خداحافظی پروتئین از سفرهها
جهان صنعت – «بهدنبال افزایش سرانه مصرف گوشت قرمز هستیم» این جمله روحالله زحمتکش، معاون امور تولیدات دامی وزارت جهاد کشاورزی در حالی گفته میشود که این روزها خرید یک کیلوگرم گوشت در ماه برای نهتنها قشر ضعیف بلکه بخش عظیمی از طبقه متوسط هم بهمانند یک اقدام دور از دسترس بهنظر میرسد.
در حالی که در دهه۱۳۸۰ گوشت قرمز هنوز یکی از اقلام ثابت سفره بسیاری از خانوارهای ایرانی بود، امروز این ماده پروتئینی به کالایی تبدیل شده است که برای بخش قابلتوجهی از جامعه تنها در مناسبتها یا با فاصلههای زمانی طولانی خریداری میشود. روایت آماری بازار گوشت نشان میدهد طی دودهه گذشته، سرانه مصرف این محصول نه بهدلیل تغییر ذائقه غذایی بلکه تحتتاثیر کاهش مستمر قدرت خرید خانوار، تورم فزاینده، افزایش هزینههای تولید و جهش قیمتها، روندی نزولی را طی کرده است؛ روندی که در سالهای اخیر نیز متوقف نشده و در دولت چهاردهم همچنان با قدرت ادامه دارد!
بررسی روند تاریخی مصرف
بررسی روند تاریخی مصرف گوشت قرمز نشان میدهد در دهه ۱۳۸۰ سرانه مصرف این محصول در ایران حدود ۱۲کیلوگرم در سال برآورد میشد. در آن دوره، اگرچه گوشت کالایی نسبتا گرانقیمت محسوب میشد اما همچنان جایگاه ثابتی در سبد غذایی خانوار داشت و افزایش درآمد واقعی خانوارها اجازه میداد بخش قابلتوجهی از جامعه بهصورت منظم از این ماده پروتئینی استفاده کند. با این حال از نیمه دوم دهه ۱۳۸۰ و همزمان با آغاز افزایش نرخ تورم، رشد هزینههای تولید و کاهش ارزش پول ملی، نخستین نشانههای افت مصرف، آشکار شد.
در ادامه دهه۱۳۹۰، هر موج جدید تورمی، بخشی از تقاضای بازار گوشت را از بین برد. جهش نرخ ارز، افزایش قیمت نهادههای دامی، بالا رفتن هزینه حملونقل و رشد هزینههای تولید موجب شد تا قیمت گوشتقرمز با سرعتی بسیار بیشتر از رشد درآمد خانوار افزایش یابد. نتیجه این شکاف، حذف تدریجی گوشت از سفره دهکهای کمدرآمد و کاهش دفعات مصرف در طبقه متوسط بود. خانوارهایی که پیشتر گوشت را بهصورت هفتگی مصرف میکردند، به مصرف ماهانه یا مناسبتی روی آوردند و بخشی از تقاضا نیز بهسمت مرغ، تخممرغ و سایر منابع ارزانتر پروتئین هدایت شد.
فعالان صنعت دام نیز طی سالهای اخیر بارها نسبت به این روند هشدار دادهاند. افشین صدر دادرس، مدیرعامل اتحادیه مرکزی دام سبک کشور، اعلام کرده است که سرانه مصرف گوشت قرمز از حدود ۱۲کیلوگرم به حدود ۶کیلوگرم در سال کاهش یافته است؛ بهبیان دیگر، مصرف این محصول طی دودهه گذشته تقریبا نصف شده است. او کاهش قدرت خرید مردم، افزایش هزینه نگهداری دام، رشد قیمت نهادهها و همچنین ساختار واسطهمحور بازار را از مهمترین عوامل این افت مصرف میداند. بهاعتقاد فعالان این حوزه، امروز مشکل اصلی بازار گوشت، نبود تولید نیست بلکه کاهش توان خرید مصرفکنندگان است.
آسیب برگشتناپذیر کرونا
البته برخی کارشناسان بخشی از این کاهش را به شرایط خاص سالهای همهگیری کرونا نسبت میدهند. منصور پوریان، رییس شورای تامینکنندگان دام کشور، معتقد است تعطیلی هتلها، رستورانها، تالارهای پذیرایی و مراکز تهیه غذا در دوران کرونا موجب افت شدید تقاضا شد و میلیونها راس دام روی دست دامداران باقی ماند اما حتی پس از بازگشت فعالیتهای اقتصادی به شرایط عادی نیز مصرف گوشت به سطح پیشین بازنگشت. همین مساله نشان میدهد اگرچه کرونا در مقطعی به کاهش مصرف دامن زد اما عامل اصلی تداوم این وضعیت، افت قدرت خرید خانوارها و ناتوانی آنها در تامین هزینههای سبد غذایی بوده است.
از سوی دیگر، بررسی وضعیت تولید نشان میدهد برخلاف تصور عمومی، بازار گوشت ایران بیش از آنکه با کمبود عرضه مواجه باشد، با بحران تقاضا روبهرو است. درحالحاضر سالانه بهطورمتوسط حدود ۸۰۰هزارتن گوشتقرمز در داخل کشور تولید میشود و بین ۵۰ تا ۲۰۰هزارتن نیز واردات انجام میشود که میانگین آن حدود ۱۰۰هزارتن در سال است، همچنین حدود ۴۲ تا ۴۵درصد تولید داخلی از دام سبک و بقیه از دام سنگین تامین میشود. این ارقام نشان میدهد ظرفیت تولید کشور در سطح قابلقبولی قرار دارد اما افزایش مستمر قیمتها باعث شده است بخش مهمی از جامعه، توان خرید این محصول را از دست بدهد.
