جهان صنعت از چالش‌های ساختاری، قانونی و زیرساختی گردشگری معلولان گزارش می‌دهد:

تبعیض پنهان

نادر نینوایی
کدخبر: 607975
ضعف زیرساختی، نظارتی و قانونی گردشگری کشور موجب محرومیت افراد دارای معلولیت از دسترسی برابر به اماکن تاریخی شده است.
تبعیض پنهان

نادر نینوایی– گردشگری، ویترین توسعه‌یافتگی هر کشور است؛ جایی که کیفیت زیرساخت‌ها، میزان احترام به کرامت انسانی و سطح برنامه‌ریزی ملی خود را بی‌پرده نشان می‌دهد. وقتی اما پای افراد دارای معلولیت و سالمندان به میان می‌آید، این ویترین ترک برمی‌دارد. آنچه در سال‌های اخیر در استان فارس و دیگر نقاط کشور درباره وضعیت دسترس‌پذیری اماکن تاریخی، حمل‌ونقل و تاسیسات گردشگری آشکار شده، نه یک نقص موردی بلکه نشانه‌ای از یک بحران مزمن است؛ بحرانی که قانون دارد اما اجرا ندارد، آمار دارد اما دقت ندارد و وعده دارد اما ضمانت ندارد. استان فارس با بیش از ۳‌هزار و ۲۰۰ اثر ثبت ملی، یکی از مهم‌ترین قطب‌های گردشگری تاریخی ایران است. اما همین استان که نامش با شکوه تمدنی گره خورده، برای بخشی از شهروندانش عملا «دور از دسترس» است. بازدید از مجموعه‌هایی مانند حافظیه، سعدیه، تخت‌جمشید، پاسارگاد و ارگ کریمخانی برای بسیاری از سالمندان، نابینایان، ناشنوایان و افراد دارای معلولیت حرکتی، بیشتر شبیه به آرزوست تا یک امکان واقعی. ریشه‌های این وضعیت نامناسب در حوزه دسترسی افراد دارای معلولیت به سفر و گردشگری، مساله‌ای بوده که نیازمند بررسی، رسیدگی و برطرف‌شدن، کمبود زیرساخت‌ها و ضعف‌های نظارتی است.

ضعف زیرساختی مانع بهره‌مندی معلولان از گردشگری

«پله‌های بلند، کف‌پوش‌های ناهموار، ورودی‌های تنگ و مسیرهای ماسه‌پوش» اینها برای اغلب بازدیدکنندگان شاید جزئی از «اصالت تاریخی» به حساب آیند اما برای فردی که روی ویلچر نشسته یا سالمندی که توان بالا رفتن از چند ده پله را ندارد، به معنای حذف تجربه گردشگری است. در مجموعه تخت‌جمشید فضای بیرونی با ماسه پوشانده شده؛ سطحی که حرکت ویلچر روی آن عملا ناممکن است. در ارگ کریمخانی پله‌های مرتفع و پاخورهای سنگی تاریخی، تردد را برای افراد کم‌توان غیرممکن می‌کند. حتی در سعدیه که رمپ‌هایی تعبیه شده، شیب‌های غیراستاندارد عملا ایمنی را زیر سوال برده است. مسوولان میراث فرهنگی بارها به «محدودیت‌های ناشی از حفظ اصالت اثر» اشاره کرده‌اند. بی‌تردید حفاظت از منظر و اصالت بنا اهمیت دارد اما پرسش اساسی این است که آیا اصالت تاریخی باید به قیمت حذف بخشی از شهروندان تمام شود؟ در بسیاری از کشورهای صاحب میراث کهن، از جمله یونان و ایتالیا، راهکارهای تلفیقی مانند کف‌سازی چوبی موقت، بالابرهای هیدرولیک و سازه‌های سبک بدون آسیب به بافت تاریخی اجرا شده است. حتی در برخی کشورهای حوزه خلیج‌فارس، امکانات ساحلی ویژه افراد دارای معلولیت فراهم و به یک مزیت رقابتی گردشگری بدل شده است. در ایران اما همچنان بحث مناسب‌سازی در اماکن تاریخی میان «ضرورت» و «امکان» معلق مانده است. نتیجه آنکه نه اصالت به‌شکل کامل و موثر حفظ شده و نه دسترس‌پذیری تحقق یافته بلکه تنها صورت‌مساله به تعویق افتاده است.

