رقابت بر سر معادن آفریقا
جهانصنعت– امروز ظرفیت عظیم ذخایر معدنی آفریقا بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه اقتصادهای بزرگ جهان قرار گرفته است تا جایی که آفریقا بهعنوان قلب معدنی جهان شناخته میشود. حالا گفته میشود که کشورها با سرمایهگذاری در فناوریهای بومی و توسعه همکاریهای هدفمند میتوانند جایگاهی قدرتمندی در اکوسیستم معدنی آفریقا بهدست آورند. در این بین میتوان به نقش ترکیه اشاره کرد که قصد دارد بازیگر فعال در آفریقا باشد.
توسعه فناوری و استفاده از ربات میتواند قدرت رقابتی ترکیه را در بازارهای بینالمللی بهطور چشمگیری افزایش دهد. توان تولیدی بالا، قیمت رقابتی، نیروی کار ماهر، نزدیکی جغرافیایی و تصویر مثبت ترکیه در آفریقا همگی عواملی شناخته میشوند که میتوانند سهم ترکیه را در این بازار افزایش دهند. موضوعاتی که بستری برای ارتباط مستقیم شرکتهای ترک با تصمیمگیران صنعت معدن آفریقا فراهم میکند. باید گفت، از آنجا که آفریقا بزرگترین ذخایر مواد معدنی جهان را در اختیار دارد، این کشور فرصت تجاری پایدار و گستردهای برای فعالان معدنی ایجاد میکند که میتواند نهتنها برای ترکیه بلکه برای کشورهای منطقه نیز جذاب باشد.
ورال بورچ چاکیر، مهندس زمینشناسی و بنیانگذار انجمن معدن آفریقا (AFMICO) باور دارد که بخش معدن ترکیه در سالهای اخیر روندی روبه رشد داشته اما همچنان ظرفیتهای استفاده نشده فراوانی در حوزه ذخایر معدنی، اکتشافات داخلی و خارجی، فرآوری، تولید محصول نهایی و صادرات وجود دارد.
او مهمترین چالش را خامفروشی دانسته و تصریح دارد: باید به جای صادرات مواد معدنیخام، سنگمعدن را در داخل کشور فرآوری کنیم و محصول نهایی تولید کنیم تا ارزشافزوده در داخل باقی بماند. او همچنین بر مسوولیت زیستمحیطی صنعت معدن تاکید میکند و میگوید: هر فرد و شرکتی که از این سرزمین بهره میبرد، وظیفه دارد کمترین اثر منفی را بر طبیعت بر جای بگذارد.
چاکیر مهمترین تحول در فناوریهای حفاری را گسترش اتوماسیون میداند؛ سیستمهایی که ایمنی کار را افزایش داده و خطاهای انسانی را کاهش میدهند که از جمله میتوان به رباتهای بارگذاری خودکار لوله حفاری و ابزارهای جهتیابی مغزه برای تعیین دقیق امتداد و شیب شکستگیها و رگههای معدنی اشاره کرد. به گفته وی، توسعه داخلی چنین فناوریهایی میتواند قدرت رقابتی ترکیه را در بازارهای بینالمللی بهطور چشمگیری افزایش دهد.
جذابیت معادن آفریقا
در این بین باور بر این است که آفریقا بزرگترین ذخایر ترکیبی مواد معدنی جهان را در اختیار دارد و این موضوع فرصتهای تجاری پایدار و گستردهای برای فعالان معدنی از جمله ترکیه ایجاد میکند. در واقع توان تولیدی بالا، قیمت رقابتی، نیروی کار ماهر، نزدیکی جغرافیایی و تصویر مثبت ترکیه در آفریقا همگی عواملی هستند که میتوانند سهم ترکیه را در این بازار افزایش دهند. موضوعاتی که بستری برای ارتباط مستقیم شرکتهای ترک با تصمیمگیران صنعت معدن آفریقا فراهم میکند.