فشار مضاعف بر دامداران
در سالهای اخیر، یکی از پیامدهای کاهش تقاضا، فشار مضاعف بر دامداران بوده است. زمانی که مصرفکننده توان خرید ندارد، دامدار نیز با کاهش فروش و افزایش هزینههای نگهداری روبهرو میشود. بسیاری از تولیدکنندگان ناچار شدهاند دامهای مولد خود را روانه کشتارگاه کنند؛ اقدامی که اگرچه در کوتاهمدت بخشی از هزینههای آنها را جبران میکند اما در بلندمدت میتواند ظرفیت تولید کشور را کاهش دهد و امنیت غذایی را با چالش مواجه سازد. از همینرو فعالان صنعت دام بارها خواستار اصلاح نظام توزیع، حذف واسطههای غیرضروری، تسهیل صادرات و کاهش هزینههای تولید شدهاند.
براساس گزارش بانک مرکزی، در سال ۱۴۰۲ متوسط هزینه سالانه خانوارهای شهری بهحدود ۳۴۰میلیونتومان رسید، در حالی که متوسط درآمد آنها حدود ۳۳۴میلیونتومان بود. بهعبارت دیگر، بسیاری از خانوادهها با کسری بودجه روبهرو بودند.
در همین سال، ۷/۳۴درصد از هزینه خانوار صرف مسکن و نزدیک به ۳۰درصد صرف خوراک شد. سهم قابلتوجه هزینه انواع گوشت در رشد مخارج خانوار نیز نشان میدهد این کالا بیش از گذشته از دسترس دهکهای پایین درآمدی خارج شده است. هنگامی که هزینههای ضروری مانند مسکن، انرژی و حملونقل بخش عمده درآمد خانوار را جذب میکند، طبیعی است که نخستین قربانی کاهش قدرت خرید، کالاهایی مانند گوشتقرمز باشند.
برآیند این آمارها تصویری روشن از وضعیت امروز بازار گوشت ارائه میدهد؛ بازاری که در آن نه تولیدکننده از شرایط موجود رضایت دارد و نه مصرفکننده توان خرید گذشته را حفظ کرده است.
کاهش سرانه مصرف از حدود ۱۲کیلوگرم در دهه ۸۰ به حدود ششکیلوگرم در سالهای اخیر آنهم در خوشبینانهترین حالت ممکن، صرفا یک شاخص اقتصادی نیست بلکه نشانهای از تغییر کیفیت سبد غذایی خانوارهای ایرانی و کاهش دسترسی بخشی از جامعه به منابع پروتئینی باکیفیت است. بدون شک اگر سیاستهای اقتصادی نتوانند همزمان قدرت خرید مردم و سودآوری تولیدکنندگان را تقویت کنند، روند کوچکتر شدن سفره پروتئینی ایرانیان همچنان ادامه خواهد داشت و گوشتقرمز بیش از گذشته به کالایی لوکس در سبد مصرفی خانوار تبدیل میشود.
حذف سپر حمایتی مردم توسط دولت چهاردهم
دولت چهاردهم بازار گوشت را با وعده مهار تورم و تقویت معیشت خانوارها تحویل گرفت اما تصمیم به تغییر سیاستهای ارزی و حذف ارز ترجیحی واردات گوشت، در عمل نتیجهای متفاوت بههمراه داشت. در شرایطی که درآمد خانوارها همپای تورم افزایش نیافته بود، حذف این سپر حمایتی، قیمت گوشت را به سطوحی رساند که برای بخش بزرگی از جامعه، این کالای پروتئینی بیش از گذشته از دسترس خارج شد. اگرچه دولت این سیاست را گامی درراستای اصلاح ساختار اقتصادی و کاهش رانت ارزی میدانست اما منتقدان معتقدند حذف یکباره حمایت ارزی، بدون پیشبینی سازوکارهای موثر برای حفظ قدرت خرید مردم، هزینه اصلاحات را مستقیما به سفره خانوارها منتقل کرد؛ سفرهای که پیش از آن نیز زیر بار تورم کوچک شده بود.
در سوی دیگر، ابزارهای جبرانی دولت نیز نتوانستند این شکاف را پر کنند. کالابرگ الکترونیکی و یارانههای معیشتی، باوجود تداوم اجرا، متناسب با شتاب افزایش قیمت مواد غذایی و بهویژه گوشتقرمز تقویت نشدند و ارزش واقعی آنها بهمرور کاهش یافت. در نتیجه، نه تولیدکننده از افزایش هزینههای تولید مصون ماند و نه مصرفکننده توان خرید خود را حفظ کرد.
امروز افت سرانه مصرف گوشت، بیش از آنکه محصول کمبود تولید باشد، به نمادی از کاهش قدرت خرید ایرانیان تبدیل شده است؛ واقعیتی که این پرسش را پیشروی سیاستگذاران قرار میدهد که آیا اصلاح سیاستهای ارزی، بدون همزمان تقویت معیشت مردم، جز کوچکتر شدن سفره خانوار، عمیقتر شدن رکود بازار و سقوط بیش از پیش سرانه مصرف دستاورد دیگری نیز داشته است؟ وزارت جهاد بهتازگی اعلام کرده بهجای واردات گوشت از برزیل در تلاش است گوشت را از کشورهای همسایه وارد کند؛ باید دید این تصمیم در نهایت بهنفع مصرف کنندگان خواهد بود یا سرانه مصرف در ماههای آینده از این هم کمتر میشود؟
