تابآوری پرهزینه
جهان صنعت– زیر فشارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی که از همه طرف بر ایران وارد شده است، زندگی در صنعت نفت جریان دارد. قطره قطرهای که با زحمات فراوان از زیرزمین استخراج شده و پس از طی مسافتهای بسیار راهی پایانههای صادراتی نفت میشود، با وجود تشدید تحریمها و تهدیدهای تازه ایالات متحده، همچنان راه به بازارهای جهانی دارند و مسیرهای تداوم فروش نفت با مشقتهای بسیار حفظ شدهاند. به گزارش اویل پرایس، این واقعیت، بار دیگر نشاندهنده انعطافپذیری ساختار صادرات انرژی ایران و تداوم نقش نفت بهعنوان ستون فقرات اقتصاد کشور، حتی در سختترین شرایط تحریمی است.
اعتراضات داخلی، تهدیدهای ژئوپلیتیکی و بازگشت سیاست «فشار حداکثری» دولت دونالد ترامپ، مجموعهای از ریسکها را متوجه اقتصاد ایران کرده است. با این حال برخلاف تصورات رایج، بخش بالادستی صنعت نفت تاکنون دچار اختلال جدی نشده و تولید نفت خام کشور در سطحی نسبتا باثبات ادامه یافته است. براساس تحلیل موسسه معتبر ریستاد انرژی، تولید نفت ایران در سال جاری میلادی در حدود ۲/۳میلیون بشکه در روز باقی خواهد ماند؛ رقمی که نشان میدهد زیرساخت تولید، با وجود فرسودگی میادین و کمبود سرمایهگذاری خارجی، همچنان فعال است. بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، بار دیگر سیاست فشار حداکثری علیه ایران را در مرکز راهبرد واشنگتن قرار داده است. تهدید به اعمال تعرفه ۲۵درصدی علیه کشورهایی که با ایران تجارت میکنند و همزمان تشدید فشار بر خریداران نفت ایران بهویژه چین، نشان میدهد دولت آمریکا تلاش دارد حلقه اقتصادی پیرامون تهران را تنگتر کند. با این حال تجربه سالهای گذشته نشان داده است که تحریمهای ثانویه و تعرفهای، اگرچه هزینههای فروش نفت ایران را افزایش میدهند اما الزاما به معنای قطع کامل صادرات نیستند. ایران طی یک دهه گذشته شبکهای پیچیده از مسیرهای تجاری، لجستیکی و مالی را برای دور زدن تحریمها ایجاد کرده که اکنون به بخشی از «وضعیت عادی» اقتصاد تحریمی کشور تبدیل شده است.
چین؛ ستون اصلی صادرات نفت ایران
در شرایط فعلی چین نقش کلیدی و تعیینکنندهای در حفظ درآمدهای نفتی ایران ایفا میکند. برآوردها نشان میدهد حدود ۹۰درصد از صادرات نفت ایران به مقصد چین انجام میشود؛ حتی بخشی از محمولههایی که در اسناد رسمی با مقصد «نامشخص» ثبت میشوند، در نهایت راهی بنادر چین هستند. چین طی سالهای اخیر نشان داده که تمایل بالایی به خرید نفت تخفیفدار از تولیدکنندگان تحت تحریم دارد. این کشور، چه در مورد ایران و چه در قبال روسیه، از فرصتهای ایجادشده در بازارهای تحریمی برای تامین انرژی ارزان استفاده کرده است. از سوی دیگر ایران نیز با ارائه تخفیفهای قابلتوجه، توانسته جایگاه خود را در سبد وارداتی پالایشگاههای چینی حفظ کند.
اگرچه آمریکا تهدید کرده است که کشورهایی مانند چین را نیز مشمول تعرفههای جدید خواهد کرد اما تحلیلگران معتقدند الگوی خرید نفت چین در کوتاهمدت تغییر چشمگیری نخواهد داشت. پکن، هم بهدلیل نیاز روبهرشد انرژی و هم بهدلیل تمایل به تنوعبخشی به منابع وارداتی، همچنان نفت ایران را گزینهای جذاب میداند.
با وجود تداوم صادرات، واقعیت این است که فروش نفت ایران دیگر با قیمتهای متعارف جهانی انجام نمیشود. تخفیفهای قیمتی تنها بخش آشکار ماجراست؛ بخش مهمتر، هزینههای پنهانی است که در دل شبکههای دورزننده تحریمها نهفته است.
ایران برای انتقال نفت خود به بازارهای جهانی به ناوگانی موسوم به «ناوگان سایه» متکی است؛ کشتیهایی که با پرچمهای متغیر، بیمههای پرهزینه و مسیرهای پیچیده دریایی فعالیت میکنند. عملیات انتقال کشتی به کشتی در آبهای آزاد، تغییر اسناد محموله، اختلاط نفت برای پنهانسازی منشأ و استفاده از واسطههای متعدد، همگی هزینههایی هستند که از درآمد نهایی نفت ایران کسر میشوند.
