توافق جامع با غرب با هدف تثبیت آینده ایران
جهان صنعت – شکلگیری اعتراضات دیماه۱۴۰۴ و گسترش دامنه آن بهسراسر ایران بار دیگر پرسشهایی اساسی در رابطه با آینده ایران و راههای موجود برای برونرفت از اینشرایط ناگوار را روی میز کارشناسان قرار داده است. بهعقیده برخی در شرایط کنونی و با صفبندی موجود امکان تفاهم تا حد بسیاری کاهش یافته است. بههمین بار دیگر مهمترین مساله ایناست که «چه باید کرد؟!»
عباس ملکی، استاد دانشگاه صنعتی شریف و علی فریادرس، کارشناس ارشد اقتصاد در مقالهای که در وبسایت خبرآنلاین اقدام بهانتشار آن کرده بهدنبال یافتن پاسخ اینپرسش رفتند. آنان ابتدا با تلاش برای توصیف شرایط با اشاره بهتصمیمات دولت برای اجرای اصلاحات اقتصادی لازم میزان افزایش قیمت بنزین را ناچیز خوانده و بر اینباورند که ایناقدام دولت نهتنها مشکلات اقتصادی را حل نکرده بلکه بار اینتصمیم را بدون آنکه درآمد دولت افزایش یابد بر جامعه تحمیل کرد. ملکی و فریادرس اما در حالی از ایناقدام دولت استقبال کردند که در ادامه اقدام دولت در رابطه با بودجه را که بهشکل انقباضی و با رشد نزدیک بهصفر بسته شده بود گام بعدی خواندند. آنان حذف ارز ترجیحی را که منجر بهافزایش قیمت کالاهای اساسی در کشور شد نیز گام نهایی اقدامات دولت در اینراستا عنوان کرده و مینویسند: «مسیر اعتراضات مسالمتآمیز بازاریان که در واکنش بهنوسانات شدید قیمت دلار در تهران از پاساژ چارسو و علاءالدین آغاز شده گسترش یافت و شد آنچه شد.» اعتراضاتی که بهباور ایندو کارشناس منجربه خالیشدن پشت دولت در مسیر اصلاحات اقتصادی شد.
درحالیکه پرسش تعیینکننده دیگر در اینرابطه چگونگی و نوع اصلاحات است و اینکه آیا کشور درحال حاضر ابتدا نیازمند اصلاحات سیاسی بوده یا اصلاحات اقتصادی؟ نویسندگان اینمقاله بر اینباورند که اگرچه نفس اصلاحات مهمتر از انتخاب کدامیک از ایندوگونه اصلاحات است اما آغاز روند اصلاحات از مسیر اقتصاد را معقول ارزیابی کردند. آنان با استناد بهاینضرب المثل که «گربه باید موش بگیرد و سیاهوسفید آن مهم نیست» تاکید کردند که درنهایت کارآیی یکنظام حکمرانی مهم است و نه شکل، صورت یا هیات آن. ایندوکارشناس برایناساس برضرورت پیگیری اصلاحات اقتصادی تاکید کردند و تلاش پزشکیان برای اجرای اصلاح اقتصادی مقدم بر اصلاح سیاسی را تصمیمی درست توصیف کردند.
ملکی و فریادرس در پاسخ بهدوگانه اصلاح روابط بینالملل یا اصلاح اقتصادی نیز چند سناریو را مطرح کردند که در وهله اول شامل اصلاح روابط بینالملل بدون اصلاح اقتصادی است که بهعقیده آنان درنهایت بهبیماری هلندی که بهتاثیر نامطلوب کشف ناگهانی منابع طبیعی بر اقتصاد ملی ازطریق افزایش نرخ ارز واقعی و متعاقبا بدترشدن رقابتپذیری صادراتی اشاره داشته تبدیل خواهد شد و درنتیجه کمکی بهوضعیت اقتصادی ایران نخواهد کرد.
ایندوکارشناس معتقدند که در سناریوی دوم که شامل اصلاح اقتصادی بدون اصلاح روابط بینالملل است وضعیت درنهایت بهایجاد آشوبهای اجتماعی خواهد شد. آنان تاکید کردند: «مسیر بازسازی امنیت ملّی ایران در کوتاهمدت از کوره راه سیاستبینالملل میگذرد.»
