جنگی با آینده نامعلوم

نادر کریمی‌جونی
کدخبر: 553776

نادر-کریمی-جونی

نادر کریمی‌جونی

هیچ‌کس از نامه سه کشور عضو برجام درخصوص فعال‌سازی مکانیسم ماشه علیه ایران تعجب نکرد. در هفته‌های گذشته و دقیقا از هنگامی که گفت‌وگوهای ایران و ایالات‌متحده برای حصول توافق هسته‌ای شروع شد، کشورهای اروپایی عضو برجام درصدد نقش‌آفرینی در موضوع هسته‌ای ایران بودند که با شروع جنگ علیه ایران و توقف گفت‌وگوها فرصت به این کشورها داده شد تا در موضوع توافق هسته‌ای با ایران نقش آفرینی کنند. البته در طول سال‌های اخیر و هنگامی که ایران به تلافی عدم اجرای تعهدات برجامی از سوی ایالات‌متحده آمریکا، انگلستان، آلمان و فرانسه، فعالیت‌های غنی‌سازی و هسته‌ای خویش را توسعه داده بود، این سه کشور همواره ایران را به انجام اقدام تنبیهی تهدید می‌کردند و هشدار می‌دادند که ممکن است به فعال‌سازی بازگشت تحریم‌ها علیه ایران متوسل شوند. مماشات دولت بایدن اما باعث شده بود تا ایران این تهدید را جدی نگیرد و به فعالیت‌های خود ادامه دهد. گفته می‌شود بهترین موقعیت رسیدن به تفاهم با آمریکا، به خاطر همین جدی نگرفتن و خوش‌بینی بی‌اساس مقامات ایرانی در دولت رییسی از میان رفته است؛ امری که اکنون هیچ‌کس مسوولیت وقوع آن را به عهده نمی‌گیرد.

به نظر می‌رسد اروپایی‌ها از قبل هم برای نگارش این نامه و قرار گرفتن در کانون نقش‌آفرینی در مورد پرونده هسته‌ای ایران برنامه‌ریزی کرده بودند اما در ابتدای به قدرت رسیدن دولت پزشکیان و هنگامی که برلین، لندن و پاریس پشت در ایستاده بودند و برای ورود به گفت‌وگوهای ایران و ایالات متحده التماس می‌کردند، برخی اعضای دولت پزشکیان به تمسخر به اروپایی‌ها می‌گفتند که کسی بازی‌شان نمی‌دهد و آنان همچنان باید پشت در به انتظار بنشینند.

حالا همان کسانی که اروپایی‌ها را مسخره می‌کردند، با اقدام آنها مواجه شده‌اند اقدامی که گمان می‌رود همه توافق هسته‌ای را نابود سازد و همه چیز را به دوران باراک اوباما بازگرداند.

آنچه در نامه سه کشور یادشده به شورای امنیت نگاشته شده، به طور مشخص این پرسش را پدید می‌آورد که آیا هدف از نگارش این نامه، رسیدن به توافق با ایران بوده یا اروپایی‌ها خواسته‌اند بی‌مهری و بی‌توجهی ایران در ماه‌های اخیر را تلافی کنند و از این بابت مفادی در نامه گنجانده‌اند که عملا اجرای آن از سوی ایران میسر نشود و تحریم‌های گذشته مجدد علیه کشورمان برقرار شود. مواردی مانند شروع گفت‌وگو با ایالات‌متحده در حالی که ترامپ به صراحت گفته است که مایل به مذاکره نیست و اجازه دادن به آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای برای آنکه تمام بازرسان خود را به ایران بازگرداند و از تمام تاسیسات فعال و غیرفعال هسته‌ای ایران گزارش تهیه کند. در این نامه خواست‌های ایران مانند دادن تضمین برای آنکه گزارش‌های بازدید بازرسان آژانس به کشورهای متخاصم ایران داده نشود، مورد بی‌توجهی قرار گرفته است که می‌توان این بی‌توجهی عمدی را به طور تلویحی به منتشر شدن غیرمجاز گزارش‌های محرمانه آژانس از تاسیسات هسته‌ای تلقی کرد.