قوانین کاغذی و ضعف‌های نظارتی

ماده(۲) قانون جامع حمایت از افراد دارای معلولیت صراحت دارد که تمامی اماکن و ساختمان‌های عمومی باید مطابق استانداردها مناسب‌سازی شوند. با این حال به‌گفته فعالان این حوزه، در استان فارس و بسیاری از استان‌های دیگر حتی یک مجموعه گردشگری به‌طور کامل برای حضور افراد دارای معلولیت حرکتی، نابینایان و ناشنوایان مناسب‌سازی نشده است. مشکل اصلی نه در نبود قانون بلکه در فقدان نظارت است. در هتل‌ها طبق ضابطه باید در هر طبقه یک اتاق مناسب‌سازی‌شده وجود داشته باشد. اقامتگاه‌های بین‌راهی ملزم به تامین سرویس بهداشتی قابل استفاده برای معلولان هستند. پارکینگ ویژه باید در اختیار خودروهای این افراد باشد. در عمل اما سرویس‌های بهداشتی اقامتگاه‌های بین‌راهی قفل است، فضای ویژه به انبار تبدیل شده و پارکینگ مخصوص با خودروهای عادی اشغال می‌شود.ضعف نظارت چند پیامد جدی دارد؛ نخست آنکه قانون بی‌اعتبار می‌شود. دوم آنکه سرمایه‌گذار متعهد نیز انگیزه‌ای برای رعایت استاندارد نمی‌یابد و سوم آنکه جامعه هدف به این نتیجه می‌رسد که حقوقش ضمانت اجرایی ندارد. ایجاد «میز گردشگری دسترس‌پذیر افراد دارای معلولیت و سالمندان» در وزارت میراث فرهنگی گامی مثبت ارزیابی شده است اما تا زمانی که صدور و تمدید مجوزها به رعایت واقعی شاخص‌های دسترس‌پذیری گره نخورد، این اقدامات در حد توصیه باقی خواهد ماند.

ضرورت آمادگی برای مواجهه با بحران‌ها

جنگ ۱۲روزه اخیر و ضرورت جابه‌جایی سریع شهروندان به پناهگاه‌ها و مناطق امن‌تر، ضعف زیرساخت‌های دسترس‌پذیری را عریان‌تر از همیشه نشان داد. در حالی که بسیاری از خانواده‌ها به‌سرعت به پارکینگ‌ها یا شهرهای امن‌تر رفتند، افراد دارای معلولیت اما برای سفر به مناطق امن و جابه‌جایی با چالش‌های مضاعف روبه‌رو شدند، از نبود مسیرهای مناسب برای خروج اضطراری تا فقدان وسایل حمل‌ونقل استاندارد. این تجربه بحرانی نشان داد که دسترس‌پذیری صرفا یک مطالبه رفاهی نیست بلکه مساله‌ای مرتبط با امنیت و مدیریت بحران است. آموزش نیروهای هلال‌احمر، آتش‌نشانی و ستاد بحران درباره نحوه کمک به افراد دارای معلولیت اقدامی ضروری بود اما آموزش بدون زیرساخت کافی راه به جایی نمی‌برد. در حوزه حمل‌ونقل، نبود بالابر در قطارها و اتوبوس‌ها همچنان کرامت افراد را مخدوش می‌کند. وقتی فردی برای سوار شدن به اتوبوس ناچار است در آغوش دیگران جابه‌جا شود، مساله تنها دشواری فیزیکی نیست؛ شأن انسانی نیز آسیب می‌بیند. خرید بالابر برای ناوگان خصوصی هزینه‌بر است و راننده‌ای که‌ میلیاردها تومان برای خودرو هزینه کرده، انگیزه‌ای برای سرمایه‌گذاری چندمیلیاردی دیگر ندارد. اینجاست که نقش دولت در ارائه تسهیلات، یارانه یا تجهیزات پرتابل در پایانه‌ها معنا پیدا می‌کند. بحران جنگ نشان داد که دسترس‌پذیری، موضوعی حاشیه‌ای نیست بلکه بخشی از تاب‌آوری ملی است.