در سومین سناریو که تحت عنوان «پیمودن کوره راهِ سیاست بینالملل؛ مقاومت یا توافق جامع» صورتبندی شده اما نویسندگان اینمقاله معتقدند که باوجود سیاستهای ترامپ اینسیاست آسان نخواهد بود. آنان برای درک بهتر راههای موجود برای حل و فصل مشکلات روابط خارجی ابتدا احتمال عدم توافق و مقاومت را مطرح کرده و نوشتند که اینکار با نگاه خوشبینانهتنها تا پایان دوره ریاستجمهوری ترامپ ادامه خواهد داشت و از سوی دیگر پیگیری اینروش با سنگاندازی کشورهای خارجی و رقبای ایران همراه خواهد بود.
آنان با ذکر موانع پیشروی راه نخست تاکید دارد که تنها راهحل ممکن مذاکره برای توافق جامع است. آنان معتقدند که باتوجه بهشرایط موجود ایناقدام راهحلی عملی و لازم است و نهتنها راهگشای برونرفت خواهد بود بلکه در درازمدت نیز اثر تثبیتکننده و قدرتبخش برای ایران خواهد داشت. آنها با مقایسه اینموضوع با قطعنامه۵۹۸ که خاتمهدهنده جنگ هشتساله بود ادامه میدهند: «بیتردید مخالفان آن را بهتسلیم نظام در مقابل غرب تعبیر خواهند کرد و از اینرهگذر ممکن است مسوولان امر را شماتت کنند و بیتردید وفاداران نظام از احساس کوتاهآمدن نظام درمقابل فشار غرب مغموم و هراسان و حتی شاید ناراضی شوند اما مشابه قطعنامه۵۹۸ اگر بتوان از اینموجهای کوتاهمدت با انسجامی که رهبری بهراحتی قادر بهایجاد آن است ضمن گفتوگو با مردم بهسلامت عبور کرد دستاوردهای چنین امری در درازمدت برای منافع ملی ایران بسیار ارزشمند خواهد بود.»
نویسندگان اینمقاله برای ثباتبخشیدن بهپیشنهاد خود برخی ثمرات اینتصمیم در درازمدت را برشمرده و مینویسند: «یک اینکه با برداشتهشدن تحریم اقتصاد ایران میتواند بهرشدی سریع دست یابد. با بازشدن بازارهای جهانی و منطقهای بهروی ایران نیز میتوان اقتصاد دنیا را بهاقتصاد ایران گره زد و در بلندمدت اهرمهایی نه از نوع نظامی یا هستهای بلکه از نوع اقتصادی و اجتماعی ایجاد کرد که اقتصاد ایران را تحریمناپذیر کند. علاوهبراین با دورشدن تهدیدی که کشورهای عرب از برنامههای ایران احساس میکنند میتوان انتظار داشت که آنها دیگر نیازی بهتوافق ذلیلانه با اسرائیل نداشته باشند. از سوی دیگر در غیاب یکتهدید ملموس از سوی ایران توجیهکردن چنین روابطی با اسرائیل برای مردم خودشان بسیار دشوارتر خواهد شد. از اجماعسازیهای خطرناک در اطراف ایران نیز که غالبا باحضور اسرائیل همراه است جلوگیری خواهد شد. نظیر آنچه در جمهوریآذربایجان، کشورهای حوزه خلیجفارس و کردستان عراق در حال اتفاق است و چه بسا اینتهدید با برقراری ارتباط اسرائیل با کشورهای بیشتری از همسایگان ما در آینده نزدیک گسترش یابد. ضمن آنکه ایران بهملاحظه موقعیت ژئوپلیتیک خود، ارتباطات فرهنگی در حوزه فارسیزبانان، نفوذ مذهبی در حوزه شیعیان، اتصالات اسلامی با مسلمانان منطقه و جایگاه فرهنگی خود در شبهقاره هند، آسیای صغیر، آسیای مرکزی و قفقاز و در میان کردها از پتانسیل نامحدودی برای افزایش نفوذ معنوی و فرهنگی خود برخوردار است. میتوان تصور کرد که با اعمال سیاستهای