رقابت برای تصاحب بازار جهانی سفر
نادر نینوایی– خاورمیانه درحال تجربه یکی از عمیقترین و سریعترین تحولات تاریخ خود در حوزه گردشگری است. منطقهای که تا دودهه پیش بیشتر بهعنوان کانون تنشهای ژئوپلیتیک، بحرانهای امنیتی و منازعات سیاسی شناخته میشد امروز با سرمایهگذاریهای چنددهمیلیارد دلاری، نوآوریهای دیجیتال، پروژههای عظیم زیرساختی و بازتعریف روایت خود در رسانههای جهانی بهیکی از جذابترین مقاصد گردشگری دنیا تبدیل شده است. اماراتمتحدهعربی، عربستانسعودی، ترکیه، قطر، مصر، اردن و حتی کشورهایی مانند کویت هریک با راهبردی مشخص درحال تصاحب سهم بیشتری از بازار جهانی گردشگری هستند؛ بازاری که نهتنها درآمدزا بلکه موتور محرک توسعه اقتصادی، اشتغالزایی و دیپلماسی فرهنگی است.
در اینمیان ایران باوجود برخورداری از مزیتهای بیبدیل تاریخی، فرهنگی، طبیعی و انسانی در سالهای اخیر با افول محسوس گردشگری مواجه شده است. تنشهای سیاسی بر سر پرونده هستهای، جنگ ۱۲روزه، تصویرسازی منفی برخی رسانههای بینالمللی از ایران بهعنوان «محور تنش» در منطقه، و محدودیتهای ارتباطات بینالمللی همگی دستبهدست هم دادند تا جریان گردشگران ورودی بهکشور کاهش یابد. فعالان گردشگری از ریزش جدی تورهای ورودی، افت ضریب اشغال هتلها و حتی نگرانی از خروج منابع انسانی متخصص از اینبخش سخن میگویند؛ وضعیتی که در تضاد آشکار با شتاب فزاینده همسایگان ایران در همین حوزه قرار دارد.
امارات و عربستان؛ گردشگری بهمثابه پروژه ملی
اماراتمتحدهعربی را میتوان پیشتاز بیچونوچرای تحول گردشگری در خاورمیانه دانست. اینکشور با اتخاذ رویکرد «دیجیتالمحور» در سیاستگذاری گردشگری توانسته تجربه سفر را از مرحله برنامهریزی تا اقامت و بازدید بهشکلی هوشمند، ساده و جذاب بازطراحی کند. کمپینهایی که در نظر گرفته شده میلیاردها درهم درآمد گردشگری ایجاد کرده و میلیونها گردشگر را در فصول کمسفر بهاین کشور جذب کرده است. پروژههایی همچون اکسپو۲۰۲۰ دوبی، برج کریک دوبی و توسعه همزمان گردشگری لوکس، فرهنگی و میراثی در امارتهای مختلف تصویری از آینده گردشگری را بهنمایش گذاشتند که بر ترکیب فناوری، تجربه و روایت استوار است.
عربستانسعودی نیز با چشمانداز۲۰۳۰ عملا گردشگری را بهیکی از ستونهای اصلی اقتصاد غیرنفتی خود تبدیل کرده است. پروژههایی مانند نئوم، دریای سرخ و توسعه العلا نشان میدهد که اینکشور مصمم است از قالب سنتی گردشگری مذهبی عبور کرده و بهمقصدی چندوجهی برای گردشگران لوکس، ماجراجو و فرهنگی تبدیل شود. تسهیل صدور ویزا، سرمایهگذاری گسترده در فرودگاهها، هتلها و سرگرمی و هدفگذاری جذب ۱۵۰میلیونگردشگر درسال همگی گواه آن است که گردشگری در عربستان یک«پروژه حاشیهای» نبوده بلکه بخشی از راهبرد کلان توسعه ملی شمرده میشود.
درمقایسه ایران اگرچه از نظر تنوع جاذبههای گردشگری چیزی کم ندارد اما فقدان یکراهبرد منسجم ملی، ضعف در بازاریابی بینالمللی و استمرار تنشهای سیاسی باعث شده که اینظرفیت عظیم بالفعل نشود. درحالیکه امارات و عربستان با روایتسازی مثبت از خود در رسانههای جهانی پیش میروند ایران همچنان درگیر اصلاح تصویری است که از بیرون ناامن و پرتنش نمایش داده میشود.
ترکیه، مصر و اردن؛ پیوند میراث تاریخی با نوآوری و بازار جهانی
ترکیه سالها بوده که جایگاه خود را بهعنوان یکی از قدرتهای گردشگری منطقه تثبیت کرده است. اینکشور باتکیه بر میراث تاریخی غنی، موقعیت جغرافیایی ممتاز و زیرساختهای ایجادشده همزمان بهتوسعه گردشگری فرهنگی، ساحلی، سلامت و طبیعتگردی پرداخته است. آنچه ترکیه را در سالهای اخیر متمایز کرده استفاده هدفمند از ابزارهای دیجیتال، تورهای مجازی، پلتفرمهای هوشمند رزرو و تحلیل داده برای مدیریت بهتر جریان گردشگر است. دولت ترکیه با تنوعبخشی بهمقاصد و توزیع سفر در مناطق کمترشناختهشده توانسته از تمرکز بیشازحد گردشگری در چند شهر خاص جلوگیری کند.