هرچند در این نامه مهلتی ۳۰روزه برای ایران تعیین شده تا مقامات ایرانی خواست‌های اروپایی‌ها را به اجرا درآورند اما روشن است که با اجرا کردن آنچه اروپایی‌ها در این نامه خواسته‌اند، ماجرا به پایان نمی‌رسد و حتما گام‌های بعدی مورد تقاضا نیز در ادامه وجود دارد. به این ترتیب روشن است که اروپایی‌ها آنچه ایالات‌متحده و رژیم صهیونیستی در جنگ ۱۲روزه نتوانستند به دست بیاورند، اکنون می‌خواهند با فعال‌سازی اسنپ‌بک و مکانیسم ماشه تحصیل کنند. حالت بدتر آن است که اقدام اروپایی‌ها با هدف تضعیف هرچه بیشتر ایران انجام گیرد و این تضعیف مقدمه‌ای برای به ثمر رسیدن جنگ بعدی رژیم صهیونیستی علیه ایران باشد.

اظهارات مقامات آلمانی درباره جنگ اسرائیل علیه ایران نشان داد که اروپایی‌ها از این حمله خرسند هستند و منتظرند تا حمله رژیم صهیونیستی به ایران  با نتایج خوشایند برایشان به پایان برسد. حالا که آن جنگ نتایج خوشایندی برای اروپایی‌ها نداشته، این سه کشور به نیابت از سایر اروپایی‌ها که می‌خواهند حمایت ایران از روسیه در جنگ اوکراین را تلافی کنند، وارد عمل شده‌اند تا جمهوری اسلامی در ایران را به وسیله برقراری تحریم‌های شورای امنیت آنقدر تضعیف کنند تا یا ایران خود تسلیم شود و سلاح بر زمین بگذارد یا رژیم صهیونیستی در حمله بعدی بتواند جمهوری اسلامی در ایران را براندازی کند و زمینه به روی کارآمدن یک حکومت تحت فرمان یا تسلیم غرب را در تهران پدید آورد. روشن است که در این صورت منافع رژیم صهیونیستی نیز به طور کامل تامین می‌شود و ممکن است مانند سوریه که پرنده‌های رژیم صهیونیستی تمام توان نظامی آن کشور را نابود ساختند، این الگو در مورد ایران نیز به اجرا در بیاید.

کاملا قابل پیش‌بینی است که خواسته اروپایی‌ها در نامه فعال‌سازی مکانیسم ماشه از سوی ایران برآورده نخواهد شد. حتی اگر ایران تمایل به مذاکره با ایالات‌متحده داشته باشد کسی در واشنگتن منتظر ملاقات با ایرانی‌ها نیست و به همین علت دست‌کم یکی از شروط اروپایی‌ها محقق نخواهد شد. به این ترتیب فرصت ۳۰روزه به ایران فقط تشریفات فعال‌سازی تحریم‌های شورای امنیت را طولانی‌تر می‌کند. این در حالی است که قطعنامه پیشنهادی از سوی چین و روسیه هم شانسی برای تصویب ندارد و حمایت‌هایی که برخی ایرانیان به آن دلخوش کرده و منتظرند تا فرشته نجات از مسکو یا پکن به پرواز درآید، امکان عملیاتی شدن ندارد. از این بابت بازگشت تحریم‌ها عملا آغاز شده و رفته‌رفته شرایط سخت‌تری را برای ایران به وجود می‌آورد.

در این میان گمان می‌رود تهران بیش از هر چیز به دور زدن تحریم‌ها و تجارت پنهانی با کشورهای مخاطب خود در خاورمیانه و آسیای‌میانه چشم دوخته است. البته تصور ایران در این‌باره که برخی کشورهای جهان با قیمت‌های گزاف حاضرند با ایران همکاری‌های اقتصادی کنند و تحریم‌ها را دور بزنند تا ایران زنده بماند، تصور نادرستی نیست. در دوره گذشته تحریم‌های شورای امنیت و تحریم‌های کنونی ایالات‌متحده، همین تکنیک از سوی ایران به اجرا گذاشته شد و آمریکا ناامید از اثربخشی تحریم‌ها، به مذاکره و توافق با ایران تن در داد. اکنون به همان نسبت که آمریکایی‌ها در رهگیری و ردگیری دور زدن تحریم‌ها از جانب ایران توانمند شده‌اند، ایران نیز امکانات بیشتر و موثرتری برای عبور از تحریم‌ها پیدا کرده است. با این حال سوالی که تقریبا هیچ‌کس در شرایط کنونی نمی‌تواند به آن پاسخ دقیق بدهد آن است که آیا ایران با همه تمهیدات و تدابیر اندیشیده شده از سوی اروپایی‌ها، آمریکا و رژیم صهیونیستی به توافق اجباری تن می‌دهد.

 

وب گردی