جهان‌ صنعت از کشیده شدن درگیری‌ها به‌عمق خاک روسیه گزارش می‌دهد:

جنگ بی‌پایان کرملین

محمدرضا ستاری
کدخبر: 648085
درحالی‌که حملات اوکراین به‌عمق خاک روسیه شدت یافته و ضربات به مراکز انرژی این کشور باعث شده است تا کرملین ناچار به واردات بنزین از کشورهایی نظیر هند و مراکش شود، در تازه‌ترین اقدام انجام‌شده، انفجار یک بمب در رستوران ایتالیایی در مسکو به کشته شدن سه‌نفر و زخمی شدن بیش از 20نفر منجر شده است.
جنگ بی‌پایان کرملین

محمدرضا ستاری – درحالی‌که حملات اوکراین به‌عمق خاک روسیه شدت یافته و ضربات به مراکز انرژی این کشور باعث شده است تا کرملین ناچار به واردات بنزین از کشورهایی نظیر هند و مراکش شود، در تازه‌ترین اقدام انجام‌شده، انفجار یک بمب در رستوران ایتالیایی در مسکو به کشته شدن سه‌نفر و زخمی شدن بیش از ۲۰نفر منجر شده است. هرچند خبرگزاری‌های داخلی روسیه انفجار این بمب را به یک زن جوان نسبت می‌دهند اما در اخبار اولیه‌ای که از این قضیه منتشر شده، برخی منابع خبری مدعی شدند که این انفجار در هنگام جشن تولد یک ژنرال روسی در رستوران اتفاق افتاده و نام الکساندر چایکو، فرمانده نیروی هوافضای روسیه نیز در میان مهمانان بوده است.

در همین رابطه و در حالی که منابع رسمی هنوز چنین خبری را تایید نکرده و برخی رسانه‌ها از ترور جمعی برخی فرماندهان روسیه در رستوران خبر می‌دهند، تحلیلگران معتقدند شواهد نشان می‌دهد در شرایط کنونی، راهبردهای روسیه در قبال جنگ در حال شکست خوردن است اما هیچ نشانه‌ای از سوی مسکو برای پایان دادن به این جنگ فرسایشی مشاهده نمی‌شود. در واقع اکنون ارزیابی‌های اولیه درباره برتری تدریجی روسیه دیگر با واقعیت‌های میدان نبرد همخوانی ندارد و به‌گفته برخی کارشناسان، بررسی روند تحولات نظامی، اقتصادی و سیاسی جنگ، نشان می‌دهد اگرچه روسیه همچنان توان ادامه جنگ را حفظ کرده اما سه‌راهبرد اصلی ولادیمیر‌پوتین برای دستیابی به پیروزی تاکنون با شکست یا بن‌بست مواجه شده‌اند. بااین‌حال، کرملین نه‌تنها آماده عقب‌نشینی نیست بلکه در حال طراحی مرحله جدیدی از جنگ فرسایشی است که می‌تواند درگیری را برای سال‌های آینده تداوم بخشد.

سراب خوش‌بینی کرملین به ترامپ

در همین رابطه مجله فارن افرز در گزارشی با عنوان چرا روسیه ضعیف‌تر همچنان به جنگ ادامه می‌دهد، آورده است: در نخستین سال‌های بازگشت دونالدترامپ به کاخ سفید، مسکو امیدوار بود که از تغییر فضای سیاسی واشنگتن برای پایان دادن به جنگ مطابق خواسته‌های خود بهره ببرد. راهبرد نخست روسیه بر این فرض استوار بود که دولت ترامپ با اعمال فشار بر کی‌یف، اوکراین را وادار به پذیرش توافقی کند که شرایط آن عملا توسط کرملین تعیین شده باشد. همزمان، ترامپ با انتقاد از دولت اوکراین، کاهش حمایت‌های نظامی و اطلاعاتی و تاکید بر ضرورت پایان سریع جنگ، این تصور را در مسکو ایجاد کرد که فرصت مناسبی برای تحقق اهداف سیاسی روسیه فراهم شده است. با این حال، این مسیر به نتیجه نرسید زیرا خواسته‌های حداکثری پوتین ازجمله واگذاری بخش‌های بیشتری از دونباس و محدود شدن حاکمیت اوکراین، حتی برای دولت ترامپ نیز قابل‌پذیرش نبود و تلاش‌های دیپلماتیک به بن‌بست رسید.