در حوزه مالی نیز نبود دسترسی به سیستم بانکی بینالمللی باعث شده ایران به روشهایی مانند تسویه با یوآن چین، تهاتر کالا یا مسیرهای غیرمستقیم مالی متکی باشد؛ مسیرهایی که کارمزدهای بالا و ریسکهای جدی به همراه دارند. برآیند این عوامل باعث شده ایران عملا تنها حدود دو سوم قیمت معیار جهانی نفت را دریافت کند؛ کاهشی که مستقل از نوسانات بازار جهانی ادامه دارد.
دولت و مدیریت درآمدهای محدود
در چنین شرایطی دولت ایران تلاش کرده با مدیریت منابع محدود، اثر تحریمها را بر اقتصاد کلان کنترل کند. با این حال فشارها کاملا مشهود است. تورم حدود ۴۰ درصدی، کاهش قدرت خرید مردم و محدودیت شدید بودجهای نشان میدهد منابع نفتی دیگر توان پوشش کامل هزینههای دولت را ندارند.
شرکت ملی نفت ایران که طبق قانون باید سهمی معادل ۵/۱۴درصد از درآمد صادرات نفت و گاز دریافت کند، در عمل به دلیل کاهش حجم صادرات و تغییرات بودجهای، با کمبود منابع مواجه است. کاهش برآورد صادرات نفت در بودجه و پایین آوردن قیمت مبنای نفت، باعث شده دریافتی این شرکت برای توسعه و نگهداشت میادین کافی نباشد.
از سوی دیگر صندوق توسعه ملی که با هدف پسانداز بخشی از درآمدهای نفتی برای نسلهای آینده ایجاد شده بود، به منبعی برای تامین مالی کوتاهمدت دولت تبدیل شده. گزارشها حاکی از آن است که بخش عمده منابع این صندوق مصرف و واریز درآمدهای جدید نفتی به آن عملا متوقف شده است.
اگرچه در کوتاهمدت تولید نفت ایران باثبات ارزیابی میشود اما در افق میانمدت و بلندمدت، چالشهای ساختاری جدی وجود دارد. بسیاری از میادین نفتی ایران در نیمه دوم عمر خود قرار دارند و افت طبیعی تولید در آنها شدت گرفته است. کمبود سرمایهگذاری در نگهداشت، حفاریهای تکمیلی و فناوریهای ازدیاد برداشت، میتواند به کاهش محسوس تولید در سالهای آینده منجر شود.
در بخش گاز نیز پیچیدگی زمینشناسی برخی میادین و محدودیت توان فنی و مالی پیمانکاران داخلی، توسعه پایدار را با مشکل مواجه کرده است. در چنین شرایطی ادامه تحریمها میتواند هزینه حفظ سطح تولید فعلی را بهمراتب افزایش دهد.
تحولات بازار جهانی انرژی بهویژه پس از جنگ اوکراین نشان داده که نظم سنتی انرژی در حال تغییر است. کشورهایی مانند هند، با وجود فشارهای آمریکا، همچنان نفت روسیه را خریداری میکنند و تلاش دارند میان منافع اقتصادی و فشارهای سیاسی توازن برقرار کنند. این الگو برای ایران نیز آموزنده است.
در بازاری که بهتدریج چندقطبی میشود و خطوط سیاسی جایگزین قواعد صرفا اقتصادی شدهاند، ایران میکوشد جایگاه خود را بهعنوان تامینکننده نفت ارزان و قابلاتکا حفظ کند. هرچند این جایگاه با تخفیف و هزینه همراه است اما در شرایط تحریمی همچنان منبع حیاتی ارز برای کشور به شمار میرود.
بررسیها نشان میدهد دولت ایران با وجود فشارهای فزاینده، هنوز ابزارهایی برای کاهش اثر تحریمهای نفتی و تعرفههای جدید دولت ترامپ در اختیار دارد. تداوم صادرات نفت به چین، استفاده از شبکههای جایگزین تجاری و حفظ سطح تولید، به تهران اجازه داده است از شوکهای ناگهانی جلوگیری کند.
با این حال این تابآوری بهایی سنگین دارد: تخفیفهای عمیق، فرسایش درآمدها، مصرف ذخایر بیننسلی و تعویق سرمایهگذاریهای حیاتی. اگرچه ایران در کوتاهمدت توانسته فروش نفت را حفظ کند اما پایداری این مدل در بلندمدت، بیش از هر زمان دیگری به تحولات سیاسی، سطح تنش با آمریکا و توان دولت در اصلاح ساختار اقتصادی وابسته خواهد بود.
