دانشمندی که زمین را به آسمان برد
زهره خیراندیش– گالیلئو گالیلِی معروف به گالیله (۱۵فوریه۱۵۶۴ – ۸ژانویه ۱۶۴۲) در شهر پیزا زاده شد. پدرش تاجر پارچه بود اما شوق بسیاری به پژوهش در موسیقی و دانش هارمونی داشت و فرزندش را از کودکی به برتری آزمایشگاه بر محفلهای نظری تشویق میکرد. گالیله ۲۵ساله بود که استاد ریاضیات دانشگاه زادگاهش شد و سه سال پس از آن به دانشگاه پادوا رفت تا اخترشناسی عملی تدریس کند و آنجا بود که به خطای ارسطو پی برد و با اینکه هرگز نتوانست فرضیهاش را به اثبات برساند اما به پیروی از کوپِرنیک عنوان کرد که برخلاف نظریه ارسطو زمین مرکز جهان نیست و این زمین است که به گرد خورشید میگردد. او میگفت که «اجرام آسمانی هیچ فرقی با اجسام زمینی ندارند» اما این را همواره بهعنوان فرضیه اعلام میکرد و ادامه میداد: «آیا روزی خواهد رسید که به جای شگفتی هر روزه به راستی بدانم من کیستم، انسان چیست و جهانی که در آن میزیَم کدام است؟» گالیله ۴۶ساله بود که به مقام فیزیکدان و اخترشناس درباری فلورانس و رم رسید و از آنجا که آزادانه و گسترده فرضیه عدم مرکزیت زمین را تبلیغ میکرد. با فیلسوفان کهنهپرست که فرضیه او را مخالف کلیسا میدیدند درگیر و از آن پس مجبور شد زمان درازی را به سکوت بگذراند.
او ۶۵سال داشت که دوست قدیمیاش اوربان هشتم، پاپ رهبر مسیحیان جهان شد و گالیله پنداشت که باز میتواند آزادانه دیدگاهش را منتشر کند. از آنجا که اما در کتاب «گفتوگو در باره دو نظام جهان» پاپ را یک سادهلوح کهنهپرست معرفی کرد باز به دادگاه تفتیش عقاید فراخوانده شد. ۷۰ساله شد که زیر فشار دادگاه مذهبی اعتراف کرد: «من گالیله ۷۰ساله که متهم به الحاد هستم. در پیشگاه عالیجنابان کاردینال و دادستانهای عموم مسیحیت جهان زانو زدهام و اعتراف میکنم که پنداشته بودم خورشید و نه زمین مرکز جهان و ایستا و زمین گردنده است. بهعنوان یک مسیحی این پندار ملحدانه را تقبیح و تکذیب میکنم.» گالیله از آن پس تا پایان عمر در حصر خانگی بود اما به گواه تاریخنوسان پنهانی فرضیه درست خود را دنبال میکرد و در پی اثبات علمی آن بود؛ فرضیهای که تازه ۱۰۰سال پس از او به اثبات رسید.
زندگی شخصی گالیله
در حالی که در زندگی حرفهای و آکادمیک گالیله همه چیز بسیار دقیق، واضح و مشخص بود، زندگی شخصی او تقریبا چالشهای زیادی داشت. گالیله هرگز ازدواج نکرد و روابط او عمدتا خانوادگی بود. در حقیقت سال۱۵۹۱ پدر گالیله از دنیا رفت و او سرپرستی برادر کوچکترش را برعهده گرفت، همین باعث شد درگیر مسائل مالی و خانوادگی شود و چندان به فکر ازدواج نیفتد. البته او سه فرزند از مارینا گامبا داشت و وظایفش را در برابر مارینا و فرزندانش به جا آورد اما هیچوقت نتوانست زندگی مشترک تشکیل دهد.
نام گالیله در ماه
در ماموریت آپولو ۱۵ در سال۱۹۷۱ یک دهانه قمر را به نام گالیله نامگذاری کردند. در واقع این نامگذاری بهعنوان ادای احترامی ماندگار به مردی است که برای اولینبار سطح ماه را از طریق تلسکوپ مشاهده کرد. گالیله تصاویری که از ماه دیده بود را ترسیم و ثابت کرد که سطح ماه برخلاف چیزی که تصور میشود نرم نیست و کوههایی روی کره ماه وجود دارد.
حبس گالیله
یک تصوری وجود دارد که گالیله در یک سیاهچال زندانی شده است اما در ویلای خود در نزدیکی فلورانس در حبس خانگی نگهداری میشد. گرچه روزهای سختی بود، به هر حال او سالهای آخر عمرش را زندانی بود و حتی نابینا هم شد اما باز هم در این مدت به کار علمی خود با تمرکز بر مکانیک و حرکت ادامه داد و مطالعاتش را متوقف نکرد.
آیا تلسکوپ اختراع گالیله بود؟
عموم مردم تلسکوپ را اختراع گالیله میدانند و حتی تلسکوپ معروفترین اختراع او در نظر گرفته میشود. در واقع تلسکوپ اولیه توسط گالیله اختراع نشده است اما او نقش مهمی در توسعه و استفاده از آن ایفا کرد. اختراع تلسکوپ بهطور کلی به هانس لیپرشی، سازنده عینک هلندی نسبت داده میشود که حتی در سال۱۶۰۸ برای طرح خود درخواست ثبت اختراع کرد اما دولت هلند این درخواست را رد کرد و حق اختراع برای او ثبت نشد. قرار بود گالیله را در کلیسای بزرگ فلورانس در کنار نیاکانش دفن کنند اما کلیسا مخالفت کرد و در نهایت گالیله را در اتاقی کوچک در انتهای راهرویی در کلیسای سانتاکروچه دفن کردند. با وجود مشکلات و ناملایماتی که گالیله سالهای پایانی عمرش درگیر آنها بود، میراث گالیله پابرجا ماند و مسیر تحقیقات علمی را برای قرنهای آینده شکل داد. مشارکتهای فعالانهی او در نجوم، فیزیک و ریاضیات زمینه را برای روش علمی و رویکرد تجربی برای درک جهان طبیعی فراهم کرد. یکی از نکات جالب توجه این است که زندگینامه نیوتن، یکی از برجستهترین نوابغ تاریخ از سال۱۶۴۳ آغاز میشود یعنی تنها یکسال پس از مرگ گالیله.
