تعطیلی یک زیستبوم فرهنگی!
جهان صنعت– قطع اینترنت در ایران، پدیدهای است که معمولا با تیترهای سیاسی، اقتصادی یا امنیتی شناخته میشود اما در سایه این خاموشی، بخشی از جامعه آرامآرام از نفس میافتد که کمتر دیده و شنیده میشود: اقتصاد هنر و بهطور خاص گالریهای هنری فضاهایی که نه کارخانه هستند و نه فروشگاههای زنجیرهای اما چرخهای از تولید، عرضه، ارتباط و معیشت را در خود جای دادهاند و بیش از هر چیز به «دیده شدن» وابستهاند؛ امری که بدون اینترنت، عملا ناممکن میشود. در سالهای اخیر گالریهای هنری ایران همزمان با محدودتر شدن فضای فیزیکی و افزایش هزینهها، بهتدریج به بسترهای آنلاین و شبکههای اجتماعی کوچ کرده بودند. این فضاها نهفقط ابزار تبلیغ بلکه ستون فقرات ارتباطی گالریها با مخاطبان، مجموعهداران، هنرمندان و حتی رسانهها محسوب میشد. اکنون با قطع یا اختلال گسترده اینترنت بینالملل این ستونها فرو ریخته و بسیاری از گالریها در وضعیتی معلق، نیمهتعطیل یا کاملا خاموش قرار گرفتهاند. گالری برخلاف تصور رایج، تنها یک فضای نمایش آثار هنری نیست. هر نمایشگاه حاصل همکاری شبکهای از افراد است: هنرمند، کیوریتور، گرافیست، عکاس، نویسنده استیتمنت، مترجم، نیروهای اجرایی، روابطعمومی و حتی چاپخانهها و کارگاههای قابسازی. وقتی گالری تعطیل یا نمایشگاهی لغو میشود، این زنجیره بهطور کامل تحتتاثیر قرار میگیرد. قطع اینترنت دقیقا چنین اثری داشته است؛ اثری دومینووار که از یک اختلال ارتباطی آغاز میشود و به توقف معیشت دهها نفر ختم میشود.
در نبود اینترنت، انتشار فراخوانها، اطلاعرسانی درباره افتتاحیهها و حتی اعلام زمان بازدید نمایشگاهها عملا غیرممکن شده است. شبکههای اجتماعی که پیشتر نقش پوستر، بیانیه خبری و دعوتنامه را بهطور همزمان ایفا میکردند، حالا یا در دسترس نیستند یا کارایی سابق را ندارند. تماس تلفنی، پیامک یا روشهای سنتی نهتنها پاسخگوی حجم ارتباطات نیست بلکه برای نسلی از مخاطبان که عادت به دریافت اطلاعات از بستر آنلاین دارند، جذابیت و کارآمدی لازم را هم ندارد.
بسیاری از گالریداران میگویند که در هفتههای اخیر حتی اگر نمایشگاهی روی دیوارها برپا بوده، مخاطبی برای دیدنش نیامده است. نه به این دلیل که هنر مخاطب ندارد بلکه مسیر رسیدن مخاطب به اثر مسدود شده است. در دنیای امروز، دیده شدن یک نمایشگاه اغلب از یک پست اینستاگرامی یا یک استوری ساده آغاز میشود؛ وقتی این نقطه آغاز حذف شود، کل مسیر از کار میافتد. از سوی دیگر بازار فروش آثار هنری نیز که بهشدت به ارتباطات آنلاین وابسته شده بود دچار رکود جدی شده است. بخش قابلتوجهی از فروش آثار، از طریق گفتوگوهای مجازی، ارسال تصاویر، مذاکره با مجموعهداران خارج از شهر یا حتی خارج از کشور انجام میشد. قطع اینترنت بینالملل، این مسیرها را مسدود کرده و امکان معرفی، مذاکره و فروش را به حداقل رسانده است. در نتیجه، نهتنها گالریها درآمدی ندارند، بلکه هنرمندان نیز از دریافت سهم فروش آثار خود محروم ماندهاند.
