جهان صنعت از بحران چندوجهی یکی از کهن‌ترین شهرهای ایران گزارش می‌دهد:

دارابگرد در محاصره فرونشست

نادر نینوایی
کدخبر: 610810
فعالان میراث فرهنگی هشدار داده‌اند که بحران فرونشست و مداخلات انسانی، شهر باستانی دارابگرد را در معرض خطر جدی قرار داده و آینده آن را تهدید می‌کند.
دارابگرد در محاصره فرونشست

نادر نینوایی– فعالان میراث فرهنگی هشدار داده‌اند شکاف‌های عمیق و گودال‌های ناگهانی، عرصه و حریم شهر باستانی دارابگرد در استان فارس را در معرض تهدیدی جدی قرار داده است؛ شهری که نه‌تنها یکی از نمونه‌های شاخص شهرسازی دوران باستان در ایران به‌شمار می‌رود بلکه در روایت‌های اسطوره‌ای، تاریخی و سیاسی ایران نیز جایگاهی ممتاز دارد.

آنچه امروز در دارابگرد رخ می‌دهد، صرفا یک پدیده زمین‌شناختی نیست بلکه برآیند سال‌ها خشکسالی، برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی، گسترش فرونشست زمین، ضعف مدیریتی، کشاورزی ناپایدار، تعرض انسانی، حفاری‌های غیرمجاز، چرای دام، عبور موتورسیکلت‌ها از عرصه اثر و بلاتکلیفی در تملک اراضی حریم است؛ مجموعه‌ای از بحران‌های به‌هم‌پیوسته که اکنون یکی از مهم‌ترین شهرهای تاریخی ایران را در آستانه فروپاشی تدریجی قرار داده‌اند. در شرایطی که مسوولان میراث فرهنگی از آماده‌سازی پرونده این کهن‌شهر برای ثبت در فهرست میراث جهانی خبر داده‌اند، تصاویر منتشرشده از شکاف‌های عمیق در دیواره‌های تاریخی، گودال‌های ناگهانی در سطح زمین و ناپایداری بستر خاک، پرسشی اساسی را پیش می‌کشد: آیا دارابگرد پیش از رسیدن به فهرست جهانی در سکوت فرو خواهد نشست.

دارابگرد؛ شهری میان اسطوره و تاریخ

دارابگرد در هفت کیلومتری شهر داراب و حدود ۲۴۰کیلومتری جنوب شرقی شیراز واقع شده است؛ محوطه‌ای وسیع که در فهرست میراث ملی ایران ثبت شده و از آن به‌عنوان یکی از مهم‌ترین شهرهای دوران باستان یاد می‌شود.

در اساطیر ایران بنای این شهر به داراب‌شاه، از نوادگان اسفندیار نسبت داده شده است. برخی مورخان نیز معتقدند این شهر به فرمان داریوش هخامنشی بنیان نهاده شد به‌ویژه آنکه نام آن در کتیبه‌های هخامنشی دیده می‌شود. در مقابل شماری از پژوهشگران شکل‌گیری دارابگرد را به اواخر دوران اشکانی و اوایل دوره ساسانی نسبت می‌دهند.

آنچه مسلم است اینکه دارابگرد در آغاز قدرت‌گیری ساسانیان نقشی کلیدی داشت. اردشیر بابکان پیش از تاج‌گذاری این شهر را تصرف کرد و از همین نقطه پایه‌های حکومت خود را گسترش داد. ساختار مدور شهر، دیوار عظیم مخروطی از گل رس، سنگ و ملاط آهک با ارتفاعی که در گذشته به بیش از ۱۰متر می‌رسید و خندقی بزرگ در پیرامون آن دارابگرد را به نمونه‌ای برجسته از شهرسازی دفاعی در ایران باستان بدل کرده بود. درباره نام شهر نیز روایت‌های متعددی وجود دارد. برخی «گرد» را به معنای شهر می‌دانند و گروهی دیگر آن را اشاره‌ای به شکل دایره‌ای شهر تلقی می‌کنند؛ همان روایتی که فردوسی نیز در شاهنامه بازتاب داده است: «چو دیوار شهر اندر آورد گرد /‏ ورا نام کردند دارابگرد.»

