«جهان‌صنعت» ماجرای درگیری امارات و عربستان در یمن را بررسی می‌کند

دوستان دیروز، دشمنان امروز

گروه بین الملل
کدخبر: 599074
در پی خروج امارات از یمن یک‌روزنامه‌نگار سعودی به بررسی خسارت‌های ابوظبی در نتیجه این اتفاق پرداخت.
دوستان دیروز، دشمنان امروز

جهان‌صنعت- درپی خروج امارات از یمن یک‌روزنامه‌نگار سعودی به بررسی خسارت‌های ابوظبی در نتیجه این اتفاق پرداخت. حسین الغاوی، در پیامی در پلتفرم «ایکس» نوشت که امارات طی یک‌هفته پس از خروج از یمن جزیره راهبردی میون و عبد الکوری را از دست داد و ناگزیر به خاتمه‌دادن به استفاده از فرودگاه الریان در المکلا شد. وی افزود: امارات ارخبیل سقطری، یک شبکه ارتباطات و رصد دریایی و یک پایگاه نظامی را در جزیره عبدالکوری از دست داده است.

الغاوی در ادامه گزارش خود آورده که ابوظبی از فرودگاه الریان به‌عنوان یک‌پایگاه نظامی و مرکز عملیات استفاده می‌کرد که همزمان با خروج نیروهای امارات از یمن این حضور نیز پایان یافت.

وی ادامه داد: پالایشگاه بلحاف در استان شبوه نیز یک‌پایگاه نظامی متعلق به امارات بود و ابوظبی علاوه بر این از بندر المخاء به‌عنوان پایگاه نظامی استفاده می‌کرد. در ادامه این گزارش آمده امارات پیش از خروج‌از یمن از پایگاه العند در استان لحج نیز استفاده می‌کرد.

الغاوی در ادامه گفت که خروج امارات از یمن به توافقاتی پایان داد که نوعی اجحاف در حق ملت یمن بودند. ازجمله مهم‌ترین این توافقات توافقنامه پالایشگاه‌ها و نفت‌وگاز در المکلا و مناطق دیگر یمن بود.

شورای ریاستی یمن وابسته‌به عربستان ۹دی‌ماه توافق دفاع مشترک با امارات را لغو کرد و از این‌کشور خواست از یمن خارج شود. درپی این‌درخواست دولت امارات تصمیم به خارج‌کردن نیروهای باقی‌مانده خود از یمن کرد.

درهمین‌رابطه درخصوص بحث اختلافات اساسی میان عربستان و امارات در یمن که روزگاری به‌عنوان متحد جنگی ویرانگر علیه این کشور را آغاز کردند لازم به ذکر است که  تحولات اخیر یمن را نمی‌توان صرفا در چارچوب یک اختلاف داخلی یا حتی یک بحران معمول در روند جنگ فرسایشی این کشور تحلیل کرد.

آنچه در هفته‌های پایانی سال‌۲۰۲۵ و آغاز ۲۰۲۶ رخ داد نشانه ورود یمن به مرحله‌ای تازه از بازتعریف موازنه قدرت است؛ مرحله‌ای که این‌بار نه فقط میان نیروهای داخلی بلکه میان دومتحد اصلی ائتلاف عربی یعنی عربستان‌سعودی و امارات‌متحده‌عربی شکل گرفته است.

یعنی درحالی‌که سال‌ها تلاش شده بود اختلافات ریاض و ابوظبی در یمن در سطحی کنترل‌شده و پشت‌پرده باقی بماند تحولات میدانی اخیر این شکاف را آشکار و به یک‌رویارویی مستقیم سیاسی و حتی نظامی تبدیل کرد.

یمن از آغاز جنگ در سال۲۰۱۵ به میدان تلاقی پروژه‌های متعارض منطقه‌ای بدل شد اما تفاوت وضعیت کنونی در آن است که این‌بار اختلاف بر سر اصل شکل دولت و ماهیت حاکمیت و نه صرفا سر سهم نفوذ یا نقش‌آفرینی تاکتیکی است. ورود شورای انتقالی جنوب به فاز تصرف نظامی حضرموت و المهره و سپس اعلام موجودیت نمادین دولت جنوب عربی عملا عبور از خطوط قرمزی بود که عربستان آن را مستقیما مرتبط با امنیت ملی خود می‌داند.

ضربه سعودی و پیام آن

واکنش عربستان به تحرکات شورای انتقالی و حامی اماراتی آن از جهات مختلف غافلگیرکننده بود. به‌گزارش مهر، ریاض که طی سال‌های گذشته اغلب نقش میانجی یا مهارکننده تنش میان دولت مستعفی یمن و نیروهای وابسته به ابوظبی را ایفا می‌کرد این بار مسیر متفاوتی برگزید. بمباران بندر مکلا و هدف قراردادن تجهیزات نظامی منتقل‌شده از فجیره به حضرموت پیام روشنی داشت. این پیام نه‌فقط خطاب به شورای انتقالی بلکه مستقیما متوجه امارات بود.

