی ارزانتر میکند و میتواند تقاضا و در نتیجه قیمت آن را افزایش دهد.
بر همین اساس طی دههها یک همبستگی معکوس میان قیمت طلا و قدرت دلار شکل گرفته بود؛ الگویی که برای تحلیلگران و سرمایهگذاران به ابزاری قابل اتکا تبدیل شد. شاخص دلار آمریکا که قدرت این ارز را در برابر سبدی از ارزهای معتبر جهانی میسنجد، اغلب بهعنوان یک دماسنج سریع برای پیشبینی مسیر احتمالی قیمت طلا مورد استفاده قرار میگرفت. افزایش این شاخص معمولا نشانه فشار بر بازار طلا و کاهش آن، علامتی حمایتی برای فلز زرد تلقی میشد.
شکستن قطعیت الگوی طلا و دلار
با این حال تجربه سالهای اخیر نشان داده است که این رابطه دیگر به اطمینان گذشته عمل نمیکند. همزمان با افزایش بدهیهای جهانی، تشدید نااطمینانیهای ژئوپلیتیک و رشد تقاضا برای داراییهای جایگزین نظام مالی سنتی مواردی مشاهده شده که طلا و دلار بهطور همزمان در یک جهت حرکت کردهاند. در دورههایی از تنش شدید در بازارهای مالی، تقاضای پناهگاه امن میتواند هم طلا و هم دلار را تقویت کند؛ وضعیتی که با منطق سنتی رابطه معکوس در تضاد بوده اما در عمل بارها تکرار شده است.
ورود به سال۲۰۲۶ نیز با چنین شرایطی همراه است. پس از دورهای که قیمت طلا بهطور قابلتوجهی افزایش یافت و دلار همزمان عقبنشینی کرد، سرمایهگذاران اکنون با بازاری مواجهند که نسبت به ابتدای سال قبل بهطور بنیادین تغییر کرده است. همین تغییرات اهمیت بازنگری در درک رابطه طلا و دلار را برجسته میکند.
نرخ بهره، تورم و جنگ عوامل تعیینکننده رابطه طلا و دلار
یکی از مهمترین متغیرهایی که میتواند در سال۲۰۲۶ بر تعامل میان طلا و دلار اثر بگذارد سیاست پولی ایالاتمتحده بهویژه تصمیمات فدرالرزرو درباره نرخ بهره است. افزایش نرخهای بهره معمولا از دلار حمایت میکند چراکه بازده داراییهای دلاری را بالا میبرد و در نتیجه جذابیت طلا را بهعنوان دارایی بدون بازده کاهش میدهد. در چنین شرایطی طلا اغلب تحت فشار قرار میگیرد. در مقابل انتظار برای کاهش نرخ بهره یا حتی فشارهای سیاسی بر سیاستگذار پولی میتواند به تضعیف دلار بینجامد و فضای مساعدتری برای رشد قیمت طلا ایجاد کند. از این منظر هرگونه تغییر در انتظارات بازار نسبت به مسیر نرخ بهره در سال پیشرو میتواند بهسرعت در بازار طلا و دلار منعکس شود.
از سوی دیگر تورم همواره یکی از محرکهای اصلی تقاضا برای طلا بوده است. اگرچه نرخ تورم نسبت به اوجهای اخیر کاهش یافته اما همچنان بهطور کامل مهار نشده و مسیر آینده آن با عدم قطعیت همراه است. در شرایطی که انتظارات تورمی افزایش یابد بهویژه اگر بازده واقعی داراییها منفی شود، طلا باردیگر بهعنوان ابزاری برای حفظ قدرت خرید مورد توجه قرار میگیرد. در چنین فضایی تضعیف دلار اغلب همزمان با افزایش نگرانیهای تورمی رخ میدهد و همین همزمانی جذابیت طلا را بهعنوان پناهگاه امن تقویت میکند بنابراین مسیر تورم در سال۲۰۲۶ میتواند یکی از عوامل کلیدی در شکلدهی رابطه میان این دو دارایی باشد.
بیثباتیهای ژئوپلیتیک، از درگیریها گرفته تا مناقشات تجاری یا بحرانهای اقتصادی در مناطق مهم جهان، نقش مهمی در تغییر رفتار سرمایهگذاران دارد. در چنین دورههایی تمایل به داراییهای امن افزایش مییابد و این موضوع میتواند هم طلا و هم دلار را بهطور همزمان تقویت کند. این پدیده یکی از دلایلی است که رابطه سنتی معکوس میان طلا و دلار را مخدوش و تحلیل آن را پیچیدهتر میکند.
یکی دیگر از عوامل ساختاری اثرگذار تغییر رویکرد بانکهای مرکزی در مدیریت ذخایر ارزی است. در سالهای اخیر بسیاری از بانکهای مرکزی بهجای اتکای صرف بر دلار و اوراق خزانهداری آمریکا، به افزایش سهم طلا در ذخایر خود روی آوردهاند. این روند تقاضایی ساختاری برای طلا ایجاد میکند که مستقل از نوسانات کوتاهمدت دلار عمل میکند و نسبت به دهههای گذشته نقش پررنگتری یافته است.
پیشبینی قیمت طلا
به طور کلی برای دههها رابطه میان طلا و دلار آمریکا الگویی ساده و قابل فهم داشت: دلار قوی به معنای طلای ضعیف و دلار ضعیف برابر با طلای قوی. این الگو به سرمایهگذاران کمک میکرد تا تصمیمهای خود را با اطمینان بیشتری تنظیم کنند اما شرایط کنونی نشان میدهد که این رابطه همچنان معتبر است اما دیگر بهتنهایی کافی نیست.
در سال۲۰۲۶ نیروهای ساختاری جدید، انتظارات تورمی، سیاستهای پولی، رفتار بانکهای مرکزی و تحولات ژئوپلیتیک همگی در کنار یکدیگر بر این پیوند اثر میگذارند. برای سرمایهگذاران این به معنای آن است که تحلیل بازار طلا دیگر صرفا با نگاه به شاخص دلار ممکن نیست و نیازمند رصد همزمان مجموعهای از متغیرهای کلان اقتصادی و سیاسی است.
برآوردها برای سال۲۰۲۶ عموما چشماندازی صعودی برای طلا ترسیم میکنند. برخی پیشبینیها از رسیدن قیمت طلا به سطوح بسیار بالا تا پایان سال حکایت دارند؛ پیشبینیهایی که بر ادامه تقاضای پناهگاه امن و تداوم عدم قطعیتهای کلان اقتصادی استوار است. این سناریوها اغلب فرض میکنند که دلار یا تضعیف میشود یا دستکم نفوذ گذشته خود را بر بازار طلا از دست میدهد.