شکست راهبرد نخست، روسیه را به‌سمت اجرای طرح دوم سوق داد. در این سناریو، کرملین امیدوار بود که آمریکا به‌تدریج حمایت خود از اوکراین را کنار بگذارد و اروپا نیز توان جبران این خلأ را نداشته باشد. اگرچه واشنگتن بخشی از کمک‌های مستقیم نظامی و مالی خود را کاهش داد اما همکاری اطلاعاتی با کی‌یف ادامه یافت و فروش تسلیحات از طریق سازوکارهای تامین مالی اروپا نیز حفظ شد. درمقابل، کشورهای اروپایی نقش فعال‌تری برعهده گرفتند و علاوه بر جبران بخش مهمی از کمک‌های مالی آمریکا، زمینه توسعه صنایع دفاعی اوکراین را نیز در داخل اروپا فراهم کردند. این تحول باعث شد روسیه نتواند از کاهش نسبی حمایت آمریکا به‌عنوان فرصتی برای پیروزی استفاده کند و دومین سناریوی کرملین نیز عملا ناکام بماند.

راهبرد پیروزی فرسایشی

در نتیجه، پوتین ناچار شد بر راهبرد سوم تمرکز کند یعنی پیروزی از طریق فرسایش تدریجی اوکراین در میدان نبرد. اما این راهبرد نیز با مشکلات جدی روبه‌رو شده است زیرا سرعت پیشروی نیروهای روسیه به‌شکل محسوسی کاهش یافته و هزینه انسانی عملیات‌ها به‌شدت افزایش یافته است. اوکراین با توسعه خطوط دفاعی، ایجاد استحکامات جدید و استفاده گسترده از پهپادها، محدوده‌ای موسوم به منطقه کشتار ایجاد کرده که هرگونه پیشروی نیروهای روسی را با تلفات سنگین همراه می‌کند. براساس برآوردهای ارائه‌شده در مقاله فارن‌افرز، تلفات ماهانه ارتش روسیه اکنون از میزان نیروهای جدید جذب‌شده فراتر رفته و این مساله توان تهاجمی ارتش را به تدریج کاهش داده است.

در کنار تحولات جبهه زمینی، اوکراین موفق شده ابعاد جدیدی از جنگ را به‌عمق خاک روسیه منتقل کند. حملات پهپادی و موشکی به پالایشگاه‌ها، بنادر نفتی، انبارهای لجستیکی و زیرساخت‌های انرژی، هزینه‌های اقتصادی سنگینی بر روسیه تحمیل کرده است. طبق گزارش‌ها، حدود یک‌سوم ظرفیت پالایش نفت روسیه به‌دلیل این حملات از مدار خارج شده و کمبود بنزین، سهمیه‌بندی سوخت و اختلال در زنجیره توزیع انرژی از پیامدهای آن بوده است. علاوه‌براین، حمله به مراکز تجاری و انبارهای بزرگ موجب شده است آثار جنگ برای نخستین‌بار به‌صورت ملموس در زندگی روزمره شهروندان روسیه نمایان شود.

معضل اقتصادی جنگ

همچنین پیامدهای اقتصادی این روند نیز به‌تدریج آشکار شده است. رشد اقتصادی روسیه به‌شدت کاهش یافته، نرخ تورم رو به افزایش است و بانک مرکزی برای کنترل قیمت‌ها نرخ بهره را در سطح بالایی نگه داشته است. این سیاست اگرچه از جهش بیشتر تورم جلوگیری کرده اما هزینه تامین مالی را برای بنگاه‌های اقتصادی افزایش داده است. همزمان، کسری بودجه دولت روسیه بسیار فراتر از پیش‌بینی‌های اولیه رشد کرده و بخش عمده ذخایر مالی انباشته‌شده در سال‌های گذشته نیز مصرف شده است. در نتیجه کرملین ناچار شده برای تامین هزینه‌های جنگ، از بودجه‌های غیرنظامی بکاهد و بدهی داخلی خود را افزایش دهد.

این فشارهای اقتصادی و نظامی بر افکار عمومی روسیه نیز تاثیر گذاشته است. براساس داده‌های ارائه‌شده در مقاله فارن‌افرز، میزان محبوبیت ولادیمیرپوتین نسبت به ابتدای سال کاهش یافته و فضای عمومی جامعه با نگرانی بیشتری نسبت به آینده جنگ همراه شده است. بااین‌حال، نویسندگان تاکید می‌کنند که این کاهش محبوبیت هنوز به‌سطحی نرسیده که بتواند ثبات سیاسی حکومت را تهدید کند. ابزارهای کنترلی دولت، نظارت دیجیتال و دستگاه امنیتی همچنان توان مهار اعتراضات احتمالی را دارند.

