جهان‌صنعت از پیامدهای قطعی اینترنت بر زندگی شاغلان شهری گزارش می‌دهد:

تیشه بر ریشه معیشت 

علی حسینی
کدخبر: 603833
در روزهایی که اینترنت کشور یا به‌طور کامل قطع بود یا به‌شکلی محدود و نمایشی بازگشت، چیزی فراتر از دسترسی به شبکه‌های اجتماعی از دست رفت.
تیشه بر ریشه معیشت 

علی حسینی– هیچ‌کس صبح از خواب بیدار نشد که بگوید «امروز اینترنت نداریم، چه خوب.» قطعی اینترنت شبیه خاموش شدن ناگهانی چراغ یک اتاق نیست، بیشتر شبیه این است که کف خیابان را از زیر پای مردم بکشند و بعد بگویند «راه برو.» در روزهایی که اینترنت کشور یا به‌طور کامل قطع بود یا به‌شکلی محدود و نمایشی بازگشت، چیزی فراتر از دسترسی به شبکه‌های اجتماعی از دست رفت. آنچه واقعا قطع شد، جریان عادی زندگی بود؛ زندگی مردمی که بخش قابل‌توجهی از معیشت‌شان به اینترنت گره خورده است. این‌بار مساله فقط «واتساپ» یا «اینستاگرام» نیست؛ مساله نان است، زمان است و کرامتی که هرروز زیر بار تصمیم‌های ناگهانی له می‌شود. طبق گفته‌های مسوولان، خسارت روزانه‌ قطعی اینترنت چیزی در حدود ۵/‌۱‌میلیارد دلار عنوان شده؛ عددی آن‌قدر بزرگ که شاید برای بسیاری انتزاعی باشد. وقتی این عدد را خرد می‌کنیم و به سطح خیابان می‌آوریم اما به راننده‌ای می‌رسیم که نمی‌تواند مسیر را پیدا کند، به پیکی که سفارش از دست می‌دهد و به کارگری که یک روز کار نکردنش یعنی عقب افتادن اجاره خانه.کمتر کسی به این فکر می‌کند که اینترنت برای یک راننده، مثل بنزین برای خودرو است. رانندگان شهری، چه تاکسی‌های اینترنتی و چه رانندگان آزاد، سال‌هاست که کارشان را با ابزارهای دیجیتال هماهنگ کرده‌اند. نقشه‌های آنلاین، مسیریاب‌ها و حتی تخمین زمان رسیدن، همه وابسته به اینترنت‌ هستند. حالا تصور کنید این ابزارها یک‌دفعه از کار بیفتند. نزدیک به ۲۲روز قطعی یا اختلال شدید اینترنت، بسیاری از این رانندگان عملا توان کار موثر نداشتند، نه به این دلیل که تنبل شدند یا نخواستند کار کنند بلکه چون ابزار کارشان از آنها گرفته شد. نتیجه چه بود؟ سفرهای کمتر، درآمد پایین‌تر، مصرف سوخت بیشتر، فرسودگی اعصاب و در نهایت فشار اقتصادی مضاعف. در کشوری با شرایط اقتصادی پایدار، یک ماه کار نکردن هم بحران ایجاد می‌کند چه برسد به کشوری که تورم هرروز قدرت خرید مردم را می‌بلعد و درآمدها عملا روی پله برقیِ معکوس قرار گرفته‌اند. برای بسیاری از این رانندگان حتی چند روز اختلال هم می‌تواند فاجعه‌بار باشد.

فیلترشکن؛ کالای اساسی غیررسمی

یکی از تناقض‌های عجیب این وضعیت، رونق همیشگی بازار فیلترشکن‌هاست. هربار که اینترنت محدود می‌شود، این بازار جان تازه‌ای می‌گیرد. فروشندگان فعال‌تر می‌شوند، قیمت‌ها بالا می‌رود و مردم به‌ناچار دوباره هزینه می‌کنند تا به چیزی برسند که در بسیاری از کشورهای دنیا بدیهی است: «اینترنت آزاد» امروز فیلترشکن در گوشی هر شهروند دقیقا جایگاهی شبیه اپلیکیشن بانکی دارد؛ همه دارند، همه استفاده می‌کنند و نبودنش یعنی مختل‌شدن زندگی دیجیتال. این یعنی سیاست محدودسازی نه‌تنها موفق به کنترل دسترسی نشده بلکه یک اقتصاد زیرزمینی دائمی ساخته که هیچ شفافیتی ندارد و هیچ نظارتی هم بر آن نیست حتی بازگشت دوباره فیلتر واتساپ، بعد از همه‌ این خسارت‌ها، پیام روشنی داشت: «اینترنت قرار نیست آزاد شود فقط شکل محدودیت عوض می‌شود.»

اینترنت؛ از ابزار لوکس تا ستون فقرات اقتصاد خرد

مشکل اصلی اینجاست که هنوز اینترنت در نگاه برخی تصمیم‌گیران یک ابزار فرعی یا حتی تجملی تلقی می‌شود درحالی‌که واقعیت جامعه چیز دیگری می‌گوید. امروز هرکس که برای درآمد به اینترنت متکی است – از فریلنسر و فروشنده آنلاین گرفته تا راننده و پیک- در این روزها تقریبا هیچ درآمدی نداشته یا درآمدش به‌شدت افت کرده است. این فقط یک وقفه شغلی نیست؛ این یعنی عقب افتادن قسط، دیر پرداخت‌شدن اجاره، حذف شدن نیازهای اولیه و فشار روانی مداوم. مردمی که همین حالا هم زیر بار تورم کمر خم کرده‌اند، دیگر توانی برای شوک‌های ناگهانی ندارند. اقتصاد خانوار، کشش این حجم از بی‌ثباتی را ندارد. آنچه این بحران را عمیق‌تر می‌کند، نه‌فقط قطعی اینترنت بلکه نبود شفافیت، پیش‌بینی‌پذیری و پاسخگویی است. مردم نمی‌دانند این وضعیت تا کی ادامه دارد، فردا چه چیزی فیلتر می‌شود و چه ابزاری از دسترس خارج خواهد شد. این بلاتکلیفی، خود یکی از مخرب‌ترین عوامل اقتصادی است. وقتی یک جامعه نتواند برای فردایش برنامه‌ریزی کند، سرمایه اجتماعی فرسوده می‌شود. اعتماد از بین می‌رود و افراد به جای تولید، به بقا فکر می‌کنند. در چنین فضایی هیچ اقتصادی رشد نمی‌کند.درنهایت قطعی و محدودسازی اینترنت نه یک مساله فنی بود و

نه صرفا یک تصمیم مقطعی. این اتفاق یک ضربه مستقیم به اقتصاد معیشتی مردم بود؛ مردمی که کمترین نقش را در تصمیم‌گیری داشتند اما بیشترین هزینه را پرداختند. تا زمانی که اینترنت به‌عنوان یک زیرساخت حیاتی به رسمیت شناخته نشود و نه یک امتیاز قابل‌قطع این چرخه تکرار خواهد شد: قطعی، خسارت، بازار سیاه، فشار اقتصادی و در نهایت مردمی که هرروز یک قدم عقب‌تر می‌روند و این سوال اصلی همچنان باقی است: «در کشوری که مردمش برای زنده ماندن به اینترنت نیاز دارند، قطع اینترنت دقیقا به نفع چه کسی است؟»

آخرین اخبار