مناسب در فضای صلح و آرامش درمیانمدت کشورمان بتواند بهسرعت بهقطب فرهنگی منطقه تبدیل شود. صلح فضای تبادل فرهنگی بین ایران و مردم منطقه را توسعه میدهد. اگر بپذیریم که بخش بزرگی از جوانان ما درمقابل معضلاتی مثل بیکاری، افزایش هزینهها، معضلات ازدواج، مسکن و معیشت و تنگبودن افق آینده کشور با بحران امید مواجه هستند رفع موانع اقتصادی توسعه کشور میتواند بهمثابه تزریق امید بهنسل جوان کشور عمل کرده و سیل عظیم مهاجرت را که بهصورت روزافزون بهقشرهای مختلف اجتماعی سرایت کرده تاحد معقول کنترل کند. ضمن آنکه ایران هماکنون با معضلات داخلی در حوزه زیرساختهای توسعهای و مسائل مرتبط با آب، انرژی و محیطزیست روبهرو است. حل اینمشکلات در گرو تمرکز، تلاش و برنامهریزی مسوولان در کنار سرمایهگذاری مناسب برای تامین مالی راهحل است. بدون پرداختن بهاینمعضلات آینده کشور در چند دهه بعد مبهم خواهد بود و چالشهای اجتماعی بهشدت سختی گریبانگیر ایران خواهد شد. نیاز بهآرامش و سیاستهای مدبرانه و نیز تامین سرمایه برای حل اینمعضلات جزو واجبات امروز ایران است. بهجز اینها توافق درازمدت با غرب پساز عبور از موجهای اولیه تبدیل بهسرمایه بزرگ اجتماعی ایران خواهد شد. بیتردید درنظر مردم اینکه نظام بتواند بر پایه مصلحتبینی و خردمندی سایه تحریمها را از سر کشور بردارد و فضای مناسب برای رشد اقتصادی کشور را فراهم کند موجب اعتماد مردم بهکارآمدی نظام خواهد شد. ملکی و فریادرس در ادامه نوشتند: «ایجاد دورهای آرام در روابط ایران با دنیا بهویژه اروپا و آمریکا که میتواند در پرتو توافقی جامع محقق شود بهایران فرصت میدهد که با ارائه الگویی از حکمرانی موثر و جلوههای موفقیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در درون کشور و با بهرهگیری از ظرفیتهای خود در جذب مخاطبان در منطقه بهنفوذ منطقهای و جهانی بهعنوان یکقطب فکری، فرهنگی، علمی و فناوری دست یابد.»
این کارشناسان با اشاره بهظرفیت روانی مردم و فشار موجود بر آنها تاکید کردند: اگر طلاقِ عاطفی میان حکمرانی و مردم رخ دهد آنگاه ایران با خطر بزرگ «دولتِ درمانده» مواجه خواهد شد. خبر دولت درمانده برای ایران خبر شومی خواهد بود. دولت نباید از مشروعیت ساقط شود. منظور از ایندرماندگی و مشروعیت در ارتباط با عامه مردم است. آنها در پایان در پاسخ به پرسش اساسی «چه باید کرد؟!» در چند بند پاسخ داده و مینویسند: اصلاح اجتماعی، توجه بهواقعیت روانی مردم و تغدیه آن. پرداختن بهزخمها و مطالبات اجتماعی-فرهنگی-مدنی یک «هدیه بیهزینه» بهمردم خواهد بود. ماهیت ایناقدامات میتواند برخلاف سایر اصلاحات سیاسی و اقتصادی «فوری» انجام شود. توافق جامع با غرب با درنظرگرفتن تمام دشواریهای آن برای ثبات بلندمدت اجتنابناپذیر جلوه میکند. اصلاحات اقتصادی باید در تمام شئون تدریجی باشد. لازم نیست ابتدا تمام گروههای مردم مورد هدف قرار گیرند. باید از قاعده مالی و انضباط مالی دولت آغاز شود و در ادامه بهآزادسازی و سپس خصوصیسازی برسد و نه برعکس.