باوجود ناکامی سه‌راهبرد اولیه، مقاله تاکید می‌کند که پوتین قصد تغییر مسیر ندارد. او همچنان معتقد است زمان به‌نفع روسیه عمل خواهد کرد و فشارهای تدریجی بر اوکراین و حامیان غربی آن، سرانجام نتیجه خواهد داد. از نگاه کرملین، اقتصاد روسیه اگرچه تحت‌فشار قرار گرفته اما هنوز توان تحمل هزینه‌های جنگ را دارد و دولت می‌تواند بخش مهمی از بار مالی را به شرکت‌ها، دولت‌های محلی و خانوارها منتقل کند، همچنین بودجه نظامی روسیه هنوز فاصله قابل‌توجهی با سطوح تاریخی دوران جنگ جهانی دوم یا حتی نسبت هزینه‌های دفاعی اوکراین دارد بنابراین امکان افزایش بیشتر آن نیز وجود دارد.

تلاش برای تغییر موازنه جنگ

در همین راستا، روسیه در حال آماده‌سازی مجموعه‌ای از اقدامات جدید برای تغییر موازنه جنگ است. افزایش تولید بمب‌های هدایت‌شونده و موشک‌های بالستیک، حملات گسترده‌تر به زیرساخت‌های انرژی اوکراین در آستانه زمستان، هدف قرار دادن بنادر دریای سیاه و تشدید فشار بر صادرات کشاورزی اوکراین بخشی از این راهبرد محسوب می‌شود. کرملین امیدوار است که تخریب زیرساخت‌های غیرنظامی، موج تازه‌ای از مهاجرت اوکراینی‌ها به اروپا ایجاد کند؛ موجی که می‌تواند به تقویت احزاب راست‌گرا و مخالف ادامه حمایت از اوکراین در کشورهای اروپایی بینجامد و انسجام سیاسی غرب را تضعیف کند.

احتمال اجرای دور جدید بسیج نیروهای نظامی نیز در دستور کار قرار دارد. برخلاف بسیج گسترده سال ۲۰۲۲ که واکنش‌های اجتماعی شدیدی ایجاد کرد، این بار کرملین قصد دارد از سامانه‌های الکترونیکی، دوربین‌های هوشمند و فناوری تشخیص چهره برای احضار نیروها استفاده کند تا هزینه سیاسی این اقدام کاهش یابد. تمرکز اصلی نیز بر مناطق فقیرتر روسیه خواهد بود تا شهرهای بزرگ کمتر تحت‌تاثیر قرار گیرند. این رویکرد نشان می‌دهد که حکومت روسیه در حال تطبیق ابزارهای امنیتی خود با شرایط جنگ فرسایشی است.

در عرصه سیاسی نیز اگرچه بخشی از نخبگان روسیه خواستار پایان جنگ و آغاز مذاکرات شده‌اند اما برخی کارشناسان تاکید می‌کنند که این دیدگاه هنوز نتوانسته بر تصمیمات شخص پوتین اثر بگذارد. از نگاه رییس‌جمهور روسیه، هرگونه درخواست غرب برای آتش‌بس صرفا فرصتی برای تجدید قوای اوکراین است و تا زمانی که تصور کند ابزارهای نظامی روسیه می‌توانند اراده اوکراین را درهم‌بشکنند، تمایلی به مصالحه واقعی نخواهد داشت.

در همین رابطه است که مقاله فارن‌افرز تصویری از جنگی ارائه می‌دهد که نه روسیه قادر به دستیابی سریع به پیروزی در آن است و نه اوکراین توان پایان‌دادن قاطعانه به آن را دارد. هرچند موقعیت نظامی و اقتصادی روسیه نسبت به گذشته تضعیف شده و بسیاری از فرضیات اولیه کرملین ناکام مانده‌اند اما ساختار سیاسی و اقتصادی این کشور همچنان ظرفیت ادامه جنگ را حفظ کرده است.  اوکراین نیز با اتکا به حمایت غرب و توسعه توانمندی‌های فناورانه خود توانسته ابتکار عمل را در برخی حوزه‌ها به‌دست گیرد اما برای حفظ این موقعیت، نیازمند تداوم حمایت‌های خارجی است. بنابراین مهم‌ترین نتیجه آن است که جنگ اوکراین وارد مرحله‌ای فرسایشی و بلندمدت شده؛ مرحله‌ای که سرنوشت آن بیش از آنکه در میدان نبرد تعیین شود، به توان اقتصادی، اراده سیاسی و ظرفیت اجتماعی دوطرف برای تحمل هزینه‌های یک نبرد طولانی وابسته خواهد بود.

آخرین اخبار