دودوزه بازی روسیه در جنگ اخیر ایران و آمریکا:

خرس سرخ شریک یا شکارچی؟

گروه انرژی
کدخبر: 625201
روسیه در جنگ اخیر ایران و آمریکا ظاهراً از ایران حمایت می‌کند اما در عمل با بهره‌برداری اقتصادی و ژئوپلیتیکی از بحران، بیشترین سود را می‌برد.
خرس سرخ شریک یا شکارچی؟

جهان صنعت– فرزین سوادکوهی در یادداشتی نوشت: در میانه جنگی که برای ایران هزینه‌ساز و برای منطقه ویرانگر بوده یک‌بازیگر بیرونی بی‌سروصدا درحال بهره‌برداری حداکثری است: روسیه. کشوری که درظاهر از تهران حمایت سیاسی می‌کند اما در عمل یکی از بزرگ‌ترین برندگان اقتصادی و ژئوپلیتیکی این‌بحران است.

جنگ اخیر میان ایران، آمریکا و اسرائیل تنها یک‌درگیری نظامی نبوده بلکه این‌بحران به‌سرعت به‌یکی از بزرگ‌ترین شوک‌های انرژی در تاریخ معاصر تبدیل شده است. اختلال در تنگه هرمز که مسیر عبور حدود یک‌پنجم نفت جهان است بازارهای جهانی را به‌هم ریخته، قیمت‌ها را جهش داده و رقابت برای منابع انرژی را به‌مرحله‌ای بی‌سابقه رسانده است. درچنین‌شرایطی هر کشوری که بتواند نفت و گاز بیشتری به‌بازار عرضه کند عملا در موقعیت برنده قرار می‌گیرد و این‌دقیقا همان نقطه‌ای است که روسیه وارد بازی می‌شود.

برای مسکو این‌جنگ نه یک‌بحران بلکه یک‌فرصت طلایی است. گمانه زنی‌ها و برآوردها نشان می‌دهد که تنها درسال جاری درآمدهای نفت و گاز روسیه می‌تواند ده‌هاتا حتی صدها‌میلیارد دلار نسبت‌به حالت عادی افزایش پیدا کند. این‌یعنی جنگی که برای ایران با فشار اقتصادی، محدودیت صادرات و حتی تهدید زیرساخت‌های انرژی همراه بوده برای روسیه تبدیل به‌یک موتور درآمدزایی شده است. درواقع هر بشکه نفتی که ایران نتواند صادر کند به‌طور غیرمستقیم می‌تواند به‌سود روسیه تمام شود.

ماجرا اما فقط به‌قیمت‌ها ختم نمی‌شود. قصه سری درازتر دارد. بازار انرژی یک‌بازی ساده عرضه‌وتقاضا نبوده بلکه شبکه‌ای پیچیده از روابط سیاسی، مسیرهای حمل‌ونقل و اعتماد مشتریان است. با کاهش صادرات ایران به‌دلیل حملات و محاصره دریایی مشتریان بزرگ آسیایی از چین گرفته تا هند ناچارند به‌دنبال تامین‌کنندگان جایگزین باشند. دراین‌میان روسیه با آمادگی کامل وارد میدان شده و درحال پرکردن خلأ ایجاد شده است. این‌یعنی مسکو نه‌تنها از افزایش قیمت‌ها سود می‌برد بلکه سهم بیشتری از بازار جهانی را نیز به‌دست می‌آورد؛ سهمی که ممکن است حتی پس از پایان جنگ هم حفظ شود.

درکنار این‌سود اقتصادی یک‌بازی سیاسی پیچیده نیز در جریان است. روسیه در سطح دیپلماتیک خود را مخالف جنگ و منتقد اقدامات آمریکا و اسرائیل نشان می‌دهد. این‌موضع‌گیری‌ها به‌ویژه در فضای رسانه‌ای ایران تصویری از یک‌شریک مثلا قابل اتکا ایجاد می‌کند اما وقتی از سطح شعارها فاصله بگیریم و به‌واقعیت میدان نگاه کنیم تصویر متفاوتی دیده می‌شود.

روسیه نه‌تنها وارد جنگ نشده بلکه از هرگونه درگیری مستقیم نیز پرهیز کرده است. تازه بزرگ‌ترین کمک‌هایش هم عمدتا محدود به‌سطح اطلاعاتی و هماهنگی‌های سیاسی بوده و از ورود به‌یک تعهد نظامی پرهزینه خودداری کرده است. به‌بیان ساده‌تر مسکو تلاش کرده در نقطه‌ای بایستد که هم رابطه‌اش با ایران حفظ شود هم هزینه‌ای نپردازد و هم از مزایای بحران بهره ببرد!

