ثبت جهانی در خلأ واقعگرایی
نادر نینوایی– ایران در تازهترین تلاش خود برای حضور موثرتر در عرصه گردشگری جهانی ۱۲روستا را برای معرفی به سازمان گردشگری ملل متحد (UN Tourism) انتخاب کرده؛ اقدامیکه ازسوی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی بهعنوان گامی درجهت توسعه گردشگری روستایی، توزیع متوازن منافع سفر و حمایت از اقتصادهای محلی معرفی میشود. اینرویکرد در نگاه نخست همسو با تجربهبسیاری از کشورهاست که باتکیهبر گردشگری روستایی توانستند فشار از مقاصد اشباعشده شهری را کاهش دهند، مهاجرت معکوس ایجاد کرده و میراث فرهنگی و طبیعی خود را حفظ کنند. با اینحال پرسش اساسی آن است که درشرایط کنونی ایران ثبت جهانی روستاها تاچهاندازه میتواند بهتوسعه واقعی گردشگری منجر شود و تاچهحد درحد یکعنوان نمادین باقی خواهد ماند.
واقعیت ایناست که گردشگری صنعتی بهشدت وابسته بهثبات سیاسی، امنیت اقتصادی و زیرساختهای کارآمد است. در فضایی که تنشهای سیاسی داخلی و بینالمللی تشدید شده، اقتصاد با بحرانهای معیشتی دستوپنجه نرم میکند و زیرساختهای گردشگری با کمبودهای مزمن مواجهند. ثبت جهانی روستاها بهتنهایی نمیتواند موتور محرک توسعه باشد. بدون رفع اینموانع ساختاری حتی معتبرترین عناوین بینالمللی نیز بهنتیجه ملموسی در میدان عمل نخواهند رسید.
آمادگیهای نابرابر روستاهای نامزد ثبت جهانی
فرآیند انتخاب ۱۲روستای نامزد ثبت جهانی از میان حدود ۱۰۰روستا انجام شد؛ روستاهایی که بهواسطه چشماندازهای طبیعی، پیشینه تاریخی، معماری بومی یا شیوههای زیست سنتی، قابلیت جذب گردشگر را داشتند. درنهایت پساز بازدیدهای میدانی و ارزیابیهای کارشناسی فهرستی متنوع از نقاط مختلف کشور برگزیده شد؛ از ریاب در خراسانرضوی و قلعهبالا در سمنان گرفته تا بیشه در لرستان، درک در سیستانوبلوچستان و پامِنار در خوزستان. اینپراکندگی جغرافیایی نشان میدهد که ایران از منظر گردشگری روستایی کشوری با ظرفیتهای کمنظیر است.
برخورداری از ظرفیت بالقوه اما بهمعنای آمادگی بالفعل برای ورود بهبازار جهانی گردشگری نیست. معیارهای UN Tourism تنها بهزیبایی مناظر یا اصالت فرهنگی محدود نمیشود. کیفیت زیرساختها، دسترسی مناسب، ایمنی مقصد، حکمرانی محلی، مشارکت واقعی جامعه میزبان، حفاظت از محیطزیست و وجود زنجیره ارزش گردشگری ازجمله شاخصهایی هستند که یکروستا را شایسته بهرهمندی از عنوان «روستای گردشگری جهانی» میکند. در بسیاری از روستاهای منتخب اینمولفهها بهطور ناقص وجود دارد یا هنوز بهمرحله اجرا نرسیده است.
ازسوی دیگر تفاوت سطح آمادگی میان روستاها چشمگیر است. برخی مانند پامِنار بهواسطه شکلگیری نسبی اقتصاد گردشگری و مشارکت جامعه محلی از شانس بیشتری برای بهرهبرداری از ثبت جهانی برخوردارند درحالیکه برخی دیگر هنوز در مرحله ابتدایی تامین خدمات پایه قرار دارند. ایننابرابری نشان میدهد که ثبت جهانی اگر بدون برنامهریزی متناسب با شرایط هر روستا دنبال شود راهگشا نخواهد بود.
