تغییر در معادلات راهبردی ایران
سیدحمید حسینی*- تنگه هرمز تا حدی جایگزین موضوع هستهای بهعنوان یک عامل بازدارنده در معادلات راهبردی شده است. پذیرش مفاد پیشنهادی ایران درباره امنیت و رژیم حقوقی تنگه هرمز در چارچوب توافق آتشبس میتواند یکی از مهمترین دستاوردهای دیپلماتیک کشور در دهههای اخیر باشد.
تفاهم آتشبس اخیر و مفاد پیشنهادی مربوط به مدیریت تنگه هرمز از سوی ایران قرار است ملاک مذاکرات نمایندگان ایران و آمریکا در اسلامآباد باشد. در این توافق محورهای اصلی پیشنهادهای ایران عمدتا حول سه موضوع شکل گرفته بود: نخست، پایان جنگ با ایران و جریان مقاومت، دوم، امنیت تنگه هرمز و تعیین رژیم حقوقی آن و سوم، رفع تحریمها و جبران خسارتهایی که به ایران وارد شده است.
هرچند اعلام شده که این بسته پیشنهادی ۱۰مادهای از سوی آمریکا پذیرفته شده است، با این وجود اگر چنین موضوعی تحقق پیدا کند، دستاورد بسیار بزرگی برای کشور خواهد بود. به این دلیل که در چند قرن گذشته در مذاکرات بینالمللی به دستاوردی رسیده باشیم که بتواند همزمان تحریمهای اولیه، تحریمهای ثانویه و حتی سازوکارهایی مانند اسنپبک را تحتتاثیر قرار دهد.
از سوی دیگر در این چارچوب بحث دریافت عوارض از تنگه هرمز نیز مطرح شده است؛ موضوعی که میتواند برای جبران خسارتهایی که به ایران وارد شده مورد استفاده قرار گیرد. علاوه بر این ایجاد ثبات و آرامش در منطقه نیز یکی دیگر از نتایج مهم چنین توافقی خواهد بود. در چنین شرایطی همه طرفها منتفع میشوند. ایران میتواند صادرات نفت خود را ادامه دهد، کشورهای منطقه از امنیت بیشتر برخوردار میشوند و اقتصاد جهانی نیز از ثبات در بازار انرژی سود میبرد.
به نظر میرسد در این دوره تنگه هرمز تا حدی جایگزین موضوع هستهای بهعنوان یک عامل بازدارنده در معادلات راهبردی شده است. موضوع هستهای همواره برای کشور هزینههای سیاسی و امنیتی داشته و حساسیتهای زیادی ایجاد میکرد اما مساله تنگه هرمز از یک سو برای ایران میتواند منبع درآمد باشد و از سوی دیگر حساسیتهایی مانند پرونده هستهای ایجاد نمیکند. علاوه بر این چنین موضوعی میتواند موجب تقویت وحدت و انسجام داخلی نیز شود. بنابراین به نظر من لازم است همه جریانها برای عملیاتی شدن این توافق همکاری و حمایت کنند.
در گذشته ما معمولا حاضر به مذاکرات جامع نبودیم و تاکید داشتیم که فقط درباره موضوع هستهای مذاکره میکنیم اما اینبار رویکرد تغییر کرده و مذاکرات به شکل جامع دنبال میشود یعنی همه مسائل از جمله موضوع هستهای، تحریمها، امنیت منطقه و مسائل دیگر بهطور همزمان روی میز قرار گرفته است.
وقتی مذاکرات جامع باشد، طرفین میتوانند درباره مجموعهای از موضوعات به توافق برسند. برای مثال ممکن است درباره برخی مسائل هستهای محدودیتهایی پذیرفته شود یا درباره امنیت مسیرهای کشتیرانی و عبور کشتیها از تنگه هرمز نیز توافقهایی صورت گیرد. مجموعه این اقدامات میتواند به تثبیت و تداوم توافق کمک کند. البته در داخل آمریکا نیز فشارهایی وجود دارد. برخی منتقدان میگویند اگر آمریکا با چنین توافقی موافقت کند، در واقع امتیازهای زیادی به ایران داده است. بنابراین باید مراقب بود که این مسائل بهانهای برای عقبنشینی از توافق نشود.
پیش از این نیز تنگه هرمز باز بود اما اکنون برخی تحلیلگران بینالمللی معتقدند شرایط جدید میتواند به نفع ایران باشد. در حال حاضر هزاران کشتی از دهها کشور جهان از این مسیر عبور میکنند و اگر در عمل مقرراتی که ایران تعیین میکند رعایت شود، بهتدریج این وضعیت تثبیت خواهد شد.
اگر چنین شرایطی تثبیت شود، موقعیت ایران در منطقه تقویت میشود. در این صورت کشورهایی مانند چین و روسیه میتوانند همکاریهای بیشتری با ایران داشته باشند و حتی اروپا نیز ناچار خواهد شد با نگاه متفاوتتری به ایران نگاه کند. از سوی دیگر بازارهای منطقهای نیز میتواند در اختیار ایران قرار گیرد از جمله بازارهایی مانند عراق، افغانستان و بخشهایی از بازار آسیا که ظرفیتهای بزرگی برای همکاری اقتصادی دارند.
در صورت رفع تحریمهای بانکی و مالی، اقتصاد ایران ظرفیت تحول قابلتوجهی دارد. اگر دسترسی ایران به منابع مالی جهانی فراهم شود، اقتصاد کشور میتواند ظرف چند سال آینده تغییرات چشمگیری را تجربه کند.
البته تحقق چنین تحولاتی نیازمند اصلاحات در داخل کشور نیز هست. باید ساختارهای اقتصادی اصلاح، سیاستهای کارآمدتری در حوزه اقتصاد اتخاذ، روابط خارجی به شکل متوازنتری تنظیم شود و همچنین نحوه تعامل با مردم نیز بهبود پیدا کند. اگر این اصلاحات انجام شود، کشور میتواند به ثبات و آرامشی برسد که زمینهساز تقویت اقتصاد و توسعه پایدار خواهد بود.
*سخنگوی اتحادیه صادرکنندگان فرآوردههای نفتی ایران