پروژه عظیم «سیماندو» نقطهعطفی برای آینده صنعت فولاد جهان شناخته میشود. پروژه سنگآهن در گینه با عیار حدود ۶۵درصد آهن، یکی از بزرگترین و باکیفیتترین ذخایر جهان است. پس از ۲۸سال چالش زیرساختی، مالی و سیاسی این پروژه سرانجام وارد فاز بهرهبرداری شده و هدف آن تولید سالانه ۱۲۰میلیون تن سنگآهن است. این پروژه ستون اصلی چشمانداز توسعه سیماندو۲۰۴۰ است؛ طرحی که شامل توسعه راهآهن، بنادر، انرژی، صنایع، آموزش و بهداشت میشود.
ورود سنگآهن پرعیار سیماندو به بازار میتواند وابستگی به استرالیا و برزیل را کاهش و قیمت جهانی سنگآهن را تحت فشار کاهشی قرار دهد و تولید فولاد کمکربن را تسریع کند. به همین دلیل این پروژه نهتنها برای آفریقا بلکه برای کل صنعت فولاد جهان تحولآفرین است.
گفته میشود نگاه مثبت مردم آفریقا به ترکیه و نبود سابقه استعماری، یک مزیت روانی و دیپلماتیک مهم ایجاد کرده است. در این خصوص، چاکیر معتقد است که ترکیه از نظر کیفیت و قیمت، نقطه تعادل میان محصولات غربی گرانقیمت و محصولات ارزانتر چینی است. به گفته او برداشت رایج در آفریقا این است که محصولات ترک به گرانی اروپایی نیستند، در حالی که کیفیتشان بسیار بالاتر از چینیهاست.
وی همچنین بر اهمیت برخورداری از نسلی پژوهشگر، کنجکاو و علممحور برای آینده ترکیه تاکید میکند و از همه میخواهد یادگیری و تولید را متوقف نکنند.
نقش دیگر بازیگران
علاقه کشورهای حوزه خلیجفارس اما به معادن آفریقا نیز دور از انتظار نیست. امارات، عربستان و قطر بهشدت در آفریقا تاثیرگذارند. این قاره مقصد سرمایه آنها، عرصهای برای رقابت و زورآزمایی و آزمایشی برای جاهطلبیهای جهانی آنهاست. با اینکه رویکردهای آنها متفاوت است اما همگی معتقدند که کشورهای دیگر، آفریقاییها را نادیده میگیرند!
این قاره مقصد سرمایه آنها، عرصهای برای رقابت و آزمایشی برای جاهطلبیهای جهانی آنهاست. در واقع دوبی به یک قطب مالی مهم برای بزرگان آفریقا تبدیل شده است. در این بین رهبران آفریقایی به دنبال جایگزینهایی هستند تا وامهای سنگین چینی و کمکهای غربی را کمتر کنند و ظهور کشورهای حوزه خلیجفارس در حال تغییر شکل ژئوپلیتیک در این قاره است.
در واقع روابط آفریقا- خلیجفارس به قرنها قبل برمیگردد. باستانشناسان سکههای عربی را در زیمبابوه که در قرون وسطی یک دولتشهر بزرگ بود، پیدا کردهاند. شاخ آفریقا که با خلیج عدن و دریای سرخ از شبه جزیره عربستان جدا میشود، مدتهاست اعراب را در همسایگی خود دارد. در بقیه قسمتهای آفریقا هم تمرکز بر حمایت مالی از مسلمانان و خرید زمینهای کشاورزی است؛ اگرچه این موضوع به خاطر بالا و پایین رفتن مداوم قیمت نفت با نوسان همراه بوده است.
وقتی کشورهای حوزه خلیجفارس در یک دنیای چندقطبی، خودشان را بهعنوان قدرتهایی متمرکز اثبات میکنند، این رابطه پرنوسان شکل ثابتتری به خود میگیرد. با اینکه رویکردهای آنها متفاوت است اما همگی معتقدند که کشورهای دیگر، آفریقاییها را نادیده میگیرند و چون آنها فقیرند، نفوذ در آنها ارزان تمام میشود. جمعیت کشورهای جنوب صحرای آفریقا، ۲۰برابر جمعیت کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس (شامل عربستان، امارات، قطر، عمان، کویت و بحرین) است اما تولید ناخالص داخلی (GDP) کوچکتری دارند.