گردشگری زیر سایه تنشها
یکی از مهمترین عوامل بازدارنده در مسیر توسعه گردشگری روستایی ایران تشدید تنشهای سیاسی و امنیتی در سالهای اخیر است. هشدارهای سفر صادرشده از سوی کشورهای مختلف محدودیتهای پروازی، کاهش تعاملات دیپلماتیک و بازنمایی ایران بهعنوان مقصدی پرریسک در رسانههای جهانی عملا جریان گردشگری ورودی را مختل کرده است. درچنینشرایطی حتی اگر یکروستا تمامی معیارهای فنی ثبت جهانی را داشته باشد همچنان با کمبود تقاضا مواجه خواهد بود. اینوضعیت تنها بهگردشگری بینالمللی محدود نمیشود. پیامدهای اقتصادی و روانی تنشهای سیاسی گردشگری داخلی را نیز بهشدت تحتتاثیر قرار داده است. تورم بالا، کاهش قدرت خرید خانوارها، افزایش هزینههای حملونقل و اقامت و نااطمینانی نسبت بهآینده اقتصادی باعث شده سفر از سبد مصرفی بسیاری از مردم ایران حذف یا بهحداقل برسد. روستاهای گردشگری که عمدتا بهسفرهای تفریحی و کوتاهمدت وابسته هستند بیشاز سایر مقاصد از اینرکود آسیب میبینند. گردشگری صنعتی مبتنی بر اعتماد است. مسافر پیشازهرچیز بهامنیت، ثبات و پیشبینیپذیری نیاز دارد. بدون تنشزدایی در روابط بینالمللی و ایجاد حداقلی از ثبات سیاسی هیچاستراتژی گردشگری پایداری بهنتیجه نخواهد رسید. درچنینفضایی ثبت جهانی بیشتر بهیک ابزار تبلیغاتی تبدیل میشود تا سازوکاری برای توسعه.
اقتصاد نحیف و زیرساختهای ناکافی
حتی اگر از عامل سیاست عبور کنیم اقتصاد گردشگری ایران و ضعف زیرساختها همچنان مانعی جدی است. توسعه گردشگری روستایی نیازمند سرمایهگذاری مستمر در حوزههایی چون حملونقل، اقامت، خدمات بهداشتی و درمانی، ارتباطات، خدمات بانکی و آموزش نیروی انسانی است. بسیاری از روستاهای نامزد ثبت جهانی با جادههای نامناسب، دسترسی دشوار، کمبود اقامتگاههای استاندارد و فقدان خدمات حرفهای گردشگری مواجهند.
نبود ناوگان حملونقل کارآمد هزینه و زمان سفر را افزایش و جذابیت مقصد را کاهش میدهد. کمبود اقامتگاههای ایمن و باکیفیت تجربهسفر را تحتتاثیر قرار میدهد و مانع اقامت طولانیتر گردشگران میشود. ضعف خدمات ارتباطی و بانکی بینالمللی نیز زنجیره ارزش گردشگری را ناقص میکند. درچنینشرایطی حتی گردشگرانی که بهدلیل کنجکاوی فرهنگی یا طبیعتگردی بهروستاها سفر میکنند با تجربهای نهچندان رضایتبخش بازمیگردند.
ازسویدیگر جوامع محلی که قرار است محور گردشگری پایدار باشند خود با مشکلات معیشتی جدی روبهرو هستند. انتظار مشارکت فعال اینجوامع در توسعه گردشگری بدون بهبود شرایط اقتصادی و ارائه حمایتهای مالی و آموزشی واقعبینانه نیست. نبود تسهیلات بانکی مناسب، ضعف آموزش نیروی انسانی و فقدان برنامههای حمایتی مانع شکلگیری کسبوکارهای محلی پایدار میشود.
تا زمانی که مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم برطرف نشود و زیرساختهای پایهای توسعه نیابد گردشگری روستایی نمیتواند بهمنبع درآمد پایدار تبدیل شود. درچنینفضایی ثبت جهانی نهتنها کمکی بهتوسعه نمیکند بلکه میتواند انتظاراتی ایجاد کند که تحقق آنها ممکن نیست و درنهایت بهسرخوردگی جوامع محلی بینجامد.
ثبت جهانی؛ عنوانی نمادین یا نقطه آغاز تحول؟
تجربهثبت جهانی روستاها نشان میدهد که اینعنوان بهتنهایی تضمینی برای رونق گردشگری نیست. ثبت جهانی میتواند توجه رسانهای و اعتبار بینالمللی ایجاد کند اما بدون برنامهریزی جامع و فراهمکردن پیشنیازها اینتوجه به توسعه واقعی منجر نمیشود. در بسیاری از موارد ثبت جهانی به یکعنوان افتخاری تقلیل یافته که تاثیر ملموسی بر اقتصاد محلی ندارد.
اگر تنشهای سیاسی ادامه داشته باشد، اگر زیرساختها توسعه نیابد و اقتصاد گردشگری از حمایت موثر برخوردار نشود ثبت جهانی روستاها چیزی جز چند خط بر کاغذ نخواهد بود. استفاده واقعی از ظرفیتهای گردشگری روستایی مستلزم رویکردی جامع است که همزمان بر تنشزدایی، توسعه زیرساختها، توانمندسازی جوامع محلی و بهبود تصویر ایران در عرصه بینالمللی تمرکز کند.
گردشگری روستایی ایران ظرفیت آن را دارد که بهموتور توسعه محلی تبدیل شود اما اینظرفیت تنها زمانی فعال میشود که سیاست، اقتصاد و زیرساخت در مسیری همسو قرار گیرند. در غیر اینصورت ثبت جهانی نیز بهسرنوشتی مشابهبسیاری از عناوین بینالمللی دیگر دچار خواهد شد؛ عناوینی که بر کاغذ میدرخشند اما در میدان عمل تغییری ایجاد نمیکنند.
