سناریوهای پیش‌رو میان ایران و آمریکا  بررسی شد

دوراهی جنگ و دیپلماسی

گروه بین الملل
کدخبر: 609511
دو مسیر اصلی پیش روی ایران و آمریکا در روزهای آینده روشن‌تر شده است: بازدارندگی و دیپلماسی با ابزار فشار نظامی-هوایی از یک سو و تلاش برای توافق دیپلماتیک از سوی دیگر.
دوراهی جنگ و دیپلماسی

جهان صنعت – مهم‌ترین تغییر قابل مشاهده طی دوماه گذشته سطح آرایش نظامی آمریکا در خاورمیانه است. استقرار چندگروه رزمی ناو هواپیمابر، تمرکز توان هوایی پیشرفته و استقرار سامانه‌های پشتیبان نشان می‌دهد فشار نظامی از سطح تهدید فراتر رفته و به‌مرحله‌ای رسیده که برخی آن را آماده‌سازی پیش از تصمیم می‌نامند. هنگامی که زیرساخت اجرای حمله فراهم باشد هزینه حاشیه‌ای آغاز عملیات کاهش می‌یابد و همزمان هزینه سیاسی عقب‌نشینی نیز افزایش پیدا می‌کند.

همزمان پیام‌های کاخ سفید چارچوبی دوگانه «توافق سریع» به‌عنوان جایگزین درگیری و «آمادگی برای اقدام سریع و قاطع» درصورت شکست مذاکرات ارائه کردند. این‌ترکیب نشانگر آن است که اجبار نظامی نه در تعارض با دیپلماسی بلکه به‌عنوان پشتوانه آن طراحی شده است.

از ابتدای بهمن‌ماه گزارش‌ها بر سخت‌ترشدن مواضع  به‌ویژه در حوزه غنی‌سازی و برنامه موشکی تاکید داشتند. همزمان حضور نظامی به‌ابزاری برای افزایش اهرم فشار تبدیل شد. در این‌مدت روایت رسانه‌ای به‌این جمع‌بندی رسید که آمریکا برای طیفی از سناریوها از حملات محدود تا گسترده‌ خود را مهیا می‌کند در حالی‌که ایران نیز همزمان در حال مذاکره و آماده‌سازی دفاعی است؛ ازجمله برگزاری رزمایش‌ها، پراکندگی و تقویت استحکامات و ارسال پیام‌هایی درخصوص گذرگاه‌های دریایی.

دیپلماسی متوقف نشده است

باوجود افزایش فشار مسیر مذاکرات کاملا فرونپاشیده است. گفت‌وگوهای غیرمستقیم در ژنو ادامه یافته و نشانه‌هایی از پیشرفت از جمله بحث درباره «اصول » و انتظار ارائه یک‌پیشنهاد مکتوب ازسوی ایران گزارش شده است. این‌عنصر دلیل اصلی آن است که برخی از تحلیلگران هنوز وقوع جنگ را قطعی نمی‌دانند.

در چارچوب فعلی هردوطرف به‌نظر می‌رسد از فشار نظامی به‌عنوان ابزار شکل‌دهی به‌مفاد توافق احتمالی استفاده می‌کنند و نه به‌عنوان پوششی برای تصمیمی از پیش اتخاذشده. از این‌منظر تقارن میان تشدید نظامی و استمرار مذاکره بخشی از یک‌راهبرد واحد است.

اختلاف ارزیابی‌ها حول سه‌محور اصلی شکل گرفته است: گروه نخست که ریسک جنگ را بالا می‌دانند بر این‌باورند که آرایش نظامی کنونی از سطح بازدارندگی نمادین عبور کرده و وارد مرحله‌ای شده که در آن «هزینه آغاز عملیات» کاهش می‌یابد. استقرار همزمان ناوهای متعدد، هواپیماهای رادارگریز و سامانه‌های پشتیبانی نشان می‌دهد گزینه حمله محدود یا حتی فراتر به‌طور عملیاتی آماده شده است. گزارش‌هایی درباره طیف اهداف احتمالی به‌این برداشت دامن زده که برنامه‌ریزی از پیش برای سناریوهای تصاعدی انجام شده است. آماده‌سازی‌های ایران ازجمله تقویت سایت‌ها و تمرین‌های نظامی از نگاه این‌گروه نشانه مدیریت انتظارات برای درگیری تلقی می‌شود.