دارابگرد در سده‌های نخست پس از اسلام نیز همچنان شهری مهم بود چنانکه معاویه در معاهده صلح با امام‌حسن(ع)، خراج این شهر را به وی واگذار کرد. این جایگاه تاریخی اهمیت حفاظت از آن را دوچندان می‌کند.

فرونشست؛ خطری که سال‌ها انکار شد

بحران امروز دارابگرد ریشه در پدیده‌ای دارد که سال‌ها درباره آن هشدار داده می‌شد؛ فرونشست زمین. برداشت بی‌رویه آب‌های زیرزمینی، حفر چاه‌های متعدد، توسعه کشاورزی آب‌بر و تداوم خشکسالی‌های پی‌درپی ساختار زمین در دشت‌های فارس را دچار ناپایداری جدی کرده است.

کارشناسان می‌گویند که بارش‌های اخیر اگرچه برای طبیعت منطقه ضروری بود اما با سست کردن بافت خاک، آثار فرونشست‌های تدریجی سال‌های گذشته را آشکارتر و روند گسترش شکاف‌ها را تسریع کرده است درواقع باران نه عامل اصلی بحران بلکه پرده‌بردار از بحرانی انباشته بوده است.

تصاویر منتشرشده از محوطه نشان می‌دهد چاله‌ها و شکاف‌هایی نه‌تنها سطح زمین بلکه دیواره‌های تاریخی را نیز دربرگرفته‌اند. تداوم این وضعیت می‌تواند ترک‌خوردگی سازه‌ها، ناپایداری لایه‌های باستانی و درنهایت از بین رفتن یکپارچگی ساختاری شهر را در پی داشته باشد.

بحران فرونشست دارابگرد

در همین زمینه سیاوش آریا، کنشگر میراث فرهنگی در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» تصویری صریح و انتقادی از وضعیت موجود ارائه می‌دهد. او می‌گوید: «مساله فرونشست در دارابگرد سال‌هاست که مطرح بوده و بارها در این زمینه هشدار داده‌ایم. شرایطی که امروز گریبانگیر دارابگرد شده نتیجه چهاردهه بی‌مسوولیتی، ضعف مدیریتی و اهمیت ندادن به میراث فرهنگی است. متاسفانه تا قبل از سال۱۳۹۲ مساله فرونشست در محوطه‌های تاریخی فارس را کتمان می‌کردند.»

او تاکید می‌کند: برای حل بحران کنونی باید به ریشه‌ها پرداخت: «به هر صورت برای حل این مشکل و کنترل پدیده فرونشست لازم است که مساله کشاورزی در این منطقه مدیریت شود. در دهه۹۰ نقدها و هشدارهایی پیرامون مخاطرات کشاورزی و اثرات آن بر پدیده فرونشست به سازمان محیط‌زیست داده و پس از آن کشت برنج و محصولات آب‌بر ممنوع اعلام شد اما باوجود گذشت ۱۲سال از این دستور همچنان در استان فارس شاهد کشت برنج هستیم. در این میان هم برخی بهانه می‌آورند که باید برای حفظ معیشت مردم کشاورزی به این شکل تداوم داشته باشد که به هیچ‌وجه منطقی نیست.»

آریا راهکار را صریح بیان می‌کند: «در شرایط کنونی چاره‌ای به‌جز اینکه تمام چاه‌های مجاز و غیرمجاز بسته یا محدود شده و الگوی کشت کشاورزی تغییر پیدا کند، وجود ندارد. وضعیت امروز دشت شیراز بحرانی است و متاسفانه هیچ‌کس هم به این بحران توجه نمی‌کند.»

