ترانزیت در سایه مدیریت چندپاره
جهان صنعت – پایانه مرزی شلمچه صرفا یک گذرگاه مرزی برای تردد مسافر یا صادرات کالا نیست بلکه یکی از مهمترین حلقههای اتصال زنجیره تجارت، ترانزیت و حملونقل ایران با عراق و حتی فراتر از آن محسوب میشود. موقعیت جغرافیایی این پایانه نزدیکی به بنادر جنوبی، اتصال به شبکه جادهای کشور و دسترسی مستقیم به شهرهای کلیدی عراق، شلمچه را به یک گره لجستیکی بالقوه تبدیل کرده است. با این حال آنچه امروز در این پایانه جریان دارد فاصلهای قابلتوجه با نقش ترانزیتی و حملونقلی مورد انتظار از آن دارد.
عراق؛ مقصد تجاری و مسیر ترانزیتی مکمل
عراق در سالهای اخیر نهتنها یکی از بزرگترین مقاصد صادراتی ایران بوده بلکه به تدریج به مسیری مهم برای ترانزیت کالا به سایر کشورهای عربی نیز تبدیل شده است. کالاهایی که از ایران وارد عراق میشوند، در مواردی به بازارهای سوریه و حتی اردن و کشورهای حاشیه خلیجفارس راه پیدا میکنند. در چنین ساختاری، پایانههایی مانند شلمچه میتوانند نقش دروازه ترانزیتی ایران را ایفا کنند، مشروط برآنکه زیرساخت و مدیریت آنها متناسب با این ماموریت تعریف شود.
منطقه آزاد اروند و ماموریت توسعه حملونقل
منطقه آزاد اروند بر اساس فلسفه شکلگیری خود باید بستری برای تسهیل تجارت، کاهش هزینههای لجستیکی و روانسازی حملونقل مرزی باشد. قرار گرفتن پایانه شلمچه در محدوده این منطقه آزاد، این انتظار را ایجاد کرده که تصمیمگیریها با نگاه اقتصادی و ترانزیتی صورت گیرد اما در عمل، ساختار اجرایی بهگونهای شکل گرفته که منطق منطقه آزاد در حوزه حملونقل و ترانزیت، تحتالشعاع رویههای سنتی و جزیرهای نهادهای مختلف قرار گرفته است.
شکاف میان ظرفیت ترانزیتی و عملکرد واقعی
ظرفیت عبور روزانه، حجم بالایی از کامیونهای صادراتی و ترانزیتی از شلمچه وجود دارد اما محدودیتهای اجرایی و ناهماهنگی نهادی باعث شده این ظرفیت بالفعل نشود. توقفهای طولانی کامیونها، نبود زمانبندی دقیق، تغییر ناگهانی رویهها و نبود مدیریت ترافیک مرزی، بخشی از مشکلاتی است که صنعت حملونقل را در این مسیر با چالش مواجه کرده است. این شرایط نهتنها هزینه حمل کالا را افزایش میدهد بلکه جذابیت شلمچه را بهعنوان مسیر ترانزیتی کاهش میدهد.
دوگانگی مدیریتی؛ مانع توسعه لجستیک مرزی
مهمترین مانع توسعه ترانزیت و حملونقل در شلمچه، همان معضل قدیمی دوگانگی مدیریتی است. در حالی که سازمان منطقه آزاد اروند به صورت قانونی متولی مدیریت این محدوده است، نهادهای اجرایی مختلف هر یک با منطق و دستورالعمل مستقل عمل میکنند. این وضعیت موجب شده هیچ سیاست یکپارچهای برای مدیریت جریان کامیونها، اولویتبندی ترانزیت یا توسعه زیرساختهای لجستیکی وجود نداشته باشد.
گمرک و تاثیر آن بر زنجیره حملونقل
عملکرد گمرک در پایانه شلمچه تاثیر مستقیمی بر صنعت حملونقل دارد. محدود بودن ساعات کاری و نبود انعطاف در دورههای اوج صادرات یا ترانزیت، موجب انباشت کامیونها در مرز میشود. این مساله هزینههای توقف، استهلاک ناوگان و اتلاف زمان رانندگان را افزایش میدهد. در اقتصاد حملونقل، زمان یکی از اصلیترین مولفههای هزینه است و هرگونه تاخیر، رقابتپذیری مسیر را کاهش میدهد.