همزمان حمایت آشکار عربستان از درخواست رشادالعلیمی، رییس شورای رهبری یمن(تحت حمایت عربستان) برای خروج کامل نیروهای باقی‌مانده امارات از یمن نشان داد که تصمیم اتخاذشده فراتر از یک واکنش مقطعی است. این اقدام در واقع بازتعریف نقش عربستان به‌عنوان بازیگر مسلط در هرگونه ترتیبات آینده یمن بود. ریاض به‌وضوح اعلام کرد که هیچ پروژه سیاسی یا میدانی در یمن(منهای مناطق تحت تسلط انصارالله) بدون عبور از فیلتر سعودی امکان تحقق ندارد.

ریشه‌های اختلاف فراتر از یمن

اگرچه ظاهر بحران در جغرافیای یمن شکل گرفته اما ریشه اختلاف سعودی و امارات عمیق‌تر از آن است که به یک پرونده محدود شود. از سال۲۰۱۹ به‌این‌سو نشانه‌های افتراق راهبردی میان دو طرف آشکار شد. امارات به این جمع‌بندی رسید که جنگ یمن فاقد افق پیروزی نظامی است و ادامه آن هزینه‌های بین‌المللی فزاینده‌ای دارد. از این‌رو به‌تدریج راهبرد خروج رسمی و ماندن غیررسمی را درپیش گرفت. این ماندن غیررسمی با تمرکز بر کنترل بنادر، جزایر و گلوگاه‌های راهبردی همراه بود. عدن، مکلا، المخا، سقطری و میون به اجزای یک‌زنجیره نفوذ دریایی تبدیل شدند که امارات ازطریق نیروهای نیابتی آن را اداره می‌کرد. این الگو مبتنی بر تضعیف دولت مرکزی و تقویت بازیگران محلی همسو بود؛ الگویی که با نگاه سنتی عربستان به مفهوم دولت و حاکمیت در تعارض قرار دارد.

۲نگاه متضاد به نظم منطقه‌ای

در سطح کلان‌تر اختلاف میان ریاض و ابوظبی بازتاب دو نگاه متفاوت به آینده نظم منطقه‌ای است. امارات به‌سمت مدلی حرکت کرده که در آن دولت‌های ضعیف یا تجزیه‌شده جای خود را به شبکه‌ای از واحدهای شبه‌دولتی می‌دهند؛ واحدهایی که کارکرد اصلی آنها تامین امنیت مسیرهای تجاری، بنادر و منافع اقتصادی فراملی است. این نگاه با روح حاکم بر توافقات آبراهام همخوانی دارد و به‌نوعی مکمل پروژه بازطراحی خاورمیانه براساس منطق کارکردی و نه حاکمیتی است.

درمقابل عربستان اگرچه به‌هیچ‌وجه مدافع ایدئولوژیک دولت ملی به‌معنای کلاسیک آن نیست اما حفظ ساختارهای مرکزی و جلوگیری از فروپاشی رسمی دولت‌ها را برای امنیت خود حیاتی می‌داند. ریاض دریافته که گسترش الگوی تجزیه و شبه‌دولت‌سازی می‌تواند در مرحله بعدی دامن متحدان فعلی آمریکا را نیز بگیرد. به‌ویژه در شرایطی که واشنگتن آشکارا از راهبرد «مدیریت از راه دور» و کاهش تعهد مستقیم سخن می‌گوید.

درنتیجه می‌توان گفت آنچه امروز در یمن جریان دارد نه یک بحران مقطعی بلکه بخشی از یک‌گذار پرهزینه در نظم منطقه‌ای است. عربستان با ضربه به پروژه اماراتی در جنوب یمن تلاش می‌کند مرزهای نفوذ مجاز را بازتعریف کرده و جایگاه خود را به‌عنوان بازیگر غیرقابل‌جایگزین تثبیت کند. امارات نیز با پافشاری بر الگوی نفوذ غیرمستقیم نشان داده که از جاه‌طلبی‌های فراتر از وزن جغرافیایی خود دست نخواهد کشید.

در این‌میان یمن همچنان قربانی اصلی این رقابت‌های راهبردی باقی مانده است. کشوری که بیش از یک‌دهه جنگ و فروپاشی را تجربه کرده اکنون در آستانه تجزیه‌ای نرم اما عمیق قرار دارد. اگر روند کنونی ادامه یابد نه‌تنها چشم‌انداز ثبات دورتر خواهد شد بلکه یمن به آزمایشگاهی برای اجرای مدل‌های جدید مدیریت بحران در منطقه تبدیل می‌شود؛ مدلی که هزینه اصلی آن را مردم این کشور خواهند پرداخت.

آخرین اخبار