کشاورزی در حریم اثر؛ خطری مضاعف

به گفته این کنشگر میراث فرهنگی، بحران تنها به فرونشست محدود نمی‌شود: «کشاورزی حتی در حریم محوطه تاریخی دارابگرد در حال انجام است. از سوی دیگر متاسفانه در عرصه این اثر مهم چرای گوسفندان انجام می‌شود. افزون‌بر این تردد موتورسیکلت‌ها نیز به عرصه این اثر آسیب می‌زند.»

او همچنین به یک چالش حقوقی و مدیریتی اشاره می‌کند: «شوربختانه زمین‌هایی که در محدوده حریم اثر وجود دارد هنوز از سوی وزارت میراث فرهنگی تملک نشده است.»

این اظهارات نشان می‌دهد که نبود کنترل موثر بر حریم درجه یک اثر، نبود مدیریت یکپارچه و تعلل در تملک اراضی، عرصه دارابگرد را در معرض تهدیدهای روزمره قرار داده است؛ تهدیدهایی که شاید به اندازه فرونشست عمیق نباشند اما در بلندمدت به همان اندازه مخربند.

 از سوداگران گنج تا جاده‌کشی در حریم درجه یک

باید توجه داشت که دارابگرد پیشتر نیز بارها هدف حفاری‌های غیرمجاز قرار گرفته بود. هجوم سوداگران گنج، حفر چاله‌های متعدد و تخریب لایه‌های باستانی این محوطه را به صحنه تاخت‌وتاز غارتگران تبدیل کرده بود.

یکی از کنشگران حوزه میراث فرهنگی پیشتر با انتقاد از عملیات جاده‌کشی در حریم دارابگرد گفته بود: این عملیات در حالی انجام شده که سفال‌های تاریخی آشکارا روی زمین ریخته‌اند. به گفته این فعال میراث فرهنگی، حفاری‌های غیرمجاز برای کشف اموال تاریخی و ریختن پسماند ساختمانی پیرامون شهر تنها بخشی از چالش‌های این کهن‌شهر است.

ترکیب این عوامل با پدیده فرونشست، وضعیتی پیچیده ایجاد کرده است؛ گویی دارابگرد نه با یک بحران بلکه با همزمانی چند بحران روبه‌رو است.

در حالی که وعده تهیه پرونده ثبت جهانی این شهر مطرح شده، پرسش اساسی این است که آیا زیرساخت‌های حفاظتی، مدیریتی و زیست‌محیطی لازم برای ارائه پرونده‌ای موفق فراهم است.

ثبت در فهرست جهانی مستلزم تضمین حفاظت بلندمدت، مدیریت پایدار حریم، کنترل مخاطرات طبیعی و انسانی و ارائه برنامه جامع پایش است. در شرایطی که شکاف‌های زمین در حال گسترش است، کشاورزی در حریم ادامه دارد، چاه‌ها فعالند و تملک اراضی بلاتکلیف مانده، مسیر ثبت جهانی با ابهام جدی مواجه می‌شود.

آینده دارابگرد میان هشدار و اقدام

دارابگرد امروز در نقطه‌ای حساس ایستاده است. اگر مدیریت منابع آب، اصلاح الگوی کشت، انسداد چاه‌های غیرمجاز، کنترل حریم، جلوگیری از چرای دام و تردد وسایل نقلیه و برنامه‌ریزی علمی برای پایش و تثبیت بستر زمین به‌طور همزمان اجرا نشود، ممکن است به تخریب‌های ساختاری غیرقابل بازگشت بینجامد.

این کهن‌شهر که روزگاری یکی از پنج ایالت مهم پارس در ایران باستان بود، امروزه نیازمند اراده‌ای تازه برای بقاست؛ اراده‌ای که میراث فرهنگی را نه هزینه بلکه سرمایه‌ای ملی بداند.

دارابگرد هنوز ایستاده اما مخاطره فرونشست زنگ خطری است که اگر شنیده نشود، شاید فردا دیگر چیزی برای ثبت جهانی باقی نمانده باشد.

آخرین اخبار