تغییرات بزرگ در جهان در سیطره هوش مصنوعی
جهان صنعت– الکس سندی پنتلند پژوهشگر مرکز HAI و مسوول راهبری حوزه جامعه دیجیتال در Stanford HAI و Stanford Digital Economy Lab است. ریدهافمن (همبنیانگذار لینکدین) کتاب جدید خود را به نام Shared Wisdom: Cultural Evolution in the Age of AI «کتابی ضروری برای هر کسی که میخواهد هوشمصنوعی بینش انسانی را تقویت کند، نه اینکه آن را نادیده بگیرد یا جایگزین کند» توصیف کرده است.
در پایان جنگ جهانی دوم، آمریکا قدرت اقتصادی و نظامی بلامنازع بود و ایده نظم جهانی مبتنی بر قوانین را از طریق سازمانهای بینالمللی مانند سازمان ملل متحد تحمیل کرد اما همانطور که کارنی، نخستوزیر کانادا گفت، همه میدانستیم که این حداقل تا حدی یک دروغ بود و قدرتهای بزرگ همیشه میتوانستند وقتی به نفعشان بود، خود را معاف کنند. سپس دونالد ترامپ آمد و بیشتر این نظم جهانی را کلاهبرداری اعلام کرد. بهطور خصوصی و با هماهنگی شگفتانگیزی، رهبران ارشد سیاسی (وزرای امور خارجه و…) که با آنها صحبت کردهام، میگویند هرچند ترامپ غیرقابلپیشبینی است (و بیشتر از آن) اما اقداماتش باعث شده آنها متوجه شوند که حاکمیت ملیشان را از دست دادهاند. دیگر کنترل زیرساختهای دیجیتال، داراییهای مالی یا دفاع نظامیشان را در دست ندارند. به همین دلیل، پیشنهاد کارنی برای ایجاد یک اتحاد جدید جهانی از کشورهای متوسط که بتوانند مستقیما با آمریکا و چین رقابت کنند، برای بسیاری از رهبران جذاب شده است. نمونه بارز این نظم جهانی نوظهور، توافق تجارت آزاد بین اتحادیه اروپا و هند است. این توافق که ۱۷سال خوابیده بود، ناگهان احیا شد و بازاری باز با تقریبا ۲میلیارد نفر و نزدیک به یکچهارم تولید ناخالص جهانی ایجاد کرد. بهطور اتفاقی شایعه شده که هند امسال ۱۰۰میلیون دلار برای نشست داووس هزینه کرده، بخشی از آن برای تبلیغ زیرساخت دیجیتال عمومی منبعباز خود به نام Citizens Stack که از India Stack بسیار موفق الگوبرداری شده است. ادعا میشود Citizens Stack تاکنون بیش از یک دوجین کشور دیگر را به عضویت درآورده و پروتکل استانداردی برای هویت دیجیتال، پرداختها، خدمات پزشکی و قراردادها فراهم میکند. هوشمصنوعی که از این دادهها استفاده کند، بسیار قدرتمند خواهد بود و بهعنوان شتابدهنده عمومی بهرهوری عمل میکند.
کشورها چگونه به هوش مصنوعی و تمرکززدایی سیاسی پاسخ میدهند؟
بیشتر کشورهای کوچکتر امیدوارند هوشمصنوعی به آنها کمک کند با تمام این تغییرات سیاسی کنار بیایند و اقتصادهای شکوفا بسازند اما دیگر به مدلهای مرزی بزرگ شرکتهایهایپرسکیل آمریکایی تکیه نمیکنند. حالا که ساخت عاملهای هوشمصنوعی تخصصی بسیار ارزانتر و آسانتر شده، به دنبال ایجاد عاملهای هوشمصنوعی «حاکمیتی»(sovereign) متمرکزتر برای تجارت، بانکداری، فرآیندهای دولتی و خدمات شهروندی خود هستند. آنها داده را بهعنوان یک عامل بهرهوری میبینند و آگاه هستند که برای محدود کردن قدرت هوشمصنوعی باید دسترسی آن به دادههای اختصاصی را محدود کرد. برای پاسخ به این نگرانیها، Citizens Stack هند طوری طراحی شده که هر کشور شرکتکننده بتواند آن را براساس نیازهای خاص خود سفارشی کند و یک منطقه تجارت دیجیتال قابلتعامل برای عاملهای هوشمصنوعی ایجاد شود. بهطور مشابه چین سرمایهگذاری خود در اتحاد تجاری «کمربند و جاده» را به شدت افزایش داده و ابزارهای هوشمصنوعی را برای هر کاربرد خاصسازی و بدین ترتیب منطقه تجارت قابلتعامل دیگری برای عاملهای هوش مصنوعی میکند. بسیاری از شرکتها (از جمله در حوزههای مالی، سلامت و تجارت) نیز همین مسیر را دنبال میکنند. به جای ارائه خدمات یکسان در سراسر جهان، سیستمهای سفارشیشده برای شرایط محلی مستقر میکنند که به کاربران اجازه میدهد از دادههای اختصاصی خود بهره ببرند اما همزمان قابلتعامل برای حمایت از تجارت بینالمللی هستند.
ساختار اقتصادی در عصر هوشمصنوعی: کسبوکارهای در مقیاس ملی
بسیاری از کشورها به دنبال چشمانداز عملی هستند که چگونه هوشمصنوعی میتواند به آنها کمک کند تا با این تغییرات کنار بیایند و به اقتصاد شکوفا برسند. آنها میدانند که توانایی اصلی فناوری هوش مصنوعی، هماهنگی حجم عظیمی از اطلاعات و امکان انجام تعداد زیادی تراکنش پیچیده است و امیدوارند قابلیتهای هوشمصنوعی سیستمهایشان را بسیار پیچیدهتر و کارآمدتر کند. همانطور که در کتاب اخیر
Stanford HAI به نام Flash Teams یا کتاب خودم Shared Wisdom توصیف شده، ابزارهای هوشمصنوعی همین حالا هم به تیمهای کوچک انسانی اجازه میدهند سازمانهای بزرگ و پیچیده را راهاندازی و اداره کنند بنابراین مدیرعاملها و مدیران سطح C که با آنها صحبت میکنم، انتظار دارند تیمهای هستهای داخلی کوچکتری داشته باشند اما (شاید تعجبآور باشد) تعداد بسیار بیشتری از پرسنل را برای انجام پروژههای محلی در سراسر جهان خواهند داشت؛شبیه آنچه بسیاری از شرکتهای بزرگ نرمافزاری هندی امروز انجام میدهند. این نشان میدهد که ممکن است به سمت جهانی حرکت کنیم که در آن دادهها بهصورت منطقهای بسیار محافظتشده باشند و شرکتها و استارتاپها غیرمتمرکزتر، خدمات تخصصی و محلی بسازند و بفروشند. این جهان چه شکلی خواهد بود؟ شاید شبیه محیط کارآفرینانه و پرجنبوجوش سانفرانسیسکو امروز. آمار دولتی میگوید جمعیت در سن کار سانفرانسیسکو ۶۰۰هزار نفر است، ۱۵هزار استارتاپ تامین مالیشده توسط سرمایهگذاری خطرپذیر و ۹۰هزار کسبوکار کوچک و متوسط (شامل استارتاپها، رستورانها، فروشگاهها، خدمات و…). بیشتر شهروندان بخشی از یک کسبوکار کوچک، تخصصی و محلی هستند.
برابری درآمد در عصر هوشمصنوعی: صندوقهای ثروت حاکمیتی هوشمصنوعی
جهانی از سازمانهای کوچک، توزیعشده و دائما در حال تغییر ممکن است شبکههای ایمنی اجتماعی را به خطر بیندازد که امروز عمدتا از طریق روابط استخدامی تامین مالی میشوند. برخی پیشنهاد میکنند شاید به درآمد پایه همگانی (UBI) نیاز داشته باشیم تا به اقتصاد همیشه در حال چرخش که هوشمصنوعی به نظر میرسد نوید میدهد، منتقل شویم اما افزایش مالیات برای پرداخت چنین درآمدی بعید به نظر میرسد.جایگزین جالب، سرمایهگذاری همگانی است: هر شرکتی که تاسیس میشود، ۱۰درصد از سهام اولیه خود را در یک صندوق ثروت حاکمیتی (مانند آنچه آلاسکا از ثروت نفتیاش برای توزیع بین شهروندان استفاده میکند) واریز کند. وقتی شرکتها ایجاد میشوند، ارزشی ندارند، بنابراین واگذاری ۱۰درصد از سهام بیارزش، ارزش پرداخت هزینه وکیل و لابیگری برای اجتناب از آن را ندارد بهخصوص اگر این اشتراک سهام اولیه، اطمینان مالیاتی آینده را فراهم کند. اگر این طرح در ۳۰سال گذشته اجرا میشد، ۱۰درصد سهام همه شرکتهای جدید آمریکایی بیش از ۹ تریلیون دلار ارزش داشت و میتوانست سالانه به هر شهروند حدود ۳۰۰۰ دلار پرداخت کند ؛ مشابه بهترین سال صندوق آلاسکا. اگر هوشمصنوعی بهرهوری را طبق انتظار افزایش دهد، این پرداخت سالانه میتواند خیلی سریع به یک دستمزد زندگی بسیار مناسب برای هر شهروند برسد.