نکته نگرانکنندهتر، تاثیر این وضعیت بر برنامهریزی بلندمدت گالریهاست. نمایشگاهها معمولا ماهها پیش از اجرا برنامهریزی میشوند؛ از انتخاب هنرمند و آثار گرفته تا هماهنگی با کیوریتور و زمانبندی دقیق. اما در شرایطی که هیچ چشمانداز روشنی از وضعیت اینترنت وجود ندارد، بسیاری از گالریها ترجیح دادهاند برنامههای آینده خود را لغو یا بهطور نامحدود تعلیق کنند. این تعلیق، فرسایشی و مخرب است زیرا نه امکان پیش روی میدهد و نه اجازه توقف کامل. در این میان، گالریهای کوچکتر و مستقل بیش از همه آسیب دیدهاند. گالریهایی که پشتوانه مالی قدرتمندی ندارند و حیاتشان وابسته به فروش مستمر و ارتباط مداوم با مخاطب است. برای این گالریها حتی چند هفته رکود میتواند به معنای تعطیلی دائمی باشد. گزارشهایی از تعطیلی تعداد قابلتوجهی از گالریها در شهرهای مختلف منتشر شده که نشان میدهد این بحران، نه مقطعی بلکه ساختاری و تهدیدکننده است. قطع اینترنت همچنین تاثیر عمیقی بر حضور بینالمللی هنر ایران گذاشته است. بسیاری از ارتباطات هنرمندان و گالریها با جشنوارهها، آرتفرها و نمایشگاههای خارجی از طریق ایمیل، شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای آنلاین شکل میگرفت. حالا این ارتباطات یا بهطور کامل قطع شده یا بهشدت مختل شده است. در نتیجه فرصتهایی که میتوانست به دیده شدن هنر ایران در سطح جهانی کمک کند، یکییکی از دست میروند.
در سطحی عمیقتر، قطع اینترنت به تغییر ناخواستهای در ماهیت فعالیت هنری منجر شده است. هنر معاصر، بیش از هر زمان دیگری بر گفتوگو، تعامل و بازخورد استوار است. هنرمند بدون مخاطب، گالری بدون ارتباط و اثر بدون دیده شدن به موجودیتی خاموش بدل میشود. این خاموشی، صرفا اقتصادی نیست بلکه روانی و فرهنگی نیز هست.
بسیاری از فعالان این حوزه از احساس فرسودگی، بیانگیزگی و بلاتکلیفی سخن میگویند؛ احساسی که در درازمدت میتواند به خروج تدریجی نیروهای خلاق از این حوزه منجر شود. در چنین شرایطی، برخی گالریها تلاش کردهاند با روشهای جایگزین، خود را سرپا نگهدارند؛ از برگزاری نمایشگاههای کوچک و خصوصی گرفته تا استفاده از شبکههای داخلی یا ارتباطات محدود آفلاین اما واقعیت این است که این راهحلها بیشتر مُسکن هستند تا درمان. اقتصاد هنر، بهویژه در شکل معاصر آن بدون دسترسی آزاد و پایدار به اینترنت، امکان رشد و حتی بقا ندارد.
قطع اینترنت شاید در نگاه اول مسالهای فنی یا سیاسی به نظر برسد اما پیامدهای آن عمیقا انسانی و فرهنگی است. وقتی گالریها خاموش میشوند، فقط دیوارها خالی نمیمانند؛ صداها خاموش میشوند، گفتوگوها قطع میشوند و بخشی از حافظه زنده فرهنگی جامعه به حاشیه رانده میشود. هنر، برخلاف بسیاری از کالاها نمیتواند در انبار بماند تا شرایط بهتر شود؛ هنر نیازمند جریان، ارتباط و نفس کشیدن است. امروز گالریهای هنری ایران در سکوتی ناخواسته فرو رفتهاند؛ سکوتی که نه از کمبود حرف بلکه از نبود امکان بیان ناشی میشود. اگر اینترنت همچنان قطع یا محدود بماند، این سکوت میتواند به فراموشی بدل شود؛ فراموشیای که جبران آن بسیار دشوارتر از وصل کردن دوباره یک شبکه خواهد بود.