امارات بهطور خاص در حوزه لجستیک و انرژی فعال بوده و رقیب اصلی چین در بنادر آفریقا محسوب میشود. امارات همچنین به توسعه پروژههای نفتی و گازی در آفریقا کمک میکند؛ آن هم در زمانی که برخی در غرب، نگران رعایت نشدن توافقنامههای اقلیمی هستند. در ماه دسامبر مراکش و امارات برای تاسیس خط لولهای که میتواند گاز را از نیجریه به مدیترانه منتقل کند توافق کردند. همزمان سرمایهگذاران اماراتی جزو بزرگترین سرمایهگذاران پروژههای انرژی تجدیدپذیر در آفریقا محسوب میشوند.
اما جاذبه آفریقا برای کشورهای خلیجفارس سهجنبه دارد. جنبه اول، وقتی بقیه کشورها عقب میکشند، آنها خوب پول خرج میکنند. از سال ۲۰۲۰ به بعد وامدهی سالانه چینیها به آفریقا بهطور میانگین ۱۰درصد میزان وامی بوده که آنها در دهه ۲۰۱۰ دادهاند (۴/۱میلیارددلار در سال در برابر ۱۴میلیارددلار). در سال ۲۰۲۲، سهم کمک غربیها به آفریقا به کمترین حد خود از سال ۲۰۰۰ رسید. جنبه دوم، سرعت است. کشورهای خودکامه خلیجفارس نسبت به غرب یا بانک جهانی بسیار سریعتر عمل میکنند. همچنین تحرک اقتصادی حوزه خلیجفارس با تحرکات دیپلماتیک همراه است. قطر و امارات از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۲ تعداد سفارتخانههایشان را در آفریقا بیش از دو برابر کردهاند.
با این حال کشورهای حوزه خلیجفارس میتوانند باعث بیثباتی آفریقا هم بشوند و کمکهای غربی را در این فرآیند کماثر کنند. این موضوع بهویژه در مورد امارات که در دنبال کردن منافع ژئواستراتژیک خود در این قاره بیشترین ریسک را میکند، درست است. بنابراین به همان اندازه که آفریقاییها در مورد تبدیل شدن امارات به «چین جدید» از نظر سرمایهگذاری در این قاره صحبت میکنند، اقدامات این کشور در ایجاد شبکههای مخفیانه از افراد قدرتمند، بیشتر شبیه به استراتژی روسیه در آفریقاست.
گفتنی است، نزدیک به نیمی از طلای جهان و یکسوم کل مواد معدنی دنیا در آفریقا وجود دارد. طبق گزارش سازمان ملل، آفریقا حدود ۳۰درصد از ذخایر معدنی جهان، ۱۲درصد از نفت جهان و ۸درصد از ذخایر گاز طبیعی جهان را در خود جای داده است.
لیتیوم و کبالت برخی فلزات کلیدی هستند که برای تولید باتریها استفاده میشوند. تانتالم یکی دیگر از فلزات مورد استفاده در تجهیزات الکترونیکی است. خازنهای تانتالیوم در تلفنهای همراه، لپتاپها و در انواع لوازم الکترونیکی خودرو یافت میشوند. فلزات از جمله طلا، آهن، تیتانیوم، روی و مس بزرگترین مواد معدنی تولید شده برای ۱۱کشور هستند. غنا بزرگترین تولیدکننده طلا در این قاره است و پس از آن آفریقایجنوبی و مالی قرار دارند. مواد معدنی صنعتی مانند الماس، گچ، نمک، گوگرد و فسفاتها کالای اصلی ۱۳کشور آفریقایی هستند.