این رفتار را نمی‌توان صرفا احتیاط یا بی‌طرفی نامید بلکه بیشتر شبیه یک‌استراتژی حساب شده است. روسیه به‌خوبی می‌داند که ورود مستقیم به‌جنگ می‌تواند آن را درگیر یک‌باتلاق جدید کند آن‌هم در شرایطی که هنوز درگیر جنگ اوکراین است. بنابراین بهترین گزینه برای کرملین این‌است که از دور بازی را مدیریت کند یعنی نه آنقدر نزدیک که هزینه بدهد و نه آنقدر دور که از سود محروم شود.

یکی دیگر از پیامدهای مهم این‌جنگ برای روسیه تغییر تمرکز غرب است. ایالات‌متحده که پیش از این‌بخش عمده‌ای از منابع و توجه خود را بر جنگ اوکراین متمرکز کرده بود اکنون ناچار است درگیر یک‌بحران جدید در خاورمیانه شود. این‌پراکندگی تمرکز عملا فشار بر روسیه را کاهش می‌دهد و به‌آن فرصت می‌دهد در سایر جبهه‌ها با دست بازتری عمل کند.

در همین حال افزایش قیمت انرژی به‌تقویت اقتصاد روسیه نیز کمک می‌کند. اقتصادی که تحت فشار تحریم‌های غرب قرار داشت اکنون با افزایش درآمدهای نفتی نفس تازه‌ای گرفته است. این‌درآمدها نه‌تنها کسری بودجه را جبران کرده بلکه امکان ادامه هزینه‌های نظامی و حفظ ثبات داخلی را نیز فراهم می‌کند. به‌عبارت دیگر جنگی که قرار بود یکی از متحدان روسیه را تضعیف کند درعمل به‌تقویت خود روسیه انجامیده است اما شاید مهم‌ترین نکته تناقضی است که در رفتار روسیه دیده می‌شود.

از یک‌سو مسکو خود را در کنار ایران نشان می‌دهد و از مواضع آن دفاع می‌کند. از سوی دیگر عملا از شرایطی بهره می‌برد که به‌تضعیف اقتصادی ایران منجر شده است. این‌دوگانگی بیش از آنکه نشانه یک‌اتحاد استراتژیک باشد بیانگر یک‌رابطه مبتنی بر منافع موقتی است.

واقعیت این‌است که در سیاست بین‌الملل هیچ کشوری براساس احساسات یا وفاداری دائمی عمل نمی‌کند. روسیه نیز از این‌قاعده مستثنی نیست اما آنچه برای کرملین اهمیت دارد نه سرنوشت ایران بلکه حداکثرسازی منافع خود است. حال این‌منافع چه درقالب افزایش درآمدهای انرژی باشد و چه در حیطه تقویت موقعیت ژئوپلیتیکی و چه در حوزه تضعیف رقبای غربی.

در چنین شرایطی تصویر روسیهِ حامی ایران بیش از آنکه یک‌واقعیت عینی باشد یک‌روایت سیاسی است؛ روایتی که تا زمانی ادامه دارد که منافع مسکو ایجاب کند. به‌محض تغییر شرایط این‌روایت نیز می‌تواند به‌سرعت تغییر کند.

جمع‌بندی این‌وضعیت هم چندان پیچیده نیست. روسیه در حال انجام یک‌بازی دوگانه است. در ظاهر در کنار ایران ایستاده و از آن حمایت می‌کند اما درعمل از هر جنبه این‌بحران از افزایش قیمت نفت گرفته تا تغییر موازنه‌های جهانی به‌نفع خود بهره می‌برد. این‌همان واقعیتی است که در هیاهوی جنگ کمتر دیده می‌شود اما تاثیر آن می‌تواند بسیار ماندگارتر از خود درگیری نظامی باشد.

اگر این‌روند ادامه پیدا کند ممکن است در پایان جنگ، ایران با اقتصادی آسیب‌دیده و بازار انرژی محدودتر روبه‌رو باشد درحالی‌که روسیه با درآمدی بیشتر، نفوذی گسترده‌تر و دست بالاتر در معادلات جهانی از این‌بحران خارج شود. اینجاست که باید پرسید در این‌بازی پیچیده روسیه واقعا شریک است یا شکارچی؟»

منبع: نفت خبر

آخرین اخبار