مرزبانی و پیامدهای نگاه غیرلجستیکی
مرزبانی بهطور طبیعی ماموریت امنیتی دارد اما در پایانهای با ماهیت تجاری و ترانزیتی، عدم تلفیق نگاه امنیتی با منطق لجستیکی، به اختلال در جریان حملونقل منجر شده است. تصمیمات مقطعی یا محدودکننده، بدون درنظر گرفتن حجم تردد کامیونها و برنامههای حمل، باعث ایجاد گلوگاههای غیرضروری میشود. در پایانههای موفق منطقهای، امنیت مرزی در خدمت تسهیل ترانزیت تعریف شده، نه در تقابل با آن.
هزینههای پنهان برای صنعت حملونقل
مشکلات مدیریتی شلمچه هزینههایی را به صنعت حملونقل تحمیل میکند که در آمارهای رسمی کمتر دیده میشود. افزایش کرایهها، کاهش بهرهوری ناوگان، نارضایتی رانندگان و افزایش ریسک فعالیت در این مسیر، بخشی از پیامدهای این وضعیت است. این هزینهها در نهایت به قیمت تمام شده کالای صادراتی افزوده میشود و توان رقابت تولیدکنندگان ایرانی در بازار عراق را تضعیف میکند.
رقابت منطقهای در جذب ترانزیت
در منطقهای که مسیرهای ترانزیتی متعددی در حال رقابت هستند، ناکارآمدی شلمچه میتواند به تغییر مسیر جریان کالا منجر شود. کشورهای رقیب ایران با سرمایهگذاری در پایانههای مرزی، دیجیتالیسازی فرآیندها و ایجاد مدیریت واحد، تلاش کردهاند سهم بیشتری از ترانزیت منطقهای را جذب کنند. در چنین شرایطی، ادامه وضعیت فعلی در شلمچه به معنای از دست دادن فرصتهای ترانزیتی و درآمدهای ارزی مرتبط با آن است.
نقش زیرساخت در کنار حکمرانی
اگرچه بخشی از مشکلات شلمچه به کمبود یا فرسودگی زیرساختها بازمیگردد اما تجربه نشان داده حتی توسعه زیرساخت بدون اصلاح حکمرانی، به نتیجه مطلوب نمیرسد. جاده، محوطههای بارانداز و امکانات مرزی زمانی کارآمد خواهند بود که تحتمدیریت واحد و با برنامهریزی حملونقلی منسجم بهرهبرداری شوند. در غیر این صورت، سرمایهگذاریهای زیرساختی نیز به بهرهوری پایین دچار خواهند شد.
مدیریت یکپارچه؛ پیشنیاز جهش ترانزیتی
برای تبدیل شلمچه به یک پایانه ترانزیتی کارآمد، ایجاد مدیریت یکپارچه امری اجتنابناپذیر است. در چنین مدلی همه نهادهای مستقر در مرز در چارچوب سیاستهای منطقه آزاد و با هدف تسهیل تجارت و حملونقل فعالیت میکنند. این رویکرد میتواند زمان عبور کالا را کاهش دهد، هزینه لجستیک را پایین بیاورد و مسیر شلمچه را برای فعالان حملونقل جذابتر کند.
مسوولیت وزارتخانهها در اصلاح مسیر
وزارت کشور و وزارت اقتصاد نقش کلیدی در حل معضل شلمچه دارند. بدون هماهنگی این دو نهاد و الزام دستگاههای اجرایی به تبعیت از مدیریت واحد، مشکلات همچنان پابرجا خواهد ماند. اصلاح ساختار تصمیمگیری در شلمچه، بیش از آنکه یک اقدام محلی باشد، یک تصمیم ملی در حوزه اقتصاد مرزی و حملونقل است.
شلمچه؛ آزمونی برای سیاستگذاری ترانزیتی
پایانه مرزی شلمچه امروز به معیاری برای سنجش جدیت سیاستگذاران در توسعه ترانزیت و حملونقل تبدیل شده است. اگر این پایانه باوجود موقعیت ممتاز و تقاضای بالای بازار عراق نتواند به الگویی موفق تبدیل شود، نمیتوان انتظار داشت سایر گذرگاههای مرزی نقش موثری در ترانزیت منطقهای ایفا کنند.
ضرورت عبور از مدیریت سنتی
توسعه تجارت، ترانزیت و صنعت حملونقل در شلمچه، نیازمند عبور از مدیریت چندگانه و سنتی است. تا زمانی که نگاه بخشی و جزیرهای بر این پایانه حاکم باشد، ظرفیتهای آن بالفعل نخواهد شد. شلمچه میتواند موتور محرک اقتصاد مرزی، حملونقل و تجارت ایران با عراق باشد اما تحقق این هدف، نیازمند تصمیمی قاطع برای استقرار مدیریت یکپارچه و اقتصادی در این گذرگاه راهبردی است.