بازار پنهان و فرصت‌های مغفول‌

برآورد رسمی سال‌۱۳۹۸ از سوی سازمان بهزیستی، تعداد افراد معلول دارای کارت را حدود یک‌میلیون و ۷۰۰‌هزار نفر اعلام کرده است؛ آماری که به گفته کارشناسان دقیق نیست و با فقر آماری جدی مواجهیم. اگر خانواده هر فرد دارای معلولیت را نیز در نظر بگیریم، دامنه تاثیر این موضوع به چندین‌ میلیون نفر می‌رسد. یک واقعیت کمتر دیده‌شده آن است که گردشگری برای بسیاری از افراد دارای معلولیت در اولویت بالاتری نسبت‌به خانوارهای عادی قرار دارد چراکه سفر می‌تواند امید به زندگی را افزایش دهد. با این حال ضعف زیرساختی سبب می‌شود همین گروه که عطش بیشتری برای سفر دارد، کمتر سفر کند. از منظر اقتصادی، مناسب‌سازی نه هزینه بلکه سرمایه‌گذاری است. اگر یک سینما یا هتل امکان استفاده برای فرد دارای معلولیت را فراهم کند، تنها یک مشتری جذب نکرده بلکه یک خانواده را وارد چرخه مصرف کرده است. هر مناسب‌سازی موفق می‌تواند ضریب اشغال و فروش را افزایش دهد. این منطق ساده اقتصادی هنوز به گفتمان غالب در میان بخش‌خصوصی بدل نشده است. سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های دسترس‌پذیر علاوه‌بر سودآوری داخلی می‌تواند ایران را به مقصدی جذاب برای گردشگران خارجی دارای نیازهای ویژه نیز تبدیل کند؛ بازاری که در جهان رو به رشد است.

دسترس‌پذیری از رمپ تا فرهنگ

یکی از خطاهای رایج در نگاه به مناسب‌سازی، تقلیل آن به ساخت یک رمپ است. حال آنکه دسترس‌پذیری مفهومی چندبعدی است و از تابلوهای بریل برای نابینایان تا مترجم زبان اشاره برای ناشنوایان، از آموزش کارکنان تا اصلاح نگرش عمومی را شامل می‌شود. وقتی کارمند یک استراحتگاه بین‌راهی تصور می‌کند مراجعه‌کننده معلول کم است و سرویس بهداشتی را به انبار تبدیل می‌کند، مشکل تنها فنی نیست، بحث فرهنگی مطرح است. تا زمانی که جامعه به این درک نرسد که هر فرد در دوره‌ای از زندگی ممکن است به شکل موقت یا دائم نیازمند دسترسی ویژه باشد، این چرخه بی‌توجهی ادامه خواهد داشت. مناسب‌سازی واقعی از تفکر آغاز و به زیرساخت ختم می‌شود. اگر نگرش تغییر نکند، بهترین قوانین نیز روی کاغذ می‌ماند.

توسعه نیم‌بند، توسعه نیست

گردشگری پایدار و فراگیر، شعاری تکرارشده در اسناد رسمی است. پایداری اما زمانی معنا دارد که همه اقشار جامعه امکان بهره‌مندی داشته باشند. حذف افراد دارای معلولیت و سالمندان از تجربه گردشگری نه‌تنها نقض حقوق شهروندی است بلکه به معنای از دست دادن بخشی از ظرفیت اقتصادی کشور نیز هست. فارس با میراث بی‌نظیرش می‌تواند الگوی ملی در گردشگری دسترس‌پذیر باشد؛ به شرط آنکه اراده‌ای فراتر از وعده شکل گیرد. ارزیابی دقیق، تخصیص بودجه مشخص، گره زدن مجوزها به شاخص‌های اجرایی و مشارکت دادن انجمن‌های تخصصی در فرآیند تصمیم‌گیری، گام‌هایی است که می‌تواند این مسیر را از شعار به عمل برساند. امروز پرسش اصلی این نیست که آیا مناسب‌سازی ممکن است یا نه؛ پرسش این است که تا چه زمانی قرار است بخشی از شهروندان پشت پله‌های بلند تاریخ بمانند و نظاره‌گر توسعه‌ای باشند که سهمی از آن ندارند.

آخرین اخبار