مصر نیز با بازتعریف میراث تاریخی خود و تلفیق آن با پروژههای نوین مسیر مشابهی را طی میکند. افتتاح موزه بزرگ مصر، توسعه زیرساختهای گردشگری در قاهره، شرمالشیخ و سواحل دریای سرخ و بهرهگیری از فناوریهای دیجیتال برای تجربه مجازی آثار باستانی نشاندهنده عزم اینکشور برای حفظ جایگاه خود در بازار جهانی گردشگری است. مصر بهخوبی دریافته که میراث تاریخی زمانی ارزش اقتصادی پایدار ایجاد میکند که با مدیریت حرفهای و روایتسازی مدرن همراه شود.
اردن هرچند ازنظر وسعت و جمعیت کوچکتر است اما با تمرکز بر گردشگری پایدار، سلامت و طبیعت توانسته برند متمایزی برای خود بسازد. پترا، وادی رم و دریای مرده نهتنها جاذبههای تاریخی و طبیعی بلکه ستونهای یکراهبرد گردشگری هوشمند هستند که با توسعه زیرساخت، خدمات دیجیتال و حفاظت محیطزیست همراه شدند. ایران نیز در همین حوزهها
(از گردشگری فرهنگی و تاریخی گرفته تا طبیعتگردی و سلامت) مزیتهای رقابتی قابلتوجهی دارد اما استمرار تنشهای بینالمللی، محدودیت پروازها، مشکلات نقلوانتقال مالی و نااطمینانی سیاسی باعث شده که اینمزیتها در بازار جهانی بهحاشیه رانده شوند.
قطر و کویت؛ رویدادمحوری، لوکسگرایی و ورود بهبازی منطقهای
قطر پساز میزبانی جام جهانی۲۰۲۲ گردشگری را بهیکی از محورهای اصلی سیاست خارجی و اقتصادی خود تبدیل کرده است. اینکشور با تمرکز بر گردشگری لوکس، رویدادهای جهانی و زیرساختهای مدرن توانسته نام خود را در نقشه گردشگری جهان برجسته کند. توسعه موزهها، مراکز فرهنگی، هتلهای سطح بالا و پلتفرمهای دیجیتال رزرو و اطلاعرسانی بخشی از راهبردی است که قطر را بهمقصدی جذاب برای گردشگران خاصپسند تبدیل کرده است.
کویت نیز اگرچه دیرتر وارد اینرقابت شده اما با راهاندازی پلتفرمهای دیجیتال گردشگری، توسعه مراکز خرید و تمرکز بر گردشگری فرهنگی و شهری درحال آمادهسازی خود برای سهمخواهی از بازار منطقهای است. اینکشور تلاش دارد با بهرهگیری از فناوری و زیرساخت تصویری متفاوت از خود ارائه دهد و از سایه همسایگان بزرگتر خارج شود.
درمقابل ایران با کاهش محسوس ورود گردشگران خارجی با چالش جدی در حفظ نیروی انسانی متخصص در صنعت گردشگری روبهرو است. فعالان اینحوزه هشدار میدهند که ادامه اینروند میتواند بهخروج راهنمایان حرفهای، مدیران هتل و سرمایهگذاران از اینبخش منجر شود؛ اتفاقی که بازگشت بهنقطه تعادل را در سالهای آینده دشوارتر خواهد کرد.
ضرورت توجه بهگردشگری و اقتصاد غیرنفتی
آنچه تجربه کشورهای منطقه بهروشنی نشان میدهد این است که گردشگری زمانی بهموتور توسعه اقتصادی تبدیل میشود که در بستر ثبات، تعامل بینالمللی و دیپلماسی فعال شکل بگیرد. گردشگری صرفا ساخت هتل و تبلیغ جاذبه نبوده بلکه نیازمند اعتماد جهانی، سهولت سفر، تصویر مثبت رسانهای و ارتباط سازنده با جهان است. برای ایران گردشگری یکی از معدود حوزههایی است که میتواند بهصورت واقعی و پایدار بهتوسعه اقتصاد غیرنفتی کمک کند. از اشتغالزایی گسترده گرفته تا ارزآوری، تقویت صنایع دستی، حفظ میراث فرهنگی و حتی بهبود تصویر بینالمللی کشور همگی در گرو احیای گردشگری هستند اما استفاده از اینظرفیت بدون تلاش جدی برای تنشزدایی در روابط بینالمللی دشوار و شاید ناممکن باشد. در شرایطی که همسایگان ایران با سرعت در حال بازتعریف جایگاه خود در بازار جهانی گردشگری هستند تداوم وضعیت کنونی میتواند بهعقبماندگی ساختاری ایران در اینصنعت منجر شود. پرسش کلیدی این است که آیا سیاستگذاری کلان کشور گردشگری را بهعنوان یکابزار راهبردی توسعه میبیند یا همچنان آن را در حاشیه اقتصاد و سیاست نگه میدارد. خاورمیانه وارد عصر جدیدی از رقابت گردشگری شده است؛ عصری که در آن برند ملی، ثبات سیاسی و تعامل جهانی تعیینکننده هستند. ایران اگر میخواهد در اینرقابت سهمی داشته باشد ناگزیر است همزمان با اصلاحات داخلی مسیر گفتوگو و تنشزدایی در عرصه بینالمللی را نیز هموار کند چراکه بدون آن مزیتهای تاریخی و فرهنگی در حد ظرفیتهای بالقوه باقی خواهند ماند.
