دور کالابرگ – ارز
یکم- دولتهای پس از جنگ در جمهوری اسلامی گرفتاری بزرگی داشتند و آن پرداخت یارانه به برخی کالاهای اساسی بوده و هست. در دهه۶۰ باوجود جنگ اما درآمد ارزی کشور مناسب بود و شمار جمعیت ایران هنوز اوج نگرفته بود. به این ترتیب دولت وقت شمار قابلاعتنایی از کالاها را مشمول یارانه کرده بود. خب با نوشتن این مقدمه دراز میخواهید به چه چیزی برسید؟
دوم- اگر اجازه داشته باشیم بهطور خلاصه بنویسیم پرداخت یارانه مستقیم و غیرمستقیم در دهه۸۰ رواج یافت و تا هنوز ادامه دارد. پرسش مهمی دارم؟ بله. چه پرسشی دارید؟ پرسش این است که منابع تامین شده برای پرداخت یارانه مستقیم و غیرمستقیم از کجا تامین میشد؟
سوم- این یک پرسش اساسی بوده و هست؟ منابع تامین یارانه با نگهداشتن قیمت کالاها در سطحی پایینتر از قیمت تمامشده بود. به این ترتیب که قیمت بنزین وارداتی یا قیمت میانگین بنزین یا نان و آرد و شکر و چای و نهادههای دامی معیاری برای پرداخت یارانه بود. کارشناسان اما در اینباره نظر موافق ندارند. خب مگر آنها چه میگویند؟
چهارم- کارشناسان باور دارند دولت با دادن ارز ارزان به واردکنندگان میخواست قیمتها در سطحی قابلقبول برای خریداران بماند اما در عمل این اتفاق کمتر رخ داد و واردات با ارز ارزان به منشا توزیع رانت تبدیل شد.
پنجم- به نظر میرسد دولت پزشکیان با کنار گذاشتن ارز ارزان این راه را مسدود کرده است؟ بله دولت چهاردهم حالا میخواهد به همه -یا بیشتر شهروندان ایران- کالابرگ دهد.
به این ترتیب یک رابطه مستقیم بین کالابرگ و نرخ ارز دیده شده، یعنی حالا که دیگر نرخ ارزها یکسان شده است کالابرگ به ۸۰میلیون ایرانی به میزان هر نفر یکمیلیون پرداخت میشود و دیگر دلار ارزان از اقتصاد پر میکشد و میرود.