درمقابل گروهی دیگر استدلال می‌کنند که جنگ هنوز قابل اجتناب است و احتمال آن کمتر از آن چیزی است که به‌نظر می‌رسد. آنان تاکید دارند که مذاکرات فعالانه ادامه دارد و انتظار برای دریافت پیشنهاد مکتوب نشانه‌ای از تداوم مسیر دیپلماتیک است. افزون بر این هزینه‌های بالقوه درگیری مانند واکنش علیه پایگاه‌های آمریکا در منطقه اختلال در کریدورهای دریایی و سرریز منطقه‌ای بسیار بالا است. همین ریسک‌های ثانویه می‌تواند تصمیم‌گیران را محتاط‌تر کند. برخی بازیگران خارجی به‌صراحت نسبت‌به ‌هرگونه اقدام جدید هشدار داده و خواستار کاهش تنش شدند؛ عاملی که می‌تواند در محاسبات سیاسی و ائتلافی اثرگذار باشد.

وضعیت کنونی: ریسک بالا، ۲مسیر فعال

تصویر غالب تنش نظامی میان ایران و آمریکا را می‌توان چنین خلاصه کرد که ریسک بالاست اما دومسیر همزمان فعال‌ است: از یک‌سو دیپلماسی مبتنی بر فشار که بر قابلیت واقعی حمله تکیه دارد و ازسوی دیگر اقداماتی در هردوطرف که زمان هشدار را کاهش می‌دهد و درصورت شکست مذاکرات انتقال به‌فاز نظامی را تسهیل می‌کند.

برخی روایت‌ها بر نزدیکی به‌درگیری عمده و گستره گزینه‌های نظامی تاکید دارند درحالی‌که برخی دیگر استمرار گفت‌وگوها را برجسته می‌کنند هرچند اذعان دارند که فاصله در مطالبات اصلی به‌ویژه در حوزه غنی‌سازی و موشکی هنوز قابل توجه است. نکته کلیدی آن است که جدول زمانی آمادگی نیروها تعریف شده و تحرکات براساس آن پیش می‌رود.

شاخص‌های تعیین‌کننده برای روزهای آینده

چندمتغیر عملی می‌تواند احتمال درگیری را به‌طور معنادار تغییر دهد: نخست ارائه سریع و محتوای پیشنهاد مکتوب ایران پس از ژنو است که اگر این‌پیشنهاد شامل تحرک ملموس در محورهای مرکزی، غنی‌سازی، راستی‌آزمایی و موشکی نباشد احتمال تبدیل فشار به‌اقدام افزایش می‌یابد و دوم تغییر ماهیت استقرار آمریکا از حضور به‌معماری ضربه. نشانه‌هایی مانند افزایش هواپیماهای سوخت‌رسان، جهش در فعالیت‌های اطلاعاتی و شناسایی یا اعلام صریح پایگاه‌های عملیاتی جدید معمولا بیانگر گذار از سیگنال‌دهی عمومی به‌توالی عملیاتی مشخص است. سوم نحوه رفتار ایران در حوزه‌های دریایی. اگر پیام‌های بازدارنده با اقدام‌های ملموس حتی کوتاه‌مدت در گذرگاه‌های کلیدی همراه شود احتمال شکل‌گیری مارپیچ تشدید سریع بالا می‌رود.

دیپلماسی با سایه ناوها

روند چندهفته گذشته نشان می‌دهد الگوی «دیپلماسی به‌همراه اجبار» وارد فاز پرتنش‌تری شده است. هم توان نظامی در صحنه مستقر بوده و هم کانال مذاکره هنوز باز مانده است. درچنین‌چارچوبی جنگ نه قطعی است و نه نامحتمل. احتمال آن تابعی است از کیفیت حرکت بعدی در میز مذاکره و نشانه‌های عملیاتی در میدان. آنچه این‌مقطع را حساس می‌کند کاهش زمان واکنش و افزایش وزن تصمیم‌های کوتاه‌مدت در محیطی است که هردوطرف ابزارهای لازم برای تشدید را مهیا کردند.

منبع: جهان‌صنعت‌نیوز

آخرین